فلسفه اخلاق

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

وابستگی‌های اخلاق به دین

در‌حقیقت، محور اصلی مباحث دین و اخلاق در غرب را، بررسی نیازمندی‌های اخلاق به دین تشكیل می‌دهد. از طرفی، طرف‌داران اخلاق دینی همواره كوشیده‌اند تا نیازمندی‌های اخلاق را به دین نشان داده، وابستگی‌های مفهومی، معرفتی و انگیزشی اخلاق را به دین نمایان سازند و از سوی دیگر، حامیان اخلاق سكولار به نفی نیازمندی اخلاق به دین پرداخته، حوزة اخلاق را به‌طور كلی مستقل از دین پنداشته‌اند. حتی، همان‌طور كه پیش‌تر اشاره شد، برخی از آنان، دین و باورهای دینی را برای اخلاق زیان‌بار دانسته‌اند. طرف‌داران اخلاق دینی، اغلب از راه «نظریة امر الهی» كوشیده‌اند تا اثبات كنند كه اخلاق هم در مقام ثبوت، یعنی تعریف مفاهیم خود، و هم در مقام اثبات، یعنی تصدیق گزاره‌های خود، و حتی آگاهی از آنها به‌شدت نیازمند دین است. افزون بر آن مدافعان اخلاق دینی، دین و اعتقادات دینی را پشتوانه‌ای لازم برای اجرای احكام اخلاقی می‌دانند و از این طریق نیز بر نیازمندی اخلاق به دین تأكید می‌كنند.
در این قسمت به بیان برخی از مهم‌ترین نیازمندی‌های اخلاق به دین می‌پردازیم.(380)
﴿ صفحه 226 ﴾
1. تعریف مفاهیم اخلاقی
همان‌طور كه در فصل دوم اشاره شد، در باب تعریف مفاهیم اخلاقی، سه نظریة عمده وجود دارد كه عبارت‌اند از نظریه‌های شهودگرایانه، غیرشناختی و تعریف‌گرایانه. نظریه‌های تعریف‌گرایانه به دیدگاه‌هایی اطلاق می‌شد كه مفاهیم اخلاقی را قابل تعریف و تحلیل می‌دانند. این دسته از نظریات، كه طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌های مختلف را شامل می‌شود، در تقسیم كلی دیگری به دو دسته طبیعت‌گرایی و متافیزیكی تقسیم می‌شدند؛ دستة نخست، مفاهیم اخلاقی را با ارجاع به مفاهیم طبیعی و تجربی تعریف می‌كردند و دستة دوم می‌كوشیدند آنها را بر اساس مفاهیم فلسفی یا كلامی و الهیاتی تعریف نمایند.
پیروان نظریة امر الهی، بر این باورند كه مفاهیم اخلاقی را تنها در‌صورتی می‌توان تعریف كرد كه آنها را به امر‌و‌نهی الهی ارجاع دهیم. از دیدگاه آنان، «كار خوب» یعنی «كاری كه متعلَّق امر الهی است» و «كار بد» یعنی «كاری كه متعلَّق نهی الهی است». بر این اساس، اخلاق حتی در تعریف مفاهیم خود نیازمند به دین و گزاره‌های دینی است؛ زیرا تا خدایی نباشد [اعتقاد به وجود خدا] و نهی و امری نداشته باشد [اعتقاد به وحی و نبوت]، مفهوم «خوب» و «بد» و امثال آن هیچ‌گونه معنایی نخواهند داشت. البته همان‌طور كه در جای خود گفتیم، ما این نظریه را نمی‌پذیریم و بر این باوریم كه برای درك معنای خوب و بد، نیازی به دین و گزاره‌های دینی نیست.(381)
2. تعیین ارزش‌های اخلاقی
یكی دیگر از نیازمندی‌های اخلاق به دین این است كه دین ارزش‌های اخلاقی را تعیین می‌كند. (البته دربارة چگونگی تشخیص افعال پسندیده و ارزشمند از افعال ناپسند یا بی‌تفاوت، مبانی مختلفی وجود دارد كه در فصل پنجم به برخی از آنها اشاره كردیم). وقتی می‌خواهیم ببینیم چه كاری را باید انجام داد و چه كاری را نباید انجام داد، در این مسئله
﴿ صفحه 227 ﴾
بحث می‌شود كه خوبی و بدی كارها را از كجا بشناسیم؟ حدود و مرزهایش چیست؟ چه كاری با چه شرایطی خوب است و با چه شرایطی بد می‌شود؟ چه كسی باید اینها را تعیین كند؟ اینجاست كه برخی معتقدند اخلاق، در این مقام نیز وابسته و نیازمند به دین است. دین باید افعال ارزشی را در مقام اثبات، تعیین كند؛ یعنی به كمك وحی الهی و علومی كه از اولیای خدا به‌وسیلة وحی و الهام به ما رسیده است، می‌توانیم ارزش‌های رفتاری و حدود كارها را مشخص كنیم و تبیین نماییم كه چه كاری در چه حدی مطلوب است و ارزش اخلاقی دارد و برعكس، چه كاری فاقد ارزش اخلاقی یا ضد اخلاق است.(382)
این نظریه نیز فی‌الجمله می‌تواند درست باشد؛ یعنی در تعیین ارزش بسیاری از جزئیات اعمال اختیاری انسان، نیازمند دین و گزاره‌های دینی هستیم. عقل آدمی به‌تنهایی نمی‌تواند همة ارزش‌های اخلاقی را تعیین نماید. در‌عین‌حال برخی از اصول ارزش‌های اخلاقی مانند خوبی عدالت و زشتی ظلم، بدون دین و باورهای دینی قابل تشخیص هستند.
3. تعیین هدف ارزش‌های اخلاقی
یكی دیگر از نیازمندی‌های اخلاق به دین، مربوط به تعیین هدف و غایت افعال و ارزش‌های اخلاقی است. توضیح آنكه: اساس ارزش‌ها را غایات و اهداف افعال و رفتارها تشكیل می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، ارزش رفتارهای اخلاقی به غایات و اهداف آنهاست. چون ما اهداف مقدسی داریم كه برای ما مطلوبیت ذاتی دارند، باید كارهایی را انجام دهیم كه ما را به آن اهداف مقدس برسانند، و اینجاست كه ارزش‌های اخلاقی، پدید می‌آیند. با توجه به این نكته، گفته می‌شود كه هدف انسان رسیدن به قرب الهی است، و این بالاترین هدفی است كه برای سیر تكاملی انسان وضع می‌شود، و ارزش رفتارهای اخلاقی، از آنجا ناشی می‌شود كه یا مستقیماً موجب قرب الهی می‌شوند و یا زمینة تقرب به خدا را فراهم می‌آورند. بر این اساس رابطة دین و اخلاق و وابستگی اخلاق به دین چنین تبیین می‌شود
﴿ صفحه 228 ﴾
كه در دین، خداوند شناخته می‌شود و به‌عنوان هدف تكاملی انسان معرفی می‌گردد، و از اینجا ارزش‌های اخلاقی پدید می‌آیند؛ یعنی اگر دین نبود و این آموزه‌ها را برای ما ثابت نمی‌كرد، اصلاً ارزش‌های اخلاقی پایه و مایه‌ای نمی‌داشت. نتیجه آنكه، علی‌رغم استقلال قلمرو اخلاق و دین، خدمت بزرگ و ارزنده‌ای كه دین به اخلاق می‌كند، این است كه هدف والای ارزش‌های اخلاقی را تعیین می‌نماید.(383)
4. ضمانت اجرایی ارزش‌های اخلاقی
بدون شك، برخلاف تصور سقراط، صرف شناخت افعال خوب و بد، نمی‌تواند علت تامة انجام یا ترك آنها باشد. ممكن است كسی ارزش‌های اخلاقی را به‌خوبی بشناسد و بداند، اما از عمل بر طبق آنها خودداری نماید. افزون بر این، بر اساس روان‌شناسی انسان می‌توان گفت كه اگر نگوییم همة انسان‌ها، دست‌كم بسیاری از آنها، تا تشویق یا تنبیهی نباشد، چندان رغبتی به انجام كارهای خوب و ترك كارهای بد از خود نشان نمی‌دهند.(384) بنابراین می‌توان گفت كه بدون دین و برخی آموزه‌های دینی، همچون اعتقاد به عدالت الهی، وجود معاد و حسابرسی به اعمال بندگان، اكثریت مردمان چندان التزامی به اصول و ارزش‌های اخلاقی نخواهند داشت. درواقع مصلحت‌خواهی، خودگرایی و حب ذات در همة مسائل، از جمله مسائل اخلاقی، گریبان‌گیر عموم انسان‌هاست، و كمتر كسی را می‌توان یافت كه صرفاً به دلیل عشق به حقیقت و عشق به خداوند، به ارزش‌های اخلاقی و هنجارهای دینی پایبند باشد. بسیاری به سبب شوق به بهشت و نعمت‌های آن و بسیاری دیگر به دلیل هراس از جهنم و نقمت‌های آن است كه به رفتارهای اخلاقی تن می‌دهند و خود را مقید به انجام كارهای خوب و ترك كارهای بد می‌كنند. بی‌تردید در‌این‌زمینه نیز دین می‌تواند با ارائة
﴿ صفحه 229 ﴾
تضمین‌های لازم و بیان تأثیرات و فواید دنیوی و اخروی افعال اخلاقی، آدمیان را به سمت عمل به ارزش‌های اخلاقی سوق دهد. دین با بیان عالی‌ترین وعده‌ها برای انجام كارهای خوب و دردناك‌ترین وعیدها برای ارتكاب كارهای بد، موجب به فعلیت رسیدن ارزش‌های اخلاقی می‌شود. اصولاً برای برخی از ارزش‌های اخلاقی مانند «ایثار» جز با استمداد از دین و آموزه‌های دینی نمی‌توان توجیه معقولی ارائه داد. ایثار و از‌خودگذشتگی بر اساس دیدگاه مادی و ماتریالیستی هیچ‌گونه توجیه معقولی ندارد.
5. عدم امكان اخلاق سكولار
گاهی برای تحكیم نیاز اخلاق به دین، گفته می‌شود برای كسی كه معتقد به دین و ماورای طبیعت نیست، اخلاق هیچ معنایی ندارد؛ زیرا در اخلاق ارزش‌های غیرمادی مطرح می‌شوند؛ ارزش‌هایی كه احیاناً هیچ منفعت مادی‌ای برای انسان ندارند. اگر كسی غیر از ماده را قبول نداشته باشد چگونه می‌تواند این ارزش‌های معنوی و غیرمادی را بپذیرد! اما انصاف این است كه اخلاق به معنایی كه در مكتب‌های مختلف مطرح می‌شود، طوری نیست كه همیشه متوقف بر پذیرش دین باشد. اخلاقی كه مبتنی بر اصالت لذت، اصالت نفع، اصالت جمع یا وجدان باشد هیچ توقفی بر دین ندارد. حتی ماتریالیست‌ها نیز می‌توانند اخلاق را بر اساس این مبانی بپذیرند و بگویند مفاهیم اخلاقی هر‌چند مفاهیمی مادی نیستند اما مبنایشان طبیعت و ماده است. ماده وقتی به حدی از كمال و پیچیدگی می‌رسد، توانایی درك این مفاهیم را كسب می‌كند. به زندگی اجتماعی تن می‌دهد، آداب و رسوم اجتماعی را می‌پذیرد و برای اینها هم ارزش قائل می‌شود. صرف‌نظر از مخدوش بودن این مبنا، وقتی صرفاً در حوزة اخلاق بحث می‌كنیم، نمی‌توانیم بگوییم كسی كه به خدا و قیامت اعتقاد ندارد، نمی‌تواند هیچ مكتب اخلاقی‌ای را بپذیرد. بنابراین نمی‌توان اصل امكان تحقق اخلاق سكولار را نفی كرد. اشكالی اگر هست در بینش فلسفی و جهان‌بینی آنهاست. به‌عبارت‌دیگر، بدون دین نیز می‌توان یك اخلاق حداقلی داشت،
﴿ صفحه 230 ﴾
همان‌طور كه در جوامع غربی مشاهده می‌كنیم؛ اما اخلاق حداكثری و اخلاقی كه انسان را به كمال نهایی برساند، بدون دین امكان‌پذیر نیست.

تبیین دیدگاه مورد قبول

تا اینجا سه نظریة كلی را در باب ارتباط دین و اخلاق بیان كردیم؛ اكنون نوبت تبیین نظریة مورد قبول است.(385) به نظر می‌رسد نخستین و مهم‌ترین گام در این راستا، تعریف دین و اخلاق است. پیش‌تر دیدیم هر‌كدام از نظریه‌های یاد‌شده، تعریف و تلقی خاصی از دین و اخلاق دارند و همین امر موجب ارائة آن نظریه خاص دربارة رابطة میان آنها شده است. در نظریة تباین، تعریف خاصی از دین و اخلاق مورد نظر بود. به عقیدة طرف‌داران این نظریه، دین‌داری یعنی اینكه انسان خدا را بشناسد، به او معتقد شود، و عبادتی هم انجام دهد. همین تلقی نادرست از دین، مبنای افكار سكولاریسم و گرایش‌های سكولاریستی در غرب شده است. تلقی رایج از دین در غرب، به‌جز موارد استثنایی در بعضی از مكاتب و محافل كاتولیك و امثال آن، این است كه دین هیچ ربطی به مسائل دیگر ندارد. دین را نوعی گرایش و احساس می‌دانند كه انسان نسبت به خدا دارد و برای ارضای این گرایش و احساس و نیاز روانی لازم است به معبد رود. هیچ دلیلی هم نمی‌توان برای واقعیت داشتن این احساسات و گرایش‌ها، اقامه كرد. صرفاً یك احساس و تجربة شخصی و معنوی است كه در انسان وجود دارد.
اخلاق را نیز در ارتباط با رفتارهای اجتماعی انسان معنا می‌كنند. اخلاق یعنی ارزش‌هایی كه در رفتارهای اجتماعی انسان مطرح می‌شود؛ مثل اینكه انسان‌ها باید با هم چگونه باشند، انسان باید خوش‌اخلاق باشد، خوش‌رفتار باشد، خوش‌رو باشد، درستكار باشد، راست بگوید و عدالت را رعایت كند. همة اینها مصادیق اخلاق است. هر‌چند ممكن است برخی از اینها جنبة پایه‌ای داشته باشند و بتوان آنها را مبنا و اساس سایر
﴿ صفحه 231 ﴾
ارزش‌های اخلاقی دانست. به‌هر‌حال قلمرو اخلاق منحصر در روابط اجتماعی انسان‌هاست. طبیعی است اگر تلقی ما از دین و اخلاق چنین چیزی باشد، دیگر نمی‌توان از رابطة میان آن دو سخن گفت. اخلاق رابطة میان انسان‌ها را بررسی می‌كند، و دین رابطة فرد انسانی را با خدا بیان می‌كند.
به نظر می‌رسد، ضعف اساسی این نظریه در همین تلقی نادرستی است كه از دین و اخلاق دارد. قلمرو اخلاق منحصر به روابط اجتماعی انسان‌ها نیست. همچنان‌كه اخلاق تنها صفات و ملكات نفسانی را شامل نمی‌شود، بلكه همة رفتارها و ملكات انسانی كه قابل مدح و ذم بوده، صبغه ارزشی داشته باشند، خواه مربوط به رابطة انسان‌ها با یكدیگر، یا رابطة انسان با خدا، یا رابطة انسان با خود و یا حتی رابطة انسان با طبیعت، در حوزة اخلاق قرار می‌گیرند. دین نیز منحصر در بیان رابطة انسان با خدا نیست. در قرآن كریم و كتب حدیثی ما هزاران مسئلة دیگر در حوزه‌های مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی و بین‌المللی مطرح است كه همة آنها جزو دین به‌حساب می‌آیند. البته دین مورد نظر ما، دین حق و مبتنی بر وحی راستین الهی، یعنی اسلام است؛ نه هر‌چیزی كه در دنیا با نام دین شناخته می‌شود. با نگاهی گذرا به منابع اسلامی دانسته می‌شود كه اسلام به همة این مسائل پرداخته است. یكی از واضح‌ترین مطالب مربوط به اسلام این است كه هم دربردارندة اعتقادات است، هم اخلاقیات و هم احكام. بر این اساس، دین همه شئون زندگی انسان را در‌بر می‌گیرد و اختصاص به رابطة انسان با خدا ندارد.
البته باید توجه داشت كه این سخن به معنای آن نیست كه مثلاً قواعد حساب، هندسه، فیزیك و شیمی را هم جزو دین به‌حساب آوریم. صرف روابطی كه میان پدیده‌ها وجود دارد، یعنی روابط علّی و معلولی میان تركیبات فیزیكی و شیمیایی یا فعل و انفعالات فیزیكی و امثال آنها، ربطی به دین ندارد. اما از‌آن‌جهت كه این امور در زندگی انسان نقش دارند و همة اینها به نحوی با تكامل آدمی در ارتباط‌اند، از بعد ارزشی خود در قلمرو دین قرار می‌گیرند. به یك معنا می‌توان ادعا كرد كه هیچ چیز از قلمرو دین خارج نیست. هر پدیده‌ای
﴿ صفحه 232 ﴾
در این عالم، از نظر دینی، حكم و ارزشی خواهد داشت؛ دست‌كم، حكم حلّیّت و اباحه دارد، كه باز هم دین باید این حكم را صادر كند.
نهایتاً، دیدگاه قابل قبول‌تر برای ما این است كه اخلاق جزئی از دین به‌حساب آید؛ یعنی ما رابطة دین و اخلاق را رابطه‌ای ارگانیكی، همچون رابطة تنة درخت با كل درخت می‌دانیم. دین به مثابه درختی می‌ماند كه ریشه آن، همان عقاید است، تنه‌اش اخلاق و شاخ و برگش، احكام هستند.
گفتنی است كه گاهی منظور از اخلاق همان مسائل و موضوعات و محمولات است (صرف‌نظر از آن نظریه‌ای كه دین دربارة اخلاق دارد یا روشی كه برای ارزشیابی اخلاق‌ها ارائه می‌دهد)، كه در‌این‌صورت می‌توان گفت دین و اخلاق دو حوزة مستقل دارند؛ به‌گونه‌ای‌که شخص می‌تواند بدون اعتقاد به دین، یك نوع اخلاقی را بپذیرد. بر این اساس، اخلاق لزوماً در حوزة دین و جزو دین نیست. اگر اخلاق را این‌گونه تعریف كردیم، رابطة آن با دین یك نوع عموم و خصوص من وجه می‌شود.
نكتة دیگری كه لازم است در پایان اشاره كنیم این است كه بر اساس تحلیلی كه ما از مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی ارائه دادیم و آنها را حاكی از روابط واقعی میان افعال اختیاری انسان و كمال نهایی آدمی دانستیم، اخلاق متوقف بر دین نیست؛ یعنی در اصل این نظریه هیچ اعتقادی اخذ نشده است. كسی، می‌تواند این نظریه را بپذیرد، بی‌آنكه به اعتقادات یا دستورهای دینی پایبند باشد. اما وقتی كه بخواهیم كمال نهایی را بشناسیم و رابطة میان افعال اختیاری را با كمال نهایی كشف كنیم، اینجاست كه به‌شدت نیازمند دین هستیم؛ هم نیازمند به اصول و اعتقادات دینی و هم نیازمند به محتوای وحی و نبوت.
توضیح آنكه: هر‌كسی ممكن است تحلیل خاصی از كمال نهایی انسان داشته باشد؛ مثلاً در نظریة ارسطو، اعتدال قوای سه‌گانة غضبیه، شهویه و عاقله، و حاكمیت عقل بر سایر قوا، كمال نهایی است. برخی دیگر ممكن است همسازی و سازگاری انسان با محیط را كمال نهایی بپندارند. در‌این‌صورت هیچ نیازی به دین پیدا نمی‌شود. اما به عقیدة ما، كه در جای
﴿ صفحه 233 ﴾
خود آن را اثبات می‌كنیم، كمال نهایی انسان، تقرب به خداوند است. بنابراین اگر بخواهیم كمال نهایی انسان را مشخص نماییم، ناچاریم مسئلة خدا را مطرح كنیم. اینجاست كه این نظریه با اعتقادات دینی ارتباط برقرار می‌كند. همچنین برای تشخیص كارهای خوب كه با كمال نهایی انسان رابطه دارند، باید مسئله خلود و جاودانگی نفس را در نظر بگیریم تا اگر بین پاره‌ای از كمالات مادی با كمالات ابدی و جاودانه تعارضی دیده شد، بتوانیم میان آنها ترجیحی قائل شویم و بگوییم فلان كار بد است؛ نه از‌آن‌جهت كه نمی‌تواند كمال مادی برای ما به وجود آورد، بلكه از‌آن‌جهت كه با یك كمال اخروی در تعارض است. پس باید اعتقاد به معاد هم داشته باشیم.
افزون بر این، عقل تنها می‌تواند مفاهیمی كلی را دربارة رابطة میان افعال اختیاری و كمال نهایی به دست آورد و این مفاهیم كلی برای تعیین مصادیق دستورهای اخلاقی چندان كارایی ندارند؛ مثلاً عقل می‌فهمد كه عدل خوب است، اما اینكه عدل در هر موردی چه اقتضایی دارد و چگونه رفتاری در هر موردی عادلانه است، در بسیاری موارد روشن نیست، و عقل به‌خودی‌خود نمی‌تواند آنها را مشخص كند؛ مثل اینكه آیا در جامعه، حقوق زن و مرد باید كاملاً یک‌سان باشد یا باید تفاوت‌هایی میان آنها وجود داشته باشد، و كدام‌یك عادلانه است، و اگر باید تفاوت‌هایی داشته باشند، چه اندازه و در چه مواردی است. بدیهی است كه عقل آدمی نمی‌تواند به‌خودی‌خود این موارد را كشف كند؛ زیرا وقتی می‌تواند چنین مواردی را تشخیص دهد كه بر همة روابط كارهای اختیاری انسان با غایات و نتایج نهایی آنها، و تأثیرات دنیوی و اخروی‌شان احاطة كامل داشته باشد، و چنین احاطه‌ای برای عقل عادی بشر ممكن نیست. پس برای اینكه مصادیق خاص دستورهای اخلاقی را به دست آوریم، باز هم احتیاج به دین داریم. این وحی است كه دستورهای اخلاقی را در هر مورد خاصی با حدود خاص خودش و با شرایط و لوازمش تبیین می‌كند، و عقل به‌تنهایی از عهدة چنین كاری برنمی‌آید.
نتیجه آنكه، نظریه ما در باب مفاهیم و قضایای اخلاقی نیز، در شكل كاملش، هم به
﴿ صفحه 234 ﴾
اصول اعتقادی دین (اعتقاد به خدا و قیامت و وحی) نیازمند است و هم به محتوای وحی و دستورهای دین. طبعاً باید بگوییم كه اخلاق در هیچ صورتی از دین جدا نیست؛ نه از اعتقادات دینی و نه از دستورهای دینی. نه‌تنها جدا نیست كه در هیچ موردی بی‌نیاز از دین نیستیم. پس بر اساس نظریة مختار، ما، هم در تعیین مصداق هدف نهایی اخلاق و ملاك ارزش‌گذاری، و هم در مقام تشخیص و تعیین افعال ارزشمند، ضد‌ارزش و بی‌تفاوت، به‌شدت نیازمند اعتقادات و دستورهای دین هستیم.
﴿ صفحه 235 ﴾

كتاب‌نامه

الف) منابع فارسی
1. آپل، ماکس، شرحی بر تمهیدات كانت، ترجمة محمدرضا حسینی بهشتی، مركز نشر دانشگاهی، تهران، 1375.
2. آیر، ا.ج، زبان، حقیقت و منطق، ترجمة منوچهر بزرگمهر، دانشگاه صنعتی شریف، تهـران، [بی‌تا].
3. ابن‌سینا، دانشنامه علایی، تصحیح احمد خراسانی، كتابخانة فارابی، تهران، 1360ق.
4. اتکینسون، آر. اف، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمة سهراب علوی‌نیا، مركز ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1369.
5. ارسطو، اخلاق نیكو‌ماخوس، ترجمة ابوالقاسم پورحسینی، دانشگاه تهران، تهران، 1356.
6. افلاطون، دورة آثار افلاطون، ترجمة محمدحسن لطفی، چ‌دوم، خوارزمی، تهران، 1367.
7. بُدَن، لویی، تاریخ عقاید اقتصادی، ترجمة هوشنگ نهاوندی، چ‌پنجم، مروارید، تهران، 1356.
8. براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، ج4، ترجمة رشید یاسمی، چ‌سوم، ابن‌سینا، تهران، 1345.
9. برن، ژان،‌ فلسفة اپیكور، ترجمة ابوالقاسم پورحسینی، شركت سهامی كتاب‌های جیبی، تهـران، 1357.
10. پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمة احمدنراقی و ابراهیم سلطانی، طرح نو، تهران، 1376.
﴿ صفحه 236 ﴾
11. تعدادی از نویسندگان، بازتاب كار و طبیعت در هنر، ترجمة محمدتقی فرامرزی، چ‌دوم، ساوالان، تبریز، 1357.
12. جاسبی، عبدالله، نظام‌های اقتصادی، چ‌دوم، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1364.
13. جوادی، محسن، مسئلة باید و هست، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375.
14. حائری یزدی، مهدی،‌ كاوش‌های عقل عملی، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهـران، 1361.
15. حائری یزدی، مهدی، كاوش‌های عقل نظری، دانشگاه تهران، تهران، 1347.
16. خدا در فلسفه، مجموعه مقالات، ترجمة بهاءالدین خرمشاهی، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، 1370.
17. دکارت، رنه، تأملات در فلسفة اولی، ترجمة احمد احمدی، چ‌دوم، مركز نشر دانشگاهی، تهران، 1369.
18. دورکیم، امیل، فلسفه و جامعه‌شناسی، ترجمة فرحناز خمسه‌ای، مركز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، تهران، 1360.
19. رابینسون، جون، فلسفة اقتصادی، ترجمة بایزید مردوخی،‌ چ‌دوم، شركت سهامی كتاب‌های جیبی، تهران، 1358.
20. رازی، فخرالدین، البراهین در علم كلام، دانشگاه تهران، تهران، 1341.
21. راس، دیوید، ارسطو، ترجمة مهدی قوام صفری، فكر روز، تهران، 1377.
22. راسل، برتراند، تاریخ فلسفه غرب، ترجمة نجف دریابندری، چ‌ششم، كتاب پرواز، تهـران، 1373.
23. روسو، ژان ژاک، امیل یا آموزش و پرورش، ترجمة غلامحسین زیرك‌زاده، شركت سهامی چهر، [بی‌جا]، 1360.
24. رومی، ملاجلال‌الدین، مثنوی معنوی، چ‌پنجم، نگاه، تهران، 1373.
﴿ صفحه 237 ﴾
25. رید، هربرت، معنی هنر، ترجمة نجف دریابندری، چ‌چهارم، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1371.
26. ژانه، پیر،‌ اخلاق، ترجمة بدرالدین كتابی، آموزش و پرورش، اصفهان، 1373.
27. ژکس، فلسفة اخلاق (حكمت عملی)، ترجمة ابوالقاسم پورحسینی، سیمرغ، تهران، 1356.
28. ژید، شارل و شارل ریست، تاریخ عقاید اقتصادی، ج1 و 2، ترجمة كریم سنجابی، دانشگاه تهران، تهران، 1370.
29. سپینوزا، باروخ، اخلاق، ترجمة محسن جهانگیری، چ‌دوم، مركز نشر دانشگاهی، تهران، 1376.
30. سینگر، مارکوس جی، «نگرشی كلی به فلسفة اخلاق»، ترجمة حمید شهریاری، معرفت، ش 15 (سال چهارم زمستان 1374).
31. شومپتر، جوزف، تاریخ تحلیل اقتصادی، ج2 (پس از اسمیت تا پایان دورة كلاسیك)، ترجمة فریدون فاطمی، نشر مركز، تهران، 1377.
32. طباطبایی، سید‌محمد‌حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، پاورقی مرتضی مطهری، چ‌ششم، صدرا، تهران، 1368.
33. طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، كتاب‌فروشی اسلامیه، تهران، [بی‌تا].
34. طوسی، خواجه نصیرالدین، اساس الاقتباس، تصحیح مدرس رضوی، چ‌دوم، دانشگاه تهران، تهران، 1356.
35. فرانکنا، ویلیام کی.، فلسفة اخلاق، ترجمة هادی صادقی، طه، قم، 1376.
36. فروغی، محمدعلی،‌ سیر حكمت در اروپا، چ‌دوم، زوار، تهران، 1367.
37. فنایی اشکوری، محمد، علم حضوری، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قـم، 1375.
38. فنایی اشکوری، محمد، معقول ثانی، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1375.
39. کاپلستون،‌ فردریک، تاریخ فلسفه (از بنتام تا راسل)، ج8، ترجمة بهاءالدین خرمشاهی، چ‌دوم، علمی و فرهنگی و سروش، تهران، 1376.
﴿ صفحه 238 ﴾
40. کاپلستون،‌ فردریک، تاریخ فلسفه (از فیشته تا نیچه)، ج7، ترجمة داریوش آشوری، علمی و فرهنگی و سروش، تهران، 1367.
41. کاپلستون،‌ فردریک، تاریخ فلسفه (از ولف تا كانت)، ج6، ترجمة اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، چ‌دوم، علمی و فرهنگی و سروش، تهران، 1373.
42. کاپلستون،‌ فردریک، تاریخ فلسفه (فیلسوفان انگلیسی از هابز تا هیوم)، ج5، ترجمة امیر‌جلال‌الدین اعلم، چ‌دوم، علمی و فرهنگی و سروش، تهران، 1370.
43. کاپلستون،‌ فردریک، تاریخ فلسفه (یونان و روم)، ج1، ترجمة جلال‌الدین مجتبوی، علمی و فرهنگی و سروش، تهران، 1368.
44. کاپلستون، فردریک، كانت، ترجمة منوچهر بزرگمهر، مؤسسة انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف، تهران، 1360.
45. کانت، ایمانوئل، بنیاد مابعدالطبیعة اخلاق، ترجمة حمید عنایت و علی قیصری، خوارزمی، تهران، 1369.
46. کروچه،‌ بندتو، كلیات زیباشناسی، ترجمة فؤاد روحانی، چ‌چهارم، علمی و فرهنگی، تهـران، 1372.
47. کنت دوگوبینو، سه سال در ایران، ترجمة ذبیح‌اللّه‌ منصوری، فرخی، تهران، [بی‌تا].
48. لاهیجی، ملاعبدالرزاق، سرمایه ایمان، چ‌دوم، الزهراء، [بی‌جا]، 1364.
49. لاهیجی، ملاعبدالرزاق، گوهر مراد، كتاب‌فروشی اسلامیه، تهران، 1377.
50. مارکس، کارل، سرمایه، ترجمة ایرج اسكندری، [بی‌نا]، [بی‌جا]، 1352.
51. محتشم دولتشاهی، طهماسب، مبانی علم اقتصاد: اقتصاد خرد ـ اقتصاد كلان، چ‌دوازدهم، خجسته، تهران، 1378.
52. مدرسی، محمدرضا، فلسفة اخلاق، سروش، تهران، 1371.
53. مسکویه، ابوعلی، كیمیای سعادت (ترجمة طهارة الاعراق)، ترجمة میرزا ابوطالب زنجانی، تصحیح ابوالقاسم امامی، نقطه، تهران، 1375.
﴿ صفحه 239 ﴾
54. مصباح یزدی، محمدتقی، «اخلاق در قرآن»، معرفت، شمارة 13، (سال چهارم، تابسـتان 1374).
55. مصباح یزدی، محمدتقی، «اخلاق در قرآن»، معرفت، شمارة 14 (سال چهارم، تابستان 1374).
56. مصباح یزدی، محمدتقی، «دین و اخلاق»، قبسات، ش 13 (پاییز 1378).
57. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، چ‌هشتم، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1371.
58. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، چ‌سوم، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1368.
59. مصباح یزدی، محمدتقی، ایدئولوژی تطبیقی، در راه حق، قم، 1361.
60. مصباح یزدی، محمدتقی، بر درگاه دوست، نگارش عباس قاسمیان، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1376.
61. مصباح یزدی، محمدتقی، پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امـام خمینـی(رحمه الله)، قـم، 1376.
62. مصباح یزدی، محمدتقی، ترجمه و شرح برهان شفا، تحقیق محسن غرویان، امیركبیر، تهران، 1373.
63. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، چ‌دوم، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1372.
64. مصباح یزدی، محمدتقی، چكیدة چند بحث فلسفی، در راه حق، قم، [بی‌تا].
65. مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1377.
66. مصباح یزدی، محمدتقی، خودشناسی برای خودسازی، چ‌سوم، در راه حق، قم، 1370.
67. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن (3ـ1: خداشناسی، كیهان‌شناسی، انسان‌شناسی)، در راه حق، قم، [بی‌تا].
68. مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن (5ـ4: راه و راهنماشناسی)، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1376.
﴿ صفحه 240 ﴾
69. مصباح یزدی، محمدتقی، نظریة سیاسی اسلام، ج1 (قانون‌گذاری)، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1378.
70. مصباح یزدی، محمدتقی، نظریة سیاسی اسلام، ج2 (كشورداری)، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1378.
71. مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، چ‌ششم، صدرا، تهران، 1368.
72. مطهری، مرتضی، شرح مبسوط منظومه، چ‌سوم، حكمت، تهران، 1369.
73. مطهری، مرتضی، فطرت، صدرا، تهران، 1369.
74. مطهری، مرتضی، فلسفة اخلاق، چ‌سوم، صدرا، تهران، 1367.
75. مطهری، مرتضی، مجموعة آثار، ج5، چ‌سوم، صدرا، تهران، 1374.
76. مطهری، مرتضی، نقدی بر ماركسیسم، صدرا، تهران، 1363.
77. مک اینتایر، السدر، تاریخچة فلسفة اخلاق، ترجمة انشاءالله رحمتی، حكمت، تهران، 1379.
78. مور، جورج ادوارد، اخلاق، ترجمة اسماعیل سعادت، علمی و فرهنگی، تهران، 1366.
79. النراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، مطبعة الزهراء، نجف، 1368.
80. نیوتن، اریک، معنی زیبایی، ترجمة پرویز مرزبان، چ‌دوم، علمی وفرهنگی، تهران، 1366.
81. وارنوک، ج.، فلسفة اخلاق در قرن حاضر، ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی، چ‌دوم، مركز ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1368.
82. وَن دِث، ژان و الینور اسکار بروگ، «چیستی ارزش»، ترجمة اصغر افتخاری، قبسات، ش13، (پاییز 1378)، ص110ـ125.
83. هاسپرز، جان، فلسفة دین، ترجمة مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی، مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی، قم، [بی‌تا].
ب) منابع عربی
84. ابن‌المرزبان، بهمنیار، التحصیل، تصحیح مرتضی مطهری، دانشكدة الهیات و معارف اسلامی، تهران، 1349ش.
﴿ صفحه 241 ﴾
85. ابن‌تیمیه، احمد، بغیة المراد، تحقیق موسی‌بن‌سلیمان، الطبعة الثالثة، مكتبة العلوم و الحكم، [بی‌جا]، 1415ق.
86. ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، مع شرح نصیرالدین الطوسی، تحقیق سلیمان دنیا، مؤسسة النعمان، بیروت، 1413ق.
87. ابن‌سینا، الالهیات من كتاب الشفاء، تحقیق حسن حسن‌زادة آملی، دفتر تبلیغات اسلامی، قـم، 1376.
88. ابن‌سینا، الشفاء (البرهان)، تحقیق ابراهیم مدكور و ابوالعلاء عفیفی، وزارة التربیة و التعلیم، القاهرة، 1375ق.
89. ابن‌سینا، الشفاء (الطبیعیات)، تحقیق ابراهیم مدكور، دار الكتاب العربی للطباعة والنشر، القاهرة، [بی‌تا].
90. ابن‌سینا، رسائل، بیدار، قم، [بی‌تا].
91. ابن‌منظور، لسان العرب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1416ق.
92. الاخوند الخراسانی، محمدکاظم، شرح فرائد الاصول، بصیرتی، قم، [بی‌تا].
93. آخوند خراسانی، كفایة الاصول، همراه با حاشیه مشكینی، چ‌هفتم، كتاب‌فروشی اسلامیه، تهران، 1368ش.
94. الارموی، سراج‌الدین، التحصیل من المحصول، تحقیق عبدالحمید علی ابوزیند، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1408ق.
95. الاشعری، ابوالحسن، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع، تصحیح خمودة غرابة، المكتبة الازهریة للتراث، القاهرة، [بی‌تا].
96. الاشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، النهضة المصریه، القاهرة، 1369ق.
97. الاصفهانی، محمدحسین، «الاصول علی النهج الحدیث» فی بحوث فی الاصول، الطبعة الثانیة، النشر الاسلامی، 1418ق.
﴿ صفحه 242 ﴾
98. الاصفهانی، محمد‌حسین، «الطلب و الارادة» فی بحوث فی الاصول، الثانیة، النشر الاسلامی، قـم، 1418ق.
99. الاصفهانی، محمد‌حسین، نهایة الدرایة، ج1، تحقیق مهدی احدی امیركلایی، سیدالشهداء، قـم، 1374ش.
100. الاصفهانی، محمد‌حسین، نهایة الدرایة، ج2، تحقیق رمضان قلی‌زاده مازندرانی، سیدالشهداء، قـم، 1374ش.
101. امام خمینی، مناهج الوصول الی علم الاصول، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمه الله)، قم، 1373ش.
102. البستانی، بطرس، المحصول فی اصول الفقه، الطبعة الثانیة، مكتبة لبنان ناشرون، بیروت، 1993م.
103. البغدادی، ابوالبرکات، المعتبر فی الحكمة، چ‌دوم، دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1373ش.
104. البغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، تصحیح ابراهیم رمضان، الطبعة الثانیة، دار المعرفة، بیروت، 1417ق.
105. البیاضی الحنفی، احمد،‌ اشارات المرام، شركة مكتبة و مطبعة مصطفی البابی، قاهره، 1368ش.
106. الجرجانی، السید الشریف، شرح المواقف، الشریف الرضی، قم، [بی‌تا].
107. الجوهری، اسماعیل‌بن‌حماد، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، الرابعة، دار العلم للملایین، بیروت، 1990م.
108. الحرانی، احمد‌بن‌تیمیه، مجموعة الفتاوی، ج8، تحقیق عامرالجزار و انور الباز، دارالوفاء، الریاض، 1418ق.
109. الخراسانی، ملامحمدکاظم، الفوائد، بصیرتی، قم، [بی‌تا].
110. علامه حلی، كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح حسن حسن‌زادة آملی، الطبعة الرابعة، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1413ق.
111. آخوند خراسانی، كفایة الاصول، همراه با حاشیه مشكینی، چ‌هفتم، كتاب‌فروشی اسلامیه، تهران، 1368ش.
﴿ صفحه 243 ﴾
112. ابن‌منظور، لسان العرب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1416ق.
113. الاشعری، ابوالحسن، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع، تصحیح خمودة غرابة، المكتبة الازهریة للتراث، القاهرة، [بی‌تا].
114. الرازی، فخرالدین، المباحث المشرقیة، تحقیق محمد المعتصم بالله البغدادی، دار الكتاب العربی، بیروت، 1410ق.
115. الشیرازی، صدرالدین، المبدأ والمعاد، تصحیح جلال‌الدین آشتیانی، انجمن فلسفة ایران، [بی‌جا]، 1354ش.
116. الحرانی، احمد‌بن‌تیمیه، مجموعة الفتاوی، ج8، تحقیق عامرالجزار و انور الباز، دارالوفاء، الریاض، 1418ق.
117. سهروردی، شهاب‌الدین، مجموعة مصنفات شیخ اشراق، ج2 (حكمة الاشراق)، تصحیح هنری كربین، انجمن فلسفة ایران، تهران، 1397ق.
118. فیض کاشانی، محسن، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تصحیح علی‌اكبر الغفاری، النشر الاسلامی، قم، [بی‌تا].
119. البستانی، بطرس، المحصول فی اصول الفقه، الطبعة الثانیة، مكتبة لبنان ناشرون، بیروت، 1993م.
120. مطارح الانظار (تقریرات درس شیخ‌مرتضی انصاری)، تهیه و تنظیم ابوالقاسم كلانتری، مؤسسة آل البیت، قم، 1404ق.
121. البغدادی، ابوالبرکات، المعتبر فی الحكمة، چ‌دوم، دانشگاه اصفهان، اصفهان، 1373ش.
122. القاضی، عبدالجبار، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، تحقیق توفیق الطویل و سائرین، وزارة الثقافة و الارشاد القومی، القاهرة، [بی‌تا].
123. الاشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تحقیق محمد محیی‌الدین عبدالحمید، النهضة المصریه، القاهرة، 1369ق.
124. امام خمینی، مناهج الوصول الی علم الاصول، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمه الله)، قـم، 1373ش.
﴿ صفحه 244 ﴾
125. المظفر، محمدرضا، المنطق، الثامنة، فیروزآبادی، قم، 1408ق.
126. فارابی، المنطقیات، تحقیق محمدتقی دانش‌پژوه، مكتبة آیت‌‌اللّه‌ المرعشی النجفی، قم، 1408ق.
127. الطباطبایی، سید‌محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن الكریم، مؤسسة النشر الاسلامی، قـم، [بی‌تا].
128. العراقی، آقا ضیاءالدین، نهایة الافكار، تقریر محمدتقی البروجردی، الطبعة الثالثة، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1417ق.
129. الطباطبایی، سیدمحمدحسین، نهایة الحكمة، النشر الاسلامی، قم، 1362ش.
130. الاصفهانی، محمد‌حسین، نهایة الدرایة، ج1، تحقیق مهدی احدی امیركلایی، سیدالشهداء، قم، 1374ش.
131. الاصفهانی، محمد‌حسین، نهایة الدرایة، ج2، تحقیق رمضان قلی‌زاده مازندرانی، سیدالشهداء، قم، 1374ش.
ج) منابع انگلیسی
132. A Dictionary of Ethics, Moscow: Progress Publishers.
133. Ross, Stephen David, A Theory of Art, U.S.A: State University ofNew york, 1982.
134.Taylor, Richard, "Determinism", in: The Encyclopedia of Philosophy, ed. Paul Edwards, v.2, p.359-373.
135. Brandt, Richard B., "Emotive Theory of Ethics", in: The Encyclopedia of philosophy, Paul Edwards, ed. (New york: Macmillan Publishing co. 1972), v.2, p.493-496.
136. Brandt, Richard B., "Ethical Relativism", in: The Encyclopedia of Philosophy, ed. Paul Edwards, v.3, p.75-78.
﴿ صفحه 245 ﴾
137."Ethics and Morality", in: Encyclopedia of Ethics, Lawrence C. Becker, ed. New york & London: Garland Publishing, 1992, v.1, p.39-9-331.
138. Nielsen, Raziel Abelson Kai, "Ethics, History of", in: The Encyclopedia of philosophy, Paul Edwards, ed. (New york: Macmillan Publishing Co., 1972), v.3, p.81-117.
139. Nielsen, Raziel Abelson Kai, "Ethics, Problems of", in: The Encyclopedia of philosophy, paul Edwards, ed. (New york: Macmillan Publishing Co. 1972), v.3, p.117-134.
140. Cooper, John M., "History of Western Ethics:2 . Classical Greek", in: Encyclopedia of Ethics, Lawrence C. Becker, ed., New york London: Garland Publishing,1992, v.1, p.461-467.

141. Davis, Scott, "History of Western Ethics: 5. Early Medieval", in: Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, v.I, p.480-486.
142. MacDonald, Scott, "History of western Ethics: 6. Later Medieval", in: Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, v.I, p.480-490.
143. Donagan, Alan, "History of Western Ethics: 12. Twentieth Century Anglo-American", in: Encyclopedia of Ethics, Lawrence C. Becker, ed. New york & London: Garland publishing, 1992, v.1, p.536-543.
1434. Berg, Jonathan, "How could Ethics depond on Religion?", in: A Companion to Ethics, Peter Singer, ed. GB: Basil.
145. Blackwell Ltd, 1993, p.525-533.
146.William K., Frandena, & T. T. Granrose, Introductory Reading in: Ethics, Englewood Cliffs, Prentice-Hall, 1974.
147.Lewis, C. S., Mere Christianity, London: Fintana Press, 1959.
﴿ صفحه 246 ﴾
148.Copp, David, "Meta-ethics", in: Encyclopedia of Ethics, Lawrence C . Becker, ed. New york London: Garland Publishing, 1992, v.1, p.790-798.
149. Mackie, J. L., The Miracle of Thiesm, NewYork, Oxford, 1982.
150. Nelson, John O., "Moore, George Edward", in: The Encyclopedia of philosophy, Paul Edwards, ed. New York: Macmillan publishing Co . 1972, v.5.
151. Gert, Bernard, Morality: A New Justification of the Moral Rules, New York: Oxford, 1989.
152. Gert, Bernard, Morality: its Nature and Justification, Bernad Gert; Oxford, Oxford University press, 1998.
153. "Morality and Religion", Plato in: Philosophy of Religion: An Anthology, Louis p. Pojman, ed. (U. S. A: Wadsworth, 1987).
154. Bartley III, W. W., Morality and Religion, London, Macmillan, st Martin's Press, 1971.
155. Audi, Robert, Moral knowledge and Ethical Character, New York, Oxford University press, 1997.
156. Baier, Kurt, "Moral Reasoning", in: Encyclopedia of Ethics, Lawrense C . Becker, ed. New York & London: Garland Publishing, 1992, v.2, p.852-856.
157. Prichard, H. A., Moral Obligation, Oxford University Press, 1971.
158. Palmer, Michael, Moral Problems, Cambridge, The Lutterworth Press, 1995.
159. Wong, D. B., "Moral Relativism", in: Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, v.6, p.539-542.
160. Wong, David B., "Moral Relativism", in: Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, v.2, p.850-859.
161. McNaughton, David, Moral Vision, U. S. A, Blakwell, Reprinterd, 1991.
﴿ صفحه 247 ﴾
162.Kagan, Shelly, Normative Ethics, Oxford, Westview Press, 1998.

163. Darwall, Stephen, Philosophical Ethics, Oxford, WestView, 1998.
164. Arrington, Robert L., Rationalism, Realism, and Relativism, USA, Cornell University, 1989.
165.Sagi, Avi & Daniel Statman, Religion and Morality, Amsterdam-Atlanta, Rodopi B. V., 1995.
166. Wong, David, "Relativism", in: A Companion to Ethics, ed. Peter singer: GB, Basil Blackwell Ltd, 1993, p.442-450.
167. Zimmerman, Michael J., "Responsibility", in: Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, v.2, p.1089-1095.
168. Duff, R. A., "Responsibility", in: Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, v.&, p.290-294.
169.Kaufman, Arndd S., "Responsibility, Moral and Legal", in: The Encyclopedia of Philosophy, ed. Paul Edwards, v.7, p.183-188.