فلسفه اخلاق

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

فصل هفتم: مسئولیت اخلاقی

﴿ صفحه 152 ﴾
﴿ صفحه 153 ﴾
یكی دیگر از مفاهیم مهمی كه از دیرباز مورد توجه فیلسوفان اخلاق قرار گرفته، مفهوم «مسئولیت اخلاقی» است. ما نیز در این فصل می‌كوشیم تا به برخی از ابعاد این مسئله اشاراتی داشته باشیم و برخی از پرسش‌هایی را كه در این موضوع مطرح شده است، پاسخ گوییم. مسائلی از‌این‌قبیل كه معنای مسئولیت چیست؟ آیا مسئول بودن به معنای استحقاق ستایش یا سرزنش است؟ آیا مسئولیت صرفاً مربوط به اثر مستقیم فعل است یا پیامدهای غیرمستقیم و ناخواستة آن را نیز شامل می‌شود؟ آیا مسئولیت مفهومی مربوط به آینده
(Propective) است یا معطوف به گذشته (Retrospective)نیز هست؟ آیا مسئولیت خصلتی مربوط به افراد است یا جوامع، گروه‌ها، سازمان‌ها، شركت‌ها و امثال آن را نیز می‌توان متصف به آن كرد؟ اصولاً در چه شرایطی، می‌توان فرد را «مسئول» كارهایش دانست؟ آیا اگر كسی از‌روی جبر دست به عملی بزند و یا از‌سر جهل مرتكب آن شود، می‌توان او را اخلاقاً مسئول آن كار دانست؟ آیا كسی كه اسیر جبر روان‌شناختی (Psychological Compulsion) است؛ مثلاً فردی كه مبتلای به جنون دزدی (Kleptomania) است، اخلاقاً مسئول كارهایش می‌باشد؟ و بالاخره با توجه به اینكه مسئولیت وقتی معنا پیدا می‌كند كه «سؤال‌كننده»ای باشد، این پرسش مطرح می‌شود كه ما در برابر چه كسی یا چیزی مسئول هستیم؟

اهمیت مبحث مسئولیت

بحث مسئولیت یكی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مسائل فلسفی، دینی، اخلاقی و حقوقی
﴿ صفحه 154 ﴾
است. از دوران یونان باستان تا روزگار حاضر، پیوسته فیلسوفان در تلاش بوده‌اند تا با بیان‌های مختلف، مسئولیت انسان و شرایط و لوازم آن را تبیین كنند. البته در این میان، برخی از فیلسوفان اخلاق كه قوام حكم اخلاقی را به امر و الزام می‌دانند، تعلق خاطر بیشتری نسبت به این مسئله احساس می‌كنند، و هم از‌این‌روست كه می‌بینیم در میان فیلسوفان اخلافی متأخر، امانوئل كانت، و به‌تبع او نوكانتی‌ها، تأكید ویژه‌ای بر این مفهوم دارند. كانت معتقد است قوام احكام اخلاقی به تكلیف و الزام است و چون انسان، مخاطب الزامات عقل است، طبیعتاً در مقابل آنها نیز مسئول است.
اهمیت مسئلة مسئولیت وقتی روشن‌تر می‌شود كه ارتباط آن را با مباحث فلسفی و كلامی، و برخی علوم طبیعی و انسانی بدانیم. بحث مسئولیت از سویی با برخی مباحث فلسفی نظیر «علّیت» و «جبر و اختیار» گره خورده است؛ یعنی مسائلی كه از آغازین‌دوران ‌شكل‌گیری تفكر فلسفی بشر تا روزگار حاضر، پیوسته افكار و اذهان بسیاری از اندیشمندان بزرگ جهان را به خود مشغول داشته‌اند؛ و از سوی دیگر با مباحث كلامی و اعتقادی مهمی نظیر «علم مطلق الهی»، «قدرت فراگیر خداوند» و مبحث بسیار پیچیده و اندیشه‌سوز «قضا و قدر الهی» در ارتباط است.
همچنین در دوران جدید، با پیشرفت‌های چشمگیری كه در علوم جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، روان‌شناسی و روان‌كاوی پدید آمده است، مباحث جدیدی در‌این‌باره مطرح شده و بر پیچیدگی و اهمیت مسئله افزوده است. برخی از دانشمندان علوم انسانی با انگشت نهادن بر زمینه‌های اجتماعی، محیطی، روانی و ژنتیكی رفتارهای آدمی، هر‌كدام به طریقی، اختیار و ارادة آزاد را از انسان سلب كرده و مدعی شده‌اند كه «انسان‌ها كمتر به‌عنوان فاعل‌های مختار و آزاد به‌حساب می‌آیند، آنان بیشتر مانند قطعات پیچیدة یك ماشین هستند؛ رفتارها و اعمالشان كاملاً متأثر از عوامل محیطی و ژنتیكی است».(229) نتیجة ضروری چنین دیدگاهی این است كه هیچ انسانی را نمی‌توان اخلاقاً مسئول كارهایش دانست. بنابراین
﴿ صفحه 155 ﴾
هر‌چند ممكن است، به دلایلی، مجرمان و جانیان را تحت پیگرد قانونی قرار داده، به زندان افكنیم و مجازات كنیم؛ اما هیچ‌گاه نمی‌توان و نمی‌باید آنان را از‌نظر اخلاقی مسئول جرم و جنایت‌هایی كه مرتكب شده‌اند، دانست.(230)

معنای مسئولیت

برخی از نویسندگان (مانند اف. اچ. برادلی)(231) معتقدند كه «مسئولیت» و «در معرض مجازات بودن» به یك معنا هستند.(232) بر این اساس، وقتی گفته می‌شود زید اخلاقاً مسئول فلان كار است، مانند این است كه گفته شود، او در معرض مجازات اخلاقی است.
اینكه مباحث مربوط به مسئولیت، در بیشتر موارد، به مباحث مربوط به استعداد مجازات داشتن و در‌خور سرزنش بودن كشیده می‌شود، سخنی درست است؛ اما مسئول بودن و در معرض مجازات قرار گرفتن به یك معنا نیستند. حداكثر این است كه «در معرض مجازات بودن» را یكی از لوازم مسئولیت بدانیم؛ وگرنه در جایی كه شخص به مسئولیت خود عمل كند، به‌عكس، در معرض ستایش و پاداش قرار می‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر، می‌توان گفت مبحث مسئولیت، پایه و مبنای مباحث مربوط به ستایش و سرزنش است و نه وابسته به آنها.(233)
به‌هر‌حال، شاید بتوان گفت كه مسئولیت یا مسئول بودن به معنای خواسته شدن چیزی از كسی است و در مواردی به‌کار می‌رود كه خواهان (سائل) بتواند خواستة خود را از خوانده (مسئول) پیگیری نماید و حداقل وی را دربارة رفتار مطابق یا مخالف خواستة خود و پیامدهای آن پاسخ‌گو دانسته، مورد سؤال و بازخواست قرار دهد، و لازمة آن این است كه مسئول متناسب با نوع رفتار خود، مورد تحسین یا تقبیح، و در مواردی مورد
﴿ صفحه 156 ﴾
تشویق یا تنبیه قرار گیرد. در‌نتیجه، مسئولیت در جایی معقول است كه «مسئول» نسبت به امر مورد سؤال، وظیفه و تكلیفی داشته باشد. به همین جهت است كه گفته می‌شود، مفهوم مسئولیت در قبال انجام یا ترك وظیفه مطرح می‌گردد. اگر مكلف به وظیفة خود عمل كرده باشد مورد ستایش قرار گرفته و احیاناً به او پاداش داده می‌شود و اگر از انجام وظیفة خویش سرپیچی نموده باشد، مورد نكوهش و بعضاً مجازات و كیفر قرار می‌گیرد.
گفتنی است كه بحث مسئولیت اخلاقی، منحصر به افعال مستقیم انسان نیست؛ بلكه دربارة پیامدهای غیرمستقیم و ناخواستة كارهای او نیز قابل طرح است؛(234) حتی نسبت به افعال درونی كه مربوط به كسب یا تقویت یا تضعیف ویژگی‌های روان‌شناختی انسان است نیز می‌توان این مسئله را مطرح كرد كه، آیا فلان انسان نسبت به «میل به قساوت و ظلم» (و نه فعل ظالمانه) مسئول است یا نه؟ همچنین باید دانست كه حوزه و قلمرو مسئولیت، منحصر به آثار افعال آینده نیست؛ بلكه افعال و پیامدهای معطوف به گذشته را نیز شامل می‌شود.(235) به همین دلیل است كه مسئولیت را در یك اعتبار به دو قسم تقسیم می‌كنند:
مسئولیت مربوط به گذشته؛(236) و مسئولیت مربوط به آینده(237). مسئولیت مربوط به گذشته یعنی مسئولیتی كه پس از وقوع فعل متوجه فاعل است.
داشتن مسئولیت مربوط به آینده نسبت به چیزی، یعنی داشتن نوعی وظیفه یا الزام كه تحقق خارجی آن چیز را تضمین كند. وقتی گفته می‌شود: «ناجی غریق مسئول سلامتی شناگران است»، اغلب بیانگر مسئولیت مربوط به آینده است؛ یعنی آنچه كه ناجی غریق مسئول آن است، هنوز تحقق نیافته و در آینده قرار دارد. اما وقتی می‌گویند: «ناجی غریق
﴿ صفحه 157 ﴾
مسئول مرگ فلان شناگر است»، معمولاً بیانگر مسئولیتی مربوط به گذشته است؛ زیرا «مرگ شناكننده» چیزی است كه اتفاق افتاده و مسئولیت ناجی غریق در‌این‌باره به دلیل آن است كه وظیفه‌اش را به‌درستی انجام نداده است. بنابراین مسئولیت مربوط به گذشته دربارة كارهایی است كه شخص انجام داده یا از انجام آنها سرپیچی نموده است؛ ولی مسئولیت مربوط به آینده دربارة وظایفی است كه شخص در آینده باید انجام دهد. به‌عبارتی می‌توان گفت از‌آنجا‌که مسئولیت دو مرحلة «خواست» و «بازخواست» دارد، به دو بخش تقسیم می‌شود: مرحلة «خواست» به مسئولیت نسبت به آینده مربوط است و مرحلة «بازخواست» مربوط به مسئولیت نسبت به گذشته است.