سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

راهبرد ابراهیمى

نمونه دیگر، حضرت ابراهیم(علیه السلام) است. ابراهیم را چه زمانى در آتش انداختند؟ آن وقتى كه گفت: أُفّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله؛(145) از آن وقت كه بت‌ها را شكست، محاكمه‌اش كردند و او را به كیفر اهانتش به بت‌ها در آتش انداختند؛ وگرنه تا چندى پیش از آن، در میان مردم و كنار آزر زندگى مى‌كرد. آزر ‌عمو یا پدر زن حضرت ابراهیم(علیه السلام)‌ـ هم بت‌پرست بود و هم بت‌تراش؛ تا این زمان مسأله‌اى نبود. ابراهیم(علیه السلام) با آنان بحث مى‌كرد كه چرا این بت‌ها را مى‌پرستید؟ چه فایده‌اى دارند؟ آنان هم مى‌گفتند كه برو دنبال كار خودت و به این چیزها، كارى نداشته باش» (تو و سجاده خویش، ما و بتخانه خویش)؛ اما آن وقتى كه ابراهیم(علیه السلام)رفت و بت‌ها را شكست، مخالفت‌ها آغاز شد و او را محاكمه كردند؛ این راهبرد انبیا(علیهم السلام)است.
قرآن مى‌فرماید شما باید از ابراهیم پیروى كنید. وقتى با صراحت به مشركان گفت كه ما دشمن شماییم؛ ما با شما آشتى‌پذیر نیستیم؛ آب ما از یك جوى نمى‌رود. شما هم باید از ابراهیم تبعیت كنید؛ فقط ابراهیم یك كلمه گفت كه شما نباید آن را بگویید و آن، این‌كه وقتى حضرت ابراهیم(علیه السلام) با آزر بحث مى‌كرد (عمویش بود یا پدرزنش، معلوم نیست. در قرآن به نام «أب» یاد شده است)، بنا بر همان دلسوزى كه داشت، گفت: لأََسْتَغْفِرَنَّ لَك؛ یعنى من براى تو استغفار خواهم كرد. خدا مى‌فرماید: همه چیز را از ابراهیم یاد بگیرید؛ جز همین یك كلمه را (برایت طلب آمرزش خواهم كرد). یعنى به مشرك، حتّى وعده استغفار هم ندهید.
قرآن چقدر دقیق است؛ مى‌گوید كه الگوى شما باید ابراهیم باشد و به او ‌در
﴿ صفحه 197 ﴾
این‌كه آشكارا، به مشركان و اسلام و دشمنان خدا گفت كه ما دشمن شما هستیم‌ـ تأسى كنید! شما هم صریح بگویید: «مرگ بر آمریكا».
ما مسلمان هستیم و تابع ابراهیم(علیه السلام)؛ یعنى راهبرد ما باید ابراهیمى باشد؛ همان‌گونه كه امام خمینى(رحمه الله) چنین بود. این همان چیزى است كه اسلام به ما دستور داده است.

راهبرد علوى

امام را باید مثل جدش امیر مؤمنان(علیه السلام) با قاطعیت و صلابتش بشناسیم. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) براى تقسیم غنایم جنگى، به امیر مؤمنان(علیه السلام) مأموریتى داد. حضرت امیر(علیه السلام) در تقسیم غنایم، سخت‌گیرى كرد و ‌به اصطلاح‌ـ مته را بر خشخاش گذاشت. برخى از این كار برآشفتند و شكایت آن جناب را نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) بردند و گفتند: «على، خیلى سخت‌گیرى مى‌كند. خوب است كه اندكى انعطاف داشته باشد». پیامبر فرمود: على(علیه السلام) در مقام اداى وظایف خدائیش «خشن» و انعطاف‌ناپذیر است: «اِرفَعوا ألسنتَكم عن على بن ابى‌طالب؛ فاِنَّهُ خشنٌ فى ذات الله عزّ و جلّ، غیرُ مُداهن فى دینه»؛(146) یعنى در دینش، نرمى به خرج نمى‌دهد. از حق شخصى خودش مى‌گذرد؛ از صبح تا به شب زحمت مى‌كشد و با هزار خون دل، چشمه آب حفر مى‌كند؛ ولى به محض آن‌كه آب جارى شد، آن را وقف فقراى جامعه مى‌كند. این چشمه‌ها در آن صحراى سوزان حجاز چقدر قیمت داشت، خدا مى‌داند؛ ولى آن جناب، خودش نان جو مى‌خورد و چشمه آب زلال را براى نیازمندان وقف مى‌كرد، چون آن‌جا، جاى انعطاف است.
﴿ صفحه 198 ﴾
همین امیر مؤمنان و پیشكسوت سلحشوران است كه مقابلِ یتیمان اشك مى‌ریزد. وقتى باخبر مى‌شود كه یك «خلخال» را از پاى یك دخترِ كافرى در آورده‌اند، به خشم مى‌آید و مى‌فرماید كه اگر مؤمنى از درد این ظلم، جان بدهد، جا دارد: «فَلَوْ أَنَّ إمرأً مسلماً ماتَ مِنْ بَعدِ هذا أسفاً، ما كانَ بِهِ مَلُوماً؛ بَلْ كانَ عندی جَدیراً»؛(147) یعنى اگر از این پس، مسلمانى از غم چنین حادثه و ظلمى بمیرد؛ سزاوار ملامت نیست؛ بلكه در دیده من، شایسته كرامت است. خلاصه، یعنى جا دارد كه یك مؤمن، براى این حادثه، از غصه بمیرد.
اما همین على، پاى حكم خدا كه میان مى‌آید، دیگر انعطاف نمى‌شناسد و نرمش ندارد. آیا ما با این سستى و بى‌حالى مى‌توانیم پیرو على باشیم! آیا مى‌توانیم پیرو خط امام خمینى باشیم؟! امام با آن قاطعیتش و ما با این وضع!
پس از این توضیح درباره راهبرد قرآنى، ابراهیمى و علوى ‌كه الگوى امام خمینى(رحمه الله) هستند‌ـ به پرسش اوّل پاسخ مى‌دهیم و با ذكر چند نمونه از قاطعیت‌هاى امام خمینى(رحمه الله) براى حفظ ارزش‌ها، این بحث را ختم به خیر مى‌كنیم. پرسش این بود كه «راهبرد امام خمینى(رحمه الله) در دفاع از ارزش‌ها چه بود؟»
پاسخ این پرسش را مى‌توان در چند جمله ذیل خلاصه كرد كه راهبرد امام:
اوّل: شناخت خود ارزش‌ها بود؛
دوم: معرفى ارزش‌ها به مردم؛
سوم: اعتماد به مردم و باور داشتن آنان، در این‌كه به دینشان علاقه دارند؛
چهارم: وى در مقام حفظ ارزش‌ها، در مسلّمات اسلام قاطع بود (چند نمونه از آن صلابت‌ها را خواهیم آورد).
﴿ صفحه 199 ﴾

چكیده سخن

گفته شد كه در مسائل جزئى دین، اختلاف نظر از سوى مجتهدان، امرى ممكن است. آن‌گونه كه در سایر علوم، بین متخصصان آن فن، اختلاف در جزئیات امرى طبیعى است؛ اما در قطعیات اسلام، محل اختلاف و اِعمال سلیقه نیست. این مغالطه است كه كسى درباره مسلّمات اسلام بگوید، سلیقه خود را بر دیگران تحمیل نكنید.
حضرت امام خمینى(رحمه الله) هم ارزش‌ها و هم مردم را شناخته بود و به مردم اعتماد داشت. وى در مقام حفظ ارزش‌ها، در مسلّمات اسلام قاطع بود و هیچ‌گونه تسامح و تساهلى را درباره آن‌ها روا نمى‌داشت. زندگى این بزرگ‌مرد، سرشار از دفاع‌هاى صریح و روشنى در این زمینه است. به چند نمونه از قاطعیت وى، مقابلِ كسانى كه مى‌خواستند به ضروریات اسلام تعرض كنند، اشاره مى‌كنیم.
چند نمونه از برخوردهاى امام خمینى در دفاع از ارزش‌ها
نمونه اوّل: امام و حكم منكران قصاص (از امروز مرتدند و...)
به محض این‌كه جبهه ملى به حكم قصاص اعتراض و در این باره اعلامیه صادر كرد مبنى بر این كه لایحه قصاص غیر انسانى است، امام در این باره فرمود:
این‌كه كسى بگوید حكم خدا «غیر انسانى» است، اسلام غیر انسانى است، این كافر است(148)‌... جدا كنید حساب [خودتان ]را از مرتدها. این‌ها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز محكوم به ارتداد است.(149)
﴿ صفحه 200 ﴾
این راهبرد امام، در زمینه پاسدارى از احكام اسلام بود. مگر با دین هم مى‌شود شوخى كرد؟ یا حق است یا باطل؛ اگر حق است، چرا در آن تشكیك مى‌كنید و اگر باطل است، چرا اسم اسلام را مى‌برید؟ چرا قسم مى‌خورید كه از اسلام حمایت مى‌كنید؟
نمونه دوم: تذكر به صدا و سیما، براى پخش یك مصاحبه
هنوز از یادمان نرفته است زمانى كه در رادیو با خانمى مصاحبه‌اى كردند و از او پرسیدند: «امروز، الگوى شما كیست؟» گفت: «اوشین». به محض پخش این مصاحبه، امام تلفنى به مسؤولان صدا و سیما فرمود كه این، توهین به حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) است.
دست‌اندركاران صدا و سیما، آن‌قدر به دست و پا افتادند و التماس كردند تا ثابت كنند كه سوءنظرى در كار نبوده است. اگر ثابت مى‌شد كه این مصاحبه، قصد توهین به الگوى مسلمانان را داشته است، امام خمینى(رحمه الله) به این آسانى و سادگى‌ها صرف‌نظر نمى‌كرد.
در حفظ ارزش‌هاى قطعى اسلام ـ چه باورها و چه ارزش‌ها؛ چه احكام اجتماعى و چه فردى ـ آنچه معلوم است كه ویژه اسلام است؛ باید با تمام وجود از آن دفاع و براى نگهدارى آن مقاومت كرد؛ یعنى هیچ جاى انعطاف نیست.
نمونه سوم: جمهورى اسلامى، نه یك كلمه بیش و نه یك كلمه كم
چه كسى است كه این موضع حضرت امام خمینى(رحمه الله) را در مقام حفظ ارزش‌ها و قاطعیت و صلابت او را نشناخته باشد؟
﴿ صفحه 201 ﴾
قرائت‌هاى مختلف تا كى و چند؟ تا كجا؟ تا بدان‌جا كه در اصل وجود خدا هم تشكیك شود؟! تا جایى كه ضروریات اسلام را انكار كنند؟! تا آن‌جا كه قرآن را هم قابل نقد و مشتمل بر مطالب نادرست بدانند؟! پس براى چه انقلاب كردیم؟ پس چرا اسمش را انقلاب اسلامى گذاشتیم؟ چرا حضرت امام اجازه نداد كه در كنار «انقلاب اسلامى» بگوییم انقلاب دموكراتیك اسلامى، جمهورى دموكراتیك اسلامى؟(150) چرا اجازه نداد؟ چون صبغه اصلى این انقلاب، اسلامیت است؛ مردم براى آن، جان و مال دادند، زندان رفتند، شكنجه‌ها دیدند و شهید شدند. براى این‌كه اسلام تحقق پیدا كند، نه هوس‌هاى این و آن. امام براى حفظ این ارزش‌ها، از هیچ چیز نمى‌گذشت. این، راهبرد امام بود.
نمونه چهارم: برخورد كلیمى با رشدى سامرى
گفته شد كه اختلاف نظر و وجود قرائت‌هاى مختلف، تنها در حوزه مسائل ظنى و متشابهات دین پذیرفته است. در مسائل قطعى اسلام، محكمات، ضروریات و بیّنات اسلام، تنها یك قرائت وجود دارد و آن هم قرائت خدا و پیامبر اوست. در این عرصه، مجالى براى اختلاف نظر، تشكیك و ارائه قرائت‌هاى مختلف نیست. همان‌گونه كه در طى هزار و چهارصد سال كه از عمر اسلام مى‌گذرد، اختلافى در آن‌ها رخ نداده است.
﴿ صفحه 202 ﴾
ما شاهد بودیم، وقتى حضرت امام خمینى(رحمه الله) حكم اعدام سلمان رشدى مرتد را صادر كردند،(151) همه علماى اسلام، آن را تأیید نمودند. بدون هیچ مخالفتى، همه گفتند كه آنچه امام فرموده، حكم اسلام است. برخى از غربزده‌هاى از راه رسیده
﴿ صفحه 203 ﴾
كه بهره‌اى از اسلام نداشتند، با آن حكم مخالفت كردند و گفتند كه قرائت ما از اسلام، چنین نیست؛ اما روشن است كه عقلاى عالَم، تنها براى كسانى ارزش و اعتبار قائلند كه در حوزه معرفتى مربوط، صاحب‌نظر باشند و با روش صحیح تحقیقِ متناسب با آن علم اظهار نظر بكنند؛ بهویژه در مسائل ظنى دین، رأى صاحب‌نظران و متخصصان دینى معتبر است. نظر كسانى معتبر است كه بیش از پنجاه سال نزد اساتیدى چون مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى، امام خمینى، علاّمه طباطبایى(قدس سرهم) و مانند ایشان، درس خوانده و شاگردى كرده باشند و از تقواى در رفتار، فهم صحیح، تحقیق و استنباط برخوردار باشند و تحت تأثیر هوس‌ها و جوسازى‌ها قرار نگیرند. در حوزه دین، نظر هر هوس‌باز غرب‌زده تازه از راه رسیده‌اى كه چند صباحى درسى خوانده و خود را كارشناس دین، معرفى مى‌كند، معتبر نیست.
در قضیّه حكم ارتداد سلمان رشدى، دو نكته ثابت شد: یكى، قاطعیت حضرت امام خمینى(رحمه الله) در حفظ ارزش‌ها، و دیگرى، اختلافى نبودن محكمات اسلام؛ به گونه‌اى كه همه علما، یك صدا حكم امام را تأیید كردند كه حكم اسلام این است و بس.
این، گوشه‌اى از راهبرد حضرت امام خمینى(رحمه الله) در دفاع از ارزش‌ها بود. او چون كوه استوار و بسان سیل، خروشان بود. از «لَومِ لائم» [سرزنش ملامت كنندگان] واهمه‌اى نداشت و در قطعیات اسلام، تسامح و تساهلى روا نمى‌داشت. قرائتش، همان قرائت رسول خدا، امیر مؤمنان و ائمه اطهار(علیهم السلام) بود. به قرائت ائمه اطهار و علماى دین بى‌چون و چرا معتقد بود و پاى مى‌فشرد.
﴿ صفحه 204 ﴾
﴿ صفحه 205 ﴾