سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

درك لذت یاد خدا و فروگذاشتن لذت‌های مادی

ما باید در خود بنگریم كه به چه ‌چیز دل می‌ببندیم و بدانیم ارزش و بهای ما در حد همان چیزی است كه بدان دل بسته‌ایم. كسی كه به معرفت الهی نائل شود و حقایق را بشناسد و به شأن و مقام الهی و انسانی خود آگاه شود و دریابد كه كارهای فرومایة دنیوی متناسب با شأن و ارزشی كه خداوند به او بخشیده نیست و توجه یابد كه حیف است ذهن و فكر خود را صرف امور پوچ دنیایی كند، از اینكه وقت و عمر خود را
﴿ صفحه 306 ﴾
صرف كارهایی كرده كه متناسب با مقام انسانی او نیست، خجالت می‌كشد و بر خسارتی كه به خودش زده است، تأسف می‌خورد. كسی كه طعم یاد خدا و لذت هم‌نشینی با خدا را بچشد، درمی‌یابد كه هم‌نشینی و دل‌بستگی به سنگ و آهن، و گاو و گوسفند و مانند آنها خجالت‌آور است و باید از آن استغفار كرد. بر این اساس، استغفار اولیای خدا از گناه نیست؛ چون ساحت آنها از معصیت و گناه پاك است؛ بلكه استغفار آنها از هر آن چیزی است كه انسان را از لذت یاد خدا بازمی‌دارد.
كسی كه به لذت یاد خدا پی نبرده است، وقتی به اكراه و با تحمیل بر خود تصمیم می‌گیرد ذكر «لا اله الا الله» را هزار بار بگوید، چون از آن اذكار لذت نمی‌برد، پس ‌از ‌چندی خسته می‌شود و چندین ‌بار خود را جابه‌جا می‌كند تا آنكه آن اذكار تمام شوند؛ یا وقتی می‌خواهد یك جزء قرآن را ختم كند، چندین بار صفحات باقی‌مانده را می‌شمارد تا آنكه آن جزء را ختم كند؛ نمازش را نیز با كسالت و احساس سنگینی می‌خواند و از آن لذت نمی‌برد؛ ازاین‌رو، خداوند می‌فرماید: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاّ عَلَى الْخَاشِعِینَ؛(197) «و از شكیبایی و نماز یاری بخواهید؛ كه اینها گران و دشوار است، مگر بر فروتنان خداترس».
در مقابل، كسی كه دلش از زمزم زلال معرفت الهی سیراب شده و لذت یاد خدا، كه از هر لذتی فراتر است و لذت‌های دیگر در مقابل آن رنگ می‌بازند، در جانش نشسته است، وقتی مشغول یاد خداست چنان لذت می‌برد كه به هیچ‌چیز دیگری توجه ندارد. او چنان از یاد خدا سرمست می‌شود كه حتی به بهترین امور لذت‌آفرینی كه در تصور ما می‌گنجد نیز توجه ندارد.
مرحوم حاج‌شیخ‌غلام‌رضا یزدی(رحمه الله) روایتی را نقل می‌كرد كه مضمونش این است: در
﴿ صفحه 307 ﴾
بهشت برخی از حوریان از بهشتیان نزد خداوند شكایت می‌كنند و می‌گویند: «خدایا؛ تو ما را برای این مؤمن بهشتی آفریدی؛ اما او هیچ توجهی به ما ندارد». چون آن بهشتیان چنان سرمست تجلیات الهی می‌شوند و از آنها لذت می‌برند كه در آن حال حتی حاضر نمی‌شوند به حوریان بهشتی نیز نگاه كنند؛ چه‌ رسد به اینكه در فكر كام‌جویی از آنها باشند. اگر همة زیبایی‌های زنان عالم در یك زن گرد آید، او در جمال و زیبایی به‌‌پای یك حوری نمی‌رسد؛ آن‌وقت در بهشت كسی كه سرمست توجه به خدا و تجلیات اوست، به چنین حوری دل‌ربایی، كه سرآمد جمال و زیبایی است، اعتنا نمی‌كند؛ چون او به لذت فراتری كه لذت انس با خداست دست یافته است؛ لذتی كه كام‌جویی از حوری در برابر آن بی‌مقدار است و برای او بسیار دشوار است كه از آن لذت متعالی صرف‌نظر كند و به لذت بردن از حوریان بهشتی سرگرم شود. كسی كه روحش از دل‌بستگی‌های مادی برهد، در لطافت و صفا و تعالی به مرحله‌ای می‌رسد كه پی‌جویی هر لذتی را، جز لذت یاد خدا، برای خود خسران و گناه می‌داند و از آن استغفار می‌کند. چنین شخصی معنای سخن امام سجادأَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لِذَّةٍ بِغَیْرِ ذِكْرِكَ.
استفادة دیگری كه از این جمله می‌شود این است كه وقتی رابطة محبت و مودت بین دو شخص برقرار شود، محبت و عشق ایجاب می‌كند كه تمام توجه عاشق به محبوب باشد؛ پس اگر به شخص دیگری نیز توجه داشته باشد، در حق معشوق و محبوب خود جفا كرده است. توقع و انتظار محبوب نیز این است كه عاشق، تنها به او عشق بورزد. اگر توجه عاشق به غیر محبوب خود نیز جلب شود، او دلش را كاملاً وقف معشوق خود نكرده است. كسی كه به غیرخداوند نیز محبت داشته باشد و درنتیجه از كاری به‌جز ذكر و یاد خدا نیز لذت ببرد، در حق خداوند خیانت كرده و در محبتش به خداوند موحد نیست. موحد باید دلش را به محبوب حقیقی اختصاص دهد و به غیرخداوند توجهی نداشته باشد؛ به‌جز در مواردی كه خداوند فرمان داده است و مواردی كه وظیفه‌ ایجاب می‌كند كه به
﴿ صفحه 308 ﴾
غیرخدا نیز توجه داشته باشد. درواقع در این موارد نیز كه انسان در جهت انجام وظیفه و تكلیف الهی، به امور دنیوی می‌پردازد و حتی از آنها لذت نیز می‌برد، از توجه به خداوند غافل نشده است و لذتی نیز كه عاید او می‌شود الهی است و منافاتی با لذت یاد خدا ندارد. پس وقتی كسی عاشق خدا شد، باید با همة وجود وقف معشوق باشد و توجهی به غیرخدا نداشته باشد. در این هنگام اگر به دنبال لذتی جز لذت یاد خدا و انس با معبود رفت، باید از این خیانتی كه در حق معبودش روا داشته است، استغفار و توبه كند.
﴿ صفحه 309 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌هشتم: ضرورت ذكر خدا و ارتباط آن با یاد كردن خدا از ما

اشاره‌ای به ترتیب منطقی مناجات امام سجاد(علیه السلام)

نجواهای امام سجادالهی لَو لا الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِكَ لَنزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْری إِیّاكَ؛ «خدایا، اگر تو اجازه و فرمان نداده بودی و برای اطاعت فرمان تو نبود، من لیاقت نداشتم كه تو را یاد كنم و تو را منزه از یاد خود می‌دانستم»؛ اما تو بر من منت نهادی و اجازه دادی تو را یاد كنم و بدین‌سان نعمت بزرگی به من ارزانی داشتی. آن‌گاه با توجه به آنكه انسان در یادكرد خداوند نیز محتاج اوست و تا توفیق و عنایت الهی نباشد، انسان توان انجام یاد و ذكر خداوند را ندارد و دلش متوجه خداوند نمی‌شود، امام در مقام استعانت از خدا برای انجام ذكرش، در فراز دوم مناجات خویش می‌فرمایند: إلهی فالْهمْنَا ذِكْرَكَ فِی الْخَلاءِ وَالْمَلاءِ؛«خدایا، تو خود ذكرت را به ما الهام كن و به ما توفیق بده كه در خلوت و جلوت و در شب و روز و در ظاهر و باطن به یاد تو باشیم».
﴿ صفحه 310 ﴾
امام در فراز سوم به حصول آرامش و سكونت دل با یاد خدا اشاره می‌كنند. اضطراب، دل‌واپسی و نگرانی كه لازمة زندگی دنیاست، همواره باعث رنجش انسان می‌شود. انسان آرامش‌یافته، چون غریقی است كه در امواج دریا گرفتار شده و در آستانة مرگ قرار گرفته است؛ اما ناگاه از آن ورطة هلاك جان به در می‌برد و به ساحل نجات می‌رسد و پس ‌از دست‌وپنجه نرم كردن با مرگ، امید به زندگی باز در او شعله‌ور می‌شود و از سلامتی و رهایی خویش از چنگال مرگ لذت می‌برد؛ یا چون كسی است كه در بیابانی کران‌ناپیدا گم شده و كاملاً مضطرب و نگران و بیمناك از آیندة خویش است؛ اما وقتی راه خود را بازمی‌یابد، شعلة امید در قلبش می‌تابد و از اینكه از دام بلا رهیده است، لذتی بی‌پایان حس می‌كند.
وقتی انسان به لذت یاد خداوند پی ‌برد و دریافت كه آن لذت از هر لذتی والاتر و پایدارتر است، باید از اینكه عمر خود را صرف لذت بردن از نعمت‌های محدود دنیوی كرده و از لذت بی‌نهایت یاد خدا غافل شده است، استغفار كند. ازاین‌رو امام در فراز چهارم مناجات خویش، از لذت بردن از غیر ذكر خدا استغفار می‌كنند و می‌فرمایند:وَأسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بَغیْرِ ذِكْرِكَ.
امام آن‌گاه در پایان مناجات می‌فرمایند:
إِلَهِی أَنْتَ قُلْتَ ـ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ـ : أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِیراً َسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِیلاً»(198) وَقُلْتَ ـ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ ـ : «فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ»(199) فَأَمَرْتَنَا بِذِكْرِكَ وَوَعَدْتَنَا عَلَیْهِ أَنْ تَذْكُرَنَا تَشْرِیفاً لَنَا وَتَفْخِیماً وَإِعْظَاماً وَهَا نَحْنُ ذَاكِرُوكَ كَمَا أَمَرْتَنَا؛ فَأَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا یَا ذَاكِرَ الذَّاكِرِینَ وَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ؛ خدایا، تو در كتابت فرمودی ـ و سخن تو حق است ـ :
﴿ صفحه 311 ﴾
«ای كسانی كه ایمان آورده‌اید؛ خدای را بسیار یاد كنید، و او را بامداد و شبانگاه [در همة شبانه‌روز] تسبیح گویید» و نیز در كتابت فرمودی ـ و سخن تو حق است ـ : «پس مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم». پس ما را به ذكر خود امر كردی و وعده دادی كه اگر تو را یاد كنیم از ما یاد كنی تا یاد تو ما را شرافت و عزت و عظمت بخشد. اكنون ما به فرمان تو از تو یاد می‌كنیم؛ تو نیز برحسب وعده‌ات از ما یاد كن؛ ای كسی كه از یادكنندگانت یاد می‌كنی؛ ای مهربان‌ترین مهربانان.