کنزالابرار

نویسنده : اسماعیل مناجاتی فراهانی (متخلص به مرادی)

به نام خدا

اول هر کار بسم الله الرحمن الرحیم - بعد توفیق از تو جویم ای خداوند کریم
حمد بی حد و درود کردگار لایزال - بر روان مصطفی آن صاحب خلق عظیم
بعد صلوات و سلام از شیعیان و دوستان - بر علی و آل او باشد صراط المستقیم
کشتی دریای رحمت مرتضی و آل اوست - هر که ساکن شد به ساحل می رسد سلم و سلیم
یک نفر از نسل او در این جهان پر ز شور - قد علم بنمود او شد بر مسلمانان زعیم
نام او هم نام باشد با یکی پیغمبران - جنگ با فرعونیان بنمود مانند کلیم
دین پاک مصطفی را داد رونق در جهان - خار شد من جمله فرزندان شیطان رجیم
نام پاکش هست روح اله خمینی آن امام - انقلابی در جهان افکند مبسوط و عظیم
نهضتش پاینده بادا تا جهان پاینده است - تا ظهور حضرت مهدی ایا حیّ و قدیم

22 بهمن یوم الله

ماه بهمن ماه عز و شوکت است - ماه بهمن اقتدار ملت است
ماه بهمن انقلاب آمد پدید - بغض مردم گشت چون بر شه شدید
سر به سر ایران پر از فریاد شد - مشت ها مانند چون پولاد شد
اندر این مه داد مردم امتحان - ایستادند جملگی تا پای جان
رفت اهریمن، فرود آمد امام - رحمت حق گشت بر ایران تمام
رفت اهریمن سلیمان آمده - کالبد مستضعفین جان آمده
بوی یوسف از ره دور آمده - چشم یعقوب جهان نور آمده
موسی دوران عزیر مصطفی - باید بیضای از طور آمده
یعنی روح اله خمینی آن امام - با عصای خویشتن کرده قیام
اندر این مه جمله ایران شاد شد - از نظام مستبد آزاد شد
آن شب تاریکمان چون روز شد - انقلاب پاکمان پیروز شد
از شش بهمن اگر بودیم ریش - 22 بهمن ببالیدیم خویش
از کف مستکبران ایران برست - سرنوشت خویش بگرفتیم دست
اندر این مه نهضتی آغاز شد - چشم و گوش مسلمین چون باز شد
رهبر دین چون به ما شد راه بر - مذهب حق در جهان شد جلوه گر
بارالها حرمت صاحب زمان - دین حق پاینده بادا در جهان

روز 22 بهمن یوم الله است

ماه بهمن آمد و ایران گلستان گشته است - سر بسر این خطه یکسر باغ و بستان گشته است
بس که گل بارید اندر دامن مام وطن - گل فزون گردید ایران عنبر افشان گشته است
اندر این مه رحمت حق گشت بر ایران تمام - کشور صاحب زمان اکنون چراغان گشته است
اندر این مه دیو رفت، آمد سلیمان زمان - جمله اهریمنان گریان و نالان گشته است
اوفتاده لرزه بر اندام شیطان بزرگ - روز و شب اندر قرین آه و افغان گشته است
از زمانی که در ایران انقلاب آمد پدید - چون همه مستکبران مبهوت و حیران گشته است
جان تازه آمده در کالبد مستضعفان - در جهان مستضعفان یکسر غزلخوان گشته است
بت شکن دوشمن شکن یعنی خمینی آن امام - بت شکست و بت پرستان زار و نالان گشته است
دور بادا رهبر ما از گزند روزگار - چون که او مشمول لطف حی سبحان گشته است
امر او باشد مطاع و حکم او باشد متین - کل ایران جان بکف محکوم فرمان گشته است
پرچم اسلام از ایران زمین باشد بلند - پر توافکن در جهان احکام قرآن گشته است