نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

معانی قرب

برای این كه آشنایی بیشتری با این نظریه حاصل شود، مناسب است كه درباره قرب و معانی و كاربردهای متفاوت آن توضیح بیشتری داده شود. واژة قرب، در لغت به معنای نزدیكی است. كاربرد ابتدایی آن در مورد محسوسات است، اما بعد از تجرید معنای مادی، می‌توان آن را در معنویات و مجردات هم به كار گرفت.(658) اما زمانی كه از این واژه در مورد نوع رابطه انسان با خداوند استفاده می‌شود و از قرب الهی سخن به میان می‌آید، یقیناً معنای جسمانی و مادی آن منظور نیست؛ یعنی این گونه نیست كه بتوان برای خدا مكانی را در گوشه‎ای از عالم در نظر گرفت؛ مثلاً نمی‌توان گفت، كسانی كه به مكه می‌روند به خدا نزدیك‌تر می‌شوند، ممكن است كسانی به خانة خدا نزدیك‌تر، ولی از خدا دورتر شوند، و همچنین معنای اعتباری و قراردادی قرب در اینجا منظور نیست؛ یعنی نمی‌توان از قرب الهی، نزدیكی زمانی یا نزدیكی فامیلی را اراده كرد. خدای متعال از تمامی این نسبت‌ها منزه است.(659)
به طور كلی مفهوم «قرب» را با تفكیك سه معنای متفاوت آن می‌توان تبیین كرد و در این میان معنای مورد نظر را مشخص كرد. به نظر می‌رسد كه قرب دارای سه معنای اعتباری، فلسفی و ارزشی و اخلاقی باشد.
﴿ صفحه 346 ﴾

معنای اعتباری قرب

در عرف ما رایج است كه می‎گویند فلانی با فلان رئیس، رابطة‌ نزدیكی دارد یا فلان شخص از نزدیكان فلان مسؤول است، مقصود از این نزدیكی چیست؟ آیا مقصود این است كه كنار او می‎نشیند، مكان زندگی او با رئیس نزدیك است یا مقصود چیز دیگری است؟ مقصود از نزدیكی در اینجا،‌ این است كه ارتباط آنها چنان خوب است كه اگر او
پیشنهادی كند، رئیس می‎پذیرد، پیشنهاد و درخواست او را رد نمی‎كند. قرب به همین معنا در مورد خدای متعال هم متصور است و برای كسانی كه در سطح متوسطی از معرفت هستند كافی به نظر می‌رسد. تصویر قرب، طبق این معنا بدین صورت است: اگر آدمی توانست به وسیله رفتار اختیاری خود به مرحلة‌ قرب الهی برسد، از مقربان درگاه خدا می‌شود. هر درخواستی را كه از خدا داشته باشد، خدا می‌پذیرد و به تعبیر معروف، ‌«مستجاب الدعوه» می‌شود. ... معنای عمیق قرب بسیار فراتر است و استجابت دعا تنها شعاعی از قرب حقیقی محسوب می‌شود، علاوه بر این قرب به این معنا خود به خود دلالتی بر تكامل روحی ندارد.(660)
در عرف عام نزدیك شدن به خدا به وسیله اطاعت كردن را همانند نزدیك شدن بنده به ارباب در امور مادی می‌پندارند. اگر بنده‎ای فرمان ارباب را كاملاً بشنود و اطاعت كند و ارباب یا رئیس از او خوشش بیاید او را دوست بدارد و از او راضی شود، در این صورت می‎گویند كارمند به رئیس نزدیك شده است؛ یعنی رضایتی كه قبلاً در رئیس نبوده است با اطاعت كردن مستخدم از او حاصل شده است، چیزی را كه نداشته، با اطاعت كردن كارمند كسب كرده است؛ لذا چنین می‎پندارند كه با اطاعت از فرمانهای الهی در خدای متعال رضایتی ایجاد كرده‎اند. این تصور عامیانه در مورد خدای متعال كاملاً نادرست است. خدا منزّه‌تر از آن است كه رفتار بندگان، حالتی را كه در او وجود نداشته، ایجاد كند.
﴿ صفحه 347 ﴾
این واقعیت چه زیبا در دعای مبارك عرفه بیان شده است كه «الهی تقدس رضاك ان یكون له علة منك فكیف یكون له علة منی». اعتقاد به این كه بنده با عملش خدا را راضی می‎كند، به این معنا است كه بنده در او اثر می‎گذارد، پس بنده نسبت به خدای متعال، علیتی دارد، استقلالی دارد، كار او موجب رضایت خداست ، اگر كار بنده نبود، او راضی نمی‎شد این تصور، ناشی از این است كه می‎پندارند رضایت خدا حالتی روانی و عارضی است، آن گونه كه در انسان است، در حالی كه رضایت و محبت خدا، ذاتی او است. این گونه نیست كه خداوند یك روز چیزی را دوست بدارد و روز دیگر رأیش برگردد و از آن متنفر شود. این گونه نیست كه كار بندگان در او اثر كند، موجب شادی یا غضب و خشم او شود، خدای متعال را نباید با انسان قیاس كرد. به هر حال، انسان نمی‌تواند علت ایجاد تغییری در خدا و رضایت او باشد. تمامی این تغییرات در متعلَّق رضای او است، نه در اصل رضایت؛ یعنی خدای متعال از ازل تا ابد، صفت، عمل و رفتار خوب را در همان شرایط خودش دوست دارد. موجودی كه گاهی خوب است و گاهی بد، خوبی‎اش را همیشه دوست دارد از بدی‎اش هم ازلاً و ابداً ناراضی است. این ویژگی ثابت و لایتغیر است، فقط متعلق محبت و بغض و رضا و غضب است كه تغییر می‎كند بدی و گناه و جرم و خیانت در ظرف محدودی تحقق پیدا می‎كند، اما بغض خدا نسبت به آن ازلی و ابدی است.»(661)

معنای فلسفی قرب

قرآن كریم درباره نزدیكی خدای متعال با انسان می‌فرماید: «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ».(662) هیچ چیز به حیات انسان از رگ گردن نزدیك‌تر نیست، اگر رگ گردن كسی را جدا كنند، در حقیقت حیات دنیوی او خاتمه پیدا می‌كند و ادامة زندگی او میسّر نیست. با وجود این، خدای متعال می‌فرماید ما از رگ گردن هم به شما نزدیك‌تریم. این آیة مباركه
﴿ صفحه 348 ﴾
گویای رابطه‎ای مستحكم بین خالق و مخلوق یا علت و معلول است و رابطة‌ وجودی هر مخلوقی با خدای خویش را تبیین می‌كند. نزدیك‌ترین رابطه‎ای كه بین اشیاء و افرادْ قابل تصور است، رابطه آفریده با آفریننده است. جدایی معلول از علت، مساوی با نیستی معلول است. لذا فیلسوفان می‎گویند: معلول نسبت به علت مفیض یا فاعل مفید یا علت ایجادی خود، عین الربط است. اصلاً وجودش عین بستگی است. نه این كه معلول، وجودی مستقل دارد و آن وجود، وابسته به علت است.
پس این مفهوم هم یكی از معانی قرب است، اما اگر بپرسند كه آیا مقصود از رسیدن انسان به كمال و مقام قرب، همین معنای فلسفی آن است، باز هم جواب منفی است؛ زیرا چنین «قربی» همیشگی و برای همه انسان‎ها است و تمامی مخلوقات الهی قائم به اراده او هستند و از او تفكیك ناپذیرند.(663)