فلسفه اخلاق

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

ریشه اختلاف‌های اخلاقی

با تبیینی كه ما از ملاك و معیار خوبی و بدی افعال اختیاری ارائه دادیم، نكتة مهمی روشن می‌شود و آن، سرّ اختلافاتی است كه میان ملل و جوامع مختلف دربارة خوبی و بدی برخی از افعال وجود دارد. توضیح آنكه، بعضی از كارها در نزد برخی جوامع، خوب دانسته می‌شوند و در نزد برخی دیگر بد. مثال مشهور آن، زشتی و قبح ذبح حیوانات در نزد برخی اقوام هندوستان است و یا خوبی شراب‌خواری و خوردن گوشت خوك در نزد غربیان و بدی و زشتی این اعمال در نزد مسلمانان. بسیاری از فیلسوفان، این اختلافات را دلیل بر نسبیت اخلاق پنداشته‌اند؛ اما با تبیینی كه ما ارائه دادیم، دانسته می‌شود كه منشأ این اختلاف‌ها ممكن است در یكی از این دو امر باشد: عدم شناخت درست كمال مطلوب و نقص در جهان‌بینی، و یا عدم درك درست رابطة میان افعال اختیاری آدمی با كمال مطلوب او؛ یعنی علی‌رغم شناخت كمال مطلوب، به‌درستی نمی‌داند كه فلان كار خاص چه تأثیری در رسیدن او به كمال مطلوبش دارد: آیا او را به آن نزدیك‌تر می‌كند یا از آن دورتر می‌سازد.
بنابراین اگر بخواهیم اختلافات میان جوامع انسانی در امور اخلاقی برداشته شود و همة افراد و جوامع دركی مشترك از خوبی و بدی كارها داشته باشند، ضمن تصحیح درك انسان‌ها از كمال مطلوب، باید به دامان شرع و پیام الهی پناه آورد. بدون شك عقل آدمیان به‌تنهایی در بسیاری از مسائل، توانایی كشف رابطة میان افعال اختیاری و نتایج و پیامدهای آنها را دارد و به همین دلیل است كه در اصول اخلاقیات شاهد اختلافات كمتری در میان جوامع بشری هستیم. مسائلی كه در اصطلاح علمای اصول به‌عنوان «مستقلات عقلی» شناخته می‌شوند، همگی از این نوع احكام هستند. اما موارد فراوانی هم وجود دارد، به‌ویژه در جزئیات و مصادیق آن احكام كلی، كه عقل به‌تنهایی چنین توانایی و قدرتی در خود نمی‌یابد، و درك آنها از حدود توانایی‌های عقول آدمیان بیرون است. به‌تعبیر مولوی: «عقل را ره نیست آن سو زافتقاد». در اینجاست كه نیازمند راهنمایی‌ها و
﴿ صفحه 105 ﴾
دست‌گیری‌های وحی است. شرع مقدس با تبیینی كه از روابط میان چنین كارهایی با كمال مطلوب ارائه می‌دهد، دست عقل را گرفته، او را در كشف آن روابط پنهان و نهفته یاری می‌رساند. بنابراین در این موارد، عقل با تكیه بر شرع، خوبی یا بدی افعال را می‌پذیرد، و این لطف خداوند است به بندگان خود؛ و چه زیبا گفته‌اند كه: الواجبات الشرعیة الطافٌ فی الواجبات العقلیة.
﴿ صفحه 106 ﴾
﴿ صفحه 107 ﴾

فصل پنجم: حقیقت جملات اخلاقی

﴿ صفحه 108 ﴾
﴿ صفحه 109 ﴾
در فصل نخست گفتیم كه اهم مسائل فلسفة اخلاق را می‌توان در سه بخش كلی: مباحث معناشناختی، روابط منطقی و مسائل معرفت‌شناختی گزاره‌های اخلاقی، مورد مطالعه و بررسی قرار داد. محور اصلی مباحثی كه تا كنون عرضه شد مسائل معناشناختی مفاهیم اخلاقی بود، و ضمناً با بعضی مباحث منطقی گزاره‌ها و مفاهیم اخلاقی نیز آشنا شدیم. اكنون نوبت بررسی یكی از مهم‌ترین مسائل معرفت‌شناختی گزاره‌های اخلاقی است كه شاید بتوان آن را مهم‌ترین و اساسی‌ترین مبحث فلسفة اخلاق نیز به‌شمار آورد و آن، مسئلة اِخباری یا انشایی بودن حقیقت گزاره‌های اخلاقی است.
بی‌تردید همة فیلسوفان و اندیشمندانی كه به این بحث پرداخته‌اند، به‌خوبی واقف بوده‌اند كه احكام اخلاقی در محاورات عمومی به هر دو صورتِ انشایی و اِخباری ابراز می‌شوند. انسان‌ها برای اینكه بایستگی و نیكویی «عدالت‌ورزی» را بیان كنند، گاهی از صیغة خبری استفاده كرده، می‌گویند «عدالت‌ورزی كاری پسندیده است»، و گاهی آن را در قالب انشایی و دستوری ریخته، می‌گویند «عدالت بورز» یا «باید به عدالت رفتار كرد»؛ یا برای بیان شایستگی و بایستگی «راست‌گویی» به تناسب شرایط و مقتضیات، گاهی چنین می‌گویند كه «راست‌گویی خوب است» و زمانی از جملاتی مانند «راست‌گو باش» یا «باید راست گفت» استفاده می‌كنند. نسبت به سایر كارهای اختیاری انسان كه مورد ارزیابی‌های اخلاقی قرار می‌گیرند نیز همین‌گونه است.
اما از طرفی می‌دانیم كه جملات انشایی و اخباری تفاوت‌ها و اختلاف‌های بنیادینی دارند كه نمی‌توان هر دو را با هم جمع كرد. اگر هم در جایی مثل احكام اخلاقی در ظاهر
﴿ صفحه 110 ﴾
به هر دو صورت اظهار می‌شوند، در‌حقیقت یكی از آنها مسامحی و مجازی است كه به علل و انگیزه‌های تربیتی، روان‌شناسانه و امثال آن صورت می‌گیرد؛ و‌گرنه یك مسئله نمی‌تواند هم حقیقتاً از نوع جملات انشایی باشد و هم حقیقتاً از سنخ قضایای خبری. به همین دلیل است كه همة كسانی كه به‌گونه‌ای در عرصة فلسفة اخلاق اندیشه كرده و قلم زده‌اند، خود را با این سؤال جدی و حیاتی روبه‌رو دیده‌اند كه به‌راستی حقیقت جملات اخلاقی چیست؟
آیا از قبیل انشائیات‌اند و یا از سنخ جملات اخباری؟ به‌عبارت‌دیگر، آیا گزاره‌های اخلاقی، جملاتی معرفت‌بخش‌اند؛(154) یعنی آیا می‌توانیم به صدق و كذب آنها معرفت پیدا كنیم، یا اینكه غیر‌معرفت‌بخش‌اند؟(155) و به عبارت سوم، آیا از نوع گزاره‌های «جعلی»(156) هستند یا از قبیل قضایای «كشفی»؟(157) یعنی آیا گزاره‌هایی اعتباری و قراردادی و ساختة افراد، گروه‌ها یا جوامع هستند، بی‌آنكه ریشه‌ای در واقعیات خارجی داشته باشند، یا آنكه از نوع گزاره‌های واقعی و حقیقی‌اند كه با كمك آنها، واقع خارجی بر ما مكشوف می‌گردد؟
البته با توجه به نظریه‌ای كه در این موضوع اتخاذ می‌كنیم، برخی دیگر از مسائل معرفت‌شناختی مربوط به گزاره‌های اخلاقی، پاسخ خود را خواهند یافت؛ مسائلی مانند معیار تقسیم عقل به نظری و عملی و اینكه آیا قوه‌ای كه احكام اخلاقی را درك می‌كند غیر از قوه‌ای است كه احكام سایر علوم و معارف را می‌فهمد؟ و یا اینكه انسان بیش از یك نیروی ادراكی ندارد. همچنین مسئلة معقولیت گزاره‌های اخلاقی و نوع استدلالی كه در اخلاق به‌کار گرفته می‌شود از جمله مسائلی هستند كه پاسخ آنها مترتب بر حل مسئله انشایی یا اخباری بودن گزاره‌های اخلاقی است.
﴿ صفحه 111 ﴾

اخبار و انشا

هر‌چند معنای اخبار و انشا، و تفاوت آنها تا اندازه‌ای برای همگان روشن است؛ اما برای آنكه با نگاهی بازتر و آگاهانه‌تر مباحث آینده را پیگیری كنیم، مناسب است در ابتدا اشاره‌ای به تعریف جملات خبری و انشایی و تفاوت‌های آنها داشته باشیم.
در عموم كتاب‌های منطقی،(158) پس از تقسیم لفظ به مفرد و مركب و ذكر اقسام الفاظ مفرد، دربارة مركبات می‌گویند: لفظ مركّب بر دو قسم است: تام و ناقص. مركّب ناقص یعنی تركیبی كه مخاطب پس از شنیدن آن هنوز منتظر تكمیل جمله باشد و به اصطلاح «سكوت بر آن صحیح نیست»؛ مثلاً اگر كسی بگوید: «ارزش هر فردی به اندازة...» و پس از آن سكوت كند، به چنین تركیبی ناقص گویند. البته مركبات ناقص نیز دارای تقسیماتی هستند كه تفصیل آنها را می‌توان در كتاب‌های منطقی جست‌وجو نمود. در مقابل، مركّب تام یعنی تركیبی كه موضوع و محمول یا مقدم و تالی آن به‌صورت كامل بیان شده است، و مخاطب پس از شنیدن آن، منتظر تكمیل جمله نیست و به‌اصطلاح «سكوت بر آن صحیح است»؛ مانند جمله «ارزش هر فردی به اندازة كارهای خوب او است».
مركّب تام، كه میان اجزای آن نسبت تامه‌ای برقرار است، خود به دو قسم «اخباری» و «انشایی» تقسیم می‌شود. ویژگی بارز و صفت ممیزة «مركّب تام خبری» كه در اصطلاح ارباب منطق، گاهی به آن «قضیه» و «قول» نیز گفته می‌شود، این است كه قابلیت اتصاف به صدق و كذب را دارد. جملاتی مانند «انقلاب ایران در سال 57 به پیروزی رسید» و «حكومت آیندة جهان از آن مستضعفان و ستمدیدگان است»، از نوع مركبات تام خبری به‌حساب می‌آیند؛ زیرا اگر خبری كه می‌دهند با واقعیت مطابقت داشته باشد صادق، وگرنه كاذب است. به‌عبارت‌دیگر، جملة خبری یعنی جمله‌ای كه صرف‌نظر
﴿ صفحه 112 ﴾
از لفظ، حقیقت ثابتی دارد و هیئت جمله صرفاً نقش حكایتگری و واقع‌نمایی از آن را ایفا می‌كند.
در مقابل، مركّب تام انشایی جمله‌ای است كه نمی‌توان آن را به صدق و كذب متصف كرد؛ یعنی صرف‌نظر از لفظ، حقیقت ثابتی ندارد؛ بلكه نسبت تامة میان اجزای آن به عین ثبوت لفظ، اثبات و ایجاد می‌شود. جملاتی مانند «امانت‌دار باش» (امر)، «با بدان منشین» (نهی)، «آیا پیامد ترك امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منكر را می‌دانید؟» (استفهام)، «ای جوانمردان!» (ندا)، «كاش بساط ظلم و ستم از‌روی زمین برچیده می‌شد» (تمنّا)، «چه انسان وارسته‌ای!» (تعجب) و امثال آن، همگی نمونه‌هایی از انواع مختلف جملات انشایی به‌حساب می‌آیند. این جمله‌ها ذاتاً قابلیت اتصاف به صدق و كذب را ندارند؛ یعنی دربارة هیچ‌یك از آنها نمی‌توان گفت كه آیا مطابق با واقع هست یا نه؛ زیرا واقع آنها به صِرف ابراز و انشایشان ایجاد می‌شود، و قبل از آن واجد هیچ واقعیت و حقیقتی نیستند.
گفتنی است بحث اخبار و انشا، و حقیقت جملات خبری و انشایی از جمله مباحثی است كه در قرون اخیر به‌شدت مورد توجه علمای علم اصول قرار گرفته است، و در‌این‌زمینه آرا و اندیشه‌های بدیع، و البته بسیار متنوع و متفاوتی نیز ارائه داده‌اند.(159) برای آشنایی با دقت‌ها و نكته‌سنجی‌های اصولیان در این باب، مناسب است كه فهرست‌وار به بخشی از مسائل مورد توجه آنان اشاره شود:
آیا تفاوت جملات انشایی و خبری در مدلول تصوری آنهاست یا در مدلول تصدیقی؟(160) آیا
﴿ صفحه 113 ﴾
اختلاف آنها در نوع قصدی است كه به آنها تعلق می‌گیرد؛ یعنی اگر متكلم از جمله‌ای قصد حكایت داشته باشد، جملة او اخباری است، و اگر از همان جمله قصد موجودیت داشته باشد، جمله او انشایی خواهد بود؟ یا آنكه قصد موجدیت، هیچ دخالت و تأثیری در انشائیت انشا ندارد؟ آیا تفاوت جملة انشایی و اخباری صرفاً در نحوة حكایت آنهاست؛ یعنی اگر متكلم با ابراز یك جمله قصد حكایت از نسبت متحقق و ثابتی كرده باشد، جملة او خبری وگرنه انشایی است؟ یا تمایزشان در نوع محكی آنهاست نه نحوة حكایتگری؛ یعنی اگر محكی جمله، وقوع نسبت و ثبوت آن بود جمله را خبری می‌نامیم، ولی اگر ایقاع و ایجاد نسبت و خروج آن از عدم به وجود باشد آن را انشایی می‌گوییم؟(161) آیا معیار صدق و كذب در جملات خبری، قصد استعمالی است یا قصد جدی؟(162) و آیا حكایت تصدیقی معیار صدق و كذب است یا وجود نسبت تامه؟(163) اینها فهرست بخشی از مسائلی است كه مورد بحث‌های دقیق و عمیق علمای علم اصول واقع شده است كه در جای خود نیز بسیار مفید و راهگشا هستند.