نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

خلاصة فصل هفتم

از میان راه‌هاى گوناگونى كه در طول تاریخ بشر و در نظام‌های مختلف به بردگى انسان منتهى مى‌شد، اسلام تنها یك راه را باز گذاشت كه كاملاً موجه و معقول است: تا جامعة بشرى برقرار است، دست كم جنگ هست. از میان جنگ‌ها بعضى مشروع و عادلانه است: جنگ حق در برابر باطل که در آن کسانی که از طرفداران باطل به اسارت در مى‌آیند، به بردگى كشیده مى‌شوند و باید بشوند. اسلام هیچ‌گاه در صدد الغای این‌گونه برده‌گیرى نبوده و نیست و این موضع اسلام كاملاً قابل دفاع و توجیه عقلانى است. بنابراین، كوشش بسیارى از روشنفكران و نویسندگان غربزدة جهان اسلام كه اسلام را نافى و ناسخ هرگونه برده‌دارى قلمداد می‌كنند و آیات مربوط به بردگى و برده‌دارى را ناظر به امرى موقت و گذرا می‌دانند كه مختص صدر اسلام بوده تلاشى بیهوده است. اسلام بردگى را مطلقاً الغا نمى‌كند، بلكه یكى از راه‌های بردگی را صحیح مى‌داند. در عین حال، حسن سلوك با بردگان را به شدت توصیه مى‌كند و اسباب آزادى آنان را از طرق مختلف فراهم مى‌سازد و این از مفاخر این دین الهى است.
نظام برده‌داری در تاریخ بشر سابقة دیرینه دارد. مصلحان اجتماعی و در رأس آنان انبیای الاهی برای لغو نظام بردگی و نظام‌مند کردن آن تلاش کرده‌اند. در قرآن کریم آیات متعددی در خصوص بردگان و چگونگی رفتار با آنان آمده است. اسلام اصل بردگی را به طور کلی نفی نمی‌کند، بلکه در مواردی به دلایلی برده گرفتن را امری ضروری می‌داند. در عین حال، نقش اسلام در زوال تدریجی نظام برده‌داری بر اهل تحقیق پوشیده نیست. اسلام عوامل بردگی را محدود ساخت و برده گرفتن را فقط منحصر در جنگ‌های مشروع کرد. مادام که ساختار جهان چنین باشد، نبرد میان حق و باطل جریان دارد و طرفداران حق همان‌گونه که جنگ و دفاع از ارزش‌های دینی را حق خود می‌داند، می‌تواند پیروان باطل را اسیر و برده سازند. این بردگی به صلاح بردگان و مصلحت امت اسلامی است‌ و این موضع اسلام کاملاً قابل دفاع و توجیه عقلانی است. افزون بر محدود کردن راه‌های بردگی، اهتمام به آزادی بردگان مورد تأکید اسلام است.
بنابراین، اسلام هیچ‌گاه درصدد الغای بردگی اسیران جنگی فتنه‌جویان نیست. کسانی که
﴿ صفحه 176 ﴾
تلاش می‌کنند آیات مربوط به برده‌داری را ناظر به وضعیت صدر اسلام بدانند و بدین ترتیب اسلام را نافی و ناسخ هرگونه برده‌داری قلمداد کنند، باید بدانند که این تلاش‌ها بیهوده است و نه‌تنها به نفع اسلام نیست، بلکه به سود دشمنان اسلام است. بهترین خدمت به اسلام آن است که دیدگاه این دین آسمانی دربارة نظام‌مند کردن بردگی، آزادی بردگان و خوشرفتاری با آنان، آن‌گونه که هست، تبیین گردد. واقع این است که اسلام در این زمینه پیشگام بوده است.
﴿ صفحه 177 ﴾

فصل هشتم: اشتراک‌های تکوینی و تشریعی مرد و زن

1. نگاهی به نهضت طرفدار حقوق زن

مطالعه و تحقیق در این باره كه چرا و چگونه در عصر اخیر نهضت‌هایى تحت عنوان حقوق و آزادى زن پدید آمد و گسترش پیدا کرد و در سرتاسر جهان و به ویژه در كشورهاى غربى كمابیش به موفقیت‌هایى نیز دست یافت و چه عواملی موجب گشت كه بعضی از مردان دایه‌هایى مهربان‌تر از مادر شدند و به زیر بیرق این‌گونه نهضت‌ها در آمدند، خارج از قلمرو بحث‌هاى ماست. با وجود این، اشارة اجمالی به عوامل پیدایش این قبیل نهضت‌ها مفید است.(184)
1. عوامل پیدایش نهضت طرفدار حقوق زن
همان‌گونه كه دیگر پژوهندگان نیز اشاره كرده‌اند، مى‌توان گفت كه سه عامل اساسى در پیدایش و رشد نهضت‌هاى دفاع از زن بیشترین تأثیر را داشته است:
1ـ1. عامل شهوانی: بدون شك در همة جامعه‌ها و فرهنگ‌های بشرى و به‌ویژه در نظام‌هاى دینى، زنان محدودیت‌هایی نظیر حجاب داشته‌اند. مردان شهوت‌پرست
﴿ صفحه 178 ﴾
درصدد برآمدند كه تحت عنوان فریبندة حقوق و آزادى زن، او را از قید و بند عفت رهایى دهند و زمینة ارضای هر چه بیشتر شهوات حیوانى خود را فراهم كنند.
2ـ1. عامل اقتصادى: پس از صنعتى شدن كشورهاى غربى، سرمایه داران و كارفرمایان درصدد دستیابی به نیروى كار ارزان بر آمدند. در زمانی كه زنان در آن كشورها درآمدى نداشتند و طبعاً مى‌پذیرفتند كه با مزدى كمتر از مردان به كار بپردازند، كارخانه‌داران در مقام سوء استفاده از این وضع برآمدند. شعارهایی از قبیل زنان باید آزاد باشند و در چهار دیوارى خانه محصور نمانند، استقلال اقتصادى داشته باشند و در صحنه‌هاى اجتماعى به كار و سازندگى مشغول شوند، دستاویزهاى خوبى براى كارخانه‌داران بود تا زنان را به محیط كارخانه‌ها بكشانند و از آنان بهره‌بردارى اقتصادى كنند.
3ـ1. عامل سیاسی: در نظام‌هاى مردم‌سالار (= دموكراتیك) كه مدعى اتكای حكومت بر آرای مردم‌اند، جاه‌طلبان و شیفتگان قدرت چون زنان را انعطاف‌پذیرتر می‌دیدند و تأثیر تبلیغات را در آنان بیشتر مى‌یافتند، سعى كردند تا آنان را در عرصة اجتماع و سیاست وارد كنند و با فریفتن و تحت تأثیر قرار دادن زنان آرای آنان را به دست آورند تا بر اریكة قدرت تكیه زنند.

2. پیامدهای نهضت طرفدار حقوق زن
ارزیابى پیامدهای حاصل از نهضت‌هاى دفاع از آزادى و حقوق زن نیز در برنامة كار ما نمى‌گنجد. در عین حال، اشاره‌اى مختصر به پیامدهاى روانى و اجتماعى این نهضت‌ها مفید خواهد بود. متأسفانه باید پذیرفت كه نتایج به دست آمده منفى بوده است و این واقعیتی است كه محققان و متفکران غربى نیز به آن اعتراف دارند، زیرا:
1ـ2. نابودی کرامت زن: زنان به صورت ابزار هوسرانی‌ برای مردان در آمدند و كرامت خود را از دست دادند. ابتذال تا بدانجا كشیده است كه به جاى آنكه مردان در
﴿ صفحه 179 ﴾
طلب زنان باشند و به خواستگاری‌شان بروند، زنان در پى مردان مى‌افتند و خود را بر آنان عرضه مى‌دارند.
2ـ2. رواج همجنس‌بازی: در دسترس بودن بیش از حد زنان و نیز رفتار غیر طبیعى آنان سبب شده است كه مردان كم‌كم از آنان رویگردان و حتى متنفر گردند. این امر به سهم خود باعث شده است كه مردان براى ارضای غریزة جنسى به همجنسان خود روى آورند. سردى و بى‌مهرى مردان نیز زنان را واداشته است كه عطش جنسى خود را به وسیلة همجنسان خود فرو بنشانند. رواج همجنس‌بازى در كشورهاى غربى به طور عمده معلول همین علت است كه خود منشأ بسیارى از بیماری‌هاى روان تنی شده است، به گونه‌اى كه امروزه این پدیده بصورت یكى از مشكلات بزرگ برای تمدن غرب درآمده است.
3ـ2. فروپاشی نظام خانواده: فعالیت افراطی زنان در بیرون از خانه موجب گشت تا آنان نتوانند به كارهاى خانه، چنان‌كه باید و شاید، رسیدگى كنند و عدم توفیق زنان در امور خانه‌دارى زمینه‌ساز اختلافات خانوادگى گردید. از سوی دیگر استقلال اقتصادى و داشتن در آمد سبب گستاخ‌تر شدن زنان شد و بیم آنان را از متاركه و طلاق كاهش داد. در نتیجه دامنة نزاع‌هاى خانوادگى گسترش یافت. ناگفته پیداست كه پیامد تشدید این‌گونه اختلافات در غالب موارد، چیزى جز طلاق و جدایى زن و شوهر نیست.
4ـ2. افزایش تعداد دختران و زنان بدون شوهر: یكى از نتایج نهضت‌هاى طرفدار زنان، منع تعدد زوجات بود. زیرا آن را، بى‌حرمتى به شخصیت زنان و موجب تضییع حقوق آنان می‌انگاشتند. از سوی دیگر، ازدواج موقت را هم با استدلال‌هایى مشابه منع كردند برغم ارتباط‌های آزادی كه خارج از چارچوب ازدواج، شایع بود. مجموع عواملی چون همجنس‌بازى، ازدیاد طلاق، ممنوعیت چند همسرى و ممنوعیت نكاح موقت، نتیجه‌ای جز افزایش سریع تعداد جمعیت دختران شوهر نكرده و زنان بیوه
﴿ صفحه 180 ﴾
نداشت. این امر در كشورهایى كه مبتلا به جنگ‌هاى شدید خانگى یا برون‌مرزى مى‌شدند و تعداد زیادى از مردان خود را از دست مى‌دادند، شكل مصیبت‌بارتر و چاره‌ناپذیرترى به خود مى‌گرفت و از صورت یك امر موقت و گذرا خارج مى‌شد.
اینها نمونه‌هایی از آشفتگى‌ها و نابسامانی‌هاى روانى و اجتماعى ناشى از (به اصطلاح) آزادى زن در غرب و ره‌آورد تمدن غربی است که نه فقط زنان بلکه جامعة غربی را تهدید می‌کند. به همین جهت، فعالیت‌هاى روز افزونى كه در غرب، به ویژه توسط زنان، بر ضد جنبش به اصطلاح طرفدار حقوق و آزادی‌هاى زن صورت مى‌پذیرد، به هیچ وجه خلاف انتظار نیست: امروزه زنان كشورهاى مغرب زمین از حكومتهاى خود به طور جدی مى‌خواهند كه تعدد زوجات را قانونى كنند. اینان مى‌گویند و مى‌نویسند كه به كارگاه و كارخانه و اداره و مؤسسه كشیده شدن براى ما حاصلى جز این نداشته است كه هم مردان از پرداختن هزینة زندگى ما سرباز مى‌زنند و هم ما باید متحمل كارهاى دشوار و اعمال خفت‌آمیز در خارج از خانه شویم.
واقع این است كه آزادى زن در جوامع غربى و غربزده اگر چه نتایج اندوه‌بار، وحشتناك و جبران‌ناپذیرى به دنبال داشته است، اما زمینة بازگشت به نظام حقوق زن در اسلام را فراهم آورده است. غرب كه طی چندین سده بیشترین حملاتش متوجه اسلام و نظام حقوقى آن بود، اكنون خواسته یا ناخواسته به سوى بعضى از احكام حقوقى این دین مقدس مى‌گراید و این پدیده در زمینة حقوق زن مشهودتر است. و گرایش زنان غیر مسلمان غرب به حجاب در سال‌هاى اخیر از آن جمله است.
مباحث حقوق زن در اسلام و سایر نظام‌هاى حقوقى و ارزیابى پیامدهای نهضت دفاع از تساوی حقوق زن و مرد در جهان معاصر و نظایر آن، هر یك در خور بررسى و مطالعة وسیع و عمیق است. به‌ویژه كه این قبیل بررسی‌ها و مطالعات به اثبات برترى و حقانیت نظام حقوقى اسلام رهنمون مى‌شود که در جای خود باید به آن پرداخته شود.
﴿ صفحه 181 ﴾
در این فرصت به اشتراک‌ها و تفاوت‌های تکوینی زن و مرد از دیدگاه قرآن اشاره می‌کنیم، سپس به تفاوت‌ها و اشتراکات حقوقی زن و مرد خواهیم پرداخت.(185)
نظام حقوقى‌ معتبر و بر حق، نظامی است كه احكام و قوانین آن مبتنى بر مصالح و مفاسد نفس‌الأمرى باشد. در نظام حقوقى اسلام، پشتوانة اعتبار احكام و قوانین اسلامی مصالح و مفاسد واقعى است و خواست همه یا اكثریت مردم در آن نقشی ندارد. شارع مقدس اسلام در مقام تعیین حقوق و تكالیف زن و مرد نیز ملاك‌هاى تكوینى را كاملاً در نظر گرفته و بر اساس آنها احكامى را وضع نموده است.
به بیان دیگر، اسلام در این زمینه جهات مشترك مرد و زن را که اقتضاى حقوق و تكالیف مشترك دارد و جهات اختصاصى را که مقتضى حقوق و تكالیف متمایز است، مورد توجه قرار داده است. از همین رو، بحث و بررسى در دو بخش، یکی دربارة جهات مشترك میان مرد و زن و لوازم حقوقى آن و دیگری دربارة موارد اختلاف تكوینى میان مرد و زن و تأثیر آن در تعیین حقوق و تكالیف مرد و زن، انجام می‌شود.