سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

چكیده سخن

گفته شد كه در مسائل جزئى دین، اختلاف نظر از سوى مجتهدان، امرى ممكن است. آن‌گونه كه در سایر علوم، بین متخصصان آن فن، اختلاف در جزئیات امرى طبیعى است؛ اما در قطعیات اسلام، محل اختلاف و اِعمال سلیقه نیست. این مغالطه است كه كسى درباره مسلّمات اسلام بگوید، سلیقه خود را بر دیگران تحمیل نكنید.
حضرت امام خمینى(رحمه الله) هم ارزش‌ها و هم مردم را شناخته بود و به مردم اعتماد داشت. وى در مقام حفظ ارزش‌ها، در مسلّمات اسلام قاطع بود و هیچ‌گونه تسامح و تساهلى را درباره آن‌ها روا نمى‌داشت. زندگى این بزرگ‌مرد، سرشار از دفاع‌هاى صریح و روشنى در این زمینه است. به چند نمونه از قاطعیت وى، مقابلِ كسانى كه مى‌خواستند به ضروریات اسلام تعرض كنند، اشاره مى‌كنیم.
چند نمونه از برخوردهاى امام خمینى در دفاع از ارزش‌ها
نمونه اوّل: امام و حكم منكران قصاص (از امروز مرتدند و...)
به محض این‌كه جبهه ملى به حكم قصاص اعتراض و در این باره اعلامیه صادر كرد مبنى بر این كه لایحه قصاص غیر انسانى است، امام در این باره فرمود:
این‌كه كسى بگوید حكم خدا «غیر انسانى» است، اسلام غیر انسانى است، این كافر است(148)‌... جدا كنید حساب [خودتان ]را از مرتدها. این‌ها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز محكوم به ارتداد است.(149)
﴿ صفحه 200 ﴾
این راهبرد امام، در زمینه پاسدارى از احكام اسلام بود. مگر با دین هم مى‌شود شوخى كرد؟ یا حق است یا باطل؛ اگر حق است، چرا در آن تشكیك مى‌كنید و اگر باطل است، چرا اسم اسلام را مى‌برید؟ چرا قسم مى‌خورید كه از اسلام حمایت مى‌كنید؟
نمونه دوم: تذكر به صدا و سیما، براى پخش یك مصاحبه
هنوز از یادمان نرفته است زمانى كه در رادیو با خانمى مصاحبه‌اى كردند و از او پرسیدند: «امروز، الگوى شما كیست؟» گفت: «اوشین». به محض پخش این مصاحبه، امام تلفنى به مسؤولان صدا و سیما فرمود كه این، توهین به حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) است.
دست‌اندركاران صدا و سیما، آن‌قدر به دست و پا افتادند و التماس كردند تا ثابت كنند كه سوءنظرى در كار نبوده است. اگر ثابت مى‌شد كه این مصاحبه، قصد توهین به الگوى مسلمانان را داشته است، امام خمینى(رحمه الله) به این آسانى و سادگى‌ها صرف‌نظر نمى‌كرد.
در حفظ ارزش‌هاى قطعى اسلام ـ چه باورها و چه ارزش‌ها؛ چه احكام اجتماعى و چه فردى ـ آنچه معلوم است كه ویژه اسلام است؛ باید با تمام وجود از آن دفاع و براى نگهدارى آن مقاومت كرد؛ یعنى هیچ جاى انعطاف نیست.
نمونه سوم: جمهورى اسلامى، نه یك كلمه بیش و نه یك كلمه كم
چه كسى است كه این موضع حضرت امام خمینى(رحمه الله) را در مقام حفظ ارزش‌ها و قاطعیت و صلابت او را نشناخته باشد؟
﴿ صفحه 201 ﴾
قرائت‌هاى مختلف تا كى و چند؟ تا كجا؟ تا بدان‌جا كه در اصل وجود خدا هم تشكیك شود؟! تا جایى كه ضروریات اسلام را انكار كنند؟! تا آن‌جا كه قرآن را هم قابل نقد و مشتمل بر مطالب نادرست بدانند؟! پس براى چه انقلاب كردیم؟ پس چرا اسمش را انقلاب اسلامى گذاشتیم؟ چرا حضرت امام اجازه نداد كه در كنار «انقلاب اسلامى» بگوییم انقلاب دموكراتیك اسلامى، جمهورى دموكراتیك اسلامى؟(150) چرا اجازه نداد؟ چون صبغه اصلى این انقلاب، اسلامیت است؛ مردم براى آن، جان و مال دادند، زندان رفتند، شكنجه‌ها دیدند و شهید شدند. براى این‌كه اسلام تحقق پیدا كند، نه هوس‌هاى این و آن. امام براى حفظ این ارزش‌ها، از هیچ چیز نمى‌گذشت. این، راهبرد امام بود.
نمونه چهارم: برخورد كلیمى با رشدى سامرى
گفته شد كه اختلاف نظر و وجود قرائت‌هاى مختلف، تنها در حوزه مسائل ظنى و متشابهات دین پذیرفته است. در مسائل قطعى اسلام، محكمات، ضروریات و بیّنات اسلام، تنها یك قرائت وجود دارد و آن هم قرائت خدا و پیامبر اوست. در این عرصه، مجالى براى اختلاف نظر، تشكیك و ارائه قرائت‌هاى مختلف نیست. همان‌گونه كه در طى هزار و چهارصد سال كه از عمر اسلام مى‌گذرد، اختلافى در آن‌ها رخ نداده است.
﴿ صفحه 202 ﴾
ما شاهد بودیم، وقتى حضرت امام خمینى(رحمه الله) حكم اعدام سلمان رشدى مرتد را صادر كردند،(151) همه علماى اسلام، آن را تأیید نمودند. بدون هیچ مخالفتى، همه گفتند كه آنچه امام فرموده، حكم اسلام است. برخى از غربزده‌هاى از راه رسیده
﴿ صفحه 203 ﴾
كه بهره‌اى از اسلام نداشتند، با آن حكم مخالفت كردند و گفتند كه قرائت ما از اسلام، چنین نیست؛ اما روشن است كه عقلاى عالَم، تنها براى كسانى ارزش و اعتبار قائلند كه در حوزه معرفتى مربوط، صاحب‌نظر باشند و با روش صحیح تحقیقِ متناسب با آن علم اظهار نظر بكنند؛ بهویژه در مسائل ظنى دین، رأى صاحب‌نظران و متخصصان دینى معتبر است. نظر كسانى معتبر است كه بیش از پنجاه سال نزد اساتیدى چون مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى، امام خمینى، علاّمه طباطبایى(قدس سرهم) و مانند ایشان، درس خوانده و شاگردى كرده باشند و از تقواى در رفتار، فهم صحیح، تحقیق و استنباط برخوردار باشند و تحت تأثیر هوس‌ها و جوسازى‌ها قرار نگیرند. در حوزه دین، نظر هر هوس‌باز غرب‌زده تازه از راه رسیده‌اى كه چند صباحى درسى خوانده و خود را كارشناس دین، معرفى مى‌كند، معتبر نیست.
در قضیّه حكم ارتداد سلمان رشدى، دو نكته ثابت شد: یكى، قاطعیت حضرت امام خمینى(رحمه الله) در حفظ ارزش‌ها، و دیگرى، اختلافى نبودن محكمات اسلام؛ به گونه‌اى كه همه علما، یك صدا حكم امام را تأیید كردند كه حكم اسلام این است و بس.
این، گوشه‌اى از راهبرد حضرت امام خمینى(رحمه الله) در دفاع از ارزش‌ها بود. او چون كوه استوار و بسان سیل، خروشان بود. از «لَومِ لائم» [سرزنش ملامت كنندگان] واهمه‌اى نداشت و در قطعیات اسلام، تسامح و تساهلى روا نمى‌داشت. قرائتش، همان قرائت رسول خدا، امیر مؤمنان و ائمه اطهار(علیهم السلام) بود. به قرائت ائمه اطهار و علماى دین بى‌چون و چرا معتقد بود و پاى مى‌فشرد.
﴿ صفحه 204 ﴾
﴿ صفحه 205 ﴾

فصل پنجم: اهداف و آرمان‌هاى حضرت امام خمینى

(قدس سره)
﴿ صفحه 206 ﴾
﴿ صفحه 207 ﴾

اهداف و آرمان‌هاى حضرت امام خمینى(قدس سره)

اهداف و آرمان‌هاى حضرت امام خمینى(رضی الله عنه) چیزى جز اهداف و آرمان‌هاى اسلام نبود؛ منتها اگر بخواهیم آن‌ها را به طور مشخص و جزئى‌ترى فهرست‌بندى كنیم، مى‌توانیم به این صورت بیان كنیم: