سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

آرامش و تسكین روح با ذكر خدا و تحلیل فلسفی و روان‌شناختی آن

در مقابل حالت دلدادگی و عشق و محبت، روح انسان گاهی دچار اضطراب و نگرانی‌هایی نیز می‌شود كه برای انسان رنج‌آور است و به‌‌رغم اینكه انسان چنین حالتی را نمی‌پسندد و میل ندارد كه بدان مبتلا شود، گریزی از آن نیست؛ تاجایی كه به سبب فراگیری حالت اضطراب و منفك نبودن زندگی انسان از این حالت، برخی از فلاسفة غربی و به‌ویژه اگزیستانسیالیست‌ها، در مقابل فلاسفة یونان و فلاسفة مسلمانان كه انسان را «حیوان ناطق»‌ می‌دانند، انسان را «حیوان مضطرب» معرفی می‌كنند و معتقدند كه «اضطراب» فصل حقیقی انسان است، نه نطق. از دیدگاه قرآن و آموزه‌های دینی ما، تنها دارویی كه می‌تواند اضطراب انسان را درمان كند و دلهره و نگرانی او را برطرف كند و به او آرامش بخشد، یاد خداست: الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛(191) «آنان ‌كه ایمان آورند و دل‌هاشان به یاد خدا آرام یابد. آگاه باشید كه دل‌ها تنها با یاد خدا آرام می‌یابد».
﴿ صفحه 294 ﴾
در مقابل حالت اضطراب، حالت اطمینان و آرامش قرار دارد كه از مقولة شناخت نیست و از حالات احساسی به‌شمار می‌آید. در مباحث روان‌شناختی، حصول آرامش را آرمان روان‌شناسان معرفی كرده‌اند. با توجه به آنكه امروزه اضطراب و ناآرامی بزرگ‌ترین درد بشر شناخته شده است، داروهای آرامش‌بخش جزو پر‌مصرف‌ترین و گران‌ترین داروها هستند و به‌ویژه در غرب بیشترین كلینیك‌ها برای معالجة اضطراب‌ها و نگرانی‌هاست؛ اما چون آنان به داروی اصلی و عامل اساسی رفع اضطراب پی ‌نبرده‌اند، داروهای آرامش‌بخشی كه ساخته‌اند تخدیركننده است و كارشان تضعیف فهم و درك و احساس انسان است، و درنتیجه به بیمار احساس بی‌خیالی دست می‌دهد. آنچه برای انسان لذت‌بخش و مطلوب است، داشتن فهم و درك قوی تخدیرنشده همراه با آرامش است و تنها راه تحصیل آن عمل به نسخة قرآن است كه یاد خدا را برطرف‌كنندة اضطراب و نگرانی، و عامل آرامش‌بخش معرفی می‌كند.
تحصیل آرامش با ذكر خدا نیازمند تحلیل فلسفی و روان‌شناختی است و یكی از تحلیل‌هایی كه دراین‌باره می‌توان بیان كرد این است كه روح ما همواره فعال و در حال حركت است و نمی‌تواند آرامش داشته باشد و پیش‌رونده و تحول‌خواه است. «روح» هم‌خانوادة «ریح» به‌معنای باد است و شاید این اشتراك به‌دلیل خصلت حركت است كه در هر دو وجود دارد. وقتی می‌گویند روح ذاتاً متحرك و پویا و بی‌قرار است، یعنی روح انسان ذاتاً طالب كمال است و تا به نقطة اوج تكامل خویش نرسد، از حركت نمی‌ایستد. انسان طالب كمال بی‌نهایت است و تجربه ثابت كرده است كه هیچ چیز محدودی نمی‌تواند انسان را قانع كند. اگر او به دنبال ثروت و قدرت باشد، حتی اگر كرة زمین در اختیار او قرار گیرد قانع نمی‌شود و در پی آن است كه راهی به سایر كرات آسمانی پیدا كند و آنها را به تصرف خود درآورد.
بزرگان و علما وجود این میل كمال‌جویی و در جست‌وجوی كمال مطلق بودن را
﴿ صفحه 295 ﴾
دلیلی برای توحید و فطرت خداجوی انسان دانسته‌اند. بدین‌معنا كه دست قدرت الهی، فطرت كمال‌جویی را در انسان قرار داده و این میل، انگیزة تلاش، پیشرفت و تكامل را در انسان پدید آورده است؛ اما مقصد تكامل انسان در عالم ممكنات نیست. ازاین‌رو، انسان هر چقدر هم به امكانات و ثروت محدود دنیا دست یابد، باز سیر نمی‌شود و اگر همة مرزهای عالم ممكنات را درنوردد، عطش كمال‌جویی و تعالی‌خواهی او فرونمی‌نشیند. نقطه نهایی تعالی و تكامل انسان قرب الهی است و با رسیدن به آن انسان به كمال مطلوب خود دست می‌یابد و به آرامش ابدی و پایدار می‌رسد.
امام سجادعلیه السلام) می‌فرماید: لاتَسْكُنُ النُّفوُسُ إِلاَّ عِنْدَ رُؤْیاكَ؛ «نفوس جز با دیدار تو آرامش و سكونت نمی‌یابند». یعنی هدف غایی انسان رؤیت خدا و لقاءالله و رسیدن به مرحله‌ای است كه هیچ حجاب و حائلی بین انسان و خدا نباشد. این همان مقصدی است كه انسان برای نیل بدان آفریده شده است، و وقتی به این مقصد رسید، قرار می‌گیرد و آرامش می‌یابد. البته چون انسان‌ها ظرفیت‌های وجودی متفاوتی دارند، مراتب بهره‌مندی آنها از قرب و لقای الهی متفاوت است و همه دراین‌زمینه مشترك‌اند كه با رسیدن به لقای الهی و كمال متناسب با ظرف وجودی‌شان به هدف و مقصد ابدی خویش دست یافته‌اند.
﴿ صفحه 297 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌هفتم: جستاری در حقیقت لذت و نیازمندی‌های انسان

توجه به حالات اولیای خدا و دغدغه‌های آنان و درخواست‌هایشان از خداوند، این انگیزه را در انسان، پدید می‌آورد كه با تأسی به آنان از خداوند بخواهد به ما نیز چنین حالاتی را عنایت كند. ما در دعاهایمان چیزهایی را از خداوند درخواست می‌كنیم كه ارزش آنها را درك كرده باشیم و اگر به ارزش و والایی چیزی پی ‌نبریم، در پی تحصیل آن برنمی‌آییم. اما وقتی به دعاهای اولیای خدا توجه می‌كنیم و درمی‌یابیم كه چه اموری برای آنها والا و ارزشمند بوده است، می‌كوشیم كه درخواست‌های آنها را محور دعاهای خود قرار دهیم. برخی از درخواست‌های متعالی و ارزشمند اولیای خدا، درخواست‌هایی است كه امام سجاد(علیه السلام) در ادامة مناجات ذاكرین از خداوند دارند و می‌فرمایند:
وَأَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَیْرِ ذِكْرِكَ، وَمِنْ كُلِّ رَاحَةٍ بِغَیْرِ أُنْسِكَ، وَمِنْ كُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِكَ، وَمِنْ كُلِّ شُغُلٍ بِغَیْرِ طَاعَتِك ؛ «از تو استغفار می‌طلبم و آمرزش می‌جویم از هر لذتی غیر از یاد تو (كه لذت حقیقی روح است) و از هر راحتی و آسایشی به‌جز انس با تو و از هر سرور و نشاطی به‌جز مقام قرب تو و از هركاری به‌جز اطاعت تو».
﴿ صفحه 298 ﴾

حقیقت لذت

در جملة اول این فراز، امام از هر لذت غیرالهی و هر لذتی كه از غیر ذكر خدا حاصل شده است، استغفار می‌كند و از خداوند درخواست عفو و بخشش دارد. در تعریف لذت گفته‌اند كه آن عبارت است از ادراك هر امر ملایم و سازگار با طبع و در مقابل، الم و رنج عبارت است از ادراك هرآنچه مخالف با طبع است. توضیح آنكه، انسان قوایی دارد كه هریك نیازهایی دارند و وقتی آن نیازها تأمین می‌شود، برای انسان حالت درونی خاصی پدید می‌آید كه به آن لذت گفته می‌شود؛ این حالت همان ادراك به دست آوردن چیزی است كه ما بدان میل داریم. این لذت درونی عامل تحرك و اقدام انسان برای دستیابی به نیازهای مادی و معنوی و كمالات خویش است. به‌عبارت‌دیگر، لذت از یك نظر انگیزة فعالیت و تلاش در زندگی، و ازنظر دیگر نتیجه و ثمرة آن است ـ چون انگیزه علت غایی رفتار است و ازحیث تصور، علت غایی مقدم است و در تحقق خارجی، مؤخر و عبارت از نتیجه و ثمره‌ای است كه بر رفتار مترتب می‌گردد‌ـ و ازنظر آخر می‌توان لذت را كمال نسبی برای موجودات ذی‌شعور دانست؛ زیرا صفتی است وجودی كه آدمیان استعداد واجد شدن آن را دارند.(192)
لذت را به خداوند نیز نسبت می‌دهند؛ اما چون او كمال مطلق و نامتناهی است و از هر نقصی مبرّاست، آن لذت از نقایص مادی و امكانی تهی است؛ چون لذت همان كمال وجودی برای درك‌كننده است و اگر از لوازم و نقایص امكانی تجرید شود، می‌توان آن را به خداوند نیز نسبت داد. همچنین دربارة خداوند تعددی میان لذت‌برنده و موجود لذت‌بخش نیست و آنچه خداوند از آن لذت می‌برد ذات مقدس‌‌ خودش است، نه چیزی بیرون از ذات او. البته در مورد خداوند به‌جای واژه «لذت» از واژة
﴿ صفحه 299 ﴾
«بهجت» و مشتقات آن استفاده می‌كنند و مثلاً می‌گویند خداوند از درك ذات خود مبتهج است. از ظاهر روایات و آیات استفاده می‌شود كه ملائكه نیز متناسب با وجود خود لذت دارند و از عبادت و پرستش خداوند حظ و لذت می‌برند؛ یعنی خداوند آنان را چنان آفریده است كه همواره به عبادت و پرستش او مشغول باشند و از آن لذت ببرند. رسول خداإِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً رُكَّعاً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَإِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً سُجَّداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة؛(193) «و خدا را فرشته‌هایی ا‌ست كه در ركوع‌اند تا روز قیامت و فرشته‌هایی است كه در سجودند تا روز قیامت».
همچنین خداوند می‌فرماید: یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لا یَفْتُرُونَ؛(194) «فرشتگان شب و روز خدای را به پاكی می‌ستایند و سستی نمی‌كنند».
حیوانات نیز لذت‌هایی شبیه لذت‌های انسان دارند؛ ازاین‌رو، آنان هم هنگام برآورده شدن نیازهای طبیعی‌شان حالاتی شبیه حالات انسان از خود بروز می‌دهند. ‌چنان‌كه ما از غذا خوردن و سیر شدن لذت می‌بریم، حیوانات نیز وقتی غذا می‌خورند و سیر می‌شوند، حالاتی شبیه حالات ما از خود بروز می‌دهند و ما از آن حالات و رفتار آنان حدس می‌زنیم كه لذت می‌برند. ازسوی‌دیگر وقتی كسی به آنها آزار برساند، با سروصدا و واكنش‌های دفاعی خود، نشان می‌دهند كه احساس درد و رنج دارند.