نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

چیستی لذت

‌درباره حقیقت لذت دیدگاه‌های متفاوتی از سوی اندیشمندان و فیلسوفان اسلامی(308)‌ و غربی(309)‌ ارائه شده است. برای آشنایی با این دیدگاه‌ها می‌توان به كتاب‌های مربوطه مراجعه كرد. ما در اینجا بدون آنكه بخواهیم به نقل و نقد آن دیدگاه‌ها بپردازیم به بیان نظریة‌ مورد قبول خود در این باب اكتفا می‌كنیم. چیزی را كه ما در خود می‌یابیم و از آن به لذت تعبیر می‌كنیم عبارت است از حالتی ادراكی كه هنگام یافتن امور دل‌خواه، برای ما حاصل می‌شود. البته مشروط به آن كه:
‌اولاً، قوه متناسب با درك آن چیز در ما وجود داشته باشد؛ روشن است كه هر لذتی متناسب با قوه خاصی است. به عنوان مثال، لذتی كه از شنیدن صدایی دل‌نواز می‌بریم از راه قوه شنوایی درك می‌شود و متناسب با قوة‌ شنوایی ما است و نه بینایی یا چشایی و امثال آن. به همین دلیل اگر كسی فاقد یكی از قوا باشد از لذتی نیز كه از راه آن به دست می‌آید محروم خواهد بود. اگر كسی ذائقه نداشته باشد از چشیدن غذاهای لذیذ لذتی نخواهد برد.
ثانیاً، آن چیز را به عنوان مطلوب خود شناخته و آن را متناسب و سازگار با طبع خود بدانیم؛
‌ثالثاً شرایط فراهم آمدن آن درك نیز وجود داشته باشد و آن شیء در دسترس ما قرار گیرد. به عنوان مثال، برای لذت بردن از یك منظرة‌ زیبا افزون بر داشتن قوه بینایی و وجود منظرة‌ زیبا باید سایر شرایط، از قبیل وجود نور كافی و سایر فعل و انفعالات شیمیایی و فیزیولوژیكی نیز فراهم باشد؛
‌و رابعاً شیء مورد نظر در شعاع آگاهی و توجه ما قرار گرفته باشد. و الا اگر چیزی در واقع هم مطلوبیت داشته باشد، اما ما از یافتن آن آگاه نباشیم، در همة‌ این حالات از یافتن آن چیز لذتی برای ما حاصل نخواهد شد.
﴿ صفحه 163 ﴾
‌بنابراین، حصول لذتْ افزون بر وجود ذات لذت برنده و شیء لذیذ، متوقف بر داشتن یك نیروی ادراكی خاصی است كه بتوان یافتن مطلوب را با آن درك كرد. و هم‌چنین متوقف بر شناخت مطلوبیت آن چیز و توجه به حصول آن است.
‌نکته دیگری كه توجه به آن لازم است این است كه لذت امری تشكیكی بوده و دارای مراتب مختلفی است. و اختلاف مراتب آن به سه چیز بستگی دارد: (1) شدت و ضعف نیروی ادراك؛ (2) میزان مطلوبیت آن چیز؛ و (3) میزان توجه انسان به آن شیء مطلوب. توضیح آن كه، ممكن است لذت كسی از خوردن غذایی لذیذ بیش از لذت شخص دیگر از خوردن همان غذا باشد به این دلیل كه حس ذائقة او قوی‌تر و سالم‌تر از دومی باشد و یا ممكن است خوردن غذایی برای یك شخص لذیذتر از خوردن غذایی دیگر باشد به این دلیل كه غذای اول برای او مطلوبیت بیشتری دارد. و یا لذتی كه یك شخص از یك نوع غذای معین می‌برد ممكن است در حال توجه كامل بیشتر از لذتی باشد كه همان شخص از همان نوع غذا در حال پراكندگی حواس و توجه به امور دیگر می‌برد.
‌میزان تداوم و پایداری لذت نیز بستگی تام به میزان تداوم و پایداری شرایط تحقق آن دارد. بر این اساس، با نابود شدن ذات لذت برنده، یا شیء لذیذ و یا تغییر حالت مطلوبیت آن و یا تغییر اعتقاد شخص و یا قطع توجه به آن، لذت مفروض نیز از میان خواهد رفت.

متعلق لذت انسان

‌هر انسانی از وجود خویش لذت می‌برد؛ بلكه چون ذات خودش از هر چیز دیگری برایش محبوب‌تر است، لذتی هم كه از مشاهدة خودش می‌برد،‌ با توجه به مطلوب بودنش، بیش از سایر لذات خواهد بود. بلكه در حقیقت همه لذات دیگر پرتوی است از لذتی كه از خود می‌برد. چون آن لذات در اثر رسیدن به شأنی از شؤون و كمالی از كمالاتش حاصل شده‌اند. البته همچنان كه پیشتر گفتیم یكی از شرایط حصول لذت، توجه به شیء لذت‌بخش است. بنابراین، اگر برخی از انسان‌ها لذتی از وجود خود نمی‌برند بدان جهت است كه به آن توجهی ندارند و هر گاه كه در اثر عوامل خارجی مانند خطرهای فوق
﴿ صفحه 164 ﴾
‌العاده و یا در اثر تمرین و تمركز ادراك، انسان توجهش را كاملاً به خودش منعطف كند و از اشیای دیگر منصرف نماید، لذت فوق العاده‌ای خواهد برد.
‌بنابراین، لذتی كه انسان می‌برد یا از وجود خویش است و یا از كمال خویش و یا از موجوداتی كه نیازمند به آنها است و به نحوی با آنها ارتباط وجودی دارد، پس اگر بتواند وجود خود را وابسته ببیند به موجودی كه همة‌ ارتباطات و تعلقات به او منتهی می‌شود و ارتباط با او انسان را از هر وابستگی دیگری مستغنی می‌سازد، در آن صورت به عالی‌ترین لذت‌ها نائل می‌گردد. و اگر وجود خود را عین ربط و تعلق به او ببیند و برای خود هیچ گونه استقلالی مشاهده نكند، لذت استقلالی از همان موجود خواهد برد.
‌نتیجه آن كه، مطلوب حقیقی انسان كه عالی‌ترین لذت‌ها را از او می‌برد موجودی است كه هستی انسان قائم به او و عین ربط و تعلق به او باشد و لذت اصیل از مشاهدة ارتباط خود با او یا مشاهدة خود در حالی كه به او وابسته و قائم است و در حقیقت از مشاهدة پرتو جمال و جلال خداوند حاصل می‌شود.
‌حاصل كلام آن كه هر انسانی اگر ارزش‌های اخلاقی را رعایت كند، افزون بر بهره‌مندی از لذات مادی، لذایذ دیگری نیز برای او پیدا می‌شود كه قابل مقایسه با سایر لذات نیست، ولی به هر حال لذت است. «بنابراین، می‌توان گفت كه یكی از ملاك‌های ارزش در اسلام لذت است، اما ... لذتی كه از دیدگاه اسلام ملاك ارزش است با آنچه كه لذت‌گرایان می‌گویند متفاوت است. اولاً این لذت ابدی است؛ ثانیاً عرفانی و معنوی است، نه حسی و خیالی. لذت ارزش‌آفرین و اصیل همان رابطه‌ای است كه انسان با محبوب خویش و محبوب هستی دارد «یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ‌ ...» رابطه متقابل بین خلق و خدا است كه ارزشمند است. از طرف دیگر، این «لذت» با «كمال» انسانی متلازم است. اگر معنای كمال به درستی روشن شود و مصادیق آن شناخته شود و لذت و سعادت نیز تجزیه و تحلیل شود ملازمة بین آنها ثابت خواهد شد.»(310)
﴿ صفحه 165 ﴾

فصل دوم: سودگرایی

‌این مكتب نیز، مانند نظریات لذت‌گرایانه، طبیعت‌گرا است و در حقیقت صورت تعدیل شده و تنقیح‌شده لذت‌گرایی اپیكوری است. سودگرایی نیز در حقیقت اصول و بنیان‌های نظریة‌ لذت‌گرایی اپیكوری را تأیید می‌كند؛‌ در عین حال می‌كوشد تا اشكالات و نقص‌های آن را بر طرف نماید. اشكال اساسی نظریه اخلاقی اپیكور از دیدگاه سودگرایان این است كه اپیكوریان فردگرا بودند و هیچ اهمیتی به خیر و لذت اجتماع نمی‌دادند. در حالی كه نمی‌توان از منفعت و سود دیگران غافل بود. هرگز نمی‌توان بدون در نظر گرفتن خیر دیگران، از زندگی لذت‌بخش و همراه با آرامش و آسایش سخن گفت. طبیعت انسان اقتضا می‌كند كه به صورت اجتماعی زندگی كند و زندگی اجتماعی سرنوشت همة‌ افراد جامعه را به یكدیگر گره می‌زند. بنابراین، حتی اگر لذت فردی را اصل قرار دهیم باز هم باید، افزون بر لذایذ شخصی، منافع و لذایذ دیگران را نیز در نظر داشته باشیم. زیرا اگر جامعه در تزلزل و نگرانی باشد و افراد امنیت و آرامش نداشته باشند ما نیز نمی‌توانیم امنیت و آرامش داشته باشیم. حداقل این است كه نمی‌توانیم برای مدت زمان زیادی به صورت فردی، امنیت و آرامش و سود خود را حفظ كنیم.
‌سودگرایی نیز، مانند لذت‌گرایی، به صورت‌های بسیار متفاوت و مختلفی تقریر شده است؛ به گونه‌ای كه به سختی می‌توان وجه جامع و مشتركی برای همه آنها بیان كرد. اما، به صورت كلی، می‌توان گفت كه منظور از سود‌گرایی نظریه‌ای است كه معتقد است یگانه معیار نهایی صواب، خطا و الزام اخلاقی عبارت است از اصل سود. منظور از اصل سود را نیز می‌توان به این صورت بیان كرد كه در همه رفتارهای اخلاقی خود باید همواره سود
﴿ صفحه 166 ﴾
‌جمعی و گروهی را در نظر بگیریم. به بیان دیگر، اصل سود به این معنا است كه ما باید در همه اعمال‌ خود به دنبال آن باشیم كه بیشترین غلبة ممكن خیر بر شر (یا كم‌ترین غلبة ممكن شر بر خیر) را در كل جهان (یا دست كم، در جامعه خود) محقق كنیم.(311)