سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

خشنودی خداوند از توبه و بازگشت بنده

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در روایتی شادمانی خداوند از توبه و بازگشت بنده به‌سوی خدا را چنین ترسیم كرده است:
اللهُ أَفْرَحُ بِتَوْبَةٍ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَجُلٍ نَزَلَ فِی أَرْضٍ دَوِّیَةٍ مُهْلِكَةٍ فَفَقَدَ راحِلَتَهُ فَطَلَبَهَا حَتَّى اشْتَدَّ عَلَیْهِ الْحَرُّ وَالْعَطَشُ ما شاءَ اللهُ تَعَالىَ. قَالَ أَرْجِعُ
﴿ صفحه 314 ﴾
إلى مَكانِی الَّذِی كُنْتُ فِیهِ فَأَنامُ حَتَّى أَ مُوتَ. فَوَضَعَ رَأْسَهُ عَلىَ سَاعِدِهِ لیَمُوتَ فَاسْتَیْقَظَ فَإذَا رَاحِلَتُهُ عِنْدَهُ عَلَیْهَا زادُهُ وَشَرَابُهُ. فَاللهُ أَ شَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤمِنِ مِنْ هذا بِراحِلَتِهِ وَزادِهِ؛(202) شادمانی و خوش‌حالی خداوند از توبة بندة مؤمنش بیشتر است از مردی كه در بیابان مرگ‌باری فرود آید و مركب و زادوتوشه‌اش را گم كند و در پی آنها بگردد تا گرما و تشنگی تحمل‌ناپذیری بر وی چیره گردد. به خود گوید: به مكان خویش بازگردم و در انتظار مرگ بخسبم. سر برروی دست نهد و در انتظار مرگ بخوابد؛ پس دیده بگشاید و ناگاه مركب و زادوتوشه‌اش را نزد خود بیابد. (او در این وضعیت چقدر شادمان خواهد شد؟) شادمانی خداوند از توبة بندة مؤمن خویش فزون‌تر از شادمانی این شخص است كه مركب و زادوتوشه‌اش را بازیافته است.
این تصویر از شادمانی خداوند از توبة بندة خویش مبالغه‌آمیز نیست؛ چراكه رحمت خداوند در حق بندگان، بی‌نهایت است و نمی‌توان حدی را برای آن تصور كرد.
همة مخلوقات، نیازمند خداوند هستند و كسی نیست كه حتی برای لحظه‌ای از عمرش نیازمند خداوند نباشد. كسی نمی‌تواند ادعا كند كه حتی به‌‌اندازة یك نفس كشیدن و یا چشم برهم زدن نیازی به خدا ندارد. دراین‌بین آنان كه سعة وجودی‌شان بیشتر است، نیازشان به خداوند نیز فراتر از نیاز دیگران به خداوند است و ازاین‌رو انبیا، اوصیا، امامان و ملایكة مقرب به خداوند نیازمند‌تر از ما هستند. همچنان‌كه مقایسة ظرفیت وجودی آنها با ظرفیت وجودی ما ممكن نیست، قیاس فقر و نیاز آنها به خداوند با نیاز ما به او ناممكن است. انبیا و اولیای خدا هم برای تأمین نیازمندی‌ها و
﴿ صفحه 315 ﴾
تعالی و كمال خودشان به خداوند نیازمند هستند، هم برای اینكه راه سعادت و كمال و تعالی را به دیگران افاضه كنند. پس همة مخلوقات و موجودات سراپا نیازمند خدا هستند و تنها خداوند، غنی مطلق و بی‌نیاز از غیر است. برخلاف تصور باطل برخی، خداوند مخلوقات و ازجمله انسان‌ها را برای آن نیافرید كه از تنهایی نجات یابد و با آنها انس گیرد و خود را با مخلوقات خود سرگرم كند؛ چون خداوند هیچ ‌نیازی به مخلوقات خود ندارد و حتی نیازمند انس یافتن و هم‌نشینی با آنها هم نیست؛ چنان‌كه امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرمایند:
وَلَمْ یُكَوِّنْهَا لِتَشْدِیدِ سُلْطَانٍ وَلا لِخَوْفٍ مِنْ زَوَالٍ وَنُقْصَانٍ وَلا لِلِاسْتِعَانَةِ بِهَا عَلَى نِدٍّ مُكَاثِرٍ وَلا لِلاحْتِرَازِ بِهَا مِنْ ضِدٍّ مُثَاوِرٍ وَلا لِلاْزْدِیَادِ بِهَا فِی مُلْكِهِ وَلا لِمُكَاثَرَةِ شَرِیكٍ فِی شِركَةٍِ وَلا لِوَحْشَةٍ كَانَتْ مِنْهُ فَأَرَادَ أنْ یَسْتَأْنِسَ إِلَیْهَا؛(203) موجودات را برای تقویت فرمان‌روایی، یا ترس از كمبود و نقصان، یا برای كمك‌خواهی دربرابر همتایی نیرومند، یا برای دوری از دشمنی كه به او هجوم آورد، یا برای گسترش حكومت و قدرت، یا برای افزونی و غلبه بر شریك در شركت، یا به‌دلیل وحشت از تنهایی و برای انس و الفت با موجودات، نیافرید.
آیا برای بنده‌ای حقیر و روسیاه و سرتاپا گناه، افتخار و شرافتی برتر از اینكه خالق یكتا كه دارای همة كمالات است و همگان بدو محتاج‌اند و او به كسی احتیاجی ندارد و محبت و رأفتی بی‌نهایت دارد، از او یاد كند؟ اگر به ما خبر برسد كه مقام معظم رهبری یا فلان مرجع تقلید در مجلسی از ما یاد كرده است، ما در پوست خود نمی‌گنجیم و با افتخار و غرور به دیگران می‌گوییم كه چنان شخصیت بزرگی از ما یاد
﴿ صفحه 316 ﴾
كرده است. در افقی فراتر، اگر حضرت ولیّ ‌عصر ارواحنا فداه از ما یاد كند چه حالی به ما دست می‌دهد؟ طبیعی است از اینكه چنین سعادت و افتخار بزرگی نصیب ما شده است در پوست خود نمی‌گنجیم. حال با توجه به آنكه آن وجود مقدس، خود، بندة خدا و سرتاپا نیازمند به اوست و همة كمالات و فضایلش را از او كسب كرده است و به‌هیچ‌وجه كمالات او را نمی‌توان با كمالات نامحدود خداوند مقایسه كرد، آیا كرامت و افتخاری بالاتر از این وجود دارد كه خداوندِ دارای كمال مطلق و مبدأ همه خوبی‌ها و برخوردار از رحمت بی‌نهایت، از انسان یاد كند و او خود دراین‌باره بفرماید:
یابْنَ آدَمَ اذْكُرْنِی فِی نَفْسِكَ أذْكُرْكَ فِی نَفْسِی؛ إِبْنَ آدَمَ اذْكُرْنِی فِی خَلاءٍ؛ أَذْكُرْكَ فِی خَلاءٍ؛ ابْنَ آدَمَ اذْكُرْنِی فِی مَلإٍ أَذْكُرْكَ فِی مَلإٍ خَیْرٍ مِنْ مَلَئِكَ ؛(204)ای فرزند آدم، مرا در قلب خود یاد كن تا من هم تو را در نزد خود یاد كنم. ای فرزند آدم، مرا در خلوت یاد كن تا من هم تو را در خلوت یاد كنم. ای فرزند آدم، مرا درمیان جمع یاد كن تا من هم درمیان جمعی برتر و بهتر از جمعی كه تو مرا در آن یاد كرده‌ای (یعنی در جمع فرشتگان) تو را یاد كنم.

شرح مناجات معتصمین

﴿ صفحه 319 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌نهم: اعتصـام به خـدا (1)