فلسفه اخلاق

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

ضرورت بحث از فلسفة اخلاق

شاید برخی چنین تصور كنند كه بحث از مسائل فلسفة اخلاق و مباحث عقلی و فلسفی درباره اخلاق، بحثی بی‌فایده و بیهوده است؛ به‌ویژه برای ما مسلمانان و معتقدان به وحی معصوم و پیامبر و امامانی پاك؛ زیرا بعد از آنكه راه صحیح زندگی و اخلاق نیك و خداپسندانه را از اولیای دین آموخته‌ایم، آیا به دنبال مباحث خشك عقلی و فلسفی رفتن، می‌تواند وجه معقول و موجهی داشته باشد؟ مگر هدف اصلی زندگی، بهره‌مندی از صفات پسندیده و دوری از صفات ناپسند و زشت نیست؟ پس آیا بحث در اطراف تعریف و تحلیل مفاهیم اخلاقی، شناخت منشأ پیدایش آنها و اثبات انشایی یا اخباری بودن گزاره‌های اخلاق و امثال آن می‌تواند گرهی از كار رفتار اخلاقی ما بگشاید؟
این دغدغه تا اندازه‌ای بجا و درست است. ما نیز قبول داریم كه وظیفه ما عمل به دستورهای قرآن و اسلام است و یگانه‌راه رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی را نیز در پیروی از معارف اسلامی می‌دانیم و معتقدیم كه «بحث عقلی گر دُر و مرجان بود»، به‌خودی‌خود نمی‌تواند ما را به سعادت رسانده، مكارم اخلاق را در ما شكوفا نماید. اما تمام سخن در این است كه ما پیروان اخلاق قرآنی و مدافعان معارف اسلامی باید بتوانیم مبانی علمی و عقلی اخلاق قرآنی را به‌صورت تحلیلی و علمی به دیگران عرضه كنیم و در برابر سایر دیدگاه‌ها و مكاتب اخلاقی، از آنها دفاع نماییم. پرواضح است كه این كار جز با غور و تعمق در مباحث فلسفة اخلاق امكان‌پذیر نیست. بدون آگاهی از دیدگاه و نظریة اسلام دربارة مسائل فلسفة اخلاق، چگونه ممكن است از اصول اخلاقی و ارزشی اسلام در برابر سایر نظام‌های اخلاقی، دفاعی معقول و موجه داشت؟
البته این نكته، اختصاص به فلسفة اخلاق ندارد، بلكه در سایر مسائل فلسفی، اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی، روان‌شناسی و امثال آن نیز چنین وظیفه‌ای را بر عهده داریم؛ مثلاً در مسئلة معاد، هر مسلمانی معتقد است كه همه انسان‌ها روزی زنده شده، به كارهای آنان رسیدگی می‌شود؛ اما اگر بخواهیم در برابر منكران معاد، این مسئله را اثبات كنیم،
﴿ صفحه 41 ﴾
چاره‌ای جز تمسك به برهان و استدلال عقلی و فلسفی نداریم. نمی‌توان در برابر منكران معاد و غیرمسلمانان گفت كه چون خداوند در قرآن فرموده است معادی هست، پس باید معتقد شویم كه معاد وجود دارد! یا برای تبیین نظام اقتصادی اسلام و اثبات برتری آن بر سایر نظام‌ها و سیستم‌های رایج اقتصادی، باید به مباحث علمی و عقلی روی آورد. یعنی در مقام دفاع از احكام اقتصادی اسلام در برابر مخالفان چاره‌ای جز استمداد از تحلیل‌های علمی و فلسفی، و استفاده از شیوه‌های تحقیق علمی رایج در جهان نداریم. هر‌چند هر مسلمانی دستورها و احكام اسلام درباره مسائل اقتصادی را پذیرفته، در زندگی خود به‌كار می‌گیرد، اما این به‌معنای بی‌نیازی از مباحث علمی نیست.
﴿ صفحه 42 ﴾
﴿ صفحه 43 ﴾

فصل دوم: مفاهیم اخلاقی (1): كلیات

﴿ صفحه 44 ﴾
﴿ صفحه 45 ﴾

مفاهیم اخلاقی

مفاهیمی كه در جملات اخلاقی به‌کار می‌روند، چه سنخی از مفاهیم هستند؟ چگونه پیدا می‌شوند؟ ذهن آدمی از چه طریقی با آنها آشنا می‌گردد؟ آیا از قبیل مفاهیم ماهوی‌اند یا از سنخ مفاهیم ثانوی؟ آیا همچون مفهوم «كلیت»، وصف مفاهیم ذهنی‌اند یا مانند مفهوم «علیت»، اوصاف و ویژگی اشیای خارجی را بیان می‌كنند؟ و یا آنكه اساسا هیچ ربطی به واقعیات و امور عینی نداشته، صرفاً حاكی از احساسات درونی گوینده و یا طرز تلقی او نسبت به مسئله‌ای هستند؟