سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

6. كَندن غده سرطانى (اسرائیل) از قلب جهان اسلام

از اهداف مشخص و روشن امام، «مبارزه جدى و بى‌امان با مزدور استعمار»، یعنى اسرائیل غاصب بود. معتقد بود كه اسرائیل، یك «غده سرطانى» است كه در قلب عالم اسلام، به دست استعمارگران ـ بهویژه امریكا ـ به وجود آمده است و تا این غده سرطانى ریشه‌كن نشود، كشورهاى اسلامى روى صلاح و پیشرفت و تكامل
﴿ صفحه 211 ﴾
را نخواهند دید. بنابراین، ریشه‌كن كردن این دولت غاصب صهیونیستى، یكى از آرمان‌ها و اهداف مُهمّ امام بود.

7. مبارزه با طاغوت‌هایى كه به نام اسلام، حكومت مى‌كنند

هدف دیگر امام خمینى(رحمه الله)، «مبارزه با طاغوت‌ها» بود؛ طاغوت‌هایى كه به نام اسلام و با عنوان رهبر اسلامى بر مسلمانان حكومت مى‌كنند. آن‌ها كه براى منافع شخصى خود و خانواده خویش، مصالح كلّى اسلام و مسلمانان را فدا مى‌كنند و منابع و ثروت مسلمان‌ها را در اختیار استعمارگران و استثمارگران قرار مى‌دهند. اینان همان حاكمانى هستند كه با حمایت ابرقدرت‌ها روى كار آمده‌اند و با تكیه بر آنان به حیات خود ادامه مى‌دهند.
آرمان امام این بود كه براى برقرارى نظام اسلامى، جهان اسلام باید بر ضد چنین حكّامى به مبارزه و قیام برخاست.

8. هدایت انسان به جایگاه اصلى و گمشده واقعى‌اش (قرب الاهى و سعادت جاوید)

امام، هویت خود را در بندگى خدا مى‌دانست. وظیفه خودش را در این مى‌دید كه فرمان‌هاى خدا را در زندگى شخصى، خانوادگى و سپس در جامعه تحقق ببخشد.
خواست خدا از انسان، در عرصه‌هاى گوناگون فردى و اجتماعى، جز كمال و سعادت آدمیان نیست و ابعاد فردى، اجتماعى، مادى، معنوى، دنیوى، اخروى، دینى، سیاسى، اقتصادى و مانند این‌ها، از هم قابل تفكیك نیست. همه این‌ها، ابعاد یك موجود هستند و آن موجودى است كه به سوى خدا در حركت است و باید در تمام مراحل زندگى، خواست خدا را كه همان كمال و سعادت حقیقى انسان است، تحقق ببخشد.
﴿ صفحه 212 ﴾
در این‌جا، بحث بر سر ابعاد فردى و شخصى امام(قدس سره) نیست. ما زندگى امام و شخصیت ایشان را از تأثیرش در اجتماع بررسى مى‌كنیم. ابعاد اجتماعى زندگى امام، مانند دایره‌هاى متداخل است؛ زندگى خانوادگى، زندگى شهرى، زندگى در كشور، زندگى شیعیان، زندگى مسلمانان و بعد، زندگى كلّ انسان‌ها، مثل دایره‌هاى متداخلى هستند كه شخصیت امام را احاطه كرده‌اند.
به این ترتیب، امام ابتدا به ساختن خانواده و شاگردانش پرداخت. در ضمن تربیت شاگردان، توانست یارانى براى توسعه حركت خود در جهان بیابد. پس از این‌كه یارانى به اندازه ضرورت و قدر نیاز فراهم كرد، به اصلاح جامعه و كشور خود روى آورد تا آن را به سمت اهداف الاهى نزدیك كند.
ایشان به اقتضاى اتصال به رحمت عامه و بى‌انتهاى حضرت رحمان، پا را از كشور خویش فراتر گذاشت؛ به گونه‌اى كه متدینان را به سوى دین برگرداند. در این باره، نمونه‌هایى از اعتراف معترفان را بیان كردیم؛ بهویژه دعوت از رئیس اتحاد جماهیر شوروى سابق براى پذیرش اسلام و ترك در كمون ماندن.(153) تمام این‌ها، براى هدایت انسان‌ها، به طریق شریعت و حقیقت بود كه كمال و سعادت آدمیان، در گرو طى همین طریق است و بس.