نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

3) برهان‌ناپذیری

مفاد اعلامیه یك سلسله مطالب شعارگونه است. تدوین‌کنندگان اعلامیه برای هیچ یك از حقوق و آزادی‌هایی مندرج در آن دلیل خردمندانه‌ای اقامه نكرده‌اند. برای اثبات این مدعا كافی است اصول موضوعة این اعلامیه مورد توجه قرار گیرد. هرچند در متن اعلامیه به این اصول تصریح نشده است، اما با دقت و باریك‌بینی می‌توان موضوعه بودن اصول مزبور را اثبات کرد.
اصل اول: «هر انسانی، ذاتاً، آزاد است». در مادّة یكم اعلامیه چنین تعبیر شده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند». هر كسی حق دارد از نویسندگان اعلامیه بپرسد: به چه دلیل هر انسانی، ذاتاً، آزاد است؟ چگونه می‌توانید چنین مطلبی را اثبات كنید؟ اگر شخصی مانند ارسطو معتقد باشد كه بعضی از انسان‌ها، به حكم چگونگی تن و روان «برده»اند، ادعای او را چگونه رد می‌كنید؟
﴿ صفحه 103 ﴾
اصل دوم: «همة انسان‌ها با هم برابرند». به این اصل نیز در مادّة یكم تصریح کرده‌اند: «تمام افراد بشر از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند». نویسندگان اعلامیه كه به استناد فرضیة معروف زیست‌شناسی نوین معتقدند كه هر یك از نژادهای مختلف انسانی از حیوانی پدید آمده و انسان‌ها از یك اصل نیستند، چگونه ادعای مساوات و برابری افراد بشر را دارند؟ نهایت چیزی كه آنان می‌توانند اثبات كنند این است كه افراد یك نژاد برابرند، چون پدر و مادر واحدی دارند. اما سرخپوستان آمریكا و سیاهپوستان آفریقا و زردپوستان خاور دور كه هر كدام علی‌الفرض از لحاظ نسبی به حیوانی می‌رسند، چگونه می‌توانند برابر و برادر یکدیگر باشند؟ بر فرض كه آنان بتوانند از طریقی مساوات تكوینی همة افراد بشر را اثبات كنند، اما مساوات تشریعی یعنی مساوات از لحاظ حیثیت و حقوق را نمی‌توانند اثبات کنند. به چه دلیل تمام افراد بشر باید با یكدیگر با روح برادری رفتار كنند؟ اصولاً اثبات برادری و رفتار برادرانة انسان‌ها با یکدیگر در رویکرد مادی قابل تبیین نیست.
اصل سوم: «انسانیت محترم است و نباید كاری كرد كه به كرامت انسانی لطمه‌ای وارد آید».؛ یعنی با هیچ كس نمی‌توان «رفتاری كرد كه ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد».(133) می‌پرسیم: چرا انسان کرامت دارد؟ كرامت انسان از كجا ناشی می‌شود؟ چرا کرامت انسان مطلق است، به گونه‌ای که نباید در هیچ حالی كرامت انسانی از میان برود؟ كسی كه به كرامت انسانی دیگران اعتنا ندارد و همواره همنوعان خود را شكنجه می‌كند و به قتل می‌رساند، چرا كرامتش محفوظ بماند؟
اصول موضوعة مزبور، بدیهی نیستند، نویسندگان اعلامیه نیز تبیین و تحلیلی ارائه نکرده‌اند. سایر مواد اعلامیه نیز برهان‌پذیر نیستند. حق آن است كه هر گفتار یا نوشتاری كه نظریه‌ای نو عرضه می‌دارد، مستند به دلایل متقن باشد به‌ویژه اعلامیه‌ای كه
﴿ صفحه 104 ﴾
مسائل بسیار خطیر و اساسی (حقوق بشر) را برای همة جهانیان اعلام می‌دارد؛ مسائلی كه ممکن است از سوی بسیاری از مخاطبان متعلق به فرهنگ‌ها و ادیان و مكاتب گوناگون مورد انتقاد واقع شود. بدین ترتیب، هر مادّه از اعلامیه باید نتیجة یك رشته استدلال‌های عقلی و واضح باشد و سزاوار بود كه نویسندگان اعلامیه نخست اصول مبنایی اعلامیه را بیان می‌کردند.

4) فقدان شالودة نظری

ارتباط اعلامیه به منزلة یك نظامنامة حقوقی با نظام‌های ارزشی دیگر و نیز با جهان‌بینی آن معلوم نیست. صورتی که جهان‌بینی یك سلسله بینش‌های كلی دربارة عالم هستی است كه مجموعة نظام‌های ارزشی بر اساس آنها شکل می‌گیرد. و نظام جامع ارزشی به نوبة خود دارای نظام اخلاقی است كه به داوری ارزشی دربارة رفتار فردی می‌پردازد و نیز نظام حقوقی دارد كه رفتار اجتماعی افراد را ارزش‌گذاری می‌كند و بر آنها نظارت و حاكمیت دارد. پس نظام حقوقی برخاسته از نظام كلی ارزش‌هاست. پس نباید نظام حقوقی را مستقل و بیگانه از جهان‌بینی و كل نظام ارزشی انگاشت، بلكه باید پیوند آن را با جهان‌بینی و ایدئولوژی توضیح و تبیین كرد، و این كاری است كه اعلامیه نویسان از آن غفلت کرده‌اند و یا تغافل ورزیده‌اند.

5) غفلت از توازن حق و تكلیف

تأكید اعلامیه فقط بر حقوق و آزادی‌هاست. در بندهای دوم و سوم مادّة بیست و نهم و مادّة سی ام و در همة مواد، سخن از حقوق و آزادی‌های بشر است و به تكالیف و وظیفه‌ها چندان اعتنایی نشده است. در صورتی كه حق و تكلیف متضایف‌اند. در زندگی اجتماعی نمی‌توان برای فرد یا گروهی حقی تعیین كرد و بر دیگران تكلیفی
﴿ صفحه 105 ﴾
مقرر نداشت. از این رو، در یك نظامنامة حقوقی باید حقوق و تكالیف در كنار هم مورد توجه قرار گیرد، به گونه‌ای كه هیچ یك دیگری را تحت‌الشعاع قرار ندهد. البته در اعلامیه نیز در مواردی به بعضی از تكالیف جزئی اشارت رفته است. اما این واقعیت كه انسان در زندگی اجتماعی همان گونه كه از حقوق و آزادیهایی بهرهمند می‌شود، باید به تكالیف و وظیفه‌هایی پایبند باشد، به هیچ وجه مورد توجه و تأكید واقع نشده و از اصول تكالیف اجتماعی انسان‌ها نیز ذكری به میان نیامده است.