سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

درگاه خدا؛ پناهگاه پناه‌جویان و درماندگان

امام سجاد(علیه السلام) پس از آنکه در مناجات خویش فرمودند گناهان مرا وادار ساخت تا به دامن عفو تو چنگ آویزم، به‌منزلة کبرای کلی می‌فرمایند سزاوار و شایسته نیست که پناهنده به خویش را رها کنی: وَمَا حَقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِکَ أَنْ یُخْذَلَ وَلایَلِیقُ بِمَنْ اسْتَجَارَ بِعِزِّکَ أَنْ یُسْلَمَ أَوْ یُهْمَلَ؛ «هرگز کسی که به رشتة عفو و کرمت چنگ آویخته، مستحق حرمان نیست، و سزاوار نیست کسی که به مقام عزتت پناه آورده، تسلیم بلا گردد و بدو اعتنایی نشود». ممكن نیست خداوند، پناهنده به خویش را رها کند و به او اعتنایی نداشته باشد و او را از خود براند؛ زیرا ازسویی بندة خاطی و گنهکار، اما پشیمان، با همة وجود به خداوند روی آورده و از او درخواست عفو و بخشش دارد؛ ازسوی دیگر، خداوند منبع رحمت بی‌کران است و وقتی انسان به رحمت و صفات جمال الهی
﴿ صفحه 339 ﴾
می‌نگرد و اوضاع روحی و روانی بندة پشیمان خدا را مشاهده می‌کند، اطمینان می‌یابد که ممکن نیست خدای دارای لطف و کرم بی‌نهایت، آن بندة پشیمان را از خود ناامید کند و از او درنگذرد.
امام(علیه السلام) سپس در مقام نتیجه‌گیری از صغرا و کبرایی که در مناجات خود ترسیم کردند و نیز ازباب ذکر مصداق می‌فرمایند که من به تو پناهنده شده‌ام، و مرا از درگاه خویش محروم نساز: إِلَهی، فَلا تُخْلِنَا مِنْ حِمَایَتِکَ وَلا تُعْرِنَا مِنْ رِعَایَتِکَ وَذُرْنَا عَنْ مَوَارِدِ الْهَلَکَةِ فَإِنَّا بِعَیْنِکَ وَفی کَنَفِکَ؛ «پس ای خدا! ما را از حفظ و حمایت خود محروم نكن و از رعایت و لطفت دور مساز و از هلاکت محفوظ دار که پیش چشم عنایت تو، و در کنف حمایت توییم».
در پایان مناجات، حضرت با نهایت خضوع و تواضع، به فرشتگان و بندگان شایستة خداوند توسل می‌جویند، و با لحنی که گویی خود را شایستة بار یافتن به پیشگاه خداوند و برخوردار شدن از عفو او نمی‌دانند، از خداوند می‌خواهند که به حق آنها و مقام و منزلتی که در پیشگاه خداوند دارند، بر ایشان منت نهد. ایشان سپس خواسته‌های دیگر خود را مطرح می‌سازند:
وَ أسْألُکَ بِأَهْلِ خَاصَّتِکَ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَالصَّالِحِینَ مِنْ بَرِیَّتِکَ أنْ تَجْعَلَ عَلَیْنَا وَاقِیةً تُنْجِینَا مِنَ الْهَلَکَاتِ وَتُجَنِّبُنَا مِنَ الاَفَاتِ وَتُکِنُّنَا مِن دَوَاهِی الْمُصیِبَاتِ، وَأنْ تُنْزِلَ عَلَیْنَا مِنْ سَکِینَتِکَ وَأنْ تُغَشِّیَ وُجُوهَنَا بِأَنْوَارِ مَحَبَّتِکَ وَ أَ نْ تُؤْوِیَنَا إِلَی شَدِیدِ رُكْنِكَ وَأنْ تَحْوِیَنَا فیِ أَ کْنَافِ عِصْمَتِکَ بِرَأْفَتِکَ وَرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ از تو درخواست می‌کنم به‌حق خاصان درگاهت از ملایکة مقرب و نیکان از بندگانت که برای ما سپر و نگهبانی قرار دهی که ما را از مهالک نجات بخشد و از بلا و آفت دور دارد و از مصیبت‌های بزرگ مانع گردد؛ و از تو درخواست می‌کنم که وقار و سکینه‌ات را در دل ما قرار
﴿ صفحه 340 ﴾
دهی و روی دل ما را به انوار عشق و محبت خود بپوشانی و ما را در رکن محکم خود جای بخشی و ازهر‌سو ما را حفظ کنی و از لغزش مصون داری. به‌حق رأفت و رحمتت، ای مهربان‌ترین مهربانان.
نظر به آنکه ترس از گناهان، دلهره و اضطراب انسان گنهکار را فراهم می‌آورد و در پی این حالت، از توان انسان برای انجام وظایفش کاسته می‌شود، امام(علیه السلام) از خداوند درخواست سکینت و آرامش می‌کنند؛ زیرا انسان با اطمینان خاطر و آرامش روحی می‌تواند وظایف خود را انجام دهد و به تدارک و جبران کوتاهی‌ها و رفتار زشت خود اقدام ورزد. امام(علیه السلام) همچنین پس از شفاعت خواستن از ملایکة مقرب خدا و بندگان خاص خداوند، و پس از اطمینان از اینکه مشمول عفو خداوند شده‌اند، از خداوند می‌خواهند که ایشان را غرق انوار محبت خود سازد. آن حضرت در پایان از خداوند درخواست می‌کنند که ایشان را در کنف عصمت خود قرار دهد. «کنف» به‌معنای پناه، آغوش و دامن است و منظور ایشان از اینکه در کنف عصمت خدا قرار گیرند این است که خداوند دربرابر خطا‌ها و معصیت‌ها ایشان را پناه دهد و از افتادن به ورطة هلاکت و عصیان بازدارد و از انحراف و خطا معصوم و مصون دارد.

شرح مناجات زاهدین

﴿ صفحه 343 ﴾

گفتار شصت‌و‌یکم: زهد و وارستگی دوستان خدا و بی‌اعتنایی آنان به دنیا (1)