سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

پاورقی

1. انفال (8)، 67.
2. آل ‌عمران (3)، 152.
3. ابن‌منظور،
4. محمدبن‌یعقوب كلینی،
5. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ،‌ ج87، باب 12، ص198، ح6.
6. بقره (2)، 165.
7. مفاتیح ‌الجنان ، دعای سحر.
8. بقره (2)، 45.
9. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ، ج14، باب 3، ص38، ح16.
10. بقره (2)، 200.
11. احزاب (33)، 4.
12. توبه (9)،‌ 24.
13. بقره (2)، 165.
14. زمر (39)، 3.
15. دیلمی، ارشاد القلوب ، ج1، ص91.
16. آل ‌عمران (3)، 169.
17. قمر (54)، 54ـ55.
18. تحریم (66)، 11.
19. ق (50)، 16.
20. عنكبوت (29)، 65.
21. ابن‌شهرآشوب، متشابه القرآن، ج1، ص27.
22. نحل (16)، 53.
23. محمدبن‌یعقوب كلینی، كافی ، ج1،‌ ص97، ح6.
24. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ، ج40، باب 93، ص153، ح54.
25. اعراف (7)، 143.
26. الرحمن (55)، 4.
27. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده كه فرمود:‌ بُنِیَ الاسْلامُ عَلَی خَمْسٍ،‌ عَلَی الصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوَلایَةِ وَلَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ كَمَا نُودِیَ بِالوَلایَةِ؛ «اسلام بر پنج پایه استوار شده است: نماز و زكات و روزه و حج و ولایت و آن‌سان كه برای ولایت فریاد زده شده [و بر آن تأكید شده]، برای هیچ‌چیز دیگر فریاد زده نشده است» (محمدبن‌یعقوب كلینی، كافی، ج2، ص21، ح1).
28. توبه (9)، 123.
29. ق (50)، 16.
30. آل ‌عمران (3)، 145
31. یونس (10)، 100.
32. انسان (76)، 30.
33. كهف (18)، 44.
34. غافر (40)، 16.
35. بقره (2)، 257.
36. محمد (47)، 11.
37. دیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص91.
38. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
39. مائده (5)، 55.
40. بقره (2)، 155ـ157.
41. عنكبوت (29)، 2ـ3.
42. نور (24)، 2.
43. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج78، باب 24، ص281، ح1.
44. همان، باب 22، ص162ـ163، ح1.
45. توبه (9)، 24.
46. بقره (9)،‌ 165.
47. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
48. مائده (5)، 18.
49. بقره (2)، 96.
50. جمعه (62)، 6ـ8.
51. كهف (18)، 110.
52. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج44، باب 37، ص364، ح2.
53. یونس (10)، 62.
54. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ،‌ ج82، باب 59، ص91، ح43.
55. مفاتیح الجنان،‌ زیارت عاشورا.
56. همان.
57. فجر (89)، 27ـ28.
58. مائده (5)، 119.
59. قیامت (75)، 22ـ23.
60. عبس (80)، 38ـ42.
61. طه (20)، 41.
62. شیخ‌حر عاملی، الجواهر السنیه،‌ ص361.
63. ضحی (93)، 1ـ3.
64. تحریم (66)، 11.
65. نهج البلاغه، خطبة 179.
66. اعراف (7)، 143.
67. نحل (16)، 96.
68. آل ‌عمران (3)، 185.
69. اعلی (87)، 16ـ17.
70. طه (20)، 73.
71. مفاتیح الجنان، ‌زیارت عاشورا.
72. نهج ‌البلاغه، خطبة 193.
73. محمدباقر مجلسی، ‌بحار الانوار،‌ ج82، باب 1، ص193.
74. شیخ حر عاملی،‌ وسایل الشیعه، ج2، ص144، ح1755.
75. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج16، باب 9، ص217ـ218، ح11.
76. محمدباقر مجلسی،‌ حیات القلوب ، ج1، ص575.
77. همو، بحار الانوار، ج77، باب 2، ص28ـ29، ح6.
78. زمر (39)، 45.
79. مائده (5)، 54.
80 . فجر (89)، 27ـ28.
81. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
82. همان.
83. ابن­منظور، لسان العرب، ج11، ص724.
84. مائده (5)، 35.
85. اسراء (17)، 57.
86. ضحی (93)، 5.
87. حاكم حسکانی،‌ شواهد التنزیل ، ج2، ص446ـ447.
88. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب7، ص168، ح2.
89. همان، ج8، باب 21، ص30.
90. مفاتیح الجنان، دعای امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه.
91. فاطر (35)، 15.
92. صحیفة سجادیه، دعای عرفه، ص318.
93. بقره (2)، 217.
94. انفال (8)، 29.
95. إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَر* فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِر؛ «همانا پرهیزکاران در بوستان‌ها و [كنارِ] جوی‌ها باشند. در نشست‌گاهی راستین [ (بهشت جاویدان)] نزد پادشاهی توانا [ (خدای متعال)]» قمر (54)، (54ـ٥٥).
96. ذاریات (51)، 56.
97. قصص (28)، 78.
98. نازعات (79)، 24.
99. علق (96)، 6ـ7.
100. عنکبوت (29)، 65.
101. یونس (10)، 22.
102. فاطر (35)،10.
103. فاطر (35)، 15.
104. انعام (6)، 46.
105. قصص (28)، 71.
106. ملک (67)،30.
107. یوسف (12)،7ـ9.
108. مفاتیح‌الجنان، دعای کمیل.
109. آل‌عمران (3)،77.
110. دیلمی، ارشاد القلوب، ج2، ص218.
111. محمد حسین‌زاده، درآمدی بر معرفت‌شناسی، ص36ـ37.
112. همان ص26ـ27.
113. غلامرضا فیاضی، در آمدی بر معرفت‌شناسی، ص81ـ82.
114. اعراف (7)، 172ـ173.
115. محمدتقی مصباح یزدی، معارف قرآن (1ـ2)، ص38ـ39.
116. از امام باقر(علیه السلام) نقل شده كه آن حضرت فرمودند:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى حَیْثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَمَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الأَرْضِ فَعَرَكَهُ عَرْكاً شَدِیداً فَقَالَ لأَصْحَابِ الْیَمِینِ وَهُمْ كَالذَّرِّ یَدُِبُّونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِسَلامٍ وَقَالَ لأَصْحَابِ الشِّمَالِ إِلَى النَّارِ وَلا أُبَالِی. ثُمَّ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ (اعراف، 172). ثُمَّ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى النَّبِیِّینَ فَقَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَأَنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولِی وَأَنَّ هَذَا عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ قَالُوا بَلَى. فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَأَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَى أُولِی الْعَزْمِ أَنَّنِی رَبُّكُمْ وَمُحَمَّدٌ رَسُولِی وَعَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَأَوْصِیَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلاةُ أَمْرِی وَخُزَّانُ عِلْمِی وَأَنَّ الْمَهْدِیَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِی وَأُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِی وَأَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِی وَأُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَكَرْهاً قَالُوا أَقْرَرْنَا یَا رَبِّ وَ شَهِدْنَا؛ «همانا خدای تبارك‌وتعالی چون خواست خلق را بیافریند، نخست آبی گوارا و آبی ‌شور و تلخ آفرید و آن دو آب را به‌هم آمیخت. پس خاكی ازروی زمین برگرفت و آن را به‌شدت مالش داد و مخلوط كرد. آن‌گاه به اصحاب یمین كه مانند مورچه می‌جنبیدند، فرمود: باسلامت به‌سوی بهشت روید و به اصحاب شمال فرمود: به‌سوی دوزخ روید، مرا باكی نیست. بعد فرمود: مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا ما گواهی می‌دهیم؛ تا در روز قیامت نگویید: ما از این بی‌خبر بودیم. پس‌، از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نیستم؟ و اینكه محمد رسول خداست و علی امیرالمؤمنین است؟ گفتند: چرا، پس نبوت آنها ثابت شد، و از انبیای اولوالعزم پیمان گرفت كه من پروردگار شمایم و محمد رسول‌الله و علی امیرالمؤمنین و اوصیای پس ‌از او فرمانروایان و گنجینة علم منند و مهدی كسی است كه به‌وسیلة او، دینم را نصرت می‌دهم و دولتم را آشكار می‌كنم و از دشمنانم انتقام می‌گیرم و به‌وسیلة او خواهی‌نخواهی عبادت شوم؟ گفتند: اقرار كردیم و گواهی دادیم» (كلینی، كافی، ج2، ص8، ح1).
117. ابن‌شهر‌آشوب، متشابه القرآن، ج1، ص27.
118. یونس (10)، 12.
119. همان، 22ـ23.
120. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج46، باب 8، ص135، ح25.
121. صدوق، ‌توحید، ص109.
122. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج93، باب 1، ص159، ح33.
123. نهج البلاغه، خطبة 1.
124. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج71، باب 21، ص23، ح1.
125. طه (20)، 39.
126. نور (24)، 35.
127. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ، ج69، باب 37، ص293، ح23.
128. یس (36)، 82.
129. انعام (6)، 91.
130. یوسف (12)، 90.
131. نمل (27)، 60.
132. حسن‌بن‌علی حرّانی، تحف العقول عن آل ‌الرسول ، ص325ـ329.
133. یعنی تو خدا را با شناخت ادراكی می‌شناسی، نه شناخت توصیفی تا حق یكتا‌شناسی و تمیز آن استیفا نشود، و تو خود را نیز ازطریق شناخت خدا می‌شناسی، زیرا تو اثری از آثار او هستی و نه در ذهن و نه در خارج از ذهن، از وجود او بی‌نیاز نیستی و خویشتن را ازطریق خودت نمی‌شناسی كه خویش را بی‌نیاز از او دانی و حتی ناخواسته و نادانسته خدایی دیگر غیر از الله برای خود پنداری، و می‌دانی كه آنچه در «خویشتن»‌ توست برای خدا و به‌سبب خداست كه در هیچ حالی از او بی‌نیاز نیستی. اینكه فرمود: «تعلم علمه؛ دانش او را می‌دانی»،‌ ممكن است معنا مقلوب، یعنی او را به دانش می‌دانی و می‌شناسی، یا از نوع مفعول مطلق باشد، یعنی «تعلمه علماً ما؛ با نوعی دانش او را درمی‌یابی». یا مراد علم ذاتی، یا مطلق صفت علم خدای‌تعالی باشد. نقل جریان حضرت یوسف، مثالی است برای شناخت حاضر و شاهد با مشاهدة او، نه شناخت حاضر به غیر از او؛ چون شناخت ازطریق معانی، صفات و امثال آن. همچنین ذكر آیة دوم و قضیة شجرة طیبه، مثال دیگری است كه امام(علیه السلام) زده و آن را به مسئلة نصب امام تأویل فرموده كه ایجاد عین آن درخت پاكیزه از افعال خدای سبحان است، نه غیر او (همان، حاشیة علامه طباطبایی، ص327).
134. همان، ص327.
135. سیدبن‌طاووس، منهج الدعوات ومنهج العبادات، ص144.
136. یوسف (12)، 90.
137. سید رضی، نهج البلاغه، خ179.
138. نور (24)، 41.
139. اسراء (17)، 44.
140. ر.ك: محمود آلوسی، تفسیر روح المعانی، ج9، ص119.
141. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج40، باب 93، ص153، ح54.
142. سید رضی، نهج ‌البلاغه، خ1.
143. طه (20)، 110.
144. بقره (2)، 74.
145. رعد (13)، 13.
146. حشر (59)، 24.
147. نور (24)، 41.
148. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج40، باب 93، ص183، ح54.
149. در تعابیر عرفانی، «می» بر غلبة عشق اطلاق می‌شود و نیز به‌معنای ذوقی است كه از دل سالك برآید و او را خوشوقت سازد (ر.ك: سیدجعفر سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ص751).
150. «مستی» حیرتی است كه براثر مشاهدة جمال دوست بر سالك صاحب شهود دست دهد (ر.ك: همان، ص722).
151. «خال» نزد سالكانِ طریق و اهل ذوق، نقطة وحدت حقیقی است. لاهیجی گوید: «مبدأ و منتهای كثرت، وحدت است و خال اشارت بدوست» (ر.ك: همان، ص336ـ337).
152. محمد (47)، 15.
153. واقعه (56)، 19.
154. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج2، ب21، ص164، ح17.
155. اعراف (7)، 179.
156. دیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص161.
157. نساء (4)، 125.
158 . ر.ك: مولا‌محسن فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج2، ص325ـ326.
159 . زمر (39)، 45.
160. حجر (15)، 3.
161. ق (50)، 22.
162. محمد‌باقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب 15، ص385، ح10.
163. همان، ج40، باب93، ص153، ح54.
164. سجده (32)، 12.
165. زمر (39)، 71.
166. غافر (40)، 16.
167. انعام (6)، 125.
168. زمر (39)، 45.
169. محمدبن‌حسن فتال شیرازی، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، ج1، ص107.
170. سید رضی، نهج ‌البلاغه، خ33.
171. اعراف (7)، 143.
172. اعراف (7)، 205.
173. محمدبن‌یعقوب كلینی، كافی، ج2، ص496، ح4.
174. زمر (39)، 45.
175. احزاب (33)، 41.
176. محمدبن‌یعقوب كلینی، كافی، ج2، ص497، ح6.
177. همان، ح8.
178. حجرات (49)، 12.
179. طه (20)، ‌14.
180. محمدبن‌یعقوب كلینی، كافی ، ج2، ص105، ح12.
181. حسن الدیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص199.
182. سجده (32)، 16.
183. حافظ.
184. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار ، ج12، باب11، ص380ـ381، ح1.
185. ر.ك: ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، ج2، نمط سوم، ص343ـ344.
186. نجم (53)، 11.
187. قصص (28)، 10.
188. حج (22)، 46.
189. بقره (2)، 225.
190. مولا محسن فیض كاشانی، تفسیر صافی، ج2، ص325ـ326.
191. رعد (13)، 28.
192. محمدتقی مصباح یزدی، به‌سوی خودسازی، ص83ـ84.
193. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج59، باب23، ص174، ح4
194. انبیاء (21)، 20.
195. محمد‌تقی مصباح یزدی، همان، ص86.
196. محمدتقی مصباح یزدی، به‌سوی خودسازی، ص86ـ87.
197. بقره (2)، 45.
198. احزاب (33)، 41ـ42.
199. بقره (2)، 152.
200. انفال (8)، 45.
201. بقره (2)، 152.
202. حسن‌بن‌یوسف حلی، نهج ‌الحق وكشف الصدق ، ص375.
203. نهج ‌البلاغه، خطبة 186.
204. حر عاملی، وسائل الشیعه ، ج7، باب7، ص159، ح9003.
205. بقره (2)، 256.
206. آل عمران (3)، 101، 103.
207. علق (96)، 6ـ7.
208. واقعه (56)،63ـ70.
209. ملك (67)، 30.
210. عنکبوت (29)،65.
211. یونس (10)، 22ـ23.
212. آل عمران (3)، 101.
213. گاهی برای چند واژة عربی تنها یک معادل در زبان فارسی وجود دارد؛ چنان‌که واژگان «لائذ»، «معاذ» و «لاجئ» همگی در زبان فارسی به «پناه بردن» ترجمه می‌شوند؛ درصورتی‌که آن واژگان گرچه در زبان عربی مرادف هم هستند، هریک دارای ویژگی خاصی هستند که در کتاب‌های فقه اللغه ذکر شده است.
214. «جابر» از «جبر»، به‌معنای شکسته‌بندی، گرفته شده و به‌معنای شکسته‌بند یا کسی است که کمبود‌ها و شكست‌ها را جبران می‌کند. «منکسر» نیز کسی است که دلش شکسته است یا مشکلات و گرفتاری‌ها شرایط بدی را برای او رقم زده‌اند.
215. باید توجه داشت که در زبان محاوره «عزیز» به‌معنای «محبوب» و «عزت» به‌معنای «محبت» به کار می‌رود؛ درصورتی‌که «عزیز» در لغت به‌معنای شکست‌ناپذیر است و ازاین‌نظر در واژة «قدرت» و «عزت» مشابه و به‌یک معنا مرادف‌اند.
216. یونس (10)،107.
217. نساء (4)، 56.
218. زمر (39)،42.
219. سجده (32)، 11.
220. انعام (6)، 61.
221. انعام (6)، 93.
222. شورا (42)، 28.
223. بینه (98)، 8.
224. رحمان (55)، 46.
225. انعام (6)، 15.
226. بقره (2)، 281.
227. لقمان (31)، 33.
228. حدید (57)، 20.
229. محمد‌حسین طباطبایی، ترجمة تفسیر المیزان، ج19، ترجمة سید‌محمد‌باقر موسوی، ص339ـ340.
230. نهج البلاغه، حکمت 131.
231. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج7، باب 16، ص509، ح3.
232. سجده (32)، 7.
233. فصلت (41)، 11.
234. آل عمران (3)، 14.
235. بقره (2)، 30.
236. تحریم (66)، 11.
237. قمر (54)، 54ـ55.
238. ر.ك: زخرف (43)، 16.
239. ر.ك: نحل (16)، 11.
240. ر.ك: نحل (16)، 114.
241. محمد‌باقر مجلسی، بحار الانوار، ج1، باب 6، ص216، ح 26.
242. محمد (47)، 33.
243. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج7، باب 31، ص186ـ187، ح 9074.
244. دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ج1، باب 21، ص77.
245. زمر (39)، 73.
246. علیها تسعة عشر (مدثر، 30).
247. تحریم (66)، 6.
248. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ترجمة سید‌محمد‌باقر موسوی، ص674ـ675.
249. انبیا (21)، 27.
250. تحریم (66)، 6.
251. صافات (37)، 164.
252. فاطر (35)، 44.
253. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمة سیدمحمدباقر موسوی، ج17، ص15ـ16.
254. ق (50)، 34ـ35.
255. آل‌عمران (3)، 133.
256. لقمان (31)، 33.
257. یونس (10)،24.
258. حدید (57)، 20.
259. اعلی (87)، 17.
260. فاطر (35)، 34ـ35.
261. یوسف (12)، 20.
262. حدید (57)، 23.
263. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج73، باب 124، ص148، ح 1.
264. ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص512، ح 1712.
265. محمد‌تقی مصباح یزدی، ره‌توشه، ج2، ص376ـ377.
266. (شیخ) عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
267. اعراف (7)، 143.