سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

دنیا، سرای آزمایش و انتخاب مسیر سعادت یا تباهی

گفتیم پاسخ این پرسش كه چرا خداوند ما را مستقیماً داخل بهشت نیافرید و به دنیایی آکنده از فریب و نیرنگ و سرشار از لغزشگاه‌ها و دره‌های هولناک عصیان و گناه وارد کرد، این است که اگر ما به دنیا وارد نمی‌شدیم ظرفیت درک نعمت‌های اخروی را پیدا نمی‌کردیم و در نتیجه بهره‌ای از بهشت نمی‌داشتیم. بهشت را ما با اعمال اختیاری شایستة خود می‌سازیم. بدون آن اعمال اختیاری، نه باغی و بستانی برای ما در بهشت فراهم
﴿ صفحه 369 ﴾
می‌آید و نه از لذت‌های نامحدود بهشتی برخوردار می‌شویم. پس اگر دنیا نمی‌بود و ما در دنیا به سر نمی‌بردیم، نه کسی براثر سوء رفتار و گناهانش به جهنم می‌رفت و در آن معذب می‌شد و نه کسی با انجام اعمال صالح به بهشت می‌رفت. ما به دنیا آمدیم تا بهشت را برای خود بسازیم و خداوند درعوض رفتار شایستة ما کاخ، حورالعین، میوه‌ها و دیگر نعمت‌های بهشتی را در اختیارمان قرار می‌دهد؛ نعمت‌هایی که ما از درک و فهم عظمت آنها ناتوانیم؛ بهشتی که هنگام وارد شدن بهشتیان بدان، به آنها گفته می‌شود: ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ ذَلِكَ یَوْمُ الْخُلُودِ * لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ؛(254)«به‌سلامت در آن (بهشت) درآیید. این است روز جاودانی. هرچه بخواهند در آنجا دارند و نزد ما افزون بر آنچه خواهند نیز هست».
اکنون با توجه به آنکه با عبادت، خدمت به خلق و دیگر اعمال خیر که خداوند به‌وسیلة انبیا ما را بدانها راهنمایی کرده، انسان از سعادت اخروی برخوردار می‌شود، و نیز با توجه به آنکه زمینه‌ها و ظرفیت‌های آن اعمال در دنیا فراهم است، می‌توان گفت که دنیا بسیار ارزشمند است؛ زیرا می‌توان از آن برای دستیابی به سعادت و بهشت استفاده کرد و آن را وسیله و ابزار دستیابی به رضوان الهی قرار داد. بر این اساس، نکوهش دنیا و در نظر گرفتن ارزش منفی برای دنیا، ازآن‌نظر است که انسان برای دنیا اصالت قایل می‌شود و آن را هدف خود قرار می‌دهد؛ ازاین‌روی می‌کوشد حتی از راه نامشروع به دنیا دست یابد.
وقتی گفته می‌شود که سعادت و بهشت، با اعمال اختیاری شایستة انسان به ‌دست می‌آیند، یعنی انسان بر سر دوراهی‌ای قرار دارد که یکی از آن راه‌ها به بهشت می‌انجامد و راه دیگر به جهنم. پس اگر انسان راهی را که به بهشت می‌رسد برگزیند و رفتار اختیاری
﴿ صفحه 370 ﴾
خود را برپایة همان مسیر سامان بخشد، به سعادت و بهشت دست می‌یابد. البته باید در نظر داشت که به‌رغم تمایل و علاقة شدید انسان به مادیات و لذایذ دنیوی، و موانع دشواری که در مسیر کمال و سعادت قرار گرفته‌اند، پیمودن مسیر سعادت و بهشت، بسیار دشوار است. البته طبیعی است که دست یافتن به سعادت و نعمت‌های ابدی بهشت سخت و دشوار باشد؛ چه اینکه به ‌دست آوردن هر سرمایه و کالای نفیسی سخت است و هر کار و مقصدی که انسان در زندگی دارد، خالی از سختی و مشکلات نیست. یک جوان برای اینکه بتواند در اداره‌ای استخدام شود، باید مقدمات لازم را فراهم آورد. باید با زحمت و تلاش درس بخواند و مراحل تحصیلی را با موفقیت پشت ‌سر نهد و پس از گرفتن مدرک تحصیلی، با رفت‌وآمد‌ها و رایزنی‌های فراوان، در اداره‌ای مشغول کار شود. آن‌گاه اگر او همة حقوقی را که در طول عمر دریافت می‌کند بیندوزد و آن را صرف زندگیو معاش خود نکند، چه‌بسا باز نتواند با آن خانه‌ای بخرد. حال چگونه انسان حاضر نمی‌شود سختی و زحمتِ صَرف اندکی از وقت خود برای عبادت و انجام اعمال خیر را تحمل کند تا درمقابل، خداوند بهشت را به او بدهد؛ بهشتی که خداوند دربارة عظمتش می‌فرماید: وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ؛(255)«و بشتابید به‌سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنای آن [به‌قدر] آسمان‌ها و زمین است، [و] بهر پرهیزكاران آماده شده است».
پس زمینة کمال و تعالی ما در دنیا فراهم شده است. با استفادة شایسته از فرصتی که در دنیا در اختیارمان قرار گرفته، می‌توانیم مرحله‌به‌مرحله مراتب سعادت و تعالی را بپیماییم و به عالی‌ترین مدارج انسانی و الهی برسیم تا خداوند، رضوان و بهشت خود را به ما عنایت کند. اگر به این دنیا نمی‌آمدیم، همان خاکی که بودیم باقی می‌ماندیم. پس دنیا ازاین‌جهت
﴿ صفحه 371 ﴾
که چنین امکانی را برای ما فراهم آورده، ارزشمند است. اینكه در آموزه‌های دینی، دنیا نکوهش شده و نیز امام سجاد(علیه السلام) در پیشگاه خداوند از دنیا شکوه می‌کنند و می‌فرمایند: «خدایا! ما را در سرایی منزل دادی که آکنده از فریب و مکر است»، ازآن‌روست که ما مواظب باشیم فریب شیطان و مظاهر دنیوی را نخوریم؛ برای دنیا اصالت قایل نشویم و آن را هدف خویش قرار ندهیم. آری؛ در آموزه‌های دینی و در بیانات معصومین و نیز در بسیاری از آیات قرآن، فریفته شدن به لذت‌های دنیوی، افتادن در ورطة دنیا و غفلت از آخرت نکوهش شده است. برای نمونه به چند آیه از قرآن اشاره می‌كنیم:
1. فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلا یَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛(256) «پس زندگانی دنیا شما را نفریبد و مبادا [شیطان] فریب‌کار، شما را به [کرم] خدا مغرور سازد»؛
2. إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَاءٍ أَ نْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأرْضِ مِمَّا یَأْكُلُ النَّاسُ وَالأنْعَامُ حَتَّى إِذَا أخَذَتِ الأرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَ هْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلا أَ وْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛(257) «جز این نیست که مَثَلِ [وصف] زندگی این جهان مانند آبی است که از آسمان فروفرستاده‌ایم؛ سپس رُستنی‌های زمین از آنچه مردم و چارپایان می‌خورند به آن درآمیخت [و رویید]؛ تا آن‌گاه که زمین آرایش خود را [از شکوفه‌ها و گل‌ها] برگرفت و آراسته شد و اهل آن پنداشتند که آنان بر [بهره‌مندی از] آن قدرت دارند. [ناگاه] فرمان ما شبی یا روزی دررسید؛ پس آن را چنان درویده کردیم که گویی دیروز هیچ نبوده است. چنین آیاتی را برای گروهی که می‌اندیشند به‌تفصیل بیان می‌کنیم»؛
3. اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الأمْوَالِ وَالأوْلادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الآخِرَةِ عَذَابٌ
﴿ صفحه 372 ﴾
شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاّ مَتَاعُ الْغُرُورِ؛(258) «بدانید که زندگانی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی بین یکدیگر و فزون‌جویی در مال‌ها و فرزندان است؛ همچون بارانی که گیاه رویانیدنش کشاورزان را خوش آید و به شگفت آرد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی و آن‌گاه خشک و شکسته و خُرد گردد و در آن جهان [کافران را] عذابی سخت و [مؤمنان را] آمرزشی ازجانب خدا و خشنودی اوست؛ و زندگی این جهان جز کالای فریبنده نیست».
البته با آن همه نکوهشِ دنیا در قرآن و روایات به‌ویژه، و در اغلب خطبه‌ها و سخنان امیر مؤمنان علی(علیه السلام)، می‌نگریم که مردم چنان عاشق و شیفتة دنیایند که برای رسیدن به آن سر از پا نمی‌شناسند و به هشدار‌های فراوان دربارة استفادة ناصحیح از دنیا توجهی نمی‌کنند. آنان از خطر‌هایی که در دنیا فرارویشان است و نیز از چاه‌های گناه که دنیا دربرابر آنها کنده، غافل‌اند. آنان متوجه نیستند که در دنیا دو راه در برابرشان قرار گرفته که یکی از آنها به بهشت و سعادت می‌انجامد و دیگری به جهنم؛ و اگر هشیار نباشند و با چشمان بسته و غافل از خطراتی که فرارویشان قرار گرفته‌ گام بردارند، فرجامشان سقوط در درة هولناک جهنم، و حرمان ابدی از سعادت و بهشت است.
﴿ صفحه 373 ﴾

گفتار شصت‌و‌سوم: زهد و وارستگی دوستان خدا و بی‌اعتنایی آنان به دنیا (3)

تجلی روح توحید در رفتار دوستان خدا

روح مناجات امام سجاد(علیه السلام) پیام اصلی مناجات زاهدین، درخواست از خداوند است؛ چراکه اصل نخستین در آموزه‌های اسلام، دعوت به توحید، و تجلی روح توحید در گسترة اعمال، رفتار و گفتار، و ازجمله دعا‌ها و درخواست‌های انسان است. ما باید باور کنیم که همة امور و ازجمله خواسته‌های ما با اراده و کمک خداوند انجام می‌پذیرند و اگر کمک خداوند نباشد، کاری انجام نمی‌شود. برای استحکام روح توحید در انسان و باور به اینکه همة امور با اراده و خواست خداوند انجام می‌پذیرند و آفریدگاری جز خداوند نیست و قدرتی ورای قدرت او وجود ندارد، بر ما واجب شده است که در نمازمان سورة حمد را بخوانیم و به خداوند عرض کنیم: إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإَِیّاکَ نَسْتَعِینُ؛ و وقتی از سجده برمی‌خیزیم بگوییم: بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَتِهِ أَقُومُ وَأقْعُدُ.
البته خداوند از راه اسباب و عوامل موجود در عالم به ما یاری می‌رساند و ما باید از اسبابی که در اختیارمان قرار گرفته استفاده کنیم. کسی که از اسباب پیرامونش استفاده نکند و درعین‌حال از خداوند یاری بخواهد، مانند کسی است که خود را در چاه بیفکند و بگوید خدایا مرا حفظ کن! بنابر سنت الهی، هرکس خود را به خطر افکند، آسیب
﴿ صفحه 374 ﴾
می‌بیند. پس ما باید از اسباب و وسایل استفاده کنیم. توجه كنیم که اسباب را نیز خداوند فراهم کرده و آنها درزمرة نعمت‌های الهی قرار دارند. بنابراین هرگاه دستمان از اسباب کوتاه می‌شود و یا نمی‌توانیم به‌وسیلة آنها به خواستة خود دست یابیم، باید از خداوند مدد بجوییم.
ازآنجا‌که انسان در دنیا به سر می‌برد و سروکارش با مادیات است، با آنها انس می‌یابد و لذت‌هایی نیز در همین دنیا عاید او می‌شود. حکمت وجود این لذت‌ها این است که ازطریق آنها نیاز‌های انسان تأمین می‌شوند. بااین‌حال انسان باید بکوشد که در حد ضرورت از لذت‌های دنیا بهره گیرد؛ فریفته و دل‌بستة دنیا نشود و بتواند از جاذبه‌های دنیا چشم‌پوشی کند.