سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

تجلی اعتصام به خدا در زندگی دوستان خدا

ا(213) وَیا مُنْجِیَ الْهَالِکیِنَ وَیَا عَاصِمَ الْبَائِسینَ وَیا رَاحِمَ الْمَسَاکِینَ وَیَا مُجیِبَ المُضطَرِّینَ وَیا کَنْزَ الْمُفْتَقِرِینَ وَیا جَابِرَ الْمُنکَسِرِینَ؛(214) وَیَا مَأْوَی الْمُنْقَطِعِینَ وَیَا نَاصِرَ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَیَا مُجِیرَ الْخَائِفِینَ وَیا مُغِیثَ الْمَکْرُوبِینَ وَیَا حِصْنَ اللاجِینَ؛ خدایا، ای پناه‌بخش پناه‌آورندگان و ای نجات‌بخش به‌هلاکت‌افتادگان و ای نگاه‌دار بیچارگان و ای رحم‌کننده به حال بینوایان و ای اجابت‌کنندة دعای پریشانان و بیچارگان و ای گنج فقیران و تهی‌دستان و ای جبران‌کنندة دل‌شکستگان و ای مأوا و پناه‌دهنده به وانهاده‌شدگان از کسان، و ای یاری‌کنندة ضعیفان و ای پناه ترسناکان و ای فریادرس ستم‌دیدگان و ای حصار محکم پناه‌آورندگان.
انتخاب تعابیر مزبور در آغاز مناجات، متناسب با حال کسی است که از غیر خدا ناامید شده و با همة وجود، خود را محتاج خداوند می‌داند و رو به‌سوی او آورده و با نهایت ذلت و درماندگی و با اعتراف به فقر و ناداری و بیچارگی خود می‌کوشد که دریای
﴿ صفحه 328 ﴾
رحمت الهی را به تلاطم آورد و خود را مشمول رحمت او كند. امام در ادامه می‌فرمایند: إنْ لَمْ أعُذ بِعِزَّتِکَ فَبِمَنْ أَعُوذُ وَإِنْ لَم أَلُذْ بِقُدْرَتِکَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَقَدْ أَلجَأَتْنِی الذُّنُوبُ إِلَی التَّشَبُّثِِ بِِأَذْیَالِ ِعَفْوِِکَ؛ «اگر من به مقام عزت و اقتدار تو پناه نبرم، دیگر به که پناهنده شوم و همانا گناهان بی‌شمار، مرا ناگزیر كرده که به دامان عفوت چنگ آویزم».
امام پس از آنکه می‌فرمایند هیچ امیدی به غیر خدا ندارند، اذعان می‌كنند که ورای عزت و قدرت الهی، عزت و قدرتی وجود ندارد. پس اگر به عزت و قدرت او پناه نبریم، به چه کسی پناه ببریم؟(215)انسان‌های عادی وقتی با سختی‌ها و گرفتاری‌های مادی نظیر گرسنگی، تشنگی، خطر سقوط از بلندی، غرق شدن و یا مشکلات اجتماعی مواجه می‌شوند، به خداوند پناه می‌آورند و از‌این‌جهت نیاز‌های مادی، محرک آنان برای اعتصام به خداوند است؛ اما برای مؤمن نیاز به مغفرت الهی مهم‌تر و فراتر از نیاز‌های مادی است؛ چون گرفتاری‌ها و سختی‌های این‌جهانی و خواری و ذلت دنیوی با مرگ تمام می‌شود؛ اما نیاز‌های اخروی و گرفتاری‌ها و مشکلاتی که براثر گناهان و قصور و تقصیر در بندگی خدا فراهم آمده‌اند، تا ابد باقی‌اند و تنها خداوند می‌تواند آنها را مرتفع كند. ازاین‌نظر مؤمن وقتی می‌نگرد كه همة قدرت‌ها از آنِ خداوند است و از هیچ‌کس جز او کاری ساخته نیست، به‌جای اینکه از خداوند بخواهد که آب و نان و سایر نیاز‌های مادی را که مربوط به عمر چندروزة دنیا هستند برایش تأمین ‌کند، از خداوند می‌خواهد که او را از گرفتاری‌ها‌ی جهان آخرت که ابدی هستند برهاند، و با تمام وجود از شر گناهان و آبروریزی در سرای آخرت و عذاب‌های جاودانة آن به خداوند پناه می‌برد.
﴿ صفحه 329 ﴾

گفتار شصتم: اعتصام به خـدا (2)

ضرورت استمرار توجه و اعتصام انسان به خدا

چنان‌که در گفتار پیشین گفتیم، وقتی انسان با خطری روبه‌رو می‌شود و برای رهایی از خطر به‌وسیله‌ای چنگ می‌زند تا از خطر رهایی یابد، گفته می‌شود که بدان وسیله اعتصام جسته است. بر این اساس وقتی انسان با بلا و خطر روبه‌رو شود و به‌ناچار سراغ خداوند رود و از او یاری جوید، گفته می‌شود که به خداوند اعتصام جسته است. دراین‌باره از واژگان «استمساک» و یا «تمسک» نیز استفاده می‌شود. البته توجه به خداوند و مدد خواستن از او در هنگامة خطر، که انسان از غیرخدا ناامید شده، ناشی از ضعف ایمان انسان است؛ وگرنه موحد و مؤمن واقعی همواره خود را نیازمند خداوند می‌داند. او بر این عقیده است که هیچ‌کس جز خداوند مشکلات او را برطرف نمی‌سازد و هرچه به او می‌رسد از خداست؛ درنتیجه هرگز از خداوند غفلت نمی‌ورزد و نظرش از خداوند بازنگشته، به غیر او معطوف نمی‌شود. خداوند نیز می‌فرماید:
وَإِنْ یَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلاّ هُوَ وَإِنْ یُرِدْكَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ
﴿ صفحه 330 ﴾
الرَّحِیمُ؛(216) و اگر خدا گزندی به تو رساند، آن را جز او هیچ بازبرنده‌ای نیست؛ و اگر برای تو نیکی بخواهد، پس فضل او را هیچ بازگرداننده‌ای نیست. آن را به هرکس از بندگان خود بخواهد می‌رساند و اوست آمرزگار و مهربان.
گرچه ما باید از اسباب استفاده کنیم و آنها را دارای تأثیر بدانیم، ولی باید توجه اصلی‌مان معطوف به مسبب‌الاسباب باشد و همواره به یاد او باشیم. البته از راه‌هایی دیگر نیز یاد خداوند و امید به او بیشتر زنده می‌شود: 1. توجه یافتن به خداوند در گیرودار بلا‌ها و گرفتاری‌هایی که انسان راهی برای نجات خود نمی‌یابد؛ 2. مطالعة سرگذشت کسانی که هنگام خطر و در رویارویی با رخدادهای سهمگین با اعتصام به خداوند از خطر رهیدند؛ هنگامه‌ای که همة امید‌های خود را از دست دادند.