سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش دنیا در لغزش و انحراف انسان

روشن شد که سه عامل، یعنی لذت‌های دنیوی، هوای نفس و شیطان، انسان را به گناه وامی‌دارند. البته این عوامل علت تامة انجام گناه نیستند؛ بلکه هریک علت ناقصه و جزء علت تامه به شمار می‌آیند و جزء اخیر علت تامة گناه، اراده و تصمیم نهایی انسان به انجام گناه است. بااین‌حال ازآنجا‌که ما عادت داریم افعال را به فاعلی ذی‌شعور نسبت دهیم، گناهان و لغزش‌های خود را به خود (هوای نفس) و یا شیطان نسبت می‌دهیم. از دیدگاه قرآن و روایات نیز نسبت دادن آنها به هریک از عوامل سه‌گانه صحیح است و ازاین‌نظر می‌توانیم بگوییم دنیا ما را به لغزش و انحراف کشاند. اگر ما در بهشت می‌بودیم، مرتکب گناه نمی‌شدیم؛ زیرا در بهشت تزاحم و زمینه‌های گناه و انحراف نیست. دنیاست كه سرای تزاحمات و آکنده از لذت‌ها و جاذبه‌های گناه و انحراف است و این عوامل، نقشی مهم در طغیان و ارتکاب گناه دارند؛ چه اینکه در دنیا زمینة هدایت و عبادت و پرستش خداوند، و همة عناصر تکامل و تعالی انسان نیز فراهم است و اگر دنیا نمی‌بود، فرصتی برای کمال و تعالی نیز وجود نمی‌داشت.
دنیا سکة دوروست؛ ازسویی زمینة تكامل و تعالی ما را فراهم می‌آورد و ازاین‌نظر مسجد دوستان خدا و مصلای فرشتگان الهی و تجارت‌خانة اولیای خداست؛ جایی كه آنها به تجارتی پرسود دست می‌زنند و در معامله با خدا و دربرابر اعمال صالح، به بهشت و رضوان الهی دست می‌یابند؛ ازسوی دیگر، مظاهر و جلوه‌های دنیا عامل انحراف و لغزش از حق، و افتادن به ورطة گناه و عصیان است. پس می‌شود گفت که دنیا انسان را فریب می‌دهد. ازآنجا‌كه بیشتر انسان‌ها فریب دنیا و مظاهر آن را می‌خورند، در آموزه‌های دینی بیش از آنکه دربارة بهره‌برداری از دنیا سخن به میان آمده باشد و برای مثال سفارش شده باشد که از دنیا برای انجام وظایف و عبادت خدا استفاده کنید، به انسان‌ها انذار و هشدار داده شده است که فریفتة دنیا نشوند و دنیا وسیلة انحراف و لغزش آنها نشود.
﴿ صفحه 353 ﴾
بیشتر به ما هشدار داده شده که مواظب باشیم دچار غفلت نشویم و در دام معاصی و گناهان گرفتار نیاییم. پزشکان بیشتر دربارة بیماری‌ها، میکروب‌ها و عواملی که موجب گسترش بیماری می‌شوند سخن می‌گویند و به بیماران خود سفارش می‌کنند که فلان غذا را نخورند و از چیزهای مضر پرهیز کنند تا بیماری آنان بهبود یابد و از آلوده شدن به میکروب‌ها و ویروس‌ها در امان باشند. تأکید آنان بیشتر دربارة اموری است که برای بیماران زیان‌آور است و کمتر مشاهده شده که پزشکی به بیماران خود سفارش کند که از خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها استفاده کنند؛ زیرا افراد به‌طور طبیعی از تغذیه و تأمین نیاز‌های خود غافل نیستند. بنابراین تمرکز پزشكان برروی کار‌هایی است که بیماران نباید انجام دهند. انبیا و اولیای خدا و علمایی که به‌مثابة طبیبان روحانی جامعه‌اند نیز بیش از آنکه به مردم سفارش کنند که از دنیا برای عبادت خدا و انجام وظایف خویش استفاده كنید (که البته این سفارش، اصل نخستین در موعظه و ارشاد و راهنمایی مردم است)، به آنان هشدار داده‌اند که فریب دنیا را نخورید و مواظب باشید به انحراف و گناه مبتلا نشوید؛ چنان‌که در جاده‌ها علایم هشدار‌دهنده نصب شده‌اند و آن علایم مردم را از پیچ‌های خطرناک و دیگر موانع و عوارض خطرساز جاده‌ها آگاه می‌کنند. اگر جاده‌ای صاف و هموار و خالی از خطر باشد، تابلویی برای آگاهانیدن مردم از هموار و بی‌خطر بودن جاده نصب نمی‌کنند؛ بلکه علایم برای آگاه ساختن مردم از خطرات و موانع، و محل‌هایی است که تصادف‌خیزند.
وقتی می‌گوییم دنیا موجب فریب و لغزش انسان می‌شود، ازآن‌روست که در ظرف دنیا عوامل گناه و انحراف به کار می‌آیند و زمینة لغزش انسان فراهم می‌شود؛ اما چرا به‌جهت وجود عوامل گناه و انحراف در دنیا، نسبت مکر، فریب و حیله به دنیا داده می‌شود؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش، بایسته است که به موارد کاربرد حیله و فریب و مکر نظری بیفکنیم. فرض کنید کسی از مسیری برای رسیدن به مقصد خود حرکت
﴿ صفحه 354 ﴾
می‌کند؛ اگر کسی او را از مسیر منحرف كند، به این رفتار و منحرف کردن آن شخص از مسیری که به مقصدی ویژه می‌انجامد، فریب و مکر می‌گویند. ما برای هدفی متعالی و مقدس آفریده شده‌ایم. این هدف از چنان عظمتی برخوردار است که مقام خلافت الهی بر آن اطلاق شده است. خداوند در تبیین علت آفرینش انسان و هدفی که آدم برای آن آفریده شده است، می‌فرماید: إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرْضِ خَلِیفَةً...؛(235) «من در زمین جانشینی [برای خود] خواهم آفرید». خداوند همچنین دربارة هدف خلقت می‌فرماید: انسان برای فرجام مبارک و منزل ابدی آخرت و بهشت آفریده شده است که در آن حیات ابدی، در جوار خداوند خواهد بود؛ همان منزل و مأوایی که همسر باایمان فرعون در زیر شکنجه‌های فرعونیان از خداوند درخواست کرد:
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَكَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛(236) و خدا برای کسانی که ایمان آورده‌اند مَثَلی آورده است: زن فرعون را؛ آن‌گاه که گفت: پروردگارا! برای من نزد خویش در بهشت خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردار او و از گروه ستمکاران بِرَهان.
خداوند در شأن این منزل و مأوا می‌فرماید:إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ؛(237)«همانا پرهیزكاران در بوستان‌ها و [کنارِ] جوی‌ها باشند؛ در نشستگاهی راستین (بهشت جاودان) نزد پادشاهی توان».
خداوند همة زمینه‌ها و عوامل دستیابی به آن مقصد متعالی را فراهم آورده است. او هدایت فطری، هدایت عقلی، هدایت به‌‌وسیلة انبیا و دین الهی را در اختیار ما نهاده
﴿ صفحه 355 ﴾
تا مسیر رسیدن به آن مقصد را بشناسیم و در مسیر دستیابی به آن حرکت کنیم. حال اگر موانع و عوامل رهزن سر راه ما قرار گرفتند و ما را از مسیر سعادت و هدایت منحرف کردند و به بیراهه کشاندند و موجب شدند که به‌جای رسیدن به بهشت و رضوان الهی، به حضیض جهنم سقوط کنیم و دچار قهر و غضب الهی شویم، آیا گرفتار فریب و مکر نشده‌ایم؟ آیا فریب و مکری بالاتر و خسارتی زیان‌بارتر از این متصور است که انسان به‌جای رسیدن به سرمایة جاودانة بهشت و رضوان خدا، گرفتار عذاب ابدی جهنم شود؟
﴿ صفحه 357 ﴾

گفتار شصت‌و‌دوم: زهد و وارستگی دوستان خدا و بی‌اعتنایی آنان به دنیا (2)

مروری بر مطالب پیشین

در گفتار پیشین، فرازی از مناجات زاهدین را بررسی کردیم؛ فرازی که امام سجاد(علیه السلام) در آن از دنیا شکوه می‌کنند که دنیا ما را گرفتار مکر و حیله‌های خود ساخته، و از مکر و خدعه‌های دنیا به خداوند پناه می‌برند. دراین‌باره، پرسش‌هایی را طرح کردیم. یکی از آن پرسش‌ها این بود که چرا مکر و فریب به دنیا نسبت داده، و ازاین‌جهت دنیا مذمت شده است؟ خلاصة پاسخ آن پرسش عبارت است از اینکه برای پیدایش هر پدیده‌ای، چندین عامل مشارکت دارند که ما از آنها به مقتضی، اسباب، شروط سلبی، شروط ایجابی، عوامل اعدادی و عامل ایجادی تعبیر می‌کنیم و عنوان کلی و جامعِ آن علت‌های ناقصه، علت تامه است. به‌جهت اینکه هریک از آن عوامل در پیدایش معلول و پدیده دخیل‌اند، می‌توان آن پدیده را به هریک از آنها نسبت داد. البته قانون بلاغت در سخن و موقعیت و مقام سخن ایجاب می‌کند که ما در هر مقام، بر سبب خاصی تأکید ورزیم و پدیده را به آن سبب نسبت دهیم. معمولاً چون در قرآن کریم بیشتر بر توحید تأکید شده است و مردم به خداوند توجه داده شده‌اند و محور آموزه‌های قرآنی، توحید است، پدیده‌ها اغلب به خداوند که علت ایجادی است نسبت داده می‌شوند؛ برای نمونه در قرآن آمده است که
﴿ صفحه 358 ﴾
خداوند آب را از آسمان فرو می‌فرستد(238)و به‌وسیلة آن آب، گیاه و درختان را می‌رویاند،(239)و به‌وسیلة آنچه برروی زمین رویانده و سایر خوراکی‌ها شما را روزی می‌دهد.(240)
طبیعی است برای اینکه باران ببارد مقدمات، اسباب و اوضاعی باید فراهم شود. همچنین برای تأمین غذایی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، عواملی گوناگون دخیل‌اند. بااین‌همه چون خداوند مسبب‌الاسباب است و همة امور با اراده و اذن او انجام می‌پذیرند، و نیز ازآن‌جهت که آموزه‌های قرآنی بر آن‌اند که نقش محوری خداوند را برجسته سازند، امور و پدیده‌ها به خداوند که علت ایجادی است نسبت داده می‌شوند. البته در مواردی نیز پدیده‌ها به دیگر عوامل نسبت داده شده‌اند. امام(علیه السلام) در مناجات خویش انحرافات و لغزش‌های انسان‌ها را به دنیا نسبت می‌دهند؛ زیرا سه عامل در انحراف انسان نقش دارند که عبارت‌اند از: هوای نفس، شیطان و دنیا. اگر لذایذ دنیوی نمی‌بود، انسان به گناه نمی‌افتاد و ازاین‌جهت که دنیا و لذایذ دنیوی خود عاملی برای انحراف و گناه‌اند، می‌توان دنیا را عامل گناه و انحراف انسان دانست و آن را مکار، خدعه‌گر و فریب‌کار معرفی کرد.