نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

فلسفه ازدواج

احكام و مقررات خانوادگى باید به گونه‌اى وضع و تنظیم گردد كه فلسفة ازدواج یعنى ارضای غریزة جنسى زن و مرد، پیدایش عاطفة زناشویى و فرزندآورى و افزایش جمعیت، به بهترین صورت تحقق یابد.
﴿ صفحه 255 ﴾
1. داشتن فرزند
از آیاتى كه به فرزندآورى زنان اشاره دارد و می‌توان از آن تشویق مردان به تكثیر فرزندان را نیز استفاده کرد، این آیة شریفه است: «نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ؛(294) زنانتان كشتزار شمایند؛ به كشتزارتان هر گاه و از هر جا كه خواستید در آیید».
آیة شریفه متضمن دقائق و لطایفی است، از جمله اینكه مرد حق دارد كه در زندگى زناشویى خواهان فرزند و افزایش فرزندان باشد و از همسر خود براى این منظور بهره‌بردارى كند. در برابر، زن حق ندارد كه از بچه‌دار شدن شوهر خود و نیز از مقدمات آن جلوگیرى كند؛ چراکه فرزند ثمرة زندگى زناشویى است و مرد را نمى‌توان از آن محروم كرد.
2. ارضای عواطف و غرایز
قرآن کریم نقش و کارکرد زن و مرد را چنین بیان می‌کند: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ؛(295) ایشان (زنان) پوشش شمایند و شما پوشش ایشانید». بر اساس نظر مفسران، تعبیر لباس که در آیة شریفه به کار رفته، در بردارندة نکته‌های مهم و ظریفى است. لباس دست‌كم سه نیاز انسان را برآورده می‌كند: او را از آزار سرما و گرما محفوظ مى‌دارد، عورتین و هر موضع دیگر بدن را كه شخص دوست ندارد دیگران آن را ببینند از دید سایر انسان‌ها می‌پوشاند، و انسان را زیباتر و برازنده‌تر مى‌نماید. زن و مرد نیز چنین رسالتی دارند: یكدیگر را از در افتادن به وادیهاى پر خوف و خطر اجتماعى مصون مى‌دارند، با ارضای غریزة جنسى همدیگر را از دچار شدن به عیوبى ناشی از ناپاكى و آلوده‌دامنى حفظ می‌كنند و یكدیگر را به صفات حجب و حیا و عفت و عصمت مى‌آرایند. این منافع طرفینى فقط با ازدواج زن و مرد تأمین می‌گردد.
﴿ صفحه 256 ﴾
با توجه به این جهات است كه قرآن كریم بر همسر گرفتن و تشكیل خانواده این همه تأكید دارد و بندگان شایستة خود را چنین توصیف می‌كند: «یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ؛ پروردگارا، ما را از همسران و فرزندانمان آرامش دیدگان ببخش». یعنى یكى از خصائص انسان‌هاى ممتاز و نمونه این است كه از خداى متعال همسران و فرزندان خوب مى‌خواهند. به عبارت دیگر، انسانى پسندیده و ستودة خداى متعال كسى است كه افزون بر صفات نیك دیگرى كه دارد، به امر خانواده و زن و فرزند خود اهتمام فراوان می‌ورزد. آیة شریفه مرد را تشویق مى‌كند كه زن بگیرد تا فرزند بیاورد و از خداى متعال زن و فرزند نیك درخواست كند.
خداوند در آیة دیگری مى‌فرماید: «وَ أَنْكِحُوا الأَیامى مِنْكُمْ وَ الصّالِحِینَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛(296) مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است». یكى از نكات بسیار مهمى كه از این آیة شریفه استفاده مى‌‌شود این است كه خداى متعال با آوردن كلمة «اَنٌكِحوا» به بشر می‌آموزد كه گذشته از ازدواج كردن و همسر گرفتن كه مطلوبیت دارد، بر مردم بایسته است كه در اندیشة ازدواج دیگران نیز باشند.(297) به عبارت
﴿ صفحه 257 ﴾
دیگر، هر فردى دو تكلیف و مسئولیت دارد: یكى تكلیف عمل كردن به وظیفه و دیگرى مسئولیت واداشتن دیگران به كارهای شایسته. این یك مسئولیت اجتماعى است كه هر فرد باید به ازدواج دیگران عنایت و اهتمام داشته باشد.
در بینش اسلامی هر كسى وظیفه دارد كه در حد توان تلاش كند تا مرد بى زن و زن بى شوهر در جامعه باقی نماند. البته این كار باید از محیط خانواده آغاز گردد؛ سپس به خویشاوندان و نزدیكان و دوستان و همسایگان و آن‌گاه در سطح جامعه گسترش یابد.اینكه اكثریت عظیم افراد جامعه این مسئولیت را احساس نمى‌كنند، ناشى از این است كه از توجه به معناى دقیق «انكحوا» غفلت ورزیده‌اند.
این وظیفه به ازدواج مردان و زنان آزاد محدود نمى‌شود، بلكه غلامان و كنیزان شایسته را نیز باید زن و شوهر داد، زیرا زندگى خانوادگى هر نفع و صلاحى براى مردان و زنان آزاد داشته باشد براى مردان و زنان برده هم دارد.
اگر مردى توانایى زن گرفتن و پرداخت مهریه و هزینة زندگى را ندارد، قرآن كریم به او توصیه مى‌كند كه با كنیزى ازدواج كند: «وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ یَنْكِحَ الُْمحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ فَتَیاتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ؛(298) و آنها كه توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن با ایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاكدامن از بردگان با ایمانی كه در اختیار دارید، ازدواج كنند». و اگر اوضاع و احوال به قدرى نامساعد است كه نه فقط ازدواج دائم با زن آزاد، بلكه ازدواج موقت با چنان زنى و حتى ازدواج با كنیز نیز امكان‌پذیر نیست، باید عفت و پاكدامنى را از دست ندهد، اما مترصد فرصتى باشد كه توانگر شود و قدرت ازدواج بیابد: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ؛(299) كسانى كه امكانی برای ازدواج نمی‌یابند، باید پاكدامنی پیشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند».
﴿ صفحه 258 ﴾
همچنین دربارة ازدواج موقت می‌فرماید: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً؛(300)و زنانی را كه متعه (ازدواج موقت) واجب است مِهر آنها را بپردازید».
به هر حال، تلاش‌هاى فراوان به عمل آمده است تا در جامعه هیچ مردى بى زن و هیچ زنى بدون شوهر نماند. از سوى دیگر، براى اینكه ازدواج سالم باشد و مصالح فردى و اجتماعى انسان‌ها و اهداف خداى متعال از آفرینش به بهترین وجه محقق گردد، ضرورى است كه یك سلسله احكام و مقررات، كه فهم و درک اسرار و حكمت‌هاى آنها كار آسانى هم نیست، در این زمینه كاملاً رعایت شود از جمله اینكه پاره‌اى از زنان محارم انسان‌اند و ازدواج انسان با آنان ممنوع و حرام است.(301) چنان‌که ازدواج مسلمان با کافر مشرک نیز مشروعیت ندارد.(302)
اما ازدواج با کافر کتابی ممنوعیتی ندارد: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ؛(303) زنان پاكدامن و مؤمن و زنان پاكدامن از اهل كتاب حلال‌اند، اگر مهریة آنها را بپردازید؛ پاكدامن باشید، نه زناكار و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید».
اهل كتاب ذمى به اصول اعتقادى مسلمانان همچون وجود خداى متعال، نبوت و معاد معتقدند و با آنان جهات مشترك دارند و نیز در درون جامعة اسلامى زندگى مى‌كنند و به جاى خمس و زكات جزیه مى‌پردازند و از مزایاى زندگى اجتماعى اسلامی بهره‌ می‌برند.

تحریم همجنس‌بازی

اسلام در مسیر تحکیم بنیان خانواده، از یک‌سو ارضای غریزة جنسى از طریق
﴿ صفحه 259 ﴾
همجنس‌بازى را به شدت نهی می‌کند. چنان‌که در آیات متعددی از قرآن كریم، قوم لوط به دلیل ارتكاب عمل شنیع همجنس‌بازى مورد مذمت و نکوهش واقع شده است. قرآن کریم این عمل را «فاحشه» (كار زشت)، «سیئه» (كار بد) و «خبیثه» (كار پلید) نامیده است.(304) مطابق نص صریح بعضی از آیات، قوم لوط مبدع این عمل زشت بوده‌اند، زیرا حضرت لوط خطاب به آنان مى‌فرماید: «مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِینَ؛(305) هیچ‌یك از جهانیان در آن (كار زشت) بر شما پیشى نگرفته است».
از سوی دیگر، اسلام ارضای غریزة جنسى به وسیلة جنس مخالف را به داشتن همسر قانونى از طریق ازدواج دائم یا موقت و ملك یمین (كنیز) محدود کرده است. این محدودیت در دو آیه از قرآن كریم آمده است: «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ؛(306) و آنها كه دامان خویش را (از بی‌عفتی) حفظ می‌كنند، جز با همسران و كنیزان (كه در حكم همسرند، آمیزش ندارند) چرا كه بهره‌گیری از اینها مورد سرزنش نخواهند بود».
از این رو، قرآن كریم، انسان‌ها را از نزدیك شدن به عمل زنا منع می‌كند و می‌فرماید: «وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِیلاً؛(307) به زنا نزدیك نشوید كه كارى زشت و روشى ناپسندیده است». در جای دیگر، پرهیز از عمل زنا را یكى از ویژگیهاى بندگان خاص خداى رحمان مى‌داند: «وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ یَلْقَ أَثَامًا یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا؛(308) و [بندگان خاص خداوند] زنا نمى‌كنند و هركس چنین كند مجازات سختی خواهد دید، عذاب او در قیامت دو برابر می‌شود و همیشه با خواری در آن خواهد ماند».
﴿ صفحه 260 ﴾
قرآن كریم در آیه‌ای كه حد زنا را تعیین می‌كند، به مسلمانان توصیه می‌كند كه «اگر به خداى متعال و روز قیامت ایمان دارید، در كار دین خداى متعال دلسوزى نسبت به آن دو (زن و مرد زناكار) شما را فرا نگیرد و باید گروهى از مؤمنان به هنگام كیفر دادن آنها حضور یابند».(309) در آیات دیگری، هرچند کلمة زنا و مشتقات آن به کار نرفته است، اما به انواع زنا اشارة تقبیح‌آمیز شده است. قرآن همان‌گونه كه از مردان مى‌خواهد كه «محصنین غیر مسافحین» (پاكدامن) باشند و با زنان روسپى در نیامیزند،(310) از كنیزان مؤمن مى‌خواهد كه «محصنات غیر مسافحات» و «لا متخذات اخدان» باشند؛ یعنى پاكدامنى كنند و به روسپیگرى و رفیق‌بازی روی نیاورند.(311) و سرانجام خداى متعال به مسلمانان توصیه می‌كند: «وَلَا تُكْرِهُوا فَتَیَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا؛ و كنیزان خود را برای دستیابی به متاع‌ناپایدار زندگی دنیا مجبور به خودفروشی نكنید، اگر خودشان می‌خواهند پاك بمانند». به هر تقدیر، زنا از دیدگاه اسلامى گناهى چنان بزرگ است كه علاوه بر عذابهاى اخروى كیفر و تأدیب بدنى را گاه تا سرحد مرگ در پى دارد.
ممنوع كردن همجنس‌بازى و زنا به هر دو صورت آن (مسافحه و اتخاذ خدن) و محدود ساختن راههاى ارضای غریزة جنسى به استمتاع از همسر قانونى دائم یا موقت و ملك یمین (كنیز)، گام بسیار بلند در طریق تقویت و تحكیم كانون خانوادگى است. وقتى زن و مرد فقط با استفاده از یكدیگر بتوانند غریزة جنسى خود را اشباع كنند و همة راههاى متصور دیگر را به روى خود بسته ببینند، چاره‌اى جز رعایت احكام و مقررات زندگى خانوادگى نخواهد داشت. اگر راههاى دیگرى نیز باز باشد، انگیزة تن در دادن به تكالیف و الزامات محیط خانواده در آنها چندان قوى نخواهد بود.
﴿ صفحه 261 ﴾

ممنوعیت چشم‌چرانی

براى اینكه غریزة جنسى به نحو غیر طبیعى تحریك نشود و زمینة ابتلا به آلودگیها و مفاسد جنسى را فراهم نیاورد، به مرد و زن تكلیف شده است كه چشم‌چرانى نكنند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ؛(312) اى پیامبر به مردان مؤمن بگو كه دیدگان خویش (از خیره نگریستن به زنان) باز گیرند و دامان خود را نگهدارند... و به زنان مؤمن بگو كه دیدگان خویش (از خیره نگریستن به مردان) باز گیرند و دامان خود را نگهدارند». در هر دو آیة شریفه، چشم‌پوشی قبل از حفظ فرج آمده است و این خود مى‌رساند كه حكمت منع این است كه چشم‌چرانى انسان را به فساد جنسى سوق مى‌دهد.