نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

خلاصه فصل دهم

در یک نگاه کلی مقتضای حكمت بالغة الاهی تحقق كمالات بیشتر جهان و انسان است. برای تحقق كمال انسان، افزون بر تدبیر تكوینی به تدبیر تشریعی یعنی نظام حقوقی نیز نیاز هست. هدف نظام حقوقی اسلام تأمین مصالح واقعی انسان‌هاست و برای تحقق این هدف، حقوق و تكالیف مشترك و متفاوت بر مبنای اشتراك و اختلاف تكوینی مرد و زن وضع شده است. تفاوت‌های حقوقی میان مرد و زن در جهت استكمال حقیقی آنها و عادلانه است.
اختلاف‌های تشریعی مرد و زن در زندگی فردی، اجتماعی و مسائل مربوط به خانواده قابل بحث و بررسی است. اختلافات تشریعی فردی، تحت عنوان اختلافات حقوقی به معنای خاص كلمه مطرح نمی‌شود. مهم‌ترین تفاوت‌ها در مسائل اجتماعی و خانوادگی تجلی پیدا می‌كند. با توجه به آیات و روایات، نبوت، قضاوت، شهادت، مرجعیت و جهاد ابتدایی تكالیف ویژه‌ای است كه در عرصة اجتماع متوجه مردان است.
در عرصة زندگی خانوادگی، آیات فراوانی ناظر به اختلافات تشریعی مرد و زن است. چون از دیدگاه اسلام، خانواده به عنوان نخستین هستة زندگی اجتماعی، اهمیت خاصی دارد. سنگ بنای بهروزی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه در خانواده نهاده می‌شود. كلید سعادت بشریت در دست خانواده است. از این رو، اسلام سعی كرده است با وضع احكام و مقررات این نهاد مهم را تقویت نماید و راهكارهایی را در این زمینه ارائه داده است. ازدواج قانونی، تقسیم كار، تشریع قانون ارث، تفویضی مدیریت خانه به مرد، و اختصاص حق طلاق به مرد مهم‌ترین آنهاست. این اختلافات تشریعی مبتنی بر اختلافات تكوینی مرد و زن است و بر اساس حكمت بالغة الاهی قابل تفسیر است.
مقتضای حكمت این است كه در موارد اشتراك، حقوق و تكالیف مشترك و در موارد افتراق، حقوق و تكالیف متفاوت وضع و رعایت گردد. البته تفاوت‌های تشریعی در بعضی از حقوق و تكالیف هرگز موجب تفاوت در كمال حقیقی و انسانی زن و مرد نیست. هر انسانی كه از حقوق خود به بهترین وجه بهر‌ه‌برداری كند و تكالیف خود را به خوبی انجام دهد، به كمال نهایی خواهد رسید. بنابراین، خاستگاه تفاوت تشریعی زن و مرد، تفاوت تكوینی
﴿ صفحه 243 ﴾
آنهاست. تفاوت‌های تشریعی در سه حوزة «فردی، خانوادگی و اجتماعی» قابل بحث و بررسی است. اختلافات تشریعی فردی تحت عنوان اختلافات حقوقی به معنای خاص كلمه مطرح نمی‌گردد. مهم‌ترین تفاوت‌های حقوقی اجتماعی میان زن و مرد عبارت‌اند از: «اختصاص جهاد ابتدایی به مردان، اولویت مردان بر زنان در جهاد دفاعی، اختصاص حكومت و امارت و تصدی امر قضا به مردان و اختصاص مرجعیت تقلید به مردان». در خصوص تفاوت‌های حقوقی خانوادگی، توجه به این نكته لازم است كه خانواده مهم‌ترین نهاد حقوقی در اسلام است. در رویكرد اسلام زن و مرد همان‌گونه كه استقلال تكوینی ندارند، از لحاظ تشریعی نیز بی‌ارتباط نیستند؛ یعنی زن و مرد مكمل یكدیگرند. «ازدواج قانونی، تقسیم كار، قانون ارث و مدیریت مرد» راهكارهایی‌اند كه برای استحكام خانواده مورد عنایت شارع است. توصیة اسلام این است كه هر یك از زن و مرد به جای اعتراض باید واقعیت را بپذیرند و آرزوی تغییر تفاوت‌های تكوینی و یا تشریعی تأثیری در واقع ندارد. مهم‌ آن است كه هر انسانی استعداد و توانایی خود را در مسیر تكامل به كار بگیرد. اسلام خانواده را هستة اولیة تشكل و تكون جامعه می‌داند. در این رویكرد، خانواده خاستگاه همة مصالح و مفاسد اجتماعی است. با عنایت به جایگاه رفیع این نهاد با ارزش، اسلام سعی كرده است از طریق ازدواج مشروع و ترویج آن، بنیان خانواده را مستحكم كند و برای تأمین مصالح فردی و اجتماعی انسان‌ها و اهداف خدای متعال از آفرینش، احكام و مقرراتی وضع كرده است. البته ممكن است همة اسرار و حكمت آنها برای ما قابل فهم نباشد، مانند تحریم ازدواج با محارم و یا ممنوعیت ازدواج مسلمان با كافر مشرک. اما خالق جهان و انسان به طور قطع بر اساس مصالح بندگانش احکام را تشریع کرده است.
﴿ صفحه 245 ﴾

فصل یازدهم: بررسی آیات ناظر به تفاوت‌های حقوقی مرد و زن

پس از تبیین حقوق و تكالیف اختصاصی زن و مرد و توجیه آن بر مبنای اختلافات تكوینی و مصالح واقعی، اكنون به بررسى آیاتى می‌پردازیم كه ناظر به اختلافات حقوقى زن و مرد است. در آغاز آیه‌اى را مورد بررسی قرار می‌دهیم كه به اختلافات میان مرد و زن و برتریهایى كه هر یك از آن دو، بر دیگرى دارد توجه می‌نماید و به مردان و زنان توصیه می‌كند كه امتیازات یكدیگر را آرزو نكنند، بلكه بكوشند تا بر مبنای تكوین و بهره‌مندی از تشریع در مسیر تكامل گام بردارند: «وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْئلُوا اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا؛(286) برتریهایی را كه خداوند برای بعضی از شما برای بعضی دیگر قرار داده آرزو نكنید. (این تفاوت‌های طبیعی و حقوقی برای حفظ نظام زندگی شما و بر طبق عدالت است با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ و از فضل خدا طلب نمایید. به راستی خداوند بر هر چیز داناست».
خطاب نخستین آیة شریفه، در ظاهر متوجه مردان است، اما واقع این است كه در
﴿ صفحه 246 ﴾
زبان عربی، هرجا سخن دربارة مرد و زن باشد، از الفاظ ویژة مرد استفاده می‌شود. با قرینة قسمت دوم آیه مشخص می‌گردد كه آیة شریفه ناظر به مردان و زنان است و مراد این است كه هر یك از مرد و زن امتیازات و مزایای یكدیگر را آرزو نكند. دربارة فضیلتی كه در آیة شریفه آمده است، سه احتمال وجود دارد:
الف) فضیلت تكوینى: مرد آرزوى برتریهاى تكوینى زن را نكند. مثلاً نگوید: اى كاش من هم زن بودم و زن نیز تمنای فضایل تكوینى مرد را نكند و نگوید: اى كاش من مرد بودم. خداى متعال در آفرینش هر موجودى و از جمله مرد و زن حكمتها و مصالحى را در نظر داشته است. همان گونه كه در اصل خلقت و نیز در آفرینش سایر موجودات، هر كدام با ویژگیهاى خود، جاى پرسش نیست، در این مورد نیز اعتراض و اشكال كارى لغو و بیهوده است.
ب) فضیلت تشریعى: زن آرزوى برتریهاى تشریعى مرد را نكند و مثلاً نگوید: اى كاش سهم‌الارث من دو برابر سهم‌الارث مرد یا مساوى با آن بود و مرد هم آرزوی فضایل تشریعى زن را نكند، به طور مثال نگوید: اى كاش پرداخت هزینة زندگى من بر عهدة دیگرى یا بر عهدة همسرم بود.
ج) فضیلت تكوینى و تشریعى: با توجه به اینكه امتیازات تشریعى مبنای تكوینى دارد، این احتمال تقویت می‌شود: علت اینكه حقوق و امتیازات زن و مرد متفاوت است و هر یك از جهتى بر دیگرى برترى دارد، این است كه تكالیف و مسئولیتهاى آنان متفاوت باشد كه آن هم از تفاوت در قوا و استعدادهای طبیعى و تكوینى آنها ناشی می‌شود. به تعبیر دیگر، اختلاف نیروها و تواناییها و آمادگیهاى زن و مرد موجب مى‌شود كه تأثیر و كاركرد هر یك از آنان در زندگى خانوادگى و اجتماعى متفاوت باشد و همین اختلاف در تأثیر و كاركرد، موجب اختلاف در حقوق مى‌گردد.
آیة شریفه در مقام بیان این واقعیت است كه در نظام آفرینش، مرد و زن اختلافات
﴿ صفحه 247 ﴾
تكوینى و تشریعى دارند و هر یك از آنها باید این اختلافات را با علاقه و رغبت بپذیرند و آرزوى تغییر و دگرگونى آنها را نكنند، زیرا چنین آرزوهایى در نظام تکوین و تشریع تأثیرى ندارد. زن و مرد باید آنچه را خداى متعال به آنان عطا فرموده است دریابند و آن را در جهت استكمال حقوقى خود به کار بگیرند و بدانند كه هر تلاش و كوششى در راه استكمال خویش به سود خودشان خواهد بود. همچنین از خداى متعال درخواست كنند كه نعمتهاى خود را بر آنان ارزانی كند و آنان را از كمالات بیشترى بهره‌مند فرماید. او مى‌داند كه به هر كسى چه باید بدهد، از درخواست بندگان خویش آگاه است و چیزى بر او پوشیده نیست.
اگر به آیاتی كه بعد از این آیه آمده است(287) بنگریم، درمى‌یابیم كه این آیه در مقام فراهم ساختن زمینة روانى براى پذیرش اختلافات تكوینى و تشریعى زن و مرد است. بدین ترتیب، آیة مذكور مقدمة بسیار خوبى برای تبیین تفاوت‌های تکوینی و تشریعی مرد و زن خواهد بود.

پرسش و پاسخ

ممکن است شبهه‌اى در بعضى از اذهان تداعی شود، و آن اینكه اختلافات تكوینى و تشریعى زن و مرد ظلمى بر زن (یا مرد) است. البته بیشتر كسانى كه این شبهه را مطرح می‌كنند، زن را مظلوم و ستمدیده مى‌پندارند و قصد دفاع از حقوق زن را دارند، پاسخ این شبهه را در دو بخش «تکوین و تشریع» به طور مختصر بیان می‌کنیم، البته به گونه‌ای كه از مرد و زن نفى مظلومیت كند.
اما در نظام تكوین اساساً فقط در صورتی سخن از عدل و ظلم مى‌توان گفت كه «حقی» وجود داشته باشد. در چنین فرضی اگر حق را به صاحب آن بدهند عادلانه رفتار كرده‌اند
﴿ صفحه 248 ﴾
وگرنه بر وى ظلمى روا داشته‌اند. یك موجود قبل از هستی وجود ندارد تا اینكه حقی داشته باشد. بنابراین، هیچ موجودی نمی‌تواند دربارة اصل آفرینش یا كیفیت آن اعتراضی داشته باشد. هیچ مخلوقی حق ندارد به خداوند متعال كه خالق اوست اعتراض نماید: چرا مرا از این جنس مقرر داشتی، و چرا از این نوع آفریدی، نه از نوع و جنس دیگر؟ چرا مرا زن یا مرد آفریدی؟ چرا این ویژگی‌ها را به من دادی و...؟ اصلاً چرا مرا آفریدی؟
چرا كه اعطای وجود و تعیین چگونگی آن از اختیارات خدای متعال است و او بر اساس حكمت بالغة خویش و مصالحی كه می‌داند، هرچه را به هرگونه‌ای كه اراده كند می‌آفریند. اختلافات تكوینی كه نه فقط میان زن و مرد، بلكه میان اجناس، انواع و اصناف گوناگون موجود است، مقتضای نظام تكوین و به خیر و صلاح همة مخلوقات است. خلاصه اینكه در اصل آفرینش هر موجود و ویژگیهایى آن مباحث «عدل و ظلم» اصولاً موضوعیت پیدا نمی‌کند و هیچ کسی حق اعتراض ندارد، چون وضعیت موجود به خیر و مصلحت كل نظام آفرینش است، هرچند بشر از درک آن عاجز است.
اما در نظام تشریع سه گونه عدل و ظلم متصور است: یكى در مقام تكلیف؛ دیگرى در مقام داورى و تعیین پاداش و كیفر؛ و سومى در مقام اعطاى پاداش و كیفر. آیات اثبات‌كنندة عدالت خداى متعال و یا نفى‌كنندة ظلم از او، ناظر به یكى از این اقسام سه‌گانه است. اگر خداى متعال تكلیفى را بر عهدة كسى مى‌گذاشت كه قدرت انجام دادن آن را نداشت یا تكلیفى را بر عهدة كسى مى‌نهاد، ولى در قبال آن تكلیف حقى به او نمى‌داد، در این هر دو صورت ظلم در مقام تكلیف بود. اگر خداى متعال پس از اینكه تكالیفى عادلانه بر اساس حكمت و مصلحت بر انسان‌ها وضع مى‌كرد، اما پاداش یا كیفرى متناسب با آن تعیین نمى‌كرد، در این صورت نیز كه مقام داورى و تعیین پاداش و كیفر است، ستمی روا داشته بود، زیرا اگر براى كسى كه كار خوبى انجام داده است كیفرى تعیین كنند یا براى كسى كه كار بدى مرتكب شده است پاداشى معیّن سازند یا
﴿ صفحه 249 ﴾
براى كار خوب و بزرگى پاداشى كوچك تعیین كنند یا براى كار خوب و كوچكى پاداشى بزرگ معیّن سازند و همچنین در كارهای بد، همة این موارد از مصادیق ظلم به شمار می‌رود؛ چراکه در مقام داورى به ستم می‌انجامد. اگر خداى متعال بعد از اینكه پاداشها و كیفرها را عادلانه تعیین مى‌كرد، عملاً نه پاداش تعیین شدة نیكوكاران را مى‌داد و نه كیفر معلوم شدة بدكاران را یا حتى بر خلاف انتظار نیكوكاران را كیفر مى‌داد و بدكاران را پاداش، این رفتار ظالمانه در مقام اعطاى پاداش و كیفر است. حال مى‌پرسیم: خداى متعال كدام یك از انواع سه‌گانة ظلم را به زنان (یا مردان) روا داشته است؟
این حقیقت كه خداى متعال مرتكب هیچ یك از ظلم‌هاى نوع دوم و سوم، یعنى ظلم در مقام تعیین پاداش و كیفر و اعطای آن نشده است، آسان است و قابل درک. اشکال و دشواری فقط در فهم این مدعاست كه خداوند مرتكب ظلمى از قسم اول، یعنى ظلم در مقام تكلیف، هم نشده است. البته این پیچیدگی پس از بررسى آیة زیر دربارة اختلافات حقوقى زن و مرد به خوبی روشن خواهد شد.
خداوند می‌فرماید: «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ؛(288) بر ایشان (براى زنان) است مانند آنچه بر ایشان است، به شایستگى (یعنى زنان را حقوقى شایسته هست مانند تكالیفشان) و مردان را بر ایشان مرتبتى هست». مفاد جملة نخست این است كه حقوق و تكالیف زنان با هم متعادل و متوازن است. به بیان دیگر، صدر آیة شریفه در مقام بیان تكلیف این قاعدة كلى حقوقى است که برای هر کس حق و تکلیف متناسب جعل و وضع می‌شود، و نیز تصریح به این واقعیت است كه اگر بر زنان تكالیفى مقرر شده است، حقوقى همانند آن بر ایشان معیّن گردیده است تا بر آنان ظلمى نشده باشد (از مقولة ظلم در مقام تكلیف). البته آیة شریفه، برحسب اقتضای مقام، تعادل حق و تكلیف را در مورد زنان بیان داشته است وگرنه در مورد مردان نیز وضع كاملاً بر همین منوال است؛ یعنى دربارة آنان هم
﴿ صفحه 250 ﴾
مى‌توان و باید گفت: «و لهم مثل الذى علیهم المعروف». به هر حال، براى آنكه در مقام تكلیف ستمى بر كسى نرود باید آنچه به ضرر او (علیه) وضع مى‌شود متناسب چیزى باشد كه به نفع او (له) جعل شده است، و چون خداى متعال، در مورد زنان (و نیز مردان) چنین كرده است، پس در مقام تكلیف نیز ارتکاب ظلمى صورت نگرفته است.
البته متعادل بودن حقوق و تكالیف زن و مرد، غیر از تساوی و هم‌مرتبه بودن زن و مرد است. قرآن كریم بر اساس قسمت اول آیة شریفه تعادل در حق و تكلیف را می‌پذیرد و بر اساس قسمت دوم آیة شریفه تساوی مرد و زن را در حقوق و تكالیف رد می‌كند. اگر به مقتضاى نیروها و تواناییهاى بیشترى كه مرد به لحاظ تكوینی داراست، تكالیف و مسئولیتهاى سنگین‌ترى بر عهده‌اش گذاشته شود، بى‌شك بر او ظلمى در تكلیف نشده است. و اگر به تناسب تكالیف و مسئولیتهاى سنگین‌تر مرد برایش حقوق و مزایاى بیشترى معیّن شود، باز بدون شك بر او ستمى در مقام تكلیف نرفته است، زیرا تعادل میان حقوق و تكالیف دربارة او كاملاً رعایت شده است.
از سوى دیگر، به زن نیز ظلمی نشده است و خداوند به اقتضاى نیرومندیها و توانایی‌های زن تكالیف و وظایف سبك‌ترى را از وى خواسته و متناسب با تكالیف و وظایف زن حقوق و اختیارات كمترى برایش تعیین کرده است. اما اگر حقوق و مزایاى بیشتر مرد با حقوق و اختیارات كمتر زن مقایسه شود، ممكن است توهم شود كه به زن ظلم شده است. در صورتی که چنین نیست. پس اینكه مرد نسبت به زن مرتبتى و تفوقى دارد ظلم نیست، بلكه عین عدل و كاملاً منصفانه است، چنان‌كه قرآن می‌فرماید: «وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَة». البته آیة شریفه فقط اشارة اجمالی به برتری مرد بر زن دارد، لكن به بعد جنسیتى این تفوق تصریح نكرده است.
سومین آیه‌اى كه دربارة اختلافات حقوقى زن و مرد آمده است، بدین درجه تصریح مى‌كند و ماهیت و علت این تفوق را بیان مى‌دارد: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّه
﴿ صفحه 251 ﴾
بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ؛(289) مردان سرپرست و نگهبان زنان‌اند، براى آنكه خداى متعال پاره‌اى از كسان (مردان) را بر پاره‌اى دیگر (زنان) برترى‌اى داده است و براى آنكه از داراییهاى خویش هزینه مى‌كنند». مطابق این آیة شریفه، مردان از آن رو كاراندیش زنان و مدیر خانواده‌اند كه هم قدرت تعقل و تدبر بیشتر دارند و هم هزینة زندگى همة اعضاى خانواده را مى‌پردازند. قدرت تعقل و تدبیر بیشتر فضیلتی تكوینى است كه مردان از آن بهره‌مندند. پرداخت هزینة زندگى خانواده نیز تكلیفى است سنگین كه بر عهدة مردان است و طبعاً موجب حقى براى ایشان مى‌شود كه زنان فاقد آن‌اند. مجموع این حق تشریعى و آن فضیلت تكوینى نوعى تفوق و برترى به مردان مى‌بخشد.
اینك به بررسى آیاتى می‌پردازیم كه موارد اختلاف تشریعى زن و مرد را بیان می‌کند.