نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

نقد و بررسی

‌این مكتب خیلی جاذبه دارد. در نوشته‌ها و افكار اندیشمندان مشرق زمین و مسلمانان نیز
﴿ صفحه 235 ﴾
‌تأثیرات زیادی داشته است. چیزی كه تأثیرگذاری این مكتب را افزون كرده، این است كه در معارف اسلامی نیز می‌توان قراینی به سود آن یافت. تعبیراتی در آیات و روایات هست كه قابل تطبیق بر مدعیات این مكتب است. اما اگر نیك بنگریم این نظریه و مكتب نیز از بیان حقیقت اخلاق و اخلاقیات عاجز است.
‌آنچه را كه ما به عنوان وجدان اخلاقی می‌نامیم و خیلی هم برای آن قداست قائلیم، یك نیروی خاصی در وجود ما نیست. حقیقت مسأله این است كه اگر وجدان را تحلیل كنیم خواهیم دید كه وجدان اخلاقی در جهتی كه مربوط به شناخت خوب و بد است، همان عقل است. شناخت، كار عقل است. اما این كه انسان را پس از انجام كار ستایش یا سرزنش می‌كند این هم یك تحلیل روان‌شناختی دیگری دارد. حقیقت مطلب این است كه انسان یك ملكاتی دارد كه در اثر كمك علم و عمل برای او حاصل می‌شوند. ارزش‌هایی را كه شناخته است و در عمل نیز آنها را به كار گرفته است، آرام آرام برای او ملكه شده‌اند؛ بنابر این اگر انسان كاری را بر خلاف آنها انجام دهد، انسان ناراحت می‌شود. یعنی ملكاتی كه، بر اساس شناخت ارزش‌ها، برای انسان حاصل شده‌اند اقتضا دارند كه آنچه با آنها مخالف باشد، طرد نمایند. علت ندامت پس از انجام كار بد این است كه وقتی انسان می‌فهمد كه كمالی را از دست داده و نقصی در انسانیتش پدید آمده است، این حالت ندامت برای او حاصل می‌شود. همان طور كه در مراحل پایین‌تر این حالت رخ می‌دهد. مثلاً زمانی كه انسان سرمایه‌ای را از دست می‌دهد، ناراحت می‌شود. در مسائل اخلاقی نیز وقتی فرد متوجه می‌شود كه سرمایة معنوی عظیمی را از دست داده است ناراحت می‌شود. و خود را سرزنش می‌كند كه چرا آن سرمایه را از دست داده است و چرا خود را از كمالی كه برایش فراهم بود، محروم كرده است. همه اینها در صورتی است كه آن ارزش‌ها را پذیرفته باشد و چنان ملكه‌ای نیز برای او به وجود آمده باشد؛ اما اگر ارزش‌های دیگری را برای خود تعریف كرده باشد، یعنی بنیان معرفتی و شناختی او از ابتدا خطا باشد و در محیطی رشد كرده باشد كه ارزش‌های انحرافی را به او تعلیم داده باشند، در آن صورت هرگز وجدانش از برخی اموری كه ما آنها را گناهان بزرگی می‌دانیم آزرده
﴿ صفحه 236 ﴾
‌نخواهد شد. به طور خلاصه، می‌توان گفت این سخن كه وجدان چیزی است كه هم درك می‌كند و هم دادگاه تشكیل می‌دهد و افراد را مورد ستایش یا سرزنش قرار می‌دهد، بیشتر برای خطابه و شعر مفید است؛ اما هیچ مبنای فلسفی و عقلانی ندارد.
﴿ صفحه 237 ﴾

بخش سوم: مكاتب واقع‌گرای مابعدالطبیعی

﴿ صفحه 239 ﴾

فصل اول: مكتب كلبی

یكی از مكاتب و دیدگاه‌هایی است كه می‌توان آن را جزء مكاتب واقع‌گرای ‌مابعدالطبیعی دانست، مكتب كلبیان یا سگ‌منشان است. این مكتب كه در قرن پنجم و چهارم پیش از میلاد از سوی برخی از شاگردان با واسطه و بی‌واسطة سقراط مطرح شد، علی رغم مخالفت‌های گسترده از سوی بسیاری از اندیشمندان، توانست مدت‌ها تداوم یابد و در طی قرون متمادی افراد مختلفی را مجذوب خود كند. افزون بر این، مقدمه‌ای شد برای طرح اندیشه‌ها و مكاتب مشابه دیگری مانند مكتب رواقیان. ما در این فصل بر آنیم تا، به اختصار، ضمن بررسی اصول اندیشه‌های این مكتب، به میزان تأثیر آن در ادبیات و فرهنگ پاره‌ای از مسلمانان نیز اشاره‌ای داشته باشیم.