فهرست کتاب


کنزالابرار

اسماعیل مناجاتی فراهانی (متخلص به مرادی)

قافله می رود و ما غافلیم

این قافله خفته هوشیار نمی گردد - از خواب گران هرگز بیدار نمی گردد
یاران همگی رفتند سودای جهان گفتند - این بیع و شرا هرگز تکرار نمی گردد
گر مرد رهی بشتاب، این قافله را دریاب - هر کس نکند سیری سیار نمی گردد
چون بانگ جرس گوید برخیز رفیقان رفت - راهیست بسی دشوار هموار نمی گردد
یاران سفر کرده ره توشه بگیرد گر - از سیر و سفر هرگز بیزار نمی گردد
ره توشه همی بردار هر چند شود بسیار - این راه بسی دور است بسیار نمی گردد
هر کس که وفا جوید از دهر جفا بیند - بی عهد و وفا هرگز دینار نمی گردد
این شوخ پری رو را هر روز کسی گیرد - هرگز به کسی یار و دلدار نمی گردد
آن کس که در این دنیا بیمار کسی باشد - بیمار هم او باشد بیمار نمی گردد
هر کس همه می نوشد در خوردن می کوشد - از جام می و مستی هوشیار نمی گردد
آنکس که غمین باشد باید غم خود خوردن - هیچ کس به کسی آنجا غمخوار نمی گردد
هر کس که اناالحق را از جان نگوید او - حلاج صفت جانا بر دار نمی گردد
نعمان بنا سازد در دست سنماری - گر مردن آن بیند معمار نمی گردد
گر ما در این گیتی هر چند پسر آرد - حیدر بشود اما کرار نمی گردد
هر کس که شود عمار یا اینکه شود طمار - عمار نخواهد شد طمار نمی گردد
هر کس که شتر دارد همواره در این کار است - مانند اویس آن هم ابرار نمی گردد
گوید که مرادی رفت این عمر گرانمایه - افسوس دگر باره تکرار نمی گردد

همسر خوش سیرت

همسرم ای مونس و ای یاورم - ای به پروازم توئی بال و پرم
همسرم ای محرم اسرار من - ای به هر غم مونس و غمخوار من
ای به هر غم یاور و یار منی - ای به هر دردم گرفتار منی
در گرفتاری تو یارم بوده ای - مونس شبهای تارم بوده ای
تو که با بود و نبودم ساختی - در میان خلق شادم ساختی
ای کنیز حضرت پروردگار - ای امانت از خدای کردگار
گر نباشی تو یقین من نیستم - تو شناساندی مرا تا کیستم
ای که هر کاری تو بودی یاورم - سایه لطف تو دائم بر سرم
چون تو هستی من ز شاهان برترم - ای عزیزم جقه تاج سرم
تو برای جسم من پیراهنی - گر نباشد پیرهن نبود تنی
هر دو یک جانیم اندر دو بدن - اختلافی نیست بین خویشتن
همسرم تو از ملایک بهتری - یا که غلمانی و یا حور و پری
بارک الله بر تو باشد شیر زن - حفظ فرمودی حجاب خویشتن
همچو در اندر صدف پنهان شدی - زین سبب چون گوهر غلطان شدی
بهر تو این درها را سفته ام - هر چه گفتم شأن تو کم گفته ام

ذکر صلوات بر چهارده معصوم (ع

سید و میر و سرور عرصات بر محمد و آل او صلوات بر علی آن کلید باب نجات بر محمد و آل و صلوات داد فرمان خدای لم یزلی، جانشین محمد است علی همه گوئیدتان به صوت جلی بر محمد و آل او صلوات گر نخوابیده بود آن سرور، بر فراش جناب پیغمبر کشته می شد رسول جن و بشر دین اسلام از او گرفته حیات، بر محمد و آل او صلوات چون بفرمود حق به روز غدیر، بر همه مسلمین علیست امیر همه گفتند از صغیر و کبیر، بر توبه به درود و هم برکات، بر محمد آل او صلوات جز علی کیست ساقی کوثر، جز علی کیست قاتل عنطر جز علی کیست فاتح خیبر، جوهر اصل صفحه مرات، بر محمد آل او صلوات فاطمه هست بانوی محشر، او بود نور چشم پیغمبر هم بود مادر شبیروشبر، کس مقامش نمی رسد هیهات، بر محمد و آل او صلوات به حسن آن، شهید زهر جفا، به حسین پنجمین آل عبا به چهارم امام زین العبا، باقر العلم و سید و سادات، بر محمد و آل او صلوات هست جعفر به قول حق صادق بعد موسی بقرب حق لایق هم رضا بر رضای حق شایق، هم تقی هم نقی بحسن صفات، بر محمد و آل او صلوات نام پاکش بود به وجه حسن، عسکری دومین امام حسن حجت حق امام مستحسن از وجودش به ما رسد برکات، بر محمد و آل او صلوات