نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

2. تفاوت‌های روانی

همان‌گونه كه زن و مرد به لحاظ جسمانی تفاوت‌هایی دارند، از نظر روحی و روانی نیز متفاوت هستند. در این قسمت به شاخص‌ترین این تفاوت‌ها می‌پردازیم:
﴿ صفحه 218 ﴾
1 ـ 2. تأثیر‌پذیری
شاخص‌ترین اختلاف روحى میان مرد و زن، غلبة تأثیرپذیرى و انفعال در وجود زنان است. این غلبه كه از آن به قوى بودن احساسات و عواطف در زن تعبیر مى‌كنند با وضع روحی مردان متفاوت است این روحیه باعث مى‌شود كه زن بسیار زودتر از مرد به خنده در آید یا به گریه بیفتد یا دستخوش سایر انفعالات روحى گردد. رقت قلب بیشترِ زن نسبت به مرد و قوی‌تر بودن عاطفه مادر نسبت به پدر نیز مظاهرى از ویژگی انفعالى‌ روحیة زن است. همة این خصلت‌ها در مرد، به مراتب ضعیف‌تر از زن وجود دارد.
یكى از آثار انفعالى‌تر بودن روحیة زن، ضعف نسبى حزم و دور اندیشى در اوست. براى فهم این مطلب در نظر آورید زمانى كه انسان دستخوش عاطفه یا انفعال شدیدى از قبیل غم، شادى، غضب، شهوت و ترس می‌شود، چگونه قدرت تفكر، دورنگرى، مقایسات عقلى، نقد و داورى صحیح و عمیق را از دست مى‌دهد. زن در همة عمر تقریباً دچار چنین حالتى است. روحیة شدید انفعالى زن حاكمیت عقل را ضعیف می‌كند، به همین جهت سنجشها و داوریهاى او غالباً ظاهربینانه و غیر واقعگرایانه است. بدون شك این امور تأثیرات خاص و نامطلوب خود را بر رفتار فردى و اجتماعى زن خواهد داشت.
البته این ویژگى روحى زن نتایج بسیار خوب و مطلوب هم به بار مى‌آورد. تصدی كارهاى فراوانى نیازمند احساسات و عواطف شدید است. طبعاً این گونه كارها فقط از زن ساخته است. بچه‌دارى یكى از همین كارهاست. زن با حوصلة فراوانى كه براى پرستارى و پرورش كودكان و سر و كار داشتن با آنان دارد، می‌تواند محبت لازم را به آنان ابراز كند و زحماتى را كه براى تغذیه، تنظیف، تفریح، تربیت و تعلیم آنان ضرورت دارد با طیب خاطر تحمل كند، تا آنجا كه در مورد غالب زنانی كه تحت تأثیر فرهنگ و تعلیم و تربیت‌هاى منحط و نادرست به علائق كاذب گرفتار نشده‌اند، مى‌توان
﴿ صفحه 219 ﴾
گفت كه از این قبیل كارها لذت مى‌برند، بلكه به آنها عشق می‌ورزند. زن طبعاً و فطرتاً دوست دارد كه بچه‌دار شود، كودكش را در آغوش بكشد، بر زانو بنشاند، به او شیر یا غذاهاى دیگر بدهد، دست و صورت او را بشوید، لباسهاى او را تعویض كند، وسائل سرگرمى و شادى او را فراهم آورد، با او بازى كند و او را بخنداند و... . مرد هم كمابیش از این‌گونه كارها لذت مى‌برد امّا به خوبى زن از عهدة آنها برنمى‌آید. این واقعیت هم با تجربیات ساده و روزمره و هم توسط مطالعات و تحقیقات روان‌شناسان قابل تأیید است. در این زمینه مطالعة آثار روان‌شناسان زن حایز اهمیت است، زیرا آنان به دلیل اطلاعات علمی و زن بودنشان بهتر از روان‌شناسان مرد از ویژگی‌های روحی زنان آگاهی دارند و گفتار آنان به واقع نزدیك‌تر خواهد بود.
2 ـ 2. مهرورزی
یكى دیگر از اختلافات روحى مهم زن و مرد كه تا حدودی معلول اختلاف نخستین می‌باشد این است كه زن به لحاظ روانی علاقه دارد دیگران به او مهر بورزند، در حالى كه طبع مرد این است كه دیگران را دوست بدارد و به آنان مهر بورزد. زن تلاش می‌كند كه دل از مرد برباید و او را مجذوب و اسیر خویش سازد؛ در صورتى كه همة فكر مرد آن است كه دل به زن دهد و شیفته و گرفتار او شود. زن اگر نتواند محبت مردى را متوجه خود گرداند، احساس خلأ روحى مى‌كند، اعم از اینكه مجرد یا شوهردار باشد؛ در صورتی كه مرد وقتى احساس خلأ روحى مى‌كند كه نتواند حب خود را به زنى معطوف كند. زن در جست‌وجوى محب است و مرد در پى محبوب. زن در اندیشه است كه چگونه محبوب مرد گردد و مرد تلاش دارد كه به زن شایسته‌ای دل بدهد، خلاصة كلام آنكه مرد عاشق و زن معشوقه است.
نكتة بسیار جالب توجه این است كه دست آفرینش وسیلة دلربایى را نیز در اختیار
﴿ صفحه 220 ﴾
زن نهاده است. چنین نیست كه زن در پى شكار دلها باشد، اما دام و دانه‌اى در دست نداشته باشد. گیرایى و جذابیت بى بدیل زن چنان است كه او را در كار دلربایى كاملاً موفق مى‌سازد. همو كه استعداد جاذبیت به زن داده است، البته به مرد نیز آمادگى فراوانى براى مجذوبیت بخشیده است. در این جذب و انجذاب زن تأثیرگذار و مرد اثرپذیر است. زن مرد را به سوى خود مى‌كشاند و مرد با میل و رغبت به سوى زن كشیده مى‌شود و خواست هر دو بدین طریق ارضا مى‌شود: زن شاد است از اینكه عاشقى یافته و مرد سر خوش از اینكه به معشوقه‌اى رسیده است.
میل بسیار جدی زن به خودآرایى و خودنمایى ناشى از همین نیاز شدید روحى او به دلربایى است. زن همواره تلاش می‌كند كه با استفاده از همة ابزارها و روش‌های ممكن خود را بیاراید و زیباتر سازد و نیز با لطائف‌الحیل آراستگى و زیبایى خود را به دیگران و به ویژه مردان نشان دهد تا در دام عشق او گرفتار آیند. خلاصه آنكه علاقة بیشتر زن به خودنمایی نسبت به مرد منشأ روانی دارد.
3 ـ 2. احساس وابستگی
اختلاف روحى مهم دیگر زن و مرد كه آن نیز تا اندازه‌ای از همان اختلاف اول سرچشمه مى‌گیرد، این است كه زن همواره دوست دارد كه حامى داشته باشد، در حالى كه مرد، درست بر خلاف زن، مى‌خواهد كسى را تحت حمایت خود بگیرد، به بیان دیگر، زن همیشه دوست دارد به مرد پناه ببرد و مرد علاقه دارد كه زن را در پناه خود بگیرد. این دو میل روانى مختلف در شكل‌گیری نظام خانواده تأثیر بسزایى دارد و حقوق و تكالیف گوناگونى را براى زن و شوهر ‌ایجاب می‌كند: زن حق دارد كه تحت حمایت و سرپرستى شوهر قرار گیرد و شوهر مكلف است كه حمایت و سرپرستى زن را عهده‌دار شود.
﴿ صفحه 221 ﴾
این دو تفاوت روانى زن و مرد، یعنى احتیاج شدید روحى زن به معشوقه شدن و تحت حمایت مرد بودن و نیاز مبرم مرد به عاشق و حامى زن شدن، تا زمانى كه مطالعات و تحقیقات روان‌شناختى پیشرفت چندانى نكرده بود ناشناخته بود. و مردان وابستگی و نیاز به محبوب بودن را همانند زنان احساس نمی‌كردند، بنابراین از وجود این دو نیاز غافل بودند. اما بررسی‌ها و پژوهش‌های معاصر در زمینة روان‌شناسی، به‌ویژه آثار زنان روان‌شناس، این دو اختلاف روانی میان زن و مرد را به خوبی آشكار ساخت.
مرد و زن اختلافات روحى كم اهمیت‌ترى نیز دارند كه فرصت یاد‌آوری آنها نیست. اما توجه به این نكته ضروری است همان‌گونه كه دو انسان از لحاظ بدنى و جسمانى كاملاً مانند هم نیستند، از نظر روحى و نفسانى نیز نمی‌توانند مثل هم باشند. به گفتة روان‌شناسان، هر انسانى روان‌شناسى خاص خود را دارد. بنابراین، در مبحث اختلافات روحى مرد و زن مراد این است همان‌گونه كه مردان دارای روحیات كمابیش مشتركی هستند، زنان نیز روحیاتى دارند كه كمابیش میانشان مشترك است. معمولاً روحیات مشترك مردان در زنان موجود نیست، چنان‌كه اگر زنى داراى یكى از خصائص روحى مردان باشد استثنایى تلقى مى‌شود، همچنین معمولاً روحیات مشترك زنان در مردان وجود ندارد. البته روحیاتى هم هست كه از آنِ نوع انسان است و طبعاً اختصاصى به هیچ یك از دو صنف (به اصطلاح منطقى) یا دو جنس (به اصطلاح رایج و متداول امروزى) ندارد و مردان و زنان در آنها شریك‌اند.
﴿ صفحه 222 ﴾

خلاصة فصل نهم

اختلافات تكوینی مرد و زن در تبیین حقوق و تكالیف آن دو بسیار مؤثر است. چون براساس رابطة فلسفی و منطقی میان «هست» و «باید»، همان‌گونه كه اشتراكات تكوینی زمینه‌ساز همانندی در تشریع است، تفاوت‌های تكوینی موجب اختلاف در تشریع می‌باشد. زن و مرد، از لحاظ جسمانی و روانی متفاوت‌اند. مهم‌ترین تفاوت‌های جسمانی آن دو را در نیروی بدنی، دورة قاعدگی، ساختار پستانها و دستگاه تناسلی می‌توان دید. تأثیرپذیری، مهرورزی و احساس وابستگی مهم‌ترین تفاوت‌های روانی مرد و زن است. اختلافات روانی تا حدودی تابع تفاوت‌های جسمانی است. به اعتقاد ما، حقوق و تكالیف مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی و نفس‌الأمری است، اختلاف در مصالح و مفاسد واقعی به ناچار سبب تفاوت در حقوق و تكالیف خواهد شد، زیرا اختلافات مزبور سبب آثار اجتماعی مختلف می‌گردد‌ و چگونگی مشاركت زن و مرد را در امور و شئون اجتماعی ناهمانند می‌سازد. بدین ترتیب، می‌توان در مواردی تفاوت در حقوق و تكالیف را بر اختلاف تكوینی و طبیعی مبتنی و توجیه كرد.
به بیان دیگر، تفاوت مرد و زن در بخشی از احكام و تكالیف امری عادلانه و خردمندانه است و هر تعبیری به كار گرفته شود تأثیری در واقع ندارد. مهم درك این واقعیت است كه زن و مرد در كارها و بهره‌هایی سهم یكسان و مشتركی دارند و كارها و بهره‌هایی نیز اختصاصی آنهاست. عقل بشر عاجزتر از آن است كه بتواند همة مصالح و مفاسد واقعی و نفس‌الامری را كشف و جزئیات آن را بیان كند. عقل بشر فقط كاشف كلیات است. تفصیل آنچه را عقل درك می‌كند، بایداز وحی استمداد جست.
﴿ صفحه 223 ﴾

فصل دهم: تفاوت‌های تشریعی مرد و زن

در مباحث پیشین گفتیم كه به اعتقاد ما خاستگاه حق و تكلیف، حكمت بالغة‌ الاهی است. خدای متعال جهان را آفریده است تا كمالاتی بیشتر در آن تحقق یابد. تكامل جمادات، نباتات و حیوانات به وسیلة نیروهای طبیعی‌ای كه خداوند در آنها به ودیعت نهاده است، انجام می‌گیرد. اما در انسان‌ها استكمال از طریق ارادة آزاد و اختیار، صورت می‌پذیرد.