نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

تحریم همجنس‌بازی

اسلام در مسیر تحکیم بنیان خانواده، از یک‌سو ارضای غریزة جنسى از طریق
﴿ صفحه 259 ﴾
همجنس‌بازى را به شدت نهی می‌کند. چنان‌که در آیات متعددی از قرآن كریم، قوم لوط به دلیل ارتكاب عمل شنیع همجنس‌بازى مورد مذمت و نکوهش واقع شده است. قرآن کریم این عمل را «فاحشه» (كار زشت)، «سیئه» (كار بد) و «خبیثه» (كار پلید) نامیده است.(304) مطابق نص صریح بعضی از آیات، قوم لوط مبدع این عمل زشت بوده‌اند، زیرا حضرت لوط خطاب به آنان مى‌فرماید: «مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ؛(305) هیچ‌یك از جهانیان در آن (كار زشت) بر شما پیشى نگرفته است».
از سوی دیگر، اسلام ارضای غریزة جنسى به وسیلة جنس مخالف را به داشتن همسر قانونى از طریق ازدواج دائم یا موقت و ملك یمین (كنیز) محدود کرده است. این محدودیت در دو آیه از قرآن كریم آمده است: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ؛(306) و آنها كه دامان خویش را (از بی‌عفتی) حفظ می‌كنند، جز با همسران و كنیزان (كه در حكم همسرند، آمیزش ندارند) چرا كه بهره‌گیری از اینها مورد سرزنش نخواهند بود».
از این رو، قرآن كریم، انسان‌ها را از نزدیك شدن به عمل زنا منع می‌كند و می‌فرماید: «وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِیلاً؛(307) به زنا نزدیك نشوید كه كارى زشت و روشى ناپسندیده است». در جای دیگر، پرهیز از عمل زنا را یكى از ویژگیهاى بندگان خاص خداى رحمان مى‌داند: «وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ یَلْقَ أَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا؛(308) و [بندگان خاص خداوند] زنا نمى‌كنند و هركس چنین كند مجازات سختی خواهد دید، عذاب او در قیامت دو برابر می‌شود و همیشه با خواری در آن خواهد ماند».
﴿ صفحه 260 ﴾
قرآن كریم در آیه‌ای كه حد زنا را تعیین می‌كند، به مسلمانان توصیه می‌كند كه «اگر به خداى متعال و روز قیامت ایمان دارید، در كار دین خداى متعال دلسوزى نسبت به آن دو (زن و مرد زناكار) شما را فرا نگیرد و باید گروهى از مؤمنان به هنگام كیفر دادن آنها حضور یابند».(309) در آیات دیگری، هرچند کلمة زنا و مشتقات آن به کار نرفته است، اما به انواع زنا اشارة تقبیح‌آمیز شده است. قرآن همان‌گونه كه از مردان مى‌خواهد كه «محصنین غیر مسافحین» (پاكدامن) باشند و با زنان روسپى در نیامیزند،(310) از كنیزان مؤمن مى‌خواهد كه «محصنات غیر مسافحات» و «لا متخذات اخدان» باشند؛ یعنى پاكدامنى كنند و به روسپیگرى و رفیق‌بازی روی نیاورند.(311) و سرانجام خداى متعال به مسلمانان توصیه می‌كند: «وَلَا تُكْرِهُوا فَتَیَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا؛ و كنیزان خود را برای دستیابی به متاع‌ناپایدار زندگی دنیا مجبور به خودفروشی نكنید، اگر خودشان می‌خواهند پاك بمانند». به هر تقدیر، زنا از دیدگاه اسلامى گناهى چنان بزرگ است كه علاوه بر عذابهاى اخروى كیفر و تأدیب بدنى را گاه تا سرحد مرگ در پى دارد.
ممنوع كردن همجنس‌بازى و زنا به هر دو صورت آن (مسافحه و اتخاذ خدن) و محدود ساختن راههاى ارضای غریزة جنسى به استمتاع از همسر قانونى دائم یا موقت و ملك یمین (كنیز)، گام بسیار بلند در طریق تقویت و تحكیم كانون خانوادگى است. وقتى زن و مرد فقط با استفاده از یكدیگر بتوانند غریزة جنسى خود را اشباع كنند و همة راههاى متصور دیگر را به روى خود بسته ببینند، چاره‌اى جز رعایت احكام و مقررات زندگى خانوادگى نخواهد داشت. اگر راههاى دیگرى نیز باز باشد، انگیزة تن در دادن به تكالیف و الزامات محیط خانواده در آنها چندان قوى نخواهد بود.
﴿ صفحه 261 ﴾

ممنوعیت چشم‌چرانی

براى اینكه غریزة جنسى به نحو غیر طبیعى تحریك نشود و زمینة ابتلا به آلودگیها و مفاسد جنسى را فراهم نیاورد، به مرد و زن تكلیف شده است كه چشم‌چرانى نكنند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ؛(312) اى پیامبر به مردان مؤمن بگو كه دیدگان خویش (از خیره نگریستن به زنان) باز گیرند و دامان خود را نگهدارند... و به زنان مؤمن بگو كه دیدگان خویش (از خیره نگریستن به مردان) باز گیرند و دامان خود را نگهدارند». در هر دو آیة شریفه، چشم‌پوشی قبل از حفظ فرج آمده است و این خود مى‌رساند كه حكمت منع این است كه چشم‌چرانى انسان را به فساد جنسى سوق مى‌دهد.

رعایت حجاب

باز به همین منظور یعنى براى اینكه غریزة جنسى (در مردان) همان مقتضیات طبیعى و معتدل خود را داشته باشد تا منشأ آثار مطلوب گردد و انسان را از زندگى خانوادگى راضى و بدان قانع سازد، زنان امر به حفظ حجاب شده‌اند: «وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ... وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ؛(313) (اى پیامبر، به زنان مؤمن بگو كه) زیور خویش نمایان نكنند جز آنچه آشكار است، و سرپوشهایشان را بر گریبانهاى خود بزنند (گریبان خود را با سرپوششان بپوشانند)... و پاى نكوبند براى اینكه آنچه از زیورشان نهان مى‌دارند دانسته شود». و همچنین: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ؛(314)اى پیامبر، به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو كه روپوشهایشان را بر خود بپیچند، این كارها مناسب‌تر است براى اینكه بشناسندشان و آزارشان
﴿ صفحه 262 ﴾
نكنند». البته در بخش اخیر آیة دوم، حكمتى هم براى حكم ذكر شده است؛ یعنى اینكه زنان مسلمان به وسیلة حجاب شناخته مى‌شوند و در نتیجه آزار نمى‌بینند، ولى حكمت مخصص نیست و حكم عمومیت دارد: همة زنان باید بدن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند.