سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

تمایز قرائت‌هاى مختلف با اختلاف فتاوا

پرسش: قرائت‌هاى گوناگون از دین، یعنى چه و با فتاواى مراجع ‌در بعضى مسائل‌ـ چه فرقى دارد؟
پاسخ: قرائت‌هاى مختلف از دین، از تفكر پلورالیسم دینى ‌در بُعد نظرى‌ـ بیرون تراویده است؛ و بهترین شكل آن، این است كه مى‌كوشد دین را حقیقتى تلقى كند كه تنها نزد خداست و هرگز بشر و حتى پیامبران را بدان راهى نیست. این تفكر، دست و پا مى‌زند تا چنین وانماید كه ادیان الاهى، چهره‌هاى متفاوتى از آن حقیقت واحدند.
این گرایش چنین مى‌پندارد كه اختلاف ادیان، ناشى از اختلاف فهم‌ها از دین است. مسلمان، یهودى و مسیحى، هر كدام برداشت خاصى از دین و وحى الاهى دارند. در عین حال، دین یك حقیقت واحد، ثابت و مختص خداست و هیچ انسانى حتى پیامبران را بدان راهى نیست. آنچه در حوزه معرفت انسان قرار مى‌گیرد، تنها برداشت ذهنى و فهم بشرى اوست؛ براى مثال پیامبر(صلى الله علیه وآله) ‌العیاذ بالله‌ـ برداشتى مطابق با شرایط ذهنى و اجتماعى و ارزش‌هاى زمان خود از وحى
﴿ صفحه 189 ﴾
الاهى و دین داشته است و هرگز دین را آن‌چنان كه نزد خداست، درك نكرده است؛ در مقام تبلیغ نیز، معجونى از دریافت ناخالص و پیشینه‌هاى فكرى خود را به دیگران القا كرده است.
طرفداران این نوع تفكر مى‌گویند كه چه بسا امروزه ‌به لحاظ پیشرفت علم‌ـ ما خود بهتر از پیامبر(صلى الله علیه وآله) از دین برداشت كنیم؛ از این رو آنچه در دسترس بشر قرار مى‌گیرد، هیچ تضمینى بر صحت آن وجود ندارد. بنابراین هیچ فردى، حق ندارد ادعا كند كه فهم من، از دیگرى برتر است. بر این اساس، به جاى «صراط مستقیم» صراط‌هاى مستقیم خواهیم داشت و همه برداشت‌ها و پندارها ‌در عین چندگانگى‌ـ جلوه‌هایى از حقند كه همگى، ما را به یك مقصد مى‌رسانند.
بدیهى است كه بر اساس این نگرش، راست و دروغ، خوب و بد، حق و باطل واژه‌هاى بى‌معنایى هستند؛ زیرا ‌طبق این دیدگاه‌ـ هر فرد، دسته و گروه، هرچه درباره دین و خدا بگویند ‌اگرچه گفتارشان متناقض با یكدیگر باشد‌ـ همه بر حقند و صادق؛ یعنى تمام راه‌ها مستقیم هستند!
درباره ملاك صدق و كذب قضایاى ارزشى سخن گفتیم. درباره این حرف پایانى، باید این نكته را بیفزاییم كه بطلان نظریه صراط‌هاى مستقیم، بر حسب تفسیر پیش گفته، با اندكى تأمل روشن مى‌شود؛ زیرا ادعاهاى ادیان، در بسیارى از مسائل، متفاوت و متناقض است. بر حق بودن همه آن‌ها، به معناى بر حق بودنِ طرفین نقیض است كه عقل سلیم، بالبداهه آن را مردود مى‌داند. براى نمونه، هیچ عاقلى تثلیث مسیحى را با توحید مسلمانان، به عنوان دو قرائت از یك موجود (خدا) نمى‌تواند به رسمیت بشناسد. بهویژه با تأكیدى كه قرآن كریم، بر نفى و ابطال تثلیث دارد.

﴿ صفحه 190 ﴾
آنچه باید بدان توجّه داشت، فرق اساسى این نوع نگرش در زمینه معرفت‌شناسى است كه همه معرفت‌هاى بشرى و از جمله معرفت دینى را نسبى و تابع ذهنیت‌ها و پیش‌فرض‌هایى مى‌داند كه از زمینه‌هاى اجتماعى و دیگر علوم گرفته شده است. مسأله اختلاف برداشت فقیهان از مدارك فقهى، در برخى مسائل جزئى و فرعى دین است. این دو، دو حوزه جداى از یكدیگر است؛ پس هرگز نمى‌توان اختلاف فتواها را شاهدى بر صحت پلورالیسم دینى گرفت: «هرگز نتوان كرد، این با آن قیاس».
آنچه به عنوان پلورالیسم دینى و ‌در بُعد نظرى‌ـ به نام قرائت‌هاى مختلف، از آن سخن گفته مى‌شود، نظریه‌اى است كه از نظر منطقى، توجیهى ندارد؛ در حالى كه نه‌تنها فهم فقها از برخى مدارك فقهى در بعضى فروع دینى، امرى طبیعى است؛ بلكه تغییر برداشت یك فقیه، از مدارك فقهى واحد در دو زمان و در نتیجه تغییر فتواى او، واقعه‌اى طبیعى است. براى توضیح بیشتر، به لزوم تفكیك بین دو نوع علوم و معارف انسانى اشاره مى‌كنیم.

1. علوم ثابت و تغییر ناپذیر

بخشى از معارف بشر، علومى هستند كه هرگز درباره آن‌ها شك و احتمال تغییر جا ندارد. نمونه این بخش از علوم، هم در معارف عقلىِ غیر دینى و هم در معارف دینى یافت مى‌شود. براى مثال، انسان یقین دارد كه یك «سر» دارد و آن هم در بالاى بدن خود. هرگز انسان عاقلى پیدا نمى‌شود كه بگوید، تا كنون اشتباه مى‌كردم كه خود را داراى یك «سر» مى‌دانستم؛ من دو سر دارم؛ آن هم در زیر پاهایم! یا این‌كه معتقد به این باشد كه 4=2+2 قرائتى قدیمى است و اكنون باید حاصل این جمع را عدد پنج بدانیم.
﴿ صفحه 191 ﴾
در اصول و ضروریات دین نیز ‌از زمان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تا اكنون‌ـ هرگز مسلمانى پیدا نمى‌شود كه معتقد باشد خدا، دوتاست یا نماز صبح، یك ركعت است یا بگوید كه به جاى ماه مبارك رمضان، باید ماه رجب را روزه گرفت؛ یا به جاى روز نُهم ذى‌الحجه ‌كه حجاج باید در عرفات باشند‌ـ روز نهم محرم را وقوف در عرفات قرار بدهد؛ آیا میان مسلمانان اختلافى در این مسأله گزارش شده است؟ در این مسائل كه اعمال حج، طواف دارد، رمى جمرات دارد، داراى قربانى و احرام است، اختلافى وجود ندارد. آیا در این موارد، مى‌توان قرائت‌هاى مختلف داشت؟! هرگز! البته روشنفكران جدید مى‌گویند كه همه اعمال حج، نمادین است. فردا شما هم مى‌توانید به فلان جا بروید و به جاى این طواف، مقدارى ورزش كنید؛ و به جاى نماز خواندن رو به كعبه، در مقابل كاخ سفید كرنش كنید! این، قرائت جدیدى است. ما این‌گونه مى‌فهمیم و شما حق اعتراض ندارید. این یك سلیقه است و شما هم باید آن را تحمل كنید!
عزیز من! احكام اسلام سلیقه‌اى نیست و اساساً قطعیات و ضروریات دین، فتوا نمى‌خواهد و تقلیدبردار نیست. دوست و دشمن، كافر و مسلمان مى‌دانند كه قصاص، و حدود الاهى مانند بریدن دست دزد، براى اسلام است. كتاب‌هاى فقهى، سرشار از احكام قطعى و تغییرناپذیرى است كه هیچ تغییر یا اختلاف فتوایى، در آن‌ها وجود ندارد.

2. شناخت‌هاى عادىِ تغییرپذیر

دسته دیگر، دیدگاه‌هاى ظنى است كه مى‌تواند متأثر از زمینه‌ها و ساختارهاى فرهنگى ـ اجتماعى باشد و گاهى ممكن است علوم دیگر، در شكل‌گیرى آن‌ها
﴿ صفحه 192 ﴾
نقش داشته باشند. در این‌گونه معارف، چه بسا با تغییر پیش‌فرض‌ها و ساختارهاى خاص فرهنگى ـ اجتماعى، تغییراتى به وجود آید؛ چنان كه در معرفت‌هاى عادى، وضع به همین منوال است.
در علوم و معارف غیر دینى، كم نیستند آرایى كه بطلان آن‌ها ثابت شده است و یا احتمال تغییر در آن‌ها وجود دارد؛ مانند نظریه زمین مركزى و.... مگر در پزشكى در برخى مسائل، اختلاف نظر وجود ندارد؟ هنوز در طب در معالجه بسیارى از امراض، اختلاف آرا هست. در مواردى یك پزشك چیزى و پزشك دیگر چیز دیگرى تشخیص مى‌دهد؛ و یكى داروى خاصى و دیگرى داروى دیگر را تجویز مى‌كند؛ اما هیچ وقت براى این اختلاف‌ها، درِ دانشگاه‌ها، درمانگاه‌ها، مطب‌هاى پزشكان و داروخانه‌ها بسته نمى‌شود؛ براى این‌كه نتایج قطعى فراوانى هست؛ هرچند ممكن است گاهى یك پزشك، اشتباه بكند؛ چنانكه ممكن است یك نظریه خطا درآید.
در احكام جزئىِ فرعى دینى نیز، نمونه‌هایى از تبدل رأى و اختلاف در فتوا مشاهده مى‌شود؛ براى نمونه فقیهان سابق ‌از ظاهر مدارك فقهى‌ـ چنین استنباط مى‌كردند كه آب چاه، در اثر ملاقات با نجاست نجس مى‌شود و تطهیر آن با كشیدن مقدار معینى از آب آن چاه حاصل مى‌شود. نمونه دیگر، اختلاف برداشت فقیهان است در این‌كه در ركعت سوم و چهارم نماز، گفتن یك مرتبه «تسبیحات اربعه» كافى است یا سه مرتبه گفتن واجب است.
این‌گونه اختلاف‌هاى جزئى در برداشت از برخى مدارك فقهى، امرى ممكن است؛ ولى در مسلّمات اسلام، اختلافى وجود ندارد. آن‌جایى كه ‌در جزئیات‌ـ اختلاف فتوا هست، هر فقیهى فتوایش براى خودش حجت است و مقلدانش بر
﴿ صفحه 193 ﴾
اساس فتواى او عمل مى‌كنند. این مطلب، چیز تازه و جدیدى نیست. تولرانس، بیش از همه در بین فقهاى شیعه وجود داشته است. در زمان ما، مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى(رحمه الله) در صحن مطهر حرم حضرت معصومه(علیها السلام)بحث نماز جمعه را تدریس مى‌كرد و فتوایشان این بود كه نماز جمعه واجب نیست و جاى نماز ظهر را نمى‌گیرد. در همان زمان، مرحوم آیة‌الله سید‌محمدتقى خوانسارى(رحمه الله)در مدرسه فیضیه، همین موضوع را تدریس مى‌كرد و فتوایشان این بود كه نماز جمعه واجب عینى است و به جاى نماز ظهر كافى است.
در یك زمان، دو مرجع تقلید به فاصله صد متر ‌براى صدها مجتهد فاضلى كه در پاى كرسى درسشان حاضر بودند‌ـ درس خارج مى‌گفتند؛ مشكلى هم نبود، این فتوایش چنین و آن یكى فتوایش چنان است. چنین مسأله‌اى از قطعیات اسلام نیست و چون امام معصوم حاضر نیست، از یك سوى و منابع ما در طول تاریخ دستخوش مشكلات شده است، از سوى دیگر؛ در بسیارى از مسائل نمى‌شود فتواى قطعى داد و همین‌جاست كه بین صاحب‌نظران اختلاف نظر هست در این مورد باید تحمل داشته باشیم و به آراى صاحب‌نظران احترام بگذاریم؛ امّا نه به آراى از راه رسیده‌ها و مغالطه غیر متخصصان. كسانى كه بر اساس متد صحیح علمى، در محدوده تخصصشان اظهار نظر كنند ‌اگرچه خطا هم باشد‌ـ نظرشان محترم است؛ البته این هم در جایى كه جاى اجتهاد است؛ نه در قطعیات و ضروریات دین.
در مطلب پیش‌گفته، بحثى نیست. همه مردم هم با این چنین مسائلى آشنایند؛ حتى افرادى كه در مناطق دورافتاده زندگى مى‌كنند، مى‌دانند كه فتاواى مراجع در موارد جزئى با هم فرق مى‌كنند و هیچ مشكلى هم نیست. آنچه از نظر
﴿ صفحه 194 ﴾
عقل و منطق نمى‌توان پذیرفت، این است كه این تغییرات جزئى و روبنایى را بهانه قرار دهیم و بگوییم كه چون در این موارد جزئى تبدّل رأى و اختلاف فتوا پیدا شده است، پس بشر نمى‌تواند هیچ‌گونه معرفت ثابت و یقینى داشته باشد و تمام علومش، تغییر خواهد كرد!
این‌گونه سخن گفتن كه از آن به «مغالطه خاص و عام» نیز تعبیر مى‌شود، به خیال‌پردازى و سروده‌هاى شعرى شبیه‌تر است تا استدلال عقلى و منطقى. بنابراین، مسأله اختلاف فتاواى فقها، با مسأله قرائت‌هاى مختلف از دین، تفاوت جوهرى دارد و نمى‌توان اختلاف فتاوا را از مصادیق قرائت‌هاى مختلف از دین دانست. اساساً تفكر قرائت‌هاى مختلف از دین ‌به آن معنایى كه ذكر شد‌ـ تفكرى آمیخته با تناقض است كه منطقاً قابل توجیهِ عقلانى نیست.
راهبرد امام خمینى، در دفاع از ارزش‌ها چه بود؟
قبل از پاسخ این پرسش، بهتر است كه به پرسش دیگرى پاسخ داده شود، و آن، این‌كه آیا راهبرد امام، چیز جدیدى است و منحصر به فرد یا در راهبرد خود، الگویى هم دارد؟
در پاسخ، باید بدانیم كه راهبرد حضرت امام خمینى(رحمه الله)، همان راهبرد قرآن، پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله)، امامان معصوم(علیهم السلام) و ابراهیم خلیل(علیه السلام) است. مگر امام آمده بود كه چیز جدیدى بیاورد؟ براى توضیح بیشتر، به راهبرد چند نمونه از الگوهاى یاد شده، اشاره مى‌كنیم.