نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

مكاتب و نظریات غیر واقع‌گرا

‌1. احساس‌گرایی
‌2. توصیه‌گرایی
‌3. جامعه‌گرایی
‌4. قراردادگرایی
‌5. نظریه امر الهی یا حسن و قبح شرعی

مكاتب واقع‌گرا

این نوع از مكاتب را در یك تقسیم‌بندی می‌توان به دو دسته تقسیم كرد: مكاتبی كه واقعیت احكام و قضایای اخلاقی را واقعیت‌های طبیعی می‌دانند و مكاتبی كه واقعیت آنها را در امور متافیزیكی و ‌مابعدالطبیعی جستجو می‌كنند:
دسته اول: واقع‌گرایی طبیعی
‌1. لذت‌گرایی
‌2. سودگرایی
‌3. دیگرگرایی/ عاطفه‌گرایی
‌4. قدرت‌‌گرایی
‌5. تطورگرایی
‌6. وجدان‌گرایی
﴿ صفحه 32 ﴾

دسته دوم: واقع‌گرایی مابعدالطبیعی
‌1. مكتب كلبی
‌2. مكتب رواقی
‌3. مكتب كانت
‌4. سعادت‌گرایی (‌سقراط، ‌افلاطون‌ و ‌ارسطو)
‌5. مكتب اخلاقی اسلام



﴿ صفحه 33 ﴾

لوازم واقع‌گرایی و غیرواقع‌گرایی

‌پیش از آنكه به بررسی تك تك نظریات و مكاتب اخلاقی بپردازیم، مناسب است برخی از مهم‌ترین پیامدها و لوازم مكاتب اخلاقی غیرواقع‌گرا را گوشزد كنیم،(6)‌ تا با دقت بیشتری به ارزیابی آنها بپردازیم. روشن است كه مكاتب اخلاقی واقع‌گرا، عكس ویژگی‌های غیرواقع‌گرایی را خواهند داشت.
1. صدق و كذب ناپذیری
‌یكی از پیامدهای مكاتب غیرواقع‌گرا این است كه بر اساس آنها نمی‌توان از صدق یا كذب گزاره‌های اخلاقی سخن به میان آورد. زیرا صدق یعنی مطابقت یك قضیه با واقع و كذب یعنی عدم مطابقت یك قضیه با واقع. حال اگر جملات اخلاقی از سنخ جملات انشائی و غیرواقع‌گرا باشند در آن صورت نمی‌توان از مطابقت یا عدم مطابقت آنها با واقع سخن گفت. از این رو نه بررسی درستی یا نادرستی یك مكتب یا دیدگاه اخلاقی امكان‌پذیر خواهد بود و نه دلیلی خردپسند برای ترجیح مكتبی یا دیدگاهی بر مكتب یا دیدگاه دیگر وجود خواهد داشت؛ زیرا بر اساس نظریات و مكاتب غیرواقع‌گرا نهایت چیزی كه احكام اخلاقی برای ما كشف می‌كنند تعلق اراده انشاء كننده به آن حكم اخلاقی است؛ اما راهی برای اثبات درستی یا نادرستی هیچ یك از احكام اخلاقی در دست نخواهیم داشت.
2. نداشتن معیاری برای معقولیت احكام اخلاقی
‌بدون تردید اگر نتوان به گونه‌ای پای استدلال و برهان را در اخلاقیات باز كرد، نمی‌توان مكاتب و دیدگاه‌های اخلاقی را ارزش‌گذاری كرده و درستی یا نادرستی آنها را مورد بررسی قرار داد. تبیین عقلانی احكام اخلاقی، تنها زمانی ممكن است كه میان ارزش‌ها و حقایق عینی رابطه‌ای منطقی برقرار باشد؛ اما اگر احكام اخلاقی را از سنخ انشائیات بدانیم
﴿ صفحه 34 ﴾
‌نه تنها هیچ رابطه‌ای منطقی میان خود آنها وجود نخواهد داشت؛ بلكه هیچ دلیل عقلی هم نمی‌تواند آنها را اثبات كند. «تمایل فرد یا فرضاً مجموعة افراد یك جامعه را كه نمی‌توان با دلیل عقلی توجیه كرد؛ مثلاً نمی‌توان گفت كه به چه دلیل انسان «گل» را دوست دارد. دوستی، میل، علاقه و عشق قابل تبیین عقلانی نیستند، تنها زمانی می‌توان بر موضوعی استدلالی عقلی آورد كه آن موضوع بر یك سلسله روابط علی و معلولی مبتنی باشد».(7)
3. كثرت‌گرایی اخلاقی
‌یكی دیگر از پیامدهای غیرواقع‌گرایی اخلاقی این است كه همه نظریات و احكام اخلاقی، هر چند متعارض و متضاد هم باشند، به یك اندازه قابل قبول خواهند بود. دو جملة «راست‌گویی خوب است» و «راست‌گویی خوب نیست» به یك اندازه قابل قبول هستند. و یا، به عنوان مثال، مكتب قدرت‌گرایی و مكتب رواقی یا كلبی نیز به یك اندازه قابل قبول‌اند. و هیچ دلیلی برای ترجیح یكی بر دیگری وجود نخواهد داشت.
4. نسبی‌گرایی اخلاقی
‌یكی دیگر از پیامدهای ناپسند اغلب نظریات غیر توصیفی، لزوم پذیرش نسبیت اخلاقی است؛ زیرا وقتی احكام اخلاقی تابع امیال فردی یا علایق اجتماعی بودند و هیچ ریشه‌ای در واقعیات خارجی نداشتند، بالطبع با تغییر میل و ذایقه افراد یا گرایش‌های اجتماعی آنان، قضاوت‌های اخلاقی‌شان نیز دستخوش تغییر و دگرگونی خواهد شد. ممكن است كاری كه امروز خوب می‌دانند با تغییرات و تحولات اجتماعی بد تلقی نمایند و یا بر عكس كاری را كه در شرایط فكری و اجتماعی خاصی بد می‌پندارند، با ایجاد دگرگونی در آن شرایط، خوب تلقی كنند.
﴿ صفحه 35 ﴾