نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

اندیشه اخلاقی اپیكور

پس از آن كه مبانی و پایه‌های فلسفی، معرفت‌شناختی، انسان‌شناختی و جهان‌شناختی اندیشه اخلاقی اپیكور را به اختصار بیان كردیم، اكنون نوبت بررسی دیدگاه اخلاقی او است. هم چنان كه پیشتر اشاره شده، آنچه كه از فلسفه اپیكور بیش از هر چیز دیگری مورد توجه دیگران قرار گرفته است، نظریه اخلاقی اوست. اپیكور در حقیقت نظریة‌ طبیعی دموكریتوس را با اخلاق كورنائیان متحد ساخت؛(234) هر چند نه به طور كامل نظریة‌ طبیعی دموكریتوس را پذیرفت و نه نظریه اخلاقی كورنائیان را به همان صورت پذیرفتنی می‌دانست؛ بلكه در هر كدام جرح و تعدیل‌هایی صورت داد.
‌به طور خلاصه، می‌توان اصول نظریه اخلاقی اپیكور را در ضمن پنج اصل زیر ذكر كرد:
‌(1) لذت عبارت است از فقدان الم؛
(2) لذت روحی، به دلیل دوام بیشترش، بر لذت جسمانی ترجیح دارد؛ و به همین دلیل برای از میان بردن الم فعلی یا اهمیت ندادن به آن، می‌توان از لذت روحی و عقلانی استفاده كرد؛
‌(3) ارزیابی و سنجش عقلانی لذت‌ها و الم‌ها به ما این امكان را می‌دهد كه از یك زندگی بهره‌مند شویم كه در آن لذتِ بادوام، بیشتر از دردِ گذرا باشد؛
(4) از میان امیال و خواسته‌های فراوان انسانی ما باید فقط آن دسته از امیال را ارضا كنیم كه ضروری و طبیعی باشند؛
‌(5) هر چند لذت تنها خیر ذاتی است؛ اما امور دیگری از قبیل سعادت، مصلحت اندیشی و امثال آن را نیز می‌توان دارای خیر واسطه‌ای و ابزاری دانست.(235)‌ اپیكور در ارزیابی نظریات بدیلی كه امور دیگری مانند فضیلت را به عنوان معیار ارزش
﴿ صفحه 133 ﴾
‌اخلاقی ذكر كرده‌اند می‌پذیرد كه فضیلت نیز ارزشی اخلاقی است اما آن را به عنوان ارزشی فی نفسه و ذاتی نمی‌پذیرد. بلكه فضیلت و امثال آن را ابزار وصول به ارزش ذاتی كه لذت باشد می‌داند.(236)

تعریف لذت اپیكوری

اپیكور و پیروانش معمولاً به عنوان انسان‌هایی خوشگذران، عیاش و لاابالی معروف شده‌اند. باغ ‌اپیكور‌ و مناسبات باغ نشینان با یكدیگر بر این تصور از اخلاق و زندگی اپیكوری مهر تأیید زده است. تا آنجا كه حتی امروزه اروپاییان از عیاشی، خوشگذرانی و زندگی تجملاتی به عنوان زندگی اپیكوری یاد می‌كنند.(237)‌ اما حقیقت آن است كه، با توجه به شواهد و قرائن تاریخی فراوان، چنین تصویری از اندیشة‌ اخلاقی ‌اپیكور‌ تصویری غیر واقع‌بینانه است. حتی خود اپیكور نیز در همان زمان از چنین برداشت ناصوابی از اندیشه و افعال خود و پیروانش‌ ناراحت بود و به شدت با آن به مبارزه پرداخت و در این باره به صراحت اعلام كرد: «آن گاه كه ما لذت را غایت می‌نامیم مقصودمان لذتی نیست كه از هرزگی و كام جوئی حاصل می‌شود». و در توضیح لذت مورد نظرش می‌گفت: «هدف زندگی لذت است؛ اما نه لذت مردان فاجر و عیاشان چنان كه برخی كه از مسلك ما آگاهی ندارند یا نمی‌خواهند آن را درك كنند، می‌پندارند؛ بلكه آن چنان لذتی كه موجب رنجوری جسم و آشفتگی روان نشود».(238)‌
اپیكور در یك جا در توصیف لذت مورد نظرش می‌گوید اگر بخواهیم لذت واقعی داشته باشیم باید گوش به فرمان جسم خود باشیم: «جسم فریاد می‌زند: نمی‌خواهم
﴿ صفحه 134 ﴾
‌گرسنگی بكشم، نمی‌خواهم تشنه بمانم، نمی‌خواهم سردم باشد. كسی كه این نیازها را برآورده می‌كند می‌تواند خود را همانند زئوس خوشبخت بداند».(239)‌ و در جایی دیگر، چنین می‌گوید: «آنچه زندگی را دل انگیز می‌كند شراب خوارگی یا زن بارگی یا خوان رنگین توانگران نیست؛ بلكه فكری مقرون به قناعت است كه علل هر شوق و هر نفرتی را با آن بتوان دریافت و آرائی را كه موجب اضطراب نفوس باشد از سر به در كرد.»(240)‌ بر این اساس است كه برخی از مورخان فلسفه، بر این عقیده‌اند كه اپیكور از مرتاضان بوده است.(241)‌ شاهد این مدعا آن است كه خوشی و لذت مورد نظر وی، آسایش نفس و رضایت خاطر بود و نه شهوات و لذایذ زودگذر و آنی كه بهره‌مندی از آنها، درد و رنج را در پی دارد.
‌اپیكور‌ در نامه‌ای به یكی از دوستانش می‌گوید: « ما می‌گوییم، لذت مبدأ و غایت حیات سعادتمندانه است، در واقع لذت اولین خیر مطابق با طبیعت است، و به واسطة‌ لذت است كه ما به چیزی میل و رغبت و یا از چیزی پرهیز و فرار می‌كنیم و ما وقتی كه احساس را به عنوان قاعده و میزان خیر دانستیم به لذت دسترسی پیدا می‌نماییم.»(242)‌

ترجیح لذات روحی بر لذات جسمی

اپیكور معتقد بود كه انسان حكیم بهره‌مندی از لذت‌های معنوی را بر استفاده از لذایذ و تمتعات مادی ترجیح می‌دهد؛ زیرا اولاًً، ادراك خوشی‌ها و لذت‌های روحانی آسان‌تر از ادراك لذت‌های جسمانی است.(243)‌ و ثانیاً، بهره‌مندی از لذت‌های معنوی در همه وقت و همه جا ممكن است؛ چون اسباب آن در وجود آدمیان فراهم است. به تعبیر دیگر، در لذت
﴿ صفحه 135 ﴾
روحانی علاوه بر لذت حال از خاطرة‌ لذت گذشته و امید به لذت آینده نیز می‌توانیم بهره ببریم؛‌‌ در حالی كه خوشی جسمانی محدود به زمان حال است؛ یعنی جسم تنها در همان لحظه‌هایی رنج می‌برد كه دردی پیدا كرده باشد.(244) بر این اساس، اپیكور بر این باور بود كه لذت‌های روحانی از لذایذ جسمانی شریف‌ترند. در مقابل، یادآوری رنج‌های گذشته و به ویژه نگرانی از رنج‌ها و دردهای آینده كه همان ترس باشد هم‌اكنون ما را به عذاب و درد دچار می‌كند.(245) به همین دلیل بود كه از لذاتی كه به جای آرامش روح و تسكین خاطر، انسان را تحریك و خسته می‌كنند منع می‌كرد.(246) البته باید توجه داشت كه از نظر اپیكور لذت روح چیزی جز تفكر درباره لذت‌های جسم نیست. امتیاز و برتری لذت‌های روح بر لذت‌های جسم این است كه ما می‌توانیم به جای اندیشه درباره رنج به تفكر درباره خوشی و لذت بپردازیم.(247) بدین ترتیب دانسته می‌شود كه از نظر اپیكور احساس جسمانی، اصالت و اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا لذت و الم روحی نهایتاً عبارت است از خرسندی و ناخرسندی درباره احساس جسمانی. به عنوان مثال، بزرگ‌ترین الم روحی، یعنی ترس، اصولاً چیزی جز انتظار الم جسمانی آینده نیست. (كه خود زمینة اصلی، و البته نادرست، ترس از مرگ است). و به همین دلیل بود كه می‌گفت: «اگر از لذاتی كه در چشیدن و مهر ورزیدن و شنیدن و دیدن وجود دارد صرف نظر كنم معنی خیر را نمی‌توانم تصور نمایم».(248) و «سرآغاز و سرچشمة‌ همه خوبی‌ها لذت شكم است؛ حتی حكمت و فرهنگ را باید راجع به آن دانست». اما هر چند احساسات روحی نهایتاً مبتنی بر احساسات جسمانی هستند؛ در عین
﴿ صفحه 136 ﴾
‌حال، احساسات روحی، در مقایسه با آنها، عناصر نیرومندتری در كل یك زندگی خوب به حساب می‌آیند. كسی كه دارای الم جسمانی‌ ناخواسته‌ای است، می‌تواند با یادآوری لذت‌های گذشته و نگاه به لذت‌های آینده آن را تسكین دهد. این توانایی و قدرت یادآوری لذت‌های گذشته و انتظار لذت‌های آینده است كه به احساس ذهنی، قدرت بزرگ‌تری اعطا كرده است. اما اگر از این احساس ذهنی به خوبی استفاده نكنیم و آن را نابجا به كار بگیریم، مانند كسانی كه از این قدرت ذهنی خود برای ترس از عذاب‌های ابدی و جاودانه پس از مرگ استفاده می‌كنند در آن صورت همین توانایی به شری بزرگ‌تر از الم‌های جسمانی تبدیل خواهد شد.(249)
تفاوت آریستیپوس و اپیكور
‌لذت‌گرایی اپیكوری، تا حدودی از نظریه لذت‌گرایی حسی‌ آریستیپوس معتدل‌تر است. توضیح آنكه، وی نیز، مانند آریستیپوس، غایت و هدف اصلی رفتار آدمی را لذت می‌داند؛ اپیكور در این باره می‌گوید: «ما بر آنیم كه لذت مبدأ و غایت زندگی سعادتمندانه است، زیرا ما این را به عنوان نخستین خیر می‌شناسیم، كه ذاتی ما و همزاد ماست، و با توجه به آن است كه به هر انتخاب و اجتنابی مبادرت می‌ورزیم؛ و چون به آن برسیم گویی درباره هر خیری به واسطة میل و رغبت به آن هم‌چون میزان و مقیاس، حكم و داوری می‌كنیم.»(250)‌ اما نكتة‌ بسیار مهم در اندیشة‌ اخلاقی اپیكور و تفاوت بزرگ وی با آریستیپوس این است كه وی، بر خلاف آریستیپوس، لذات جسمانیِ آنی و ایجابی را به عنوان اساس و غایت زندگی نمی‌داند.(251)‌ بلكه اولاً، لذتی را اصیل و غایت زندگی انسان می‌داند كه در سراسر
﴿ صفحه 137 ﴾
عمر آدمی دوام داشته باشد و ثانیاً، لذت برای او بیشتر لذت سلبی است، یعنی لذت را غیبت و فقدان الم می‌داند، تا كامیابی‌های ایجابی.(252) اپیكور می‌گفت: «در التذاذ باید رفاه و سعادت همیشگی را در نظر داشت و نه این كه مانند آریستیپوس برای راحتی نفس و لذت یك دم و یك آن، عمر پایدار را از دست داد و برای لذت امروز به فردا و آینده بی‌اعتنا ماند.»(253) با این همه، لذات جسمانی را، بر خلاف آنچه كورنائیان می‌پنداشتند، به معنی تكاپو و اضطراب نمی‌دانست؛ بلكه معتقد بود كه عالی‌ترین درجة‌ لذت كه به حكم طبیعت تعیین
﴿ صفحه 138 ﴾
‌می‌شود دفع الم است. وی برای توضیح و تبیین منظور خود، به لذت‌گرایی روان‌شناختی و طبیعی متوسل می‌شود و در این راستا وضعیت انسان را در دوران كودكی‌اش مثال می‌آورد؛ یعنی زمانی را كه هنوز حالت اولیه و طبیعی انسان محفوظ است. اگر دقت كنیم به خوبی می‌بینیم كه یك كودك تا زمانی كه احتیاجی را احساس نكند یا تألمی مانند گرسنگی و تشنگی برای او حاصل نشود در جستجوی لذت بر نمی‌آید و به محض آن كه تألم او بر طرف شود دیگر چیزی نمی‌خواهد.(254)‌
‌برخی از نویسندگان در نقد تعریف اپیكور از لذت، یعنی نگاه سلبی به مقولة لذت، چنین گفته‌اند كه: بر اساس این نوع از لذت‌گرایی، هیچ تفاوت و تمایزی میان یك زندگی صد ساله كه مشحون از لذت‌های جسمانی و روحانی از قبیل خوردن و آشامیدن و عشق و محبت و هنر و علم و فضیلت باشد و یك زندگی یك دقیقه‌ای كه مشتمل بر هیچ یك از این لذت‌ها نباشد، وجود ندارد؛ بلكه زندگی نوع دوم بهتر و ارزشمندتر از زندگی نوع اول است؛ زیرا در زندگی نوع دوم است كه لذت به معنای فقدان الم جسمانی و آشفتگی روحانی وجود دارد و نه در زندگی نوع اول كه مشحون از لذایذ ایجابی و مثبت است.(255)