سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

11. وصیت‌نامه امام كجا و نشریه‌هاى دگراندیش كجا؟!

من از جوانان عزیز درخواست مى‌كنم كه چند صفحه از «وصیت‌نامه» امام را بخوانند! آن گاه چند صفحه از «روزنامه‌ها و نشریه‌هاى دگراندیش»(13) را نیز بخوانند. سپس این دو را با هم مقایسه كنند تا بدانند كه امام چه مى‌گفت و این‌ها چه مى‌گویند و ببینند كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا! آیا اینان مى‌توانند پیرو امام باشند؟
آیا این قوم، به انقلاب و اسلام و ولایت معتقدند؟ آیا انكار صریح مُفاد آیات قرآن، با اسلام سازگار است؟ آیا مرسوم كردنِ هتك احكام قطعى و ضرورى اسلام ‌با لحن تمسخرآمیز‌ـ با «ایمان» مى‌سازد؟ كجاى این اندیشه با اعتقاد به خدا،
﴿ صفحه 35 ﴾
قرآن، ایمان و اسلام سازگار است كه اختلاف ارث زن و مرد و یا اختلاف دیه آنان را به صورت مسخره‌آمیز، در «روزنامه‌ها» بنویسند؛ آن هم افرادى كه خودشان را به مقامات كشورى نیز منسوب مى‌دانند!(14)
آیا این دگراندیشان كه احكام اسلام را مسخره مى‌كنند، نظر امام را نشنیده‌اند كه به این نوع مسخره‌كنندگان فرمود: «...تا گفته مى‌شود مكتبى، آقایان مسخره مى‌كنند! مكتبى یعنى اسلامى. آن كه مكتبى را مسخره مى‌كند، اسلام را مسخره مى‌كند. اگر متعمّد باشد، مرتد فطرى(15) است و زنش برایش حرام است، مالش هم باید به ورثه داده بشود، خودش هم باید مقتول باشد...».(16)
در اوایل انقلاب، «لایحه قصاص» در شوارى عالى قضایى مطرح شد تا احكام قصاص اسلام براى جمهورى اسلامى، به صورت قانون درآید. گروهى از حقوق‌دانان جبهه ملى، اعلامیه‌اى صادر كردند مبنى بر این كه حكم قصاص اسلامى، غیر انسانى است. آن‌ها مردم را دعوت كرده بودند تا برضدّ لایحه تظاهرات كنند! امام در پاسخ آنان در نطق غرّایى چنین فرمود:
«من مى‌خواهم ببینم كه اساس این راهپیمایى كه امروز اعلام شده است، چیست؟ من دو اعلامیه از «جبهه ملى» دیدم كه دعوت به راهپیمایى كرده است. یكى از این دو اعلامیه كه جزء انگیزه‌اى كه براى راهپیمایى قرار داده‌اند، درباره لایحه «قصاص» است؛ یعنى مردم را دعوت كردند كه مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگرى كه منتشر كرده بودند، تعبیر «لایحه غیر انسانى!»
﴿ صفحه 36 ﴾
آمده بود. ملت مسلمان را دعوت مى‌كردند كه در مقابل لایحه قصاص راهپیمایى كنند. مى‌دانید یعنى چه؟ یعنى در مقابل نص قرآن راهپیمایى كنند! شما را به قیام، استقامت و راهپیمایى در مقابل نص قرآن كریم! دعوت مى‌كنند...
لایحه قصاص، از مسائل قرآن است. مردم در مقابل احكام ضرورى اسلام قیام كنند! افرادى كه از بعضى جبهه‌ها بودند، تكلیفشان معلوم است. از ابتدا هم مسأله اسلام، نزد آن‌ها مطرح نبوده است. آنچه مطرح بوده است ‌اگر راست بگویند‌ـ ملى‌گرایى بوده است و من در این هم شك دارم؛ زیرا افرادى كه سردسته این‌ها بودند و به ملى‌گرایى معروف بودند(17)، دیدیم كه بر ضد ملت قیام كردند. اكنون هم در خارج هستند و دعوت مى‌كنند كه قدرت‌ها بر ضد این ملت فعالیت كنند. این قدرت‌هاى بزرگ نیز، همه نوع نیرویى دارند. ملى، مذهبى و حتى معمم هم دارند!
من باید متأسف باشم! من باید بسیار متأسف باشم كه در یك كشور اسلامى، این‌گونه در برابر دیدگان مسلمانان، بر قرآن و اسلام سبّ(18) شود و فلان مقام هم تأیید و دعوت به شورش كند؛ در مقابل چه؟ در مقابل نص قرآن؟!
افرادى كه در این راهپیمایى مى‌خواهند شركت كنند یا اظهار كردند كه شركت كنند یا این شركت را تأیید كردند یا مردم را به این شركت دعوت كردند، نمى‌دانند كه محتواى این معنا چیست. واى به حال ملتى كه ملى‌هایش این باشند، و متدینینش هم كه اظهار تدین مى‌كنند، آن باشند، و سرانشان هم این!
«جبهه ملى» تكلیفشان معلوم است؛ زیرا به صراحت بر ضد اسلام قیام كرد. این‌كه مى‌گویند، حكم خدا و اسلام «غیر انسانى» است، چنین افرادى كافرند؛ این‌ها مرتدند. «جبهه ملى» از امروز به ارتداد محكوم است.
﴿ صفحه 37 ﴾
امام فرمود: من متأثرم از این‌كه با دست خودشان این‌ها گور خودشان را كندند. من نمى‌خواستم این‌طور بشود. من حالا هم توبه را قبول مى‌كنم؛ اسلام قبول مى‌كند.(19)
با این برخورد امام، آنان دست و پایشان را از همان زمان جمع كردند. كشورى كه امام، رهبرى آن را دارد و اسلام بر آن حكومت مى‌كند، جاى این‌ها نیست؛ به این دلیل، فرار را بر قرار ترجیح دادند؛ ولى باید اظهار تأسف كرد كه امروز، عده‌اى از فضاى باز سیاسى و آزادى مطبوعات سوءاستفاده مى‌كنند و همان سخنان را به صورت زشت‌تر و زننده‌ترى در روزنامه‌ها و مجلّه‌ها مى‌نویسند! آنچه بر زشتى كار مى‌افزاید، این است كه همین روزنامه‌ها با كمك بودجه دولت و بیت‌المال مردم تأمین مى‌شوند؛ یعنى بودجه بیت‌المال مسلمانان، براى تخریب اسلام مصرف مى‌شود!(20)
ما اگر یاد امام خمینى را زنده مى‌داریم، براى این است كه مردم حسّاس باشند؛ بدانند او كه بود و چه كرد؛ هدف و روش او چه بود. باید آن هدف و روش را زنده بداریم و او را فراموش نكنیم؛ زیرا سیره و سنّت امام را فراموش كرده و غافل نشسته‌ایم؟ چرا سستى ما به جایى رسیده است كه برخى چنان جرأتى پیدا بكنند كه به طور عمد، احكام ضرورىِ اسلام را زیر سؤال ببرند یا مسخره كنند؟ اگر غیرت دینى مردم آشكارتر بود، این‌ها چنین جسارتى پیدا نمى‌كردند.
كار تخریب اسلام به دست روزنامه‌هاى دگراندیش به جایى رسید كه مقام
﴿ صفحه 38 ﴾
معظم رهبرى (حضرت آیت‌الله خامنه‌اى ‌مد ظلّه‌ـ) چاره‌اى جز این ندید كه از خود مایه بگذارد. ایشان جوانان غیور را مخاطب قرار داد كه اى جوانان غیرتمند! اى مؤمنان با غیرت! باید آماده باشید تا با این موج هجوم فرهنگى مقابله كنید!

12. ضرورت «بزرگداشت» و یاد امام خمینى(رحمه الله)

یاد و بزرگداشت امام خمینى، «گرامى‌داشت» و یاد امام حسین(علیه السلام) است؛(21) زیرا امام خمینى براى احیاى مكتب حسینى قیام و عمر خویش را در این راه صرف كرد. او در این راه، توفیق ویژه و بى‌نظیرى به دست آورده بود. به تعبیرى شاعرانه باید گفت كه امام، روح حسین(علیه السلام) بود كه پس از هزار و سیصد و چند سال، باز بار دیگر در این كشور تجلى كرد؛ منتها در پیكره فرزندش روح‌الله. آن هدفى كه حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) دنبال مى‌كرد، به دست این فرزند برومندش ‌تا حدود زیادى‌ـ تحقق پیدا كرد؛ البته مرتبه جامع و كامل آن مقاصد، به دست نهمین فرزندش، حضرت صاحب‌الامر ـ ان‌شاءالله‌ـ تحقق خواهد یافت.

13. انگیزه برگزارى مراسم «بزرگداشت» امام خمینى(رحمه الله)

این حركت عظیمى كه در كشور ما و بسیارى از كشورهاى دیگر وجود دارد ‌و این اظهار حق‌شناسى و ابراز عواطف مذهبى به رهبر روحانى‌ـ اثر عشق مردم به امام است. عشق، هنرها دارد و اعجازها مى‌كند. نمونه‌هاى كوچكى از عشق و محبت
﴿ صفحه 39 ﴾
این است كه مردم، چنین مراسمى برپا مى‌كنند؛ شب‌ها را بیدار مى‌مانند؛ دست از كار و زندگى مى‌كشند؛ كاروان‌هاى عزادارى تشكیل مى‌دهند؛ ده‌ها و صدها فرسخ راه را پیاده یا با وسایل ساده‌اى طى مى‌كنند تا به عشق امام، در كنار مرقد مطهرش حضور یابند؛ زیارتى كرده، یاد او را گرامى بدارند.
براى این حركت برخاسته از عواطف، دلایل عقلایى هم وجود دارد؛ یعنى تنها، اظهار عاطفه خشك نیست كه مردم ما و سایر عشاق و شیفتگان مكتب اهل‌بیت را به این‌گونه كارها وا مى‌دارد؛ بلكه افزون بر اظهار عواطف، مزایاى بى‌شمارى بر این حركت‌ها مترتب است كه مردم آزموده‌اند. بزرگان ما نیز آزموده‌اند كه این حركت‌ها، چه مصالحى براى جامعه اسلامى دارد. و همین دلایل عقلایى است كه مردم را به برگزارى مراسم «بزرگداشت» رهبرانى همچون «امام خمینى» تشویق مى‌كند.