نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

ارتباط اطاعت با قرب

چرا اطاعت كردن خدا در امور دینی و زندگی، ارزش اخلاقی ایجاد می‎كند و به تعبیر دیگر، موجب قرب به خدا می‌شود؟
«چه نسبتی از مسلمانان،‌ خدا را فقط برای رسیدن به قرب عبادت می‎كنند؟ حقیقت این است، كسانی كه خدا را فقط برای «قرب» عبادت می‎كنند بسیار نادرند. اصولاً یكی از سنت‌های الهی حاكم بر هستی این است كه تعداد وجودهای كامل نسبت به موجودات ناقص بسیار كمتر است. در میان میلیون‌ها انسان، گاهی فقط یك نابغه پیدا می‌شود. كسانی كه از چنین معرفت و كمال و همتی برخوردار باشند و صرفاً رضایت خدا را در نظر بگیرند، بسیار محدودند، اما همانگونه كه سابقاً بیان شد، ارزش‌ها در اسلام، مراتب و مراحل بی‌شماری دارند كسی هم كه خدا را برای كسب بهشت و گوشت و میوه و امثال آن عبادت كند، در حد خودش ارزشمند است، چون او هم از بسیاری لذت‌های دنیا صرف نظر كرده و به لذات اخروی دل بسته است».(665)
﴿ صفحه 351 ﴾

راه رسیدن به كمال نهایی: عبادت

اما راجع به شناخت راهی كه انسان را به این كمال می‌رساند. تفصیل این راه را هم می‌بایست از وحی تلقی كرد ولی آنچه به عنوان تحلیل عقلی و به صورت عنوان كلی می‌توان مطرح كرد این است كه هر چه انسان را از استقلال، از خودپرستی و از شرك به خدا دور كند در جهت حصول این كمال واقع می‌شود. آنچه موجب می‌شود كه انسان رابطه وجودی خودش را با خدای متعال درست نیابد و علم حضوری‎اش نسبت به خدای متعال ضعیف باشد، استقلال دادن به غیر خدا است، توجه دادن به غیر خدا به صورت موجودات مستقل و مؤثر استقلالی است كه اولش خود انسان است.
مادامی كه برای هر موجودی غیر از خدا استقلال ببینیم بین ما و او حجابی وجود دارد. هر چند این استقلال را برای ملائكه یا برای انبیا بدانیم تفاوتی نمی‎كند. پس كمال حقیقی قرب به خدا است. راه كلی آن هم عبادت است و ما آفریده شده‎ایم برای همین كه این راه را بپیماییم تا به آن هدف برسیم.
البته روشن است كه اگر كسی بخواهد به خدا نزدیك شود و بندگی او كند بدون شك اول باید خدا را بشناسد. پس ارزش حقیقی انسان بدون شناخت خدا حاصل نمی‌شود، علم و معرفت به خدای متعال شرط لازم برای تحقق كمال اخلاقی است، ولی این كافی نیست، بلكه باید ایمان قلبی هم داشته باشد، در ایمان، نوعی اختیار و اراده ملحوظ است. انسان باید دلش را اختیاراً تسلیم خدا كند. این یك حالت قلبی است كه در دل پدید می‎آید و صددرصد جبری و اضطراری نیست. می‌شود فرض كرد انسانی علم به خدا داشته باشد، ولی ایمان نداشته باشد. یعنی تصمیم نگرفته باشد كه تسلیم خدا باشد. و خدا را به خدایی بپذیرد.
سؤال: بر اساس این نظریه آیا هیچ‌گونه ارزش اخلاقی برای كارهای كسانی كه به خدا و قیامت معتقد نیستند متصور هست یا نه؟
افعال اختیاری انسان می‌تواند كمك‌هایی برای حصول كمال حقیقی انسان داشته باشد.
﴿ صفحه 352 ﴾
یعنی انسان ممكن است اعتقاد به خدا و قیامت نداشته باشد، ولی اعتقاد و گرایش‎هایی داشته باشد كه آنها او را به اعتقاد به خدا نزدیك می‎كند و دست كم موانع را مرتفع می‎كند و ارزش‌های منفی را كم می‎كند.

5. ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام(666)

1ـ5. شمول نظام ارزشی اسلام
نظام ارزشی و اخلاقی اسلام، نظامی فراگیر، عام و شامل است. هر محققی اگر پژوهش ساده‎ای در میان كتب اخلاقی بنماید، به خوبی درمی‎یابد كه دایرة‌ ارزش‌ها در بسیاری از مكتب‎ها تنگ و محدود است و عمدتاً منحصر به ارزش‌های اخلاقی‎ای است كه در محیط اجتماعی مطرح می‌شود. در بسیاری از مكاتب یا مسألة‌ ارتباط انسان با خدا مطرح نمی‌شود و یا منحصراً تمامی ارزش‌ها را در ارتباط انسان با خدا مطرح می‎كنند و ارتباط با دیگران را ضد ارزش می‎دانند. اما در اسلام تمامی ارتباطات مناسب و مفید، مورد نظر قرار گرفته‎اند،‌ ارتباط انسان با خدا، با خلق، با خود، خانواده، جامعه و حتی روابط بین الملل، ارزش‌های ثابت و معینی دارند؛ یعنی هیچ مسأله‎ای از مسائل زندگی انسان نیست كه تحت پوشش ارزش‌های اخلاقی اسلام قرار نگیرد. آن زمانی كه آدمی با دشمن خونی خود درگیر است، یعنی در موقعیتی كه در هیچ عرف بین المللی ارزش اخلاقی مطرح نیست، اسلام حكم و قانون و ارزش اخلاقی دارد. اگر شما تا سرحد مرگ با دشمن جنگ كردید و در آخرین لحظه‎ای كه دشمن به مرز هلاكت رسیده است، امانتی را به دست شما سپرد كه به كسی برسانید و شما هم پذیرفتید، به هیچ بهانه‎ای، حق خیانت كردن به آن را ندارید.
2ـ5. انسجام درونی
به مجموعه‎ای «نظام» گفته می‌شود كه تمامی اجزاء و عناصر آن با یكدیگر ارتباط و انسجام
﴿ صفحه 353 ﴾
داشته و همه آنها هدف واحدی داشته باشند. در بسیاری از مكاتب اخلاقی، چنین انسجام و پیوند درونی مشهود نیست؛ مثلاً در نظام‎های متفاوت، متغیرهایی از قبیل پول داشتن، علم داشتن، قهرمان بودن و امثال آن را به عنوان ارزش تلقی می‎كنند، در حالی كه بین آنها ارتباط و انسجامی مشهود نیست و تنها یك مجموعة ساختگی است. از طرف دیگر، طرح ارزش‎های جدید و طرد سایر ارزش‎ها به طور مداوم و تغییر و تحول پیوسته و همیشگی در این مكاتب، از این واقعیت پرده بر می‎دارد كه مجموعة ارزشی آنها، علاوه بر برخوردار نبودن از انسجام، ملاك معقول و منطقی نیز ندارد، بلكه تابع میل و هوس مردم است، اما بین ارزش‌های اسلامی آن چنان ارتباط معقول و منطقی وجود دارد كه می‌توان این مجموعه را به صورت درختی ترسیم كرد كه دارای ریشه‎ای قوی و مستحكم و تنه‎ای قدرتمند است. این درخت دارای شاخه‎های اصلی و فرعی است و جهت حركت تمامی آنها نیز به سمت بالا است.
3ـ5. قابلیت تبیین عقلانی
سومین ویژگی نظام اخلاقی اسلام این است كه قابل تبیین و استدلال است. نظریه‎پردازان بسیاری از مكاتب اخلاقی، تصریح می‎كنند كه مجموعة ارزشی آنها از پشتوانة فلسفی برخوردار نیست، بلكه بالاتر، آنها معتقدند كه ارزش، نه تنها از پشتوانة فلسفی برخوردار نیست كه نمی‌تواند برخوردار باشد و اساساً ارزش را در برابر تعقل قرار می‎دهند. وادی ارزش‌ها را عواطف و احساسات انسان می‎دانند كه مقوله‎ای جدای از استدلال و تعقل است. ارزش‌ها در برابر واقعیت‌ها قرار دارند و بین ارزش و واقعیت، پیوندی نیست.
امروزه یكی از مسائل جنجال برانگیز و زنده در محافل علمیِ فلسفه اخلاق، این موضوع است كه آیا ارزش‌ها با واقعیات ارتباطی دارند یا نه. اهمیت این بحث بدین جهت است كه تبیین عقلانی ارزش‌ها، فقط زمانی ممكن است كه بتوان رابطه بین ارزش‌ها و واقعیت‌ها را كشف كرد. زیرا عقل فقط واقعیت‌ها را درك می‎كند. اگر ارزش‌ها صرفاً تابع قرارداد باشند، هیچ رابطه منطقی با هم ندارند و هیچ دلیل عقلی هم نمی‌تواند آنها را
﴿ صفحه 354 ﴾
ثابت كند. تمایل فرد یا فرضاً مجموعة افراد یك جامعه را كه نمی‌توان با دلیل عقلی توجیه كرد، مثلاً نمی‌توان گفت كه به چه دلیل انسان «گُل» را دوست دارد. دوستی، میل، علاقه، عشق و امثال آن، قابل تبیین عقلانی نیستند، تنها زمانی می‌توان بر موضوعی استدلال عقلی آورد كه آن موضوع بر یك سلسله علّی و معلولی مبتنی باشد، اگر بین دو پدیده رابطه علّی و معلولی نباشد، نمی‌توان بین آنها رابطه‎ای منطقی و عقلی برقرار كرد.
باید دید برای رسیدن به هدف، چه رفتار خاصی مورد نیاز است. بنابراین، رابطه بین رفتار و اهداف انسان بر اساس قانون علیت، قابل تبیین است؛ یعنی عقل انسان می‌گوید، اگر بخواهی به فلان هدف برسی باید فلان كار را انجام دهی، اگر چنین رابطه‎ای بین رفتار و اهداف نباشد، اهداف قابل تبیین عقلانی نخواهند بود و تنها بر اساس میل، علاقه و رغبت مردم تعیین می‎شوند.
پس، از آنجا كه اسلام به وجود نیازهای فطری در انسان قائل است و از طرف دیگر برای رسیدن انسان به آن هدف‌ها، افعال اخلاقی را واسطه می‎داند، می‌توان رابطه عقلانی بین اهداف و افعال را كشف كرد، از این جهت نظام ارزشی اسلام قابل تبیین عقلانی و فلسفی است. اگرچه نمی‌توان این ویژگی را به نظام اخلاقی اسلام منحصر كرد، اما به عنوان یكی از ویژگی‎های بارز آن محسوب می‌شود.
4ـ5. تركیبی از ملاك‎ها
همانطور كه در بررسی مكاتب اخلاقی مشاهده شد، یكی از نقدهای كه تقریباً نسبت به همه مكاتب اخلاقی وارد دانستیم این بود كه چرا فقط به یك بُعد از ابعاد وجودی انسان پرداخته‌اند و سایر ابعاد را نادیده گرفته‌ و یا از آن غفلت كرده‌‌اند. به عنوان مثال، نظریه لذت‌گرایی، اعم از لذت‌گرایی آریستیپوسی یا لذت‌گرایی اپیكور، تنها بر یك بُعد از نیازهای وجودی انسان تكیه كرده و آن را به عنوان معیار ارزش اخلاقی ذكر كرده بودند. از طرف دیگر نظریاتی مانند عاطفه‌گرایی، سودگرایی، وجدان‌گرایی، قدرت‌گرایی و امثال آن، بر ابعاد دیگری از ابعاد وجودی انسان، به عنوان معیار و ملاك ارزش، تكیه و تأكید
﴿ صفحه 355 ﴾
می‌كردند. اما اگر نیك بنگریم خواهیم دید كه نظام اخلاقی اسلام با محور قرار دادن خداوند، محاسن و ویژگی‌های مثبت همه آن مكاتب را یكجا جمع كرده است. یعنی در این مكتب هم به لذت و لذت‌خواهی انسان توجه شده است و هم به عاطفة دیگر دوستی او و هم به همه امیال و خواسته‌های انسانی دیگر او. یعنی در این مكتب اگر كسی به هدف نهایی اخلاق اسلامی، یعنی قرب الهی، برسد از بالاترین و خالص‌ترین لذات نیز بهره‌مند شده است. بالاترین و جامع‌ترین لذات، لذات اخروی و آنجهانی است كه تنها در سایة اطاعت و بندگی خدای متعال به دست می‌آید. پس این گونه نیست كه اصل لذت به عنوان یك معیار از نظام ارزشی اسلام حذف شده باشد. قرآن مجید در بسیاری از آیات برای فراخواندن مردم به ارزش‌های اسلام، موضوع لذت را مطرح می‌كند: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ».(667) و برای كسانی كه از مقام و موقعیت معنوی بالاتر و والاتری برخوردارند، مسأله لذت بهره‌مندی از خشنودی خدای متعال و رضایت او را مطرح می‌كند: «وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللهِ أَكْبَرُ».(668) همچنین در نظام اخلاقی اسلام اصل سود و منفعت عمومی، اعم از سود مادی و سود معنوی، مورد توجه قرار گرفته است

5ـ5. حسن فعلی و فاعلی
یكی دیگر از ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام توجه به حسن فعلی و حسن فاعلی در رفتار است. معمولاً در مكاتب اخلاقی، معیار قضاوت در مورد ارزش داشتن یا بی‌ارزش بودن یك رفتار، نفس عمل و نتایج آن است، بدون این كه انتساب آن به فاعل و انگیزه و نیت فاعل مطرح باشد؛ به تعبیر دیگر، معیار قضاوت فقط حسن فعلی است و انگیزه، قصد و نیت فاعل در این مورد دخالتی ندارد، اما از دیدگاه اسلام، تنها معیار ارزش، حسن فعلی نیست، بلكه باید حسن فاعلی نیز مد نظر قرار گیرد. لذا در بسیاری از آیات قرآن مجید «آمنوا»،
﴿ صفحه 356 ﴾
حسن فاعلی و «عملوا الصالحات»‌، حسن فعلی، را در كنار هم ذكر می‎كند و ارزش رفتار را ناشی از هر دو، می‎داند. در ابتدا باید ایمان باشد تا انگیزة كار صالح پدید آید و عمل صالح هم از او سر بزند تا او را به سعادت برساند. كار صالحی كه از شخص بی‌ایمان صادر شود، انگیزة الهی نخواهد داشت، حداكثر این است كه محبوبیت پیش مردم و اشتهار را ایجاد می‎كند كه این همان مزد زحمات او است.
البته موضوع نیت و انگیزة قلبی در مكتب اخلاقی «كانت» هم تا حدودی مطرح شده است، اما او حسن فاعلی را در پاسخ دادن به ندای وجدان و اطاعت از دستور عقل می‎داند، در حالی كه در اسلام، ملاك ارزشمندی اعمال، ارتباط قلبی فاعل با ذات لایزال الهی است.
6ـ5. مراتب داشتن ارزش‌ها
یكی دیگر از ویژگی‎های نظام اخلاقی اسلام این است كه ارزش‌ها دارای مراحل و مراتبی هستند، در حالی كه در بسیاری از مكاتب اخلاقی ارزش را دارای یك مرحله می‎دانند. یعنی در هر كاری امر دایر است بر این كه یا آن كار ارزش دارد و یا ندارد. مثلاً در مكتب كانت، اگر انجام كاری فقط برای اطاعت از حكم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حكم عقل، همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین، فداكاری مادر برای فرزندش، از آنجا كه برای ارضای عواطف مادر است، عملی بی‌ارزش است. در حالی كه در دین اسلام هر یك از این رفتارها مرحله‎ای از ارزش را دارا است.
بنابراین، اسلام برای ارزش‌ها مراحلی را قائل است. دسترسی به بعضی از مراحل آن برای عموم میسّر است، اما رسیدن به مراحل بالا و بالاتر برای همه انسان‎ها میسّر نیست و این منحنی هر چه بیشتر به طرف بالا صعود كند، از بالا روندگان آن كاسته خواهد شد.
مراتب ارزش اخلاقی در مكتب اسلام طیف وسیعی از ارزش‌ها را شامل می‌شود كه
﴿ صفحه 357 ﴾
می‌توان برای آن مراحلی را تا بی‌نهایت قائل شد، در حالی كه ارزش‌ها در سایر مكاتب، فقط در دو دسته، یا در حد بسیار عالی و محدود یا در حد گسترده و یكسان برای همه، مطرح می‌شوند؛ به عنوان مثال، ترحم بر كودك یتیم، كمك به نابینا و لبخندی مهربانانه به روی انسانی نیازمند، مرحله‎ای از ارزش را تشكیل می‎دهند كه كسب آنها برای همه افراد میسّر است و ضربت شمشیر علی(علیه‌السلام)، در جنگ خندق بر فرق سردار كفار ـ عمرو بن عبدود ـ نیز مرحله‎ای از ارزش است كه از مجموع عبادت‌های جن و انس برتر است.
﴿ صفحه 359 ﴾