نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

راه رسیدن به كمال نهایی: عبادت

اما راجع به شناخت راهی كه انسان را به این كمال می‌رساند. تفصیل این راه را هم می‌بایست از وحی تلقی كرد ولی آنچه به عنوان تحلیل عقلی و به صورت عنوان كلی می‌توان مطرح كرد این است كه هر چه انسان را از استقلال، از خودپرستی و از شرك به خدا دور كند در جهت حصول این كمال واقع می‌شود. آنچه موجب می‌شود كه انسان رابطه وجودی خودش را با خدای متعال درست نیابد و علم حضوری‎اش نسبت به خدای متعال ضعیف باشد، استقلال دادن به غیر خدا است، توجه دادن به غیر خدا به صورت موجودات مستقل و مؤثر استقلالی است كه اولش خود انسان است.
مادامی كه برای هر موجودی غیر از خدا استقلال ببینیم بین ما و او حجابی وجود دارد. هر چند این استقلال را برای ملائكه یا برای انبیا بدانیم تفاوتی نمی‎كند. پس كمال حقیقی قرب به خدا است. راه كلی آن هم عبادت است و ما آفریده شده‎ایم برای همین كه این راه را بپیماییم تا به آن هدف برسیم.
البته روشن است كه اگر كسی بخواهد به خدا نزدیك شود و بندگی او كند بدون شك اول باید خدا را بشناسد. پس ارزش حقیقی انسان بدون شناخت خدا حاصل نمی‌شود، علم و معرفت به خدای متعال شرط لازم برای تحقق كمال اخلاقی است، ولی این كافی نیست، بلكه باید ایمان قلبی هم داشته باشد، در ایمان، نوعی اختیار و اراده ملحوظ است. انسان باید دلش را اختیاراً تسلیم خدا كند. این یك حالت قلبی است كه در دل پدید می‎آید و صددرصد جبری و اضطراری نیست. می‌شود فرض كرد انسانی علم به خدا داشته باشد، ولی ایمان نداشته باشد. یعنی تصمیم نگرفته باشد كه تسلیم خدا باشد. و خدا را به خدایی بپذیرد.
سؤال: بر اساس این نظریه آیا هیچ‌گونه ارزش اخلاقی برای كارهای كسانی كه به خدا و قیامت معتقد نیستند متصور هست یا نه؟
افعال اختیاری انسان می‌تواند كمك‌هایی برای حصول كمال حقیقی انسان داشته باشد.
﴿ صفحه 352 ﴾
یعنی انسان ممكن است اعتقاد به خدا و قیامت نداشته باشد، ولی اعتقاد و گرایش‎هایی داشته باشد كه آنها او را به اعتقاد به خدا نزدیك می‎كند و دست كم موانع را مرتفع می‎كند و ارزش‌های منفی را كم می‎كند.

5. ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام(666)

1ـ5. شمول نظام ارزشی اسلام
نظام ارزشی و اخلاقی اسلام، نظامی فراگیر، عام و شامل است. هر محققی اگر پژوهش ساده‎ای در میان كتب اخلاقی بنماید، به خوبی درمی‎یابد كه دایرة‌ ارزش‌ها در بسیاری از مكتب‎ها تنگ و محدود است و عمدتاً منحصر به ارزش‌های اخلاقی‎ای است كه در محیط اجتماعی مطرح می‌شود. در بسیاری از مكاتب یا مسألة‌ ارتباط انسان با خدا مطرح نمی‌شود و یا منحصراً تمامی ارزش‌ها را در ارتباط انسان با خدا مطرح می‎كنند و ارتباط با دیگران را ضد ارزش می‎دانند. اما در اسلام تمامی ارتباطات مناسب و مفید، مورد نظر قرار گرفته‎اند،‌ ارتباط انسان با خدا، با خلق، با خود، خانواده، جامعه و حتی روابط بین الملل، ارزش‌های ثابت و معینی دارند؛ یعنی هیچ مسأله‎ای از مسائل زندگی انسان نیست كه تحت پوشش ارزش‌های اخلاقی اسلام قرار نگیرد. آن زمانی كه آدمی با دشمن خونی خود درگیر است، یعنی در موقعیتی كه در هیچ عرف بین المللی ارزش اخلاقی مطرح نیست، اسلام حكم و قانون و ارزش اخلاقی دارد. اگر شما تا سرحد مرگ با دشمن جنگ كردید و در آخرین لحظه‎ای كه دشمن به مرز هلاكت رسیده است، امانتی را به دست شما سپرد كه به كسی برسانید و شما هم پذیرفتید، به هیچ بهانه‎ای، حق خیانت كردن به آن را ندارید.
2ـ5. انسجام درونی
به مجموعه‎ای «نظام» گفته می‌شود كه تمامی اجزاء و عناصر آن با یكدیگر ارتباط و انسجام
﴿ صفحه 353 ﴾
داشته و همه آنها هدف واحدی داشته باشند. در بسیاری از مكاتب اخلاقی، چنین انسجام و پیوند درونی مشهود نیست؛ مثلاً در نظام‎های متفاوت، متغیرهایی از قبیل پول داشتن، علم داشتن، قهرمان بودن و امثال آن را به عنوان ارزش تلقی می‎كنند، در حالی كه بین آنها ارتباط و انسجامی مشهود نیست و تنها یك مجموعة ساختگی است. از طرف دیگر، طرح ارزش‎های جدید و طرد سایر ارزش‎ها به طور مداوم و تغییر و تحول پیوسته و همیشگی در این مكاتب، از این واقعیت پرده بر می‎دارد كه مجموعة ارزشی آنها، علاوه بر برخوردار نبودن از انسجام، ملاك معقول و منطقی نیز ندارد، بلكه تابع میل و هوس مردم است، اما بین ارزش‌های اسلامی آن چنان ارتباط معقول و منطقی وجود دارد كه می‌توان این مجموعه را به صورت درختی ترسیم كرد كه دارای ریشه‎ای قوی و مستحكم و تنه‎ای قدرتمند است. این درخت دارای شاخه‎های اصلی و فرعی است و جهت حركت تمامی آنها نیز به سمت بالا است.
3ـ5. قابلیت تبیین عقلانی
سومین ویژگی نظام اخلاقی اسلام این است كه قابل تبیین و استدلال است. نظریه‎پردازان بسیاری از مكاتب اخلاقی، تصریح می‎كنند كه مجموعة ارزشی آنها از پشتوانة فلسفی برخوردار نیست، بلكه بالاتر، آنها معتقدند كه ارزش، نه تنها از پشتوانة فلسفی برخوردار نیست كه نمی‌تواند برخوردار باشد و اساساً ارزش را در برابر تعقل قرار می‎دهند. وادی ارزش‌ها را عواطف و احساسات انسان می‎دانند كه مقوله‎ای جدای از استدلال و تعقل است. ارزش‌ها در برابر واقعیت‌ها قرار دارند و بین ارزش و واقعیت، پیوندی نیست.
امروزه یكی از مسائل جنجال برانگیز و زنده در محافل علمیِ فلسفه اخلاق، این موضوع است كه آیا ارزش‌ها با واقعیات ارتباطی دارند یا نه. اهمیت این بحث بدین جهت است كه تبیین عقلانی ارزش‌ها، فقط زمانی ممكن است كه بتوان رابطه بین ارزش‌ها و واقعیت‌ها را كشف كرد. زیرا عقل فقط واقعیت‌ها را درك می‎كند. اگر ارزش‌ها صرفاً تابع قرارداد باشند، هیچ رابطه منطقی با هم ندارند و هیچ دلیل عقلی هم نمی‌تواند آنها را
﴿ صفحه 354 ﴾
ثابت كند. تمایل فرد یا فرضاً مجموعة افراد یك جامعه را كه نمی‌توان با دلیل عقلی توجیه كرد، مثلاً نمی‌توان گفت كه به چه دلیل انسان «گُل» را دوست دارد. دوستی، میل، علاقه، عشق و امثال آن، قابل تبیین عقلانی نیستند، تنها زمانی می‌توان بر موضوعی استدلال عقلی آورد كه آن موضوع بر یك سلسله علّی و معلولی مبتنی باشد، اگر بین دو پدیده رابطه علّی و معلولی نباشد، نمی‌توان بین آنها رابطه‎ای منطقی و عقلی برقرار كرد.
باید دید برای رسیدن به هدف، چه رفتار خاصی مورد نیاز است. بنابراین، رابطه بین رفتار و اهداف انسان بر اساس قانون علیت، قابل تبیین است؛ یعنی عقل انسان می‌گوید، اگر بخواهی به فلان هدف برسی باید فلان كار را انجام دهی، اگر چنین رابطه‎ای بین رفتار و اهداف نباشد، اهداف قابل تبیین عقلانی نخواهند بود و تنها بر اساس میل، علاقه و رغبت مردم تعیین می‎شوند.
پس، از آنجا كه اسلام به وجود نیازهای فطری در انسان قائل است و از طرف دیگر برای رسیدن انسان به آن هدف‌ها، افعال اخلاقی را واسطه می‎داند، می‌توان رابطه عقلانی بین اهداف و افعال را كشف كرد، از این جهت نظام ارزشی اسلام قابل تبیین عقلانی و فلسفی است. اگرچه نمی‌توان این ویژگی را به نظام اخلاقی اسلام منحصر كرد، اما به عنوان یكی از ویژگی‎های بارز آن محسوب می‌شود.
4ـ5. تركیبی از ملاك‎ها
همانطور كه در بررسی مكاتب اخلاقی مشاهده شد، یكی از نقدهای كه تقریباً نسبت به همه مكاتب اخلاقی وارد دانستیم این بود كه چرا فقط به یك بُعد از ابعاد وجودی انسان پرداخته‌اند و سایر ابعاد را نادیده گرفته‌ و یا از آن غفلت كرده‌‌اند. به عنوان مثال، نظریه لذت‌گرایی، اعم از لذت‌گرایی آریستیپوسی یا لذت‌گرایی اپیكور، تنها بر یك بُعد از نیازهای وجودی انسان تكیه كرده و آن را به عنوان معیار ارزش اخلاقی ذكر كرده بودند. از طرف دیگر نظریاتی مانند عاطفه‌گرایی، سودگرایی، وجدان‌گرایی، قدرت‌گرایی و امثال آن، بر ابعاد دیگری از ابعاد وجودی انسان، به عنوان معیار و ملاك ارزش، تكیه و تأكید
﴿ صفحه 355 ﴾
می‌كردند. اما اگر نیك بنگریم خواهیم دید كه نظام اخلاقی اسلام با محور قرار دادن خداوند، محاسن و ویژگی‌های مثبت همه آن مكاتب را یكجا جمع كرده است. یعنی در این مكتب هم به لذت و لذت‌خواهی انسان توجه شده است و هم به عاطفة دیگر دوستی او و هم به همه امیال و خواسته‌های انسانی دیگر او. یعنی در این مكتب اگر كسی به هدف نهایی اخلاق اسلامی، یعنی قرب الهی، برسد از بالاترین و خالص‌ترین لذات نیز بهره‌مند شده است. بالاترین و جامع‌ترین لذات، لذات اخروی و آنجهانی است كه تنها در سایة اطاعت و بندگی خدای متعال به دست می‌آید. پس این گونه نیست كه اصل لذت به عنوان یك معیار از نظام ارزشی اسلام حذف شده باشد. قرآن مجید در بسیاری از آیات برای فراخواندن مردم به ارزش‌های اسلام، موضوع لذت را مطرح می‌كند: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ».(667) و برای كسانی كه از مقام و موقعیت معنوی بالاتر و والاتری برخوردارند، مسأله لذت بهره‌مندی از خشنودی خدای متعال و رضایت او را مطرح می‌كند: «وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللهِ أَكْبَرُ».(668) همچنین در نظام اخلاقی اسلام اصل سود و منفعت عمومی، اعم از سود مادی و سود معنوی، مورد توجه قرار گرفته است

5ـ5. حسن فعلی و فاعلی
یكی دیگر از ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام توجه به حسن فعلی و حسن فاعلی در رفتار است. معمولاً در مكاتب اخلاقی، معیار قضاوت در مورد ارزش داشتن یا بی‌ارزش بودن یك رفتار، نفس عمل و نتایج آن است، بدون این كه انتساب آن به فاعل و انگیزه و نیت فاعل مطرح باشد؛ به تعبیر دیگر، معیار قضاوت فقط حسن فعلی است و انگیزه، قصد و نیت فاعل در این مورد دخالتی ندارد، اما از دیدگاه اسلام، تنها معیار ارزش، حسن فعلی نیست، بلكه باید حسن فاعلی نیز مد نظر قرار گیرد. لذا در بسیاری از آیات قرآن مجید «آمنوا»،
﴿ صفحه 356 ﴾
حسن فاعلی و «عملوا الصالحات»‌، حسن فعلی، را در كنار هم ذكر می‎كند و ارزش رفتار را ناشی از هر دو، می‎داند. در ابتدا باید ایمان باشد تا انگیزة كار صالح پدید آید و عمل صالح هم از او سر بزند تا او را به سعادت برساند. كار صالحی كه از شخص بی‌ایمان صادر شود، انگیزة الهی نخواهد داشت، حداكثر این است كه محبوبیت پیش مردم و اشتهار را ایجاد می‎كند كه این همان مزد زحمات او است.
البته موضوع نیت و انگیزة قلبی در مكتب اخلاقی «كانت» هم تا حدودی مطرح شده است، اما او حسن فاعلی را در پاسخ دادن به ندای وجدان و اطاعت از دستور عقل می‎داند، در حالی كه در اسلام، ملاك ارزشمندی اعمال، ارتباط قلبی فاعل با ذات لایزال الهی است.
6ـ5. مراتب داشتن ارزش‌ها
یكی دیگر از ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام این است كه ارزش‌ها دارای مراحل و مراتبی هستند، در حالی كه در بسیاری از مكاتب اخلاقی ارزش را دارای یك مرحله می‎دانند. یعنی در هر كاری امر دایر است بر این كه یا آن كار ارزش دارد و یا ندارد. مثلاً در مكتب كانت، اگر انجام كاری فقط برای اطاعت از حكم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حكم عقل، همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین، فداكاری مادر برای فرزندش، از آنجا كه برای ارضای عواطف مادر است، عملی بی‌ارزش است. در حالی كه در دین اسلام هر یك از این رفتارها مرحله‎ای از ارزش را دارا است.
بنابراین، اسلام برای ارزش‌ها مراحلی را قائل است. دسترسی به بعضی از مراحل آن برای عموم میسّر است، اما رسیدن به مراحل بالا و بالاتر برای همه انسان‎ها میسّر نیست و این منحنی هر چه بیشتر به طرف بالا صعود كند، از بالا روندگان آن كاسته خواهد شد.
مراتب ارزش اخلاقی در مكتب اسلام طیف وسیعی از ارزش‌ها را شامل می‌شود كه
﴿ صفحه 357 ﴾
می‌توان برای آن مراحلی را تا بی‌نهایت قائل شد، در حالی كه ارزش‌ها در سایر مكاتب، فقط در دو دسته، یا در حد بسیار عالی و محدود یا در حد گسترده و یكسان برای همه، مطرح می‌شوند؛ به عنوان مثال، ترحم بر كودك یتیم، كمك به نابینا و لبخندی مهربانانه به روی انسانی نیازمند، مرحله‎ای از ارزش را تشكیل می‎دهند كه كسب آنها برای همه افراد میسّر است و ضربت شمشیر علی(علیه‌السلام)، در جنگ خندق بر فرق سردار كفار ـ عمرو بن عبدود ـ نیز مرحله‎ای از ارزش است كه از مجموع عبادت‌های جن و انس برتر است.
﴿ صفحه 359 ﴾

فهرست منابع

أ. منابع فارسی
1.«اخلاق نیكوماخوسی»، ترجمة ع. احمدی، در فلسفه اجتماعی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،‌1362.
2.«اوثوفرون»، در دورة كامل آثار افلاطون، ج1، ترجمة محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران: خوارزمی، سوم، 1380.
3.«ثئای‌تتوس»، در دورة كامل آثار افلاطون، ج3، ترجمة محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران: خوارزمی، سوم، 1380.
4.«جمهوری»، در دورة كامل آثار افلاطون، ج2، ترجمة محمد حسن لطفی، تهران: خوارزمی، دوم، 1367.
5.«خارمیدس»، در دورة كامل آثار افلاطون، ج1، ترجمة محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران: خوارزمی، سوم، 1380.
6.«رسالة اپیكتتوس» در مجموعة علوم اجتماعی، ، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،‌ 1362.
7.«فایدون»، در دورة كامل آثار افلاطون، ترجمة محمد حسن لطفی، ج1، تهران: خوارزمی، دوم، 1367.
8.«فلسفه اخلاق»، ر. م. هیر، ترجمة‌ محمد سعیدی مهر، در كیهان اندیشه، شمارة 52،
9.«قوانین»، دورة كامل آثار افلاطون، ج2، ترجمة محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران: خوارزمی، دوم، 1367.
10.«لوسیس»، در دورة كامل آثار افلاطون، ج1، ترجمة محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران: خوارزمی، سوم، 1380.
11.آشنایی با فلسفة‌ غرب، ‌جیمز كِرن فیبل من، ‌ترجمة‌ محمد بقائی (ما كان)، تهران: حكمت، ‌1375.
12.آموزش فلسفه، محمدتقی مصباح یزدی، تهران: نشر بین الملل، سوم، 1382.
﴿ صفحه 360 ﴾
13.اخلاق در قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، تحقیق و نگارش محمد حسین اسكندری، قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1376.
14.اخلاق نیكوماخوس، ارسطاطالیس، ترجمة ابوالقاسم پورحسینی، تهران: دانشگاه تهران، 1368.
15.اخلاق، ‌جورج ادوارد مور، ترجمة اسماعیل سعادت، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، بی تا.
16.اراده قدرت،‌ فردریش نیچه،‌ ترجمة مجید شریف،‌ تهران: جامی، 1377.
17.ارسطو، دیوید راس، ترجمة مهدی قوام صفری، تهران: فكر روز، 1377.
18.امیل یا آموزش و پرورش، ژان ژاك روسو، ترجمة غلامحسین زیرك زاده، تهران: اتشارات چهر، 1360.
19.اندیشه‎ها، ماركوس اورلیوس، ترجمة نجف دریابندری، در مجموعة‌ «فلسفة‌ اجتماعی»، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،‌ 1362.
20.اینك آن انسان،‌ فردریش نیچه، ترجمة بهروز صفدری، تهران: فكر روز، 1378.
21.بنیاد مابعد الطبیعة اخلاق، كانت، ترجمة حمید عنایت و علی قیصری،‌ تهران: خوارزمی، 1369.
22.به سوی خودسازی، محمد تقی مصباح یزدی، نگارش كریم سبحانی، قم: انتشارات مؤسسه، 1380.
23.پنجاه فیلسوف بزرگ، دایانه كالینسون، ترجمة محمد رفیعی مهر آبادی، تهران: انتشارات عطائی، 1379.
24.پیش‎نیازهای مدیریت اسلامی، محمدتقی مصباح یزدی، تحقیق غلامرضا متقی‎فر، قم: مؤسسة امام خمینی، 1376.
25.تاریخ طبیعی دین، دیوید هیوم، ترجمة‌ حمید عنایت، تهران: خوارزمی، 1356.
26.تاریخ فلسفة‌ در دورة انتشار فرهنگ یونانی و دورة رومی، امیل بریه، ترجمة‌ علیمراد داودی، تهران: دانشگاه تهران، 1356.
27.تاریخ فلسفة‌ غرب،‌ برتراند راسل، ترجمة نجف دریابندری، تهران: پرواز،‌ ششم، 1373.
28.تاریخ فلسفة‌ یونان(12)، سقراط،‌ دابلیو. كی. سی. گاتری، ترجمة‌ حسن فتحی، تهران: فكر روز،‌ 1376.
29.تاریخ فلسفه‌،‌ كاپلستون، ج7، ترجمة داریوش آشوری،‌ تهران: سورش و علمی و فرهنگی، 1367.
30.تاریخ فلسفه (از ولف تا كانت)؛ فردریك كاپلستون، ترجمة اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، سوم، 1380.
﴿ صفحه 361 ﴾
31.تاریخ فلسفه (فیلسوفان انگلیسی)، كاپلستون، ترجمة امیر جلال الدین اعلم، (تهران: انتشارات علمی فرهنگی و انتشارات سروش، دوم، 1370)، ج5.
32.تاریخ فلسفه، ج1(یونان و روم)، فردریك كاپلستون، ترجمة جلال الدین مجتبوی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و سروش، چهارم،‌1380.
33.تاریخ فلسفه، ج5، (فیلسوفان انگلیسی)، كاپلستون، ترجمة امیر جلال الدین اعلم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، سوم، 1375.
34.تاریخ فلسفه، ج8، (از بنتام تا راسل)، كاپلستون، ترجمة بهاء الدین خرمشاهی، (تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، دوم، 1376.
35.تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمة‌ عباس زریاب خویی، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، دهم، 1371.
36.تاریخ معرفت شناسی، دیوید و. هاملین، ترجمة شاپور اعتماد، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی،1374.
37.تاریخچة فلسفه اخلاق، اَلِسدر مك‎اینتایر، ترجمة‌ انشاء الله رحمتی، (تهران: حكمت، 1379.
38.تبیین و نقد فلسفة‌ اخلاق كانت،‌ محمد محمدرضایی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1379.
39.تفكر در عهد باستان، ترنس اروین، ترجمة محمد سعید حنایی كاشانی، تهران: قصیده، 1380.
40.جامعة‌ باز و دشمنان آن، كارل پوپر،‌ ترجمة عزت الله فولادوند، تهران: خوارزمی،دوم،1377.
41.جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، تهران:‌ سازمان تبلیغات اسلامی، 1372.
42.چنین گفت زرتشت، فردریش نیچه،‌ ترجمة مسعود انصاری،‌ تهران: جامی، 1377.
43.حكمت یونان، شارل ورنر، ترجمة بزرگ نادرزاده، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، دوم، 1373.
44.خداوندان اندیشه سیاسی، لین و. لنكستر، ترجمة علی رامین، ج3، ‌تهران: ‌امیركبیر،‌1362.
45.خودشناسی برای خودسازی، محمدتقی مصباح یزدی، قم: مؤسسه در راه حق، 1371.
46.دانش و ارزش، عبدالكریم سروش، تهران: یاران، 1358.
47.دجال، فردریش نیچه، ترجمة عبدالعلی دستغیب، تهران: آگاه،‌ 1352.
48.درآمدی به فلسفه اخلاق، آر. اف. اتكینسون، ترجمة‌ سهراب علوی‎نیا، (تهران: مركز ترجمه و نشر كتاب، 1369.
﴿ صفحه 362 ﴾

49.درباره تقسیم كار اجتماعی، امیل دوركیم، ترجمة باقر پرهام، بابل: كتابسرای بابل، 1369.

50.دیوان شمس تبریزی، جلال الدین محمد بلخی، با مقدمة‌ بدیع الزمان فروزانفر، تهران: جاویدان، نهم، 1370.
51.زبان، حقیقت و منطق، آ. ج. ایر، ترجمة منوچهر بزرگمهر، (تهران: دانشگاه صنعتی شریف، بی تا.
52.سرمایة ایمان، ملا عبدالرزاق لاهیجی، بی‌جا: الزهراء، دوم، 1364.
53.سقراط، ژان بِرن، ترجمة ابوالقاسم پور حسینی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، دوم،‌ 1374.
54.سنت روشنفكری در غرب (از لئوناردو تا هگل)، ج. برونوفسكی و ب. مازلیش، ترجمة لی‎لا سازگار، تهران: آگاه، 1380.
55.سه فیلسوف بزرگ، علی اصغر حلبی، تهران: زوار، 1354.
56.سیر حكمت در اروپا، محمد علی فروغی، تصحیح امیر جلال الدین اعلم، تهران: البرز، 1375.
57.شامگاه بت‎ها، فردریش نیچه، ترجمة عبد العلی دستغیب، تهران: سپهر، 1357.
58.فراسوی نیك و بد،‌ فردریش نیچه،‌ ترجمة داریوش آشوری،‌ تهران: خوارزمی، 1373.
59.فلسفه اپیكور، ژان برن، ترجمة ابوالقاسم پور حسینی، تهران: امیر كبیر، 1357.
60.فلسفة‌ اجتماعی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،‌ 1362.
61.فلسفة‌ اخلاق (حكمت عملی)، ژكس، ترجمة‌ ابوالقاسم پور حسینی، تهران: امیر كبیر، دوم، 1362
62.فلسفه اخلاق در قرن بیستم، مری وارنوك، ترجمة ابوالقاسم فنائی، قم: بوستان كتاب، 1380.
63.فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ج. وارنوك، ترجمة صادق لاریجانی، تهران: مركز ترجمه و نشر كتاب، دوم، 1368.
64.فلسفه اخلاق، محمد تقی مصباح یزدی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، تهران: نشر بین‌‌الملل، 1381.
65.فلسفة‌ اخلاق، ویلیام كی. فرانكنا، ترجمة‌ هادی صادقی، قم: طه،1376.
66.فلسفه كانت، اشتفان كورنر، ترجمة عزت‌الله فولادوند، تهران: خوارزمی، دوم، 1380.
67.فلسفه كانت؛ بیداری از خواب دگماتیسم؛ میر عبدالحسین نقیب‌زاده، تهران: آگاه، سوم، 1374.
68.فلسفه و جامعه شناسی، امیل دوركیم، ترجمة فرحناز خمسه‌ای، تهران: 1360.
69.فیلسوفان بزرگ یونان باستان، لوچانو دِكر شِنتزو، ‌ترجمة‌ عباس باقری،‌ تهران: نشر نی، 1377.
70.قرارداد اجتماعی(متن و در زمینة متن)، ژان ژاك روسو،‌ ترجمة مرتضی كلانتری، تهران: آگاه، 1379.
﴿ صفحه 363 ﴾
71.قواعد روش جامعه‌شناسی، امیل دوركیم، ترجمة علی‌محمد كاردان، تهران: دانشگاه تهران، 1355.
72.كلیات سعدی،‌ گلستان، تصحیح محمد علی فروغی، تهران: طلوع، هفتم، 1371.
73.كلیات فلسفه،‌ ریچارد پاپكین و آوروم استرول، ترجمة‌ جلال الدین مجتبوی، تهران: حكمت، هجدهم، 1381.
74.لویاتان، توماس هابز، ترجمة حسین بشیریه، تهران: نی، 1380.
75.ماركس و ماركسیسم، آندره پی‎یتر،‌ ترجمة شجاع الدین ضیائیان، تهران: دانشگاه تهران، دوم، 1360.
76.متفكران یونانی، تئودور گمپرتس، ترجمة محمد حسن لطفی، ‌تهران: خوارزمی،‌1375.
77.مثنوی معنوی، جلال الدین محمد بلخی، تهران: نگاه، پنجم، 1373.
78.منطق الطیر، فریدالدین عطار نیشابوری، تصحیح صادق گوهرین، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، دهم، 1374.
79.نیچه فیلسوف فرهنگ، فردریك كاپلستون، ترجمة علیرضا بهبهانی و علی اصغر حلبی، تهران: بی‌نا، 1371.
80.نیچه، جوزف پیتر استرن،‌ ترجمة عزت الله فولادوند، تهران: طرح نو، 1373.
﴿ صفحه 364 ﴾

ب. منابع عربی
81.الاقتصاد فی الاعتقاد، ابی حامد الغزالی، بیروت: دار و مكتبة الهلال، 1993م.
82.بحوث فی الملل و النحل، جعفر سبحانی، قم: لجنة ادارة الحوزه العلمیة، 1370.
83.البراهین در علم كلام، فخرالدین رازی، تهران: دانشگاه تهران، 1341.
84.تلخیص المحصل، نصیرالدین الطوسی، دار الاضواء، بی‌تا.
85.الحكمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، محمد بن ابراهیم شیرازی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، الرابعة، 1410ق.
86.شرح العقیدة الاصفهانیة، ابن تیمیة.
87.شرح المقاصد، سعد الدین التفتازانی، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، قم: الشریف الرضی، 1409.
88.شرح تجرید العقائد؛ علی بن محمد القوشجی، قم: رضی و بیدار، بی‌تا.
89.قواعد المرام فی علم الكلام، میثم بن علی البحرانی، قم: مكتبة آیةالله المرعشی النجفی، بی‌تا.
90. كشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد؛ علامة حلی، تصحیح حسن حسن زادة آملی، قم: مؤسسة نشر اسلامی، الرابعة، 1413ق.
91. اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع؛ ابوالحسن الاشعری، تصحیح حمودة غرابة، مصر: المكتبة الازهریة للتراث، بی‌تا.
92. محصل افكار المتقدمین و المتأخرین، فخر رازی، تصحیح سمیح دغیم، بیروت: دار الفكر اللبنانی،1992.
93. المحصول فی اصول الفقه، بطرس البستانی، بیروت: مكتبة لبنان ناشرون، الثانیة، 1993م.
94. مستدرك الوسائل، میرزا حسین النوری الطبرسی، ‌قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، بی‌تا.
95. مطارح الانظار، (تقریرات درس شیخ مرتضی انصاری)، تهیه و تنظیم ابوالقاسم كلانتری، قم: مؤسسة آل البیت، 1404.
96. الملل و النحل، عبدالكریم الشهرستانی، قم: منشورات رضی، الثالثه، 1367.
97. نهایة‌ الحكمة،‌ محمد حسین طباطبائی، قم: النشر الاسلامی، 1362.
98. نهج البلاغه، ترجمة جعفر شهیدی، تهران : انتشارات علمی و فرهنگی، 1378.
﴿ صفحه 365 ﴾

ج. منابع انگلیسی
99. ‘‘A Contractarian Account of Moral Justification’’, by C. W. Morris, in Moral Knowledge?.

100. ‘‘Aristippus the Elder’’, by Voula Tsouna, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998) V. 1.

101. ‘‘Ayer, Alfred Jules’’, by Graham MacDonald in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998) V. 1.

102. ‘‘Bentham, Jeremy (1748-1832)’’ by Ross Harrison, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998) V.1.

103. ‘‘Contractarian Ethics’’, by Paul Kelly, in Encyclopedia of Applied Ethics, (London & New York: Academic Press, 1998), V.1.

104. ‘‘Contractarianism’’, by G. Sayre-McCord, in Ethical Theory, ed. Hugh Lafollette, New York: Blackwell Publishing Inc., 2000

105. ‘‘Cynics’’ A. A. Long, in Encyclopedia of Ethics, (ed. Lawrence C. Becker), V.1.

106. ‘‘Cyrenaics’’ by Voula Tsouna, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998), V. 2.

107. ‘‘Emotivism’’, by Michael Smith, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998), V. 3.

108.‘‘Epicureanism’’ by David Sedley in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998), V. 3.

109.‘‘Hare, Richard Mervyn’’, A. W. Price, Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998), V. 4.
﴿ صفحه 366 ﴾

110. ‘‘Hedonism’’ by R. B. Brandt, in The Encyclopedia of Philosophy, Paul Edwards, ed (New York: Macmillan Publishing Co., 1972), V. 3.

111. ‘‘Hedonism’’ Fred Feldman, in Encyclopedia of Ethics, (ed. Lawrence C. Becker), V. 2.

112. ‘‘History of Western Ethics: 3. Hellenistic’’ by A. A. Long, in Encyclopedia of Ethics, V. 2.

113. ‘‘Impartiality’’, by Bernard Gert in Encyclopedia of Ethics, V. 2.

114. ‘‘Morality and Religion’’, Plato, in Philosophy of Religion: An Anthology, Louis P. Pojman, ed. (U. S. A: Wadsworth, 1987).

115. ‘‘Prescriptivism’’, R. M. Hare, Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998), V. 7.

116. ‘‘Stevenson, Charles Leslie’’, by James Dreier, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig, (New York: Routledge, 1998) V. 9.

117. ‘‘The Principle of Utility’’, Jeremy Bentham, in Meta-ethics, Normative Ethics and Applied Ethics, ed.

118. ‘‘The Social Contract Tradition’’, by Will Kymlikca, in A Companion to Ethics, ed. Peter Singer, (Cambridge: Blackwell, 1991).

119.‘‘Universalizability’’, R. M. Hare, in Encyclopedia of Ethics, ed. Lawrence C. Becker, V. 3.

120.A Theory of Justice, John Rawls, (Cambridge: Harvard University, 1971).

121.After Virtue, Alasdair MacIntyre, (Noter Dame: University of Noter Dame, 1984.

122.An Essay Concerning Human Understanding, John Locke, (CD World’s Greatest Classic Books).

123.Ethics, A. C. Ewing, New York: The Free Press, 1965.

124.Metaphysics, Aristotale, translated by W. D. Ross, (CD World’s Greatest Classic Books).
﴿ صفحه 367 ﴾

125. Moral Problems, Michael Palmer, University of Toronto Press, 1991

126. Morality: Its Nature and Justification, Bernard Gert.

127. Morals by Agreement, David Gauthier, (New York: Oxford University Press, 1986.

128. Philosophy of Logic, Susan Haack, Cambridge, 1978.

129. The Cambridge Dictionary Of Philosophy.

130. The HarperCollins Dictionary of Philosophy, Cyrenaics