سیری در ساحل(بینش و منش حضرت امام خمینی(ره))

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: علی احمدی خواه

8. خدا و «بزرگداشت» پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله)

خدا، رهبران شایسته را براى هدایت بشر فرستاده است. اوست كه در قرآن دائماً یاد انبیا را زنده مى‌دارد و بر ایشان درود مى‌فرستد. دو نمونه (حضرت نوح و ابراهیم) را ذكر كردیم. نمونه دیگر، «بزرگداشت» یاد پیامبر اسلام به وسیله خود
﴿ صفحه 31 ﴾
خداست. در چندین جاى قرآن، از وى یاد و تجلیل شده است. یكى از آیه‌هایى كه در «نكوداشت» پیامبر اسلام «سنگ تمام گذاشته»، در سوره احزاب است: إِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما؛(11) یعنى خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‌فرستند؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام گویید ـ آن هم چه سلامى ـ و به طور كامل، تسلیم فرمان او باشید.
خدا و ملائكه‌اش بر پیامبر اسلام درود مى‌فرستند؛ بلكه به مردم نیز دستور مى‌دهد كه شما هم بر او درود بفرستید؛ صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما! پس «سنّت بزرگداشت» را خدا خود، بنا نهاده است.

9. خدا و «بزرگداشت» بندگان شایسته (مانند امام خمینى(رحمه الله)

ما بر نام امام، «صلوات» مى‌فرستیم؛ زیرا خدا فرموده است كه من بر بندگان شایسته «سلام» مى‌فرستم، شما هم «صلوات» بفرستید! هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَكانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیما؛(12)یعنى او كسى است كه بر شما درود و رحمت مى‌فرستد و فرشتگان او نیز براى شما تقاضاى رحمت مى‌كنند تا شما را از ظلمت‌ها به سوى نور رهنمون شود؛ او با مؤمنان، همواره مهربان بوده است.
خدا، فقط بر شخص پیامبر و اهل‌بیت او «سلام» نمى‌فرستد؛ بلكه بر پیروان راستین پیامبر هم «صلوات» مى‌فرستد. ما نیز براى امتثال امر الاهى، از خداى متعال درخواست مى‌كنیم كه پروردگارا! به عزت و جلالت، صلوات و سلام‌هاى
﴿ صفحه 32 ﴾
بى‌پایانت را بر ارواح طیبه شهداى ما و روح ملكوتى امام خمینى بفرست! به ما نیز توفیق بده تا به گونه‌اى مشى كنیم كه مستحق درود و سلام بشویم!

10. هدف از «بزرگداشت‌ها و مراسم عزادارى» چیست؟

آیا براى «بزرگداشت» یاد رهبران شایسته‌اى (مثل امام خمینى) تنها همین مراسم عزادارى كافى است یا بیش از این هم، چیز دیگرى لازم است؟
پاسخ این پرسش واضح است؛ به دلیل آن‌كه اساساً، علت عقلایى برگزارى چنین مراسمى این است كه اهداف و روش‌هاى امام زنده شود، اگر تنها نامى بر زبان جارى شود، چندان ارزشى ندارد. زنده نگاه داشتن یاد او، براى زنده نگاه داشتن شخصیت، آرمان‌ها، اهداف، سنّت‌ها و سیره اوست. این مراسم، ابزارى است كه جنبه نمادین دارد. اصل این است ما كه شایستگى رهبرى وى را پذیرفته‌ایم، راهبرى او را زنده بداریم و او را فراموش نكنیم؛ یعنى از هدف و راه او غفلت نورزیم؛ وصیت‌هایش را به دست فراموشى نسپاریم و پشت سر نیندازیم.
امام خمینى چندین سال پیش از وفاتش، این «وصیت‌نامه» را نوشت و مهر و موم كرد تا پس از وفاتش گشوده شود و مردم از محتوا و مضمون آن آگاه شوند؛ یعنى امام، نه‌تنها در زمان حیات خودش و براى مردم معاصرش راهنما بود و احساس مسؤولیت مى‌كرد، براى نسل‌هاى آینده هم احساس مسؤولیت مى‌كرد. براى آیندگان نیز، دل مى‌سوزاند و به فكر آنان بود. نیمه شب‌ها، در پیشگاه خدا اشك مى‌ریخت و دعا مى‌كرد. براى عمل به اسباب ظاهرى هم، این «وصیت‌نامه» عجیب را نگاشت و به یادگار گذاشت.
اى مردمِ وفادار و حق‌شناس كه براى «بزرگداشت» یاد امام، هر سال این
﴿ صفحه 33 ﴾
مراسم عظیم را بر پا مى‌كنید، یكى از وجوه حق‌شناسى شما این باشد كه «وصیت‌نامه» امام را نگاه بدارید و هر روز یك صفحه از آن را بخوانید! امام سال‌ها پیش از وفاتش، به یاد من و شما بود؛ بهویژه به یاد جوان‌هایى كه بعد از درگذشت امام، در صحنه اجتماع حاضر مى‌شوند و او را نمى‌بینند؛ طنین سخنان دلنوازش را نمى‌شنوند و آن چهره نورانى را تماشا نمى‌كنند، تا حداقل نوشته‌هاى او باقى بماند و از آن‌ها استفاده كنند. حكمتِ «وصیت‌نامه‌اى» كه امام نوشت، این بود كه پیشرفت جوانان نسل حاضر و نسل‌هاى آینده را در نظر داشت. امام، براى افرادى كه او را درك كرده بودند ‌با رهنمودهایش‌ـ به وظیفه خویش در برابر آنان عمل كرده بود؛ ولى براى نسل‌هاى بعد كه آنان نیز باید از رهبرى‌هاى او استفاده كنند، توجّه خاصّى داشت؛ از این رو وصیتى دلسوزانه در اختیارشان قرار داد.
وصیت‌نامه امام خمینى(رحمه الله) عصاره قرآن كریم، روایات پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)و اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است تا مرهم و درمانى براى زخم‌هاى زمان ما و دردهاى بى‌درمان اجتماعى ما فراهم كرده باشد. آیا شایسته نیست كه هر روز با این «وصیت‌نامه» انس داشته باشیم و آن را دستورالعمل روزانه خود قرار دهیم؟ آیا عشق به امام، چنین اقتضایى ندارد؟ آیا حق‌شناسى نعمت امام و شكر راهبرى او، چنین اقتضا نمى‌كند؟ آیا فراموش كردن وصیت‌هاى امام، یك نوع «جفا» نیست؟
متأسفانه! عده‌اى این «وصایا» را به سبب مرور زمان، غفلت یا وسوسه‌هاى شیاطین انس و جن، به فراموشى سپرده‌اند!
امروز، كسانى هستند كه نمى‌خواهند «وصیت‌نامه» امام خمینى(رحمه الله) در جامعه زنده باشد. دوست ندارند كه سخنان امام، آویزه گوش یاران و یاوران او شود. مى‌خواهند كه همه چیز ‌وصیت كننده، وصیت و وصیت‌نامه‌ـ فراموش شود. به
﴿ صفحه 34 ﴾
صراحت مى‌گویند كه ما آن زمان هم به «ولایت فقیه» ایمان نداشتیم! این افراد، شاید در بعضى از پست‌هاى مهم كشور هم حضور یافته و بر جاى بزرگان تكیه زده‌اند! اینان نمى‌خواهند كه «وصیت‌نامه» امام، پیش چشم یاران او باشد و مردم با آن مأنوس شوند؛ زیرا مادامى كه این سخنان در دست باشد و مردم با آن‌ها انس داشته باشند، فریب دشمنان اسلام و عُمّال و مزدوران آنان را نخواهند خورد؛ اما وقتى كه مردم از كلام امام، وصیت‌ها و رهنمودهاى او فاصله بگیرند، كم‌كم جاى وسوسه‌هاى شیطان باز مى‌شود.