سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

توجه انسان به حاکمیت مطلق خدا در شرایط خاص

گاهی خداوند برای آنکه انسان را به حاکمیت و ربوبیت خویش بر عالم آگاه كند و پردة جهل و غفلت را ازبرابر چشمانش بردارد، راه‌ها و روزنه‌هایی را فراروی انسان می‌گشاید تا انسان این حقیقت را دریابد که مؤثر حقیقی خداست؛ پس گاهی انسان را با خطرات و حوادث سخت و سهمگین مواجه می‌كند؛ حوادث و خطراتی که در گیرودار آنها انسان درمی‌یابد که اسباب ظاهری کارساز نیستند و تنها خداوند می‌تواند انسان را از دام بلا نجات دهد. گاهی خداوند از راه‌هایی چون معجزه و کرامت، پدیده‌ها و امور خارق‌العاده‌ای را پدید می‌آورد تا انسان با مشاهدة این امور خارق‌العاده و استثنایی، که پیدایش آنها از مسیر طبیعی و عادی نظام اسباب و مسببات انجام نپذیرفته است، به قدرت بلامنازع خداوند پی ببرد و به مسیر حق راه یابد و با مشاهدة آن امور غیرعادی و خارق‌العاده و حوادث سخت و هشدار‌دهنده، پرده‌های درهم‌تنیدة جهل که در شرایط عادی از فراروی او کنار نمی‌رود، از پیش چشمش برداشته شود.
انسان باید با استفاده از عقل خود و با پیروی از دستورات انبیا، جهل را از ساحت دل خود بزداید و خداوند را دست‌اندرکار همة امور عالم بداند و باور داشته باشد که همه‌چیز با اراده و مشیت الهی انجام می‌پذیرد. اما انسان براثر طغیان و جهل از این حقیقت غافل می‌شود. آن‌گاه خداوند با به ‌وجود آوردن حوادث و رخدادهای استثنایی، انسان را در بحران و تنگنا قرار می‌دهد تا او به خود آید و به ندای فطرتش گوش فرادهد و به سراغ خداوند برود. خداوند دربارة عکس‌العمل انسان به حوادث سخت و سهمگین و غفلت دوبارة او پس از رهایی از خطر می‌فرماید: فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ؛(210) «و چون در کشتی سوار
﴿ صفحه 325 ﴾
شوند، خدای را بااخلاص و پاک‌دینی (یکتا‌گرایی) بخوانند، و چون به‌سوی خشکی برهاندشان، آن‌گاه شرک می‌ورزند».
در آیة دیگری نیز خداوند دربارة توجه انسان به خداوند در خطرات و بحران‌های زندگی و غفلت او از خداوند و طغیان در زمین به‌هنگام احساس آرامش و امنیت می‌فرماید:
هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِی الْفُلْكِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِینَ *فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِی الأرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ...؛(211) اوست آن‌که شما را در خشکی و دریا می‌بَرد، تا آن‌گاه که بر کشتی‌ها سوار شوید و آنها به کمک بادی خوش، شما را به پیش بَرَند كه بدان شادمان شوید؛ ناگاه بادی تند و سهمگین وزیدن گیرد و موج ازهر‌سو بدیشان رسد و چنان دانند که فرا گرفته شده و به هلاکت افتاده‌اند، خدای را درحالی‌که دین را ویژة او کنند [با اخلاص] بخوانند که اگر ما را از این [بلا و ورطة هلاکت] برهانی هرآینه از سپاسگزاران باشیم؛ و چون ایشان را برهاند آن‌گاه در زمین به ناحق ستم و سرکشی آغاز می‌کنند.
اگر انسان با خطر مواجه شود، مثلاً در‌میان شعله‌های آتش گرفتار شود و دریابد که کاری از او و دیگران ساخته نیست، با همة وجود متوجه خداوند می‌شود و از او می‌خواهد که نجاتش دهد. گاهی برای سنگ‌نورد‌ها و صخره‌نورد‌ها اتفاق می‌افتد که در شرایط سخت و خطرناکی قرار می‌گیرند و در بالای صخره‌ای با گرفتن تکه‌سنگی مانع سقوط خود به دره می‌شوند. در آن حال اگر آن سنگ از جای کنده شود، آنها سقوط
﴿ صفحه 326 ﴾
می‌کنند و از دیگر سوی به‌شدت خسته شده‌اند و یارای مقاومت ندارند و نزدیک است که دستشان از آن تکه‌سنگ رها شود. در چنین وضعیتی که کسی به یاری‌شان نمی‌شتابد، متوجه خداوند می‌شوند و از او می‌خواهند که آنان را از آن مهلکه نجات دهد.
در گرفتاری‌ها و مشکلات دیگر زندگی نیز که گاهی آبروی انسان در خطر قرار می‌گیرد و یا انسان دچار بیماری می‌شود و پزشکان تشخیص می‌دهند که بیماری او درمانی ندارد، وقتی انسان مضطر و درمانده گشت و امیدش از غیر خداوند قطع شد، روزنة امیدی به‌روی او گشوده می‌شود و به خداوند توجه می‌یابد و از او درخواست یاری می‌کند. خداوند دوست دارد که انسان همواره در زندگی‌اش به او توجه و اعتصام داشته باشد و حتی هنگامی‌که اسباب برای او فراهم است، باور داشته باشد که از نیاز او به خداوند کاسته نشده است؛ چون خداوند آن اسباب را در اختیار او نهاده است. اگر انسان این حقیقت را درک کرد و همواره خود را محتاج خداوند دید، خداوند از هر راهی که خود صلاح بداند نیاز او را رفع می‌کند و مشکلاتش را برطرف می‌کند. مهم‌تر آنکه دراین‌صورت انسان گمراه نمی‌شود: وَمَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ؛(212) «وهرکس به [دین و کتاب] خدا چنگ بزند، به‌راستی به راه راست هدایت می‌شود».
شایسته است که انسان همیشه متوجه خداوند باشد و باور داشته باشد که خداوند همواره او را یاری می‌كند؛ باور داشته باشد که وقتی دستش از همه‌جا قطع شد، خدا نجاتش می‌دهد؛ وقتی دشمنان درصدد برآمدند که به او ضربه بزنند و آبروی او را بریزند، خداوند حمایتش می‌کند و آبرویش را حفظ می‌کند؛ وقتی بیمار شد و هیچ دارویی تأثیری در درمان او نبخشید، خداوند او را شفا می‌دهد. این باور زمینة اعتصام به خداوند را در انسان فراهم می‌آورد و آن‌گاه انسان در مقام اعتصام به خداوند و در هنگام عرض
﴿ صفحه 327 ﴾
حاجت نزد خداوند، به اسما و صفات الهی که متناسب با رفع آن حاجت است، تمسک و توسل می‌جوید تا دریای رحمت الهی را به تلاطم آورد. پس از این توضیحات اکنون قسمتی از مناجات معتصمین را مرور می‌كنیم.

تجلی اعتصام به خدا در زندگی دوستان خدا

ا(213) وَیا مُنْجِیَ الْهَالِکیِنَ وَیَا عَاصِمَ الْبَائِسینَ وَیا رَاحِمَ الْمَسَاکِینَ وَیَا مُجیِبَ المُضطَرِّینَ وَیا کَنْزَ الْمُفْتَقِرِینَ وَیا جَابِرَ الْمُنکَسِرِینَ؛(214) وَیَا مَأْوَی الْمُنْقَطِعِینَ وَیَا نَاصِرَ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَیَا مُجِیرَ الْخَائِفِینَ وَیا مُغِیثَ الْمَکْرُوبِینَ وَیَا حِصْنَ اللاجِینَ؛ خدایا، ای پناه‌بخش پناه‌آورندگان و ای نجات‌بخش به‌هلاکت‌افتادگان و ای نگاه‌دار بیچارگان و ای رحم‌کننده به حال بینوایان و ای اجابت‌کنندة دعای پریشانان و بیچارگان و ای گنج فقیران و تهی‌دستان و ای جبران‌کنندة دل‌شکستگان و ای مأوا و پناه‌دهنده به وانهاده‌شدگان از کسان، و ای یاری‌کنندة ضعیفان و ای پناه ترسناکان و ای فریادرس ستم‌دیدگان و ای حصار محکم پناه‌آورندگان.
انتخاب تعابیر مزبور در آغاز مناجات، متناسب با حال کسی است که از غیر خدا ناامید شده و با همة وجود، خود را محتاج خداوند می‌داند و رو به‌سوی او آورده و با نهایت ذلت و درماندگی و با اعتراف به فقر و ناداری و بیچارگی خود می‌کوشد که دریای
﴿ صفحه 328 ﴾
رحمت الهی را به تلاطم آورد و خود را مشمول رحمت او كند. امام در ادامه می‌فرمایند: إنْ لَمْ أعُذ بِعِزَّتِکَ فَبِمَنْ أَعُوذُ وَإِنْ لَم أَلُذْ بِقُدْرَتِکَ فَبِمَنْ أَلُوذُ وَقَدْ أَلجَأَتْنِی الذُّنُوبُ إِلَی التَّشَبُّثِِ بِِأَذْیَالِ ِعَفْوِِکَ؛ «اگر من به مقام عزت و اقتدار تو پناه نبرم، دیگر به که پناهنده شوم و همانا گناهان بی‌شمار، مرا ناگزیر كرده که به دامان عفوت چنگ آویزم».
امام پس از آنکه می‌فرمایند هیچ امیدی به غیر خدا ندارند، اذعان می‌كنند که ورای عزت و قدرت الهی، عزت و قدرتی وجود ندارد. پس اگر به عزت و قدرت او پناه نبریم، به چه کسی پناه ببریم؟(215)انسان‌های عادی وقتی با سختی‌ها و گرفتاری‌های مادی نظیر گرسنگی، تشنگی، خطر سقوط از بلندی، غرق شدن و یا مشکلات اجتماعی مواجه می‌شوند، به خداوند پناه می‌آورند و از‌این‌جهت نیاز‌های مادی، محرک آنان برای اعتصام به خداوند است؛ اما برای مؤمن نیاز به مغفرت الهی مهم‌تر و فراتر از نیاز‌های مادی است؛ چون گرفتاری‌ها و سختی‌های این‌جهانی و خواری و ذلت دنیوی با مرگ تمام می‌شود؛ اما نیاز‌های اخروی و گرفتاری‌ها و مشکلاتی که براثر گناهان و قصور و تقصیر در بندگی خدا فراهم آمده‌اند، تا ابد باقی‌اند و تنها خداوند می‌تواند آنها را مرتفع كند. ازاین‌نظر مؤمن وقتی می‌نگرد كه همة قدرت‌ها از آنِ خداوند است و از هیچ‌کس جز او کاری ساخته نیست، به‌جای اینکه از خداوند بخواهد که آب و نان و سایر نیاز‌های مادی را که مربوط به عمر چندروزة دنیا هستند برایش تأمین ‌کند، از خداوند می‌خواهد که او را از گرفتاری‌ها‌ی جهان آخرت که ابدی هستند برهاند، و با تمام وجود از شر گناهان و آبروریزی در سرای آخرت و عذاب‌های جاودانة آن به خداوند پناه می‌برد.
﴿ صفحه 329 ﴾

گفتار شصتم: اعتصام به خـدا (2)