سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

راهبرد قرآن در حفظ ارزش‌ها (نه سازش، نه تسلیم)

در صدر اسلام، مسلمانان با مشكلات فراوانى مواجه بودند. یك زمان پیغمبر
﴿ صفحه 195 ﴾
اكرم(صلى الله علیه وآله) با مسلمانان در شِعب ابى‌طالب، چنان در محاصره بودند كه نان و آب به آنان نمى‌رسید؛ ابوطالب باید شب‌ها مخفیانه برایشان آب مى‌برد. در مثل چنین شرایطى، اهل طائف آمدند و گفتند كه اگر این سجده كردن را از ما بردارید، قرارداد مى‌بندیم كه از شما حمایت كنیم. در جنگ‌ها از شما حمایت و دین شما را قبول مى‌كنیم؛ فقط این به خاك افتادن، بر ما سنگین است. آیه نازل شد كه ‌اى پیامبر!‌ـ اگر انعطافى پیدا مى‌كردى، در دنیا و آخرت معذب مى‌شدى. قرآن مى‌فرماید كه كفار، خیلى دلشان مى‌خواست كه تو یك مقدار، نرمش به خرج مى‌دادى تا آنان هم با تو نرمش و سازش كنند: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُون؛(144) اما اگر این كار را مى‌كردى، اسم تو از طومار انبیا محو مى‌شد؛ مگر تو آمده‌اى كه سازش كنى؟
اگر پیامبر به بت‌ها بد نمى‌گفت ‌همان‌گونه كه قبل از بعثت مى‌آمد، نماز مى‌خواند و به هیچ بتى هم سجده نمى‌كرد‌ـ كفار، با او كارى نداشتند. دشمنى با آن حضرت، زمانى آغاز شد كه به بت‌ها بد گفت و در مقام مقابله و مخاصمه با بت‌پرستان برآمد؛ مگر پیغمبر نمى‌توانست، با آنان سازش كند؟
كفار، دوست داشتند كه تو چیزى بر ضد بت‌ها نگویى و آرام، كار خودت را بكنى و آنان هم كار خودشان را بكنند؛ یعنى در كنار هم، زندگى مسالمت‌آمیزى داشته باشید و به روى هم لبخند بزنید؛ ولى پیامبر اجازه نداشت. قرآن مى‌گوید كه برو، فریاد بزن و از اینان نترس! تو مبعوث شده‌اى تا مردم را راهنمایى كنى، نه این كه با كفار سازش كنى. سازش كردن كه كار مشكلى نیست؛ نه جنگى از آن برمى‌آید، نه خونریزى، نه زندانى و نه محاصره‌اى.
﴿ صفحه 196 ﴾

راهبرد ابراهیمى

نمونه دیگر، حضرت ابراهیم(علیه السلام) است. ابراهیم را چه زمانى در آتش انداختند؟ آن وقتى كه گفت: أُفّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله؛(145) از آن وقت كه بت‌ها را شكست، محاكمه‌اش كردند و او را به كیفر اهانتش به بت‌ها در آتش انداختند؛ وگرنه تا چندى پیش از آن، در میان مردم و كنار آزر زندگى مى‌كرد. آزر ‌عمو یا پدر زن حضرت ابراهیم(علیه السلام)‌ـ هم بت‌پرست بود و هم بت‌تراش؛ تا این زمان مسأله‌اى نبود. ابراهیم(علیه السلام) با آنان بحث مى‌كرد كه چرا این بت‌ها را مى‌پرستید؟ چه فایده‌اى دارند؟ آنان هم مى‌گفتند كه برو دنبال كار خودت و به این چیزها، كارى نداشته باش» (تو و سجاده خویش، ما و بتخانه خویش)؛ اما آن وقتى كه ابراهیم(علیه السلام)رفت و بت‌ها را شكست، مخالفت‌ها آغاز شد و او را محاكمه كردند؛ این راهبرد انبیا(علیهم السلام)است.
قرآن مى‌فرماید شما باید از ابراهیم پیروى كنید. وقتى با صراحت به مشركان گفت كه ما دشمن شماییم؛ ما با شما آشتى‌پذیر نیستیم؛ آب ما از یك جوى نمى‌رود. شما هم باید از ابراهیم تبعیت كنید؛ فقط ابراهیم یك كلمه گفت كه شما نباید آن را بگویید و آن، این‌كه وقتى حضرت ابراهیم(علیه السلام) با آزر بحث مى‌كرد (عمویش بود یا پدرزنش، معلوم نیست. در قرآن به نام «أب» یاد شده است)، بنا بر همان دلسوزى كه داشت، گفت: لأََسْتَغْفِرَنَّ لَك؛ یعنى من براى تو استغفار خواهم كرد. خدا مى‌فرماید: همه چیز را از ابراهیم یاد بگیرید؛ جز همین یك كلمه را (برایت طلب آمرزش خواهم كرد). یعنى به مشرك، حتّى وعده استغفار هم ندهید.
قرآن چقدر دقیق است؛ مى‌گوید كه الگوى شما باید ابراهیم باشد و به او ‌در
﴿ صفحه 197 ﴾
این‌كه آشكارا، به مشركان و اسلام و دشمنان خدا گفت كه ما دشمن شما هستیم‌ـ تأسى كنید! شما هم صریح بگویید: «مرگ بر آمریكا».
ما مسلمان هستیم و تابع ابراهیم(علیه السلام)؛ یعنى راهبرد ما باید ابراهیمى باشد؛ همان‌گونه كه امام خمینى(رحمه الله) چنین بود. این همان چیزى است كه اسلام به ما دستور داده است.

راهبرد علوى

امام را باید مثل جدش امیر مؤمنان(علیه السلام) با قاطعیت و صلابتش بشناسیم. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) براى تقسیم غنایم جنگى، به امیر مؤمنان(علیه السلام) مأموریتى داد. حضرت امیر(علیه السلام) در تقسیم غنایم، سخت‌گیرى كرد و ‌به اصطلاح‌ـ مته را بر خشخاش گذاشت. برخى از این كار برآشفتند و شكایت آن جناب را نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله) بردند و گفتند: «على، خیلى سخت‌گیرى مى‌كند. خوب است كه اندكى انعطاف داشته باشد». پیامبر فرمود: على(علیه السلام) در مقام اداى وظایف خدائیش «خشن» و انعطاف‌ناپذیر است: «اِرفَعوا ألسنتَكم عن على بن ابى‌طالب؛ فاِنَّهُ خشنٌ فى ذات الله عزّ و جلّ، غیرُ مُداهن فى دینه»؛(146) یعنى در دینش، نرمى به خرج نمى‌دهد. از حق شخصى خودش مى‌گذرد؛ از صبح تا به شب زحمت مى‌كشد و با هزار خون دل، چشمه آب حفر مى‌كند؛ ولى به محض آن‌كه آب جارى شد، آن را وقف فقراى جامعه مى‌كند. این چشمه‌ها در آن صحراى سوزان حجاز چقدر قیمت داشت، خدا مى‌داند؛ ولى آن جناب، خودش نان جو مى‌خورد و چشمه آب زلال را براى نیازمندان وقف مى‌كرد، چون آن‌جا، جاى انعطاف است.
﴿ صفحه 198 ﴾
همین امیر مؤمنان و پیشكسوت سلحشوران است كه مقابلِ یتیمان اشك مى‌ریزد. وقتى باخبر مى‌شود كه یك «خلخال» را از پاى یك دخترِ كافرى در آورده‌اند، به خشم مى‌آید و مى‌فرماید كه اگر مؤمنى از درد این ظلم، جان بدهد، جا دارد: «فَلَوْ أَنَّ إمرأً مسلماً ماتَ مِنْ بَعدِ هذا أسفاً، ما كانَ بِهِ مَلُوماً؛ بَلْ كانَ عندی جَدیراً»؛(147) یعنى اگر از این پس، مسلمانى از غم چنین حادثه و ظلمى بمیرد؛ سزاوار ملامت نیست؛ بلكه در دیده من، شایسته كرامت است. خلاصه، یعنى جا دارد كه یك مؤمن، براى این حادثه، از غصه بمیرد.
اما همین على، پاى حكم خدا كه میان مى‌آید، دیگر انعطاف نمى‌شناسد و نرمش ندارد. آیا ما با این سستى و بى‌حالى مى‌توانیم پیرو على باشیم! آیا مى‌توانیم پیرو خط امام خمینى باشیم؟! امام با آن قاطعیتش و ما با این وضع!
پس از این توضیح درباره راهبرد قرآنى، ابراهیمى و علوى ‌كه الگوى امام خمینى(رحمه الله) هستند‌ـ به پرسش اوّل پاسخ مى‌دهیم و با ذكر چند نمونه از قاطعیت‌هاى امام خمینى(رحمه الله) براى حفظ ارزش‌ها، این بحث را ختم به خیر مى‌كنیم. پرسش این بود كه «راهبرد امام خمینى(رحمه الله) در دفاع از ارزش‌ها چه بود؟»
پاسخ این پرسش را مى‌توان در چند جمله ذیل خلاصه كرد كه راهبرد امام:
اوّل: شناخت خود ارزش‌ها بود؛
دوم: معرفى ارزش‌ها به مردم؛
سوم: اعتماد به مردم و باور داشتن آنان، در این‌كه به دینشان علاقه دارند؛
چهارم: وى در مقام حفظ ارزش‌ها، در مسلّمات اسلام قاطع بود (چند نمونه از آن صلابت‌ها را خواهیم آورد).
﴿ صفحه 199 ﴾