نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

وظیفه‌گرایی كانت

اما ارادة‌ خوب یعنی چه؟ آیا می‌توان آن را بر اساس نتایج و غایات اعمال تعریف كرد یا نه؟ اساساً معیار تشخیص ارادة‌ خیر و ملاك تمایز آن از ارادة‌ شر چیست؟ كانت تأكید می‎كند كه اراده خیر را هرگز نمی‌توان بر اساس نتایج حاصل از آن تشخیص داد. به تعبیر دیگر، خوبی نتایج را نمی‌توان منشأ خوبی ارادة‌ خوب دانست. یك انسان پلید یا جنایت‎كار كه انگیزه‎ای جز انجام پلیدی و زشتی ندارد، ممكن است ناخواسته و نادانسته كار خوبی را انجام دهد. و روشن است كه این نتیجة‌ غیر مترقبه و ناخواسته و ناآگاهانه، امیال و اراده‎های
﴿ صفحه 279 ﴾
شرورانة‌ او را به امیال و اراده‎‎های خیرخواهانه تبدیل نمی‎كند. به تعبیر دیگر،‌ كانت مدعی است كه حسن فعلی به تنهایی نمی‌تواند معیار تشخیص ارادة‌ خیر باشد. افزون بر این،‌ اگر خوبی ارادة‌ خیر به سبب خوبی نتایج آن می‎بود در آن صورت نمی‌توانستیم خوبی آن را، ذاتی بدانیم. بلكه خوبی آن خوبی ابزاری می‎بود. بنابراین، آنچه مهم است،‌ انگیزه و نیت فرد است، یعنی كارها را باید بر اساس حسن فاعلی آنها ارزش‎گذاری كرد و نه بر اساس حسن فعلی. كار خوب كاری است كه بر اساس نیت خوب انجام گرفته باشد، و لو آنكه در عمل،‌ كاری باشد كه بد تلقی شود. و كار بد كاری است كه بر اساس نیت و انگیزة بد صورت گرفته باشد و لو آن كه در عمل به نتایج خوبی منجر شده باشد.
خواست خوب نه به دلیل نتیجه یا آثار خود، یا شایستگی‌اش برای رسیدن به غایتی مطلوب، بلكه صرفاًً به حكم اراده(ای كه موجب آن شده است) خوب دانسته می‌شود، یعنی به خودی خود خوب است، و چون در نفس خویش نگریسته شود، از همه كارهایی كه می‌تواند به سود هر گونه میلی، و حتی به سود مجموع میل‌ها انجام دهد، ارجمندتر به شمار می‌آید. حتی اگر بر اثر ناهمراهی بخت یا تنگ چشمی طبیعت، این خواست از رسیدن به مقصود خود ناتوان باشد، و اگر به رغم بالاترین كوشش‌ها كاری از دستش بر نیاید، و فقط به همان صورت خواست خوب باقی بماند (البته نه تنها به گونة یك خواست، بلكه به صورت فراخواندن همه وسایلی كه شخص در توان خود دارد)، باز همچنان مانند گوهری، مانند چیزی كه فضیلتش یكسره در ذاتش نهفته است، به فروغ خود خواهد درخشید. سودمندی یا باروری آن نه چیزی بر این فضیلت می‌افزاید و نه از آن می‌كاهد.(567)

نیت ادای وظیفه

كارهای اختیاری به صرف مطابقت با وظیفة عقلانی دارای ارزش مثبت اخلاقی نخواهند شد، بلكه كاری از نظر اخلاقی ارزشمند است كه افزون بر مطابقت داشتن با وظیفه به نیت
﴿ صفحه 280 ﴾
و انگیزة ادای تكلیف عقلانی سر زده باشد. یعنی انگیزة انسان از انجام آن فقط اطاعت از قانون عقل باشد. بنابراین، اگر كارهای خوب به داعی تمایلات شخصی و یا به انگیزة‌ خدمات اجتماعی و امثال آن انجام گیرند هرگز دارای ارزش اخلاقی مثبت نخواهند بود. به عنوان مثال، عاطفة مادر نسبت به فرزندش و یا عواطف دیگر دارای ارزش اخلاقی نیستند. اگر كسی صرفاً برای حرمت و احترام دوستی و رفاقت، به دوستش كمك كند كار او دارای ارزش اخلاقی نیست. حتی اگر كاری به منظور رسیدن به سعادت و یا بهره‌مندی از كمال انجام گیرد باز هم دارای ارزش اخلاقی نخواهد بود. بر این اساس، اگر كسی كاری را به منظور برخورداری از پاداش اخروی انجام دهد، كار او فاقد ارزش اخلاقی خواهد بود. كار او صرفاً یك معامله است؛ كاری كرده و در قبال آن هم مزدش را می‌خواهد. حتی اگر كسی جان خود را تنها به این جهت كه تمایل به آن دارد حفظ كند، كار او، هر چند ممكن است از نظر اخلاقی مذموم نباشد، اما قطعاً دارای ارزش اخلاقی مثبت هم نخواهد بود؛ حفظ نفس تنها زمانی از نظر اخلاقی ارزشمند است كه به نیت ادای تكلیف و وظیفه‌ای كه انسان نسبت به این كار دارد، انجام گرفته باشد.(568)
به هر حال، كانت میان اعمالی كه مطابق با تكلیف و وظیفه‌اند و اعمالی كه به نیت ادای تكلیف و وظیفه انجام می‌گیرند تمایز قائل می‌شود. مثالی كه خود او ذكر كرده است تمایز این دو را روشن می‌كند. «فرض كنیم كاسبی همیشه مواظب است كه از مشتریان بیش از قیمت عادله پول نگیرد. البته رفتار او مطابق با تكلیف است، ولی ضرورتاً لازم نمی‌آید كه برای ادای تكلیف، یعنی از این جهت كه تكلیف اوست، چنین رفتار می‌كند. زیرا ممكن است خودداری او از گرانفروشی به واسطة ملاحظه‌كاری و احتیاط باشد، یعنی از این لحاظ كه صداقت بهترین روش است. لذا نوع اعمالی كه مطابق با تكلیف انجام می‌گیرد به مراتب از نوع اعمالی كه برای ادای تكلیف انجام می‌شود دایره‌اش وسیع‌تر است.»(569) و در
﴿ صفحه 281 ﴾
این میان كانت معتقد است كه تنها آن دسته از اعمالی كه برای ادای تكلیف انجام می‌گیرند دارای ارزش اخلاقی هستند. از كانت نقل كرده‌اند كه می‌گفت: «من خواب می‌دیدیم و می‌‌پنداشتم زندگانی تمتع است، چون بیدار شدم دیدم تكلیف است.»(570)

تكلیف و قانون

كانت می‌گوید معنای عمل كردن برای ادای تكلیف، احترام به قانون است. به تعبیر دیگر، عملی كه برای ادای تكلیف انجام می‌گیرد، عملی است كه از احترام به قانون ناشی می‌شود. از طرفی هم باید این مسأله را توجه داشت كه ویژگی ذاتی قانون و اصولاً قانون بودن قانون به كلیت، اطلاق و استثناناپذیری آن است. به همان صورتی كه قوانین طبیعی و تجربی قوانینی كلی هستند، قانون اخلاقی نیز باید دارای این ویژگی باشد. در عین حال، تفاوت میان قوانین طبیعی با قوانین اخلاقی این است كه همه موجودات مادی و از جمله انسان، به خودی خود و ناآگاهانه و به صورت جبری از قوانین طبیعی تبعیت می‌كنند؛ اما در باب قوانین اخلاقی مسأله فرق می‌كند؛ در اینجا تنها موجودات عاقل‌اند كه می‌توانند بر طبق قانون اخلاقی عمل نمایند. و ارزش اعمال انسان نیز از همین جا ناشی می‌شود. یعنی آن دسته از كارها را می‌توان مورد ارزش‌گذاری اخلاقی قرار داد كه به منظور احترام به قانون صورت گرفته باشند.(571)
به تعبیر دیگر، نظریه اخلاقی كانت از نوع نظریات وظیفه‌گرایانه است و نه نظریات غایت‌گرایانه. یعنی كانت معتقد است كه ارزش اخلاقی كارهای اختیاری انسان، محصول و معلول نتایج آنها نیست؛ بلكه معلول «قاعده‌ای است كه عامل آن اتخاذ كرده، و این قاعده برای این كه به اعمال او ارزش اخلاقی ببخشد باید ناشی از اطاعت از قانون و احترام به قانون باشد.»(572)
﴿ صفحه 282 ﴾