نقد و بررسی مکاتب اخلاقی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی

‌دسته‌بندی مكاتب و نظریات اخلاقی

در موضوع اخلاق و فلسفه اخلاق در طول تاریخ، مكاتب و دیدگاه‌های بسیار متعدد و متنوعی از سوی اندیشمندان و فیلسوفان شرق و غرب پدید آمده است. بسیاری از فیلسوفان، از روزگار یونان باستان تا عصر حاضر، همواره كوشیده‌ و می‌كوشند تا متناسب با مبانی فكری و فلسفی خود، نظامی اخلاقی ارائه دهند. این مكاتب و نظام‌های اخلاقی از سوی نویسندگان مختلف، به گونه‌های متفاوتی دسته‌بندی و تنظیم شده‌اند. ما در این قسمت برآنیم تا با اشاره به برخی از مهم‌ترین دسته‌بندی‌های انجام گرفته، خود نیز معیاری برای تنظیم و دسته‌بندی مكاتب مختلف ارائه داده و بر اساس آن به بررسی و نقد مكاتب اخلاقی بپردازیم.

1. دسته‌بندی تاریخی

برخی از نویسندگان در بررسی مكاتب اخلاقی توالی و تعاقب تاریخی آنها را مورد توجه قرار داده‌اند. به این صورت كه معمولاً از نظریه اخلاقی سقراط شروع كرده و سپس به ترتیب به بررسی نظریات اخلاقی ‌افلاطون، ارسطو و سایر شاگردان و پیروان سقراط پرداخته و به همین ترتیب، پس از بیان نظریات و مكاتب اخلاقی یونان باستان به بررسی اخلاق مسیحی و اندیشمندان بزرگ قرون وسطی مبادرت می‌ورزند و در نهایت به بررسی نظریات اخلاقی دوران جدید می‌رسند. به عنوان مثال، می‌توان به كتاب تاریخچة فلسفه اخلاق اثر اَلِِسدر مك‌اینتایر، یكی از مشهورترین فیلسوفان اخلاقی معاصر، اشاره كرد. وی در این كتاب به بررسی سیر تحول نظریات اخلاقی از روزگار یونان باستان، سوفسطاییان و سقراط، تا زمان حاضر و مكاتب اخلاقی در قرن بیستم پرداخته است. البته كوشیده است كه دوران‌ها، مكاتب و افراد مهم، برجسته و سرنوشت‌ساز را مورد بررسی قرار دهد.(1) و الا همانطور كه خود مؤلف
﴿ صفحه 22 ﴾
تصریح كرده است، نیاز به یك مجموعة سی جلدی بود. همچنین كتاب تاریخ فلسفه اخلاق غرب،(2) ویراستة لارنس سی. بكر، كه توسط گروهی از مترجمان به چاپ رسیده از همین شیوه بهره جسته است. این كتاب مشتمل بر سیزده بخش در باب تاریخ فلسفه اخلاق در غرب است كه از یونان باستان پیش از سقراط تا دهة نهم قرن بیستم را در بر می‌گیرد. دوره‌های تاریخی كه در این كتاب طرح شده است به قرار زیر است:
‌1) یونان ما قبل سقراط؛ 2) یونان باستان؛ 3) دوران یونانی مآبی؛ 4) فلسفه اخلاق رومی؛ 5) قرون وسطای اولیه؛ 6) قرون وسطای متأخر؛ 7) رنسانس؛ 8) قرون هفدهم و هیجدهم؛ 9) فلسفه اخلاق بریتانیا در قرن نوزدهم؛ 10) فلسفه اخلاق قارة اروپا در قرن نوزدهم؛ 11) فلسفه اخلاق قارة اروپا در قرن بیستم (بخش اول)؛ 12) فلسفه اخلاق قارة اروپا در قرن بیستم (بخش دوم)؛ و 13) فلسفه اخلاق انگلیسی ـ آمریكایی قرن بیستم.
‌دسته‌بندی تاریخی دارای این امتیاز هست كه ما را به خوبی با نظریات متنوع و متكثر اخلاقی و همچنین، هر چند به صورتی تبعی و عارضی، تا اندازه‌ای ما را با فلسفه و راز پیدایش نظریات مختلف، و گاه متضاد اخلاقی در میان اندیشمندان مغرب زمین آشنا می‌كند. در عین حال، دو نقیصه نیز دارد: نخست آنكه اگر بخواهیم نظریات اخلاقی را بر اساس سیر پیدایش تاریخی آنها بررسی كنیم در بسیاری از موارد لازم است كه مباحث را تكرار كنیم. به عنوان مثال، وقتی بخواهیم، نظریه گلاوكن(3)‌، از فیلسوفان یونان باستان را بررسی كنیم. از آنجا كه وی یك قراردادگرا بوده است، به ناچار باید بسیاری از مباحث مقدماتی را برای تبیین و توضیح نظریه او درباره قراردادگرایی اخلاقی بیان كنیم. و سپس به هنگام بررسی نظریه اخلاقی جان راولز، از فلسفه اخلاق معاصر، كه او هم یك
﴿ صفحه 23 ﴾
‌قراردادگرا بوده است، لازم است كه آنها را تكرار كنیم و یا دست كم دائماً به مباحث قبل ارجاع دهیم. و یا اگر بخواهیم نظریه اثیفرون را درباره معیار اخلاق و شرعی یا عقلی بودن حسن و قبح توضیح دهیم، لازم است بسیاری از مقدمات بحث نظریه امر الهی را بیان كنیم و سپس به هنگام بیان دیدگاه‌ مدافعان بعدی این نظریه مجدداً می‌بایست همان مباحث را تكرار كرده و یا تذكر دهیم. مگر آن كه بخواهیم به هنگام بیان هر مكتبی، همه مدافعان آن را مورد توجه قرار دهیم و به این صورت هم با تاریخ پیدایش و سیر تحولات آن مكتب آشنا می‌شویم و هم از تكرار در امان خواهیم بود. و این كاری است كه ما می‌كوشیم آن را انجام دهیم. البته روشن است كه در این صورت بر اساس سیر تاریخی و دسته‌بندی تاریخی جلو نرفته‌ایم.
‌ثانیاً در دسته‌بندی تاریخی منشأ اختلاف و پراكندگی مكاتب اخلاقی و علت اصلی تعدد و تكثر آنها نیز برای ما چندان روشن نمی‌شود. یعنی، به عنوان مثال، چندان معلوم نمی‌شود كه تفاوت و تمایز اصلی و اساسی مكتب سعادت‌گرایی با مكتب قراردادگرایی در چیست. و یا تمایز قدرت‌گرایی با نظریه امر الهی كدام است.

2. دسته‌بندی بر اساس نظریات اخلاق هنجاری‌

‌همانطور كه در كتاب فلسفه اخلاق(4)‌ به تفصیل توضیح دادیم، انواع پژوهش‌های مختلفی كه در باب اخلاق و نظریات مختلف اخلاقی می‌توان انجام داد، و یا از سوی اندیشمندان مختلف انجام گرفته است، در سه دسته كلی جای می‌گیرند:
1. پژوهش‌های توصیفی
این نوع پژوهش، همانطور كه از نامش پیداست، با كمك روش نقلی و تجربی، به توصیف و گزارش اخلاقیات افراد، گروه‌ها و جوامع مختلف می‌پردازد. و هدف آن صرفاً آشنایی با نوع
﴿ صفحه 24 ﴾
رفتار و اخلاق فرد یا جامعه خاصی است. در این نوع پژوهش از هرگونه ارزیابی و ارزش‌داوری پرهیز شده و از درستی یا نادرستی احكام و معیارهای اخلاقی بحثی به میان نمی‌آید. روشن است كه این نوع بحث در حیطه كار ما نیست. یعنی ما نمی‌خواهیم در این كتاب صرفاً با اخلاقیات و مكاتب مختلف اخلاقی در مغرب‌زمین آشنا شویم. بلكه افزون بر آشنایی، می‌خواهیم به بررسی كمبودها و كاستی‌های آنها و در نهایت ارائة یك دیدگاه معقول و قابل دفاع نیز بپردازیم.
2. پژوهش‌های فرااخلاقی
‌در این نوع پژوهش با روش عقلی و فلسفی، به تحلیل و تبیین مفاهیم و احكام اخلاقی، از حیث معناشناختی، وجودشناختی و معرفت‌شناختی ‌پرداخته می‌شود و نظریات مختلف اخلاقی در حوزه‌های یادشده مورد بررسی قرار می‌گیرد.
3. پژوهش‌های هنجاری
‌در این نوع از پژوهش اخلاقی، در حقیقت به دنبال معیاری برای تعیین حسن و قبح افعال اختیاری انسان هستیم. یعنی می‌خواهیم بدانیم كه چه كارهایی را می‌توان متصف به حسن كرد و چه رفتارها و ویژگی‌هایی را می‌توان متصف به قبح نمود. هدف اصلی پژوهش‌های هنجاری یا دستوری در باب اخلاق، در حقیقت، راهنمایی كردن افراد در تصمیم‌گیری‌ها و احكام مربوط به افعال اختیاری آنان در موقعیت‌های خاص است. توضیح آنكه، ما در هر موقعیتی با این پرسش مواجه هستیم كه انجام چه كاری برای ما از لحاظ اخلاقی درست است. و یا باید این سؤال را پاسخ دهیم كه به هنگام تعارضات اخلاقی چه باید كرد. پاسخ این پرسش‌ها بر عهده اخلاق هنجاری و پژوهش‌های هنجاری و دستوری است.
‌نظریات و مكاتب اخلاقی را، با توجه به معیاری كه برای تعیین خوب و بد و تشخیص درست از نادرست ارائه داده‌اند، به دو دسته كلی تقسیم كرده‌اند: نظریه‌های غایت‌گرایانه و نظریه‌های وظیفه‌گرایانه:
﴿ صفحه 25 ﴾
1. نظریه‌های غایت‌گرایانه
‌بر اساس نظریه‌های غایت‌گرایانه، ملاك درستی و نادرستی و بایستگی و نبایستگی یك رفتار، همان ارزش‌های بیرونی و خارج از حوزه اخلاق است كه به وجود می‌آورد. بنابراین یك عمل تنها در صورتی صواب است كه دست كم به اندازه هر بدیل ممكن دیگری، موجب غلبة خیر بر شر شود. و یا آن كه مقصود از آن ایجاد غلبة خیر بر شر باشد و تنها در صورتی خطا است كه نه موجب غلبة خیر بر شر شود و نه مقصود از آن ایجاد چنین غلبه‌ای باشد. به تعبیر دیگر، غایت‌گرایان برای تشخیص صواب از خطا و درست از نادرست، نتیجه حاصل از كار اختیاری را مورد لحاظ قرار می‌دهند. به این صورت كه اگر كاری ما را به نتیجه مطلوب برساند و یا دست كم در خدمت وصول به نتیجه و غایت مطلوب باشد خوب است؛ اما اگر ما را از آن نتیجه دور كند، بد دانسته می‌شود.
البته غایت‌گرایان درباره این كه غایت مطلوب از فعل اخلاقی چیست و هدف از كار اخلاقی وصول به كدام نقطه است دیدگاه‌های مختلفی دارند. برخی از آنان لذت را به عنوان غایت فعل اخلاقی معرفی كرده‌اند و برخی دیگر قدرت را و گروهی نیز كمال را به عنوان غایة الغایات فعل اخلاقی برشمرده‌اند و به همین ترتیب دیدگاه‌های دیگری نیز طرح شده است.
همچنین باید دانست كه غایت‌گرایان درباره این كه باید به دنبال فراهم آوردن خیر چه كسی بود اختلاف نظر دارند و در این رابطه به دو دسته كلی تقسیم شده‌اند: خودگرایان اخلاقی و سود‌گرایان. بر اساس نظریه خود‌گرایی اخلاقی، انسان همیشه باید به دنبال انجام كاری باشد كه بیشترین خیر را برای خودش به بار آورد. آریستیپوس (435 ـ 350 ق.م)، اپیكور ‌(347 ـ 270ق.م)، هابز (1588 ـ 1679) بنتام(1748 ـ 1832) و نیچه (1844 ـ 1900) از این نظریه دفاع می‌كردند. در مقابل، سود‌گرایی اخلاقی معتقد است كه مقصود نهایی عبارت است از بیشترین خیر عمومی.‌ یك عمل تنها در صورتی خوب است كه دست كم به اندازه هر بدیل دیگری به غلبة خیر بر شر در كل جهان منجر شود یا احتمالاً منجر شود. البته ممكن است كه نظریات غایت‌گرایانة دیگری نیز وجود داشته باشد كه نه خود‌گرا باشند و نه سود‌گرا بلكه دیدگاهی بینابین را اتخاذ كنند. مثل نظریاتی كه
﴿ صفحه 26 ﴾
‌معتقدند كار خوب كاری است كه به بیشترین غلبة خیر بر شر برای گروه خاصی مثل ملت، طبقه، خانواده یا نژاد خاصی منجر شود.
2. نظریات وظیفه‌گرایانه
دسته دوم از نظریات اخلاق هنجاری، نظریات وظیفه‌گرایانه نامیده‌ می‌شوند. نظریات وظیفه‌گرایانه، همانطور كه از عنوانشان پیدا است، به نظریاتی گفته می‌شود كه معیار فعل اخلاقی و معیار حسن و قبح افعال اختیاری انسان را در هماهنگی و عدم هماهنگی آنها با وظیفه جستجو می‌كنند.
نظریات وظیفه‌گرا نیز در یك تقسیم به دو دسته وظیفه‌گرایی عمل‌‌نگر و وظیفه‌گرایی قاعده‌نگر تقسیم می‌شوند. وظیفه‌گرایان عمل نگر به دنبال این هستند كه وظیفة اخلاقی ما
﴿ صفحه 27 ﴾
را برای هر مورد جزئی و خاص مشخص كنند. یعنی می‌خواهند بدانند كه مثلاً آقای زید در فلان موقعیت خاص چه باید بكند یا چه نباید بكند. در مقابل، وظیفه‌گرایان قاعده‌نگر بر این باورند كه ما قواعدی را برای تشخیص صواب و خطا در اختیار داریم. نظریه امر الهی یا نظریه قائلان به حسن و قبح شرعی و همچنین نظریه اخلاقی كانت از جملة مشهورترین نظریات وظیفه‌گرای قاعده‌نگر به حساب می‌آیند.

‌به هر حال، مكاتب اخلاقی مختلف را می‌توان بر اساس نظریات اخلاق هنجاری نیز دسته‌بندی كرد. اما روشن است كه در این نوع دسته‌بندی نیز بسیاری از مطالبی كه برای ما از اهمیت زیادی برخوردارند، نادیده گرفته خواهند شد. مطالبی چون واقعی یا غیر واقعی بودن احكام و گزاره‌های اخلاقی؛ نسبی یا مطلق بودن احكام اخلاقی