نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: عبدالحکیم سلیمی

6) اصل اختیار

هدف آفرینش تحقق كمالات بیشتر در جهان هستی است. در این میان، انسان كمال خاص خود را دارد كه متمایز و ممتاز از كمالات موجودات دیگر است. آنچه سبب امتیاز کمال انسان از سایر كمالات می‌شود اختیاری بودن آن است. كمالاتی كه برای جمادات، نباتات و حیوانات حاصل می‌شود اختیاری نیست. مثلاً یك درخت بدون اراده رشد می‌كند و گل و میوه می‌آورد. البته انسان نیز در كمالات غیر ارادی و ناخواسته، با حیوانات، نباتات و جمادات شریک است. اما كمال حقیقی انسان جز از طریق اعمال ارادی قابل حصول نیست. این كمال حقیقی انسان برتر از همة كمالات دیگر است و نسبتش با آنها نسبت ذی‌المقدمه با مقدمه است. هیچ كسی ناآگاهانه و بدون توجه نمی‌تواند به این کمال برسد و اکراه و اجبار در تحقق آن تأثیری ندارد. تحصیل این كمال فقط از طریق اختیار و افعال مختارانه ممكن است. اگر خدای متعال در دنیا فقط یك راه در پیش پای انسان می‌گذاشت، غرض خلقت كه همانا رسیدن انسان به كمال حقیقی اوست نقض می‌شد؛ چرا كه انتخاب و گزینش آزادانه فقط زمانی صورت می‌پذیرد كه انسان بر سر دو راهی و چند راهی واقع شود. از این رو، حكمت الاهی و هدف آفرینش اقتضا دارد كه زمینة گزینش (راه‌های متعدد) وجود داشته باشد تا انتخاب آزادانه و وصول به كمال راستین امكان‌پذیر گردد. هر چند فقط یكی از راهها راه استكمال واقعی است، ولی اگر راههای دیگری وجود نداشته باشد حركت انتخابی
﴿ صفحه 76 ﴾
و استكمالی در كار نخواهد بود. پس وجود راههای سقوط و تنزلْ زمینة ترقی و تکامل را فراهم می‌آورد.(107)
پنج اصلی كه تا حال بیان کردیم ـ اصل توحید (مخلوقیت، وابستگی، نیازمندی، و عبودیت انسان، نسبت به خدای متعال)؛ اصل حكمت الاهی (تحقق بیشترین كمال ممكن و فدا شدن كمالات ناقص‌تر برای ماندن كمالات كامل‌تر)؛ اصل جاودانگی روح انسانی؛ اصل رابطة دنیا و آخرت (مقدمه بودن زندگی دنیا برای حیات اخروی)؛ و اصل اختیار (مختار بودن انسان در گزینش راه سعادت و شقاوت) از مسائل صرفاً فلسفی هستند؛ یعنی یك سلسله مسائل عقلی محض که ناظر به جهان هستی و هستی‌آفرین‌اند. اصول موضوعة دیگری نیز هست كه كل نظام ارزشی (ایدئولوژی اسلامی) بر آن مبتنی است. مهم‌ترین اصولی که در حل مسائل اخلاقی و حقوقی ارزش حیاتی دارند عبارت‌اند از:

7) اصل زندگی اجتماعی

برای دسترس به كمال حقیقی و مطلوب، زندگی اجتماعی ضروری است. البته كسانی مدعی شده‌اند كه انسانیت محصول زندگی اجتماعی است، به گونه‌ای که انسان بیرون از اجتماع انسان نیست. اما این ادعای مبالغه‌آمیز كه بدون زندگی اجتماعی وجود انسان محال باشد، پذیرفته نیست. ما بر این باور هستیم كه اگر زندگی اجتماعی نباشد و انسان‌ها به تنهایی زندگی كنند و حتّی اگر ارتباطات اجتماعی ضعیف باشد، كمالات انسانی به صورت مطلوب تحقق پیدا نمی‌کند. در فراز و نشیب زندگی اجتماعی است كه انسان هر لحظه بر سر دو راهی‌ها قرار می‌گیرد و زمینة انتخاب و اختیار فراهم می‌گردد. وانگهی، در جامعه است كه ابزار و وسائل تکامل در دسترس افراد قرار می‌گیرد. مصداق بارز این امر مسئلة تعلیم و تربیت و فعالیتهای علمی فكری و فرهنگی
﴿ صفحه 77 ﴾
است كه جز در ظرف جامعه تحقق‌پذیر نیست. هر انسانی اگر از میراث علمی، فلسفی، عرفانی، دینی، ادبی، هنری و... پیشینیان بهره‌مند نشود، نمی‌تواند در مسیر كمال‌جویی پیشرفت مطلوب داشته باشد. بدون شک، زندگی اجتماعی از آن جهت كه زمینة تحقق كمالات مادی و معنوی را بهتر فراهم می‌سازد، قطعاً بر زندگی فردی برتری دارد. از آنجا که انسان درصدد كسب كمالات بیشتر است باید زندگی اجتماعی را برگزیند.
اعتقاد به تأثیر بسیار مثبت و حیاتیِ زندگی اجتماعی در تحقق بیشترین كمالات انسانی، نشانة این حقیقت است که یک نظام حقوقی باید به جامعه و زندگی اجتماعی توجه ویژه داشته باشد. نظام حقوقی که اصل زندگی اجتماعی را نپذیرد، نمی‌تواند مبنای محکمی برای مسائل حقوقی ارائه کند. در نتیجه هر كسی می‌تواند زندگی اجتماعی را نپذیرد و احكام و مقررات اجتماعی را رعایت نکند؛ یعنی تكالیف خود را نسبت به دیگران انجام ندهد. بنابراین، پذیرش اصل زندگی اجتماعی، برای اثبات و تعیین حقوق و تکالیف انسان‌ها و اجرای آن، امری ضروری است.

8) اصل ضرورت قانون

از آنجا که رسیدن به كمالات حقیقی انسان در گرو زندگی اجتماعی است، باید امنیّت جامعه و نظام اجتماعی تأمین شود. لازمة چنین کاری محدود ساختن آزادی‌های فردی است. اگر در کرة زمین فقط یک انسان زندگی می‌کرد، می‌توانست بدون هیچ گونه محدودیتی زندگی كند و از نعمت‌ها و مواهب مادی و طبیعی بهره ببرد. اما اگر چنین نباشد، چنان‌که از همان روز نخست بیش از یك انسان بر روی زمین می‌زیسته است، بیش از دو راه وجود ندارد: یا هر فردی باید آزادی‌های نامحدود و مطلق داشته باشد و جامعه‌ای تحقق نیابد؛ یا زندگی اجتماعی پدید آید که به‌ناچار آزادی فردی محدود
﴿ صفحه 78 ﴾
می‌شود. چراکه جمع میان آزادی‌های مطلق فرد و بهره‌وری از امتیازات زندگی جمعی امكان‌پذیر نیست. اگر هر شخصی مطابق خواسته‌های خود با دیگران رفتار کند و در چگونگی بهره‌برداری‌اش از امكانات طبیعی و مادی کاملاً آزاد گذاشته شود، اصولاً جامعه شکل نمی‌گیرد. پس برای تأسیس جامعه و حفظ زندگی اجتماعی چاره‌ای جز محدود كردن آزادی‌های فردی نیست. به بیان دیگر، زندگی اجتماعی حدود و ضوابطی دارد که رعایت آنها در مقام عملْ ضرورت دارد. خلاصه آنكه زندگی اجتماعی بستر مناسب برای تحقق كمالات انسانی است و برقراری حیات جمعی نیز در گرو رعایت حدود و ضوابط اجتماعی است. در نتیجه وجود قانون و مقررات اجتماعی ضرورت تام پیدا می‌کند. قانون با محدود کردن آزادی‌های فردی زمینة تقسیم عادلانة مواهب و نعم طبیعی و مادی را میان شهروندان فراهم می‌آورد.