سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار پنجاه‌و‌پنجم: خاستگاه ذكر خدا و عوامل تقویت‌كنندة آن

ارتباط ذكر با عواطف و احساسات

در جلسة قبل بخشی از مناجات ذاكرین را بررسی كردیم. چنان‌كه گفتیم ذكر به‌معنای توجه مجدد به چیزی است كه انسان بدان معرفت دارد و سپس از آن غافل می‌شود. آن یادكردی كه پس ‌از غفلت به وجود می‌آید، یكی از كارویژه‌های قلب است. پر واضح است كه منظور از قلب در قرآن و روایات و نیز در عرف، عضو جسمانی صنوبری‌شكل درون سینه نیست؛ بلكه قوه‌ای است كه مركز ادراكات، عواطف و احساسات انسانی است. گاهی یاد كردن تبدیل به حالتی غیراختیاری در انسان می‌شود و اگر انسان بخواهد چیزی را از یاد ببرد، باز هم فراموشش نمی‌كند و خودبه‌خود به یاد آن می‌افتد. البته ما درصدد تحلیل روان‌شناختی این حالت نیستیم؛ اما به‌اجمال می‌توان گفت هنگامی كه انسان تعلق خاطر فراوانی به برخی از دانسته‌هایش داشته باشد یا به سبب آنها رنج و ناراحتی شدیدی به او دست دهد، این محبت یا تنفر شدید باعث می‌شود كه آن چیز در خاطر انسان بماند و از یاد او نرود. طبیعی است كه یادكرد مصائب و امور تنفربرانگیز ناراحت‌كننده است؛ اما گریزی از آنها نیست و این حالت تقریباً غیراختیاری است. در غیر این دو حالت، انسان گاهی به زحمت دانسته‌های خود را به یاد می‌آورد و
﴿ صفحه 278 ﴾
اگر تمرین نداشته باشد و مكرر بدان توجه نكند، آن را فراموش می‌كند. بنابراین درجة یادكرد ما از دانسته‌ها بستگی به درجة محبت و نفرت ما از آنها دارد. اگر تعلق خاطر، محبت و یا نفرت ما از چیزی عادی و معمولی باشد، ممكن است خیلی زود آن را فراموش كنیم؛ اما اگر تعلق خاطر، محبت و نفرت ما از چیزی شدید باشد، آن ‌چیز در خاطر ما باقی می‌ماند و حتی اگر ما بخواهیم آن را فراموش كنیم، از یادمان نمی‌رود.
از آنچه گفته شد روشن می‌گردد كه ایمان و محبت اندك ما به خداوند باعث می‌شود كه ما خداوند را فراموش كنیم و پیوسته به یاد او نباشیم و درنتیجه توجه و اشتغال به امور دنیوی و لذت‌های مادی و گرفتاری‌ها ما را از یاد خداوند غافل می‌كند. در‌این‌صورت انسان می‌تواند با زحمت و تلاش و با ایجاد زمینه‌ها و عوامل توجه به خداوند، یاد او را در دل خود زنده كند؛ اما كسانی كه ایمان و محبتشان به خداوند شدید است، پیوسته به یاد خدا هستند و چیزی نمی‌تواند آنان را از یاد او غافل كند؛ چنان‌كه فرد مصیبت‌دیده، مصیبت خویش را فراموش نمی‌كند و اطرافیان می‌كوشند با سرگرم كردن او به امور دیگر، از شدت توجهش به آن مصیبت بكاهند.

راهكارهای تقویت یاد خدا و استمرار آن

اگر خداوند به انسان لطف كند و به او توفیق دهد كه ایمان و محبتش را به خداوند تقویت كند، در‌این‌صورت انسان پیوسته خدا را یاد می‌كند و نه‌تنها از یاد خداوند خسته نمی‌شود، بلكه از آن لذت هم می‌برد. مشكل ما این است كه تعلق خاطر به امور دنیا و محبت‌های استقلالی به دیگران، قلب ما را فراگرفته و ما را از یاد خدا غافل كرده است. برای رهایی از این غفلت و برای توجه به یاد خداوند، شرع مقدس و نیز اساتید اخلاق، راه‌ها و برنامه‌هایی معرفی كرده‌اند كه اگر انسان به‌صورت منظم آن برنامه‌ها را اجرا كند، یاد و توجه خداوند در دل او زنده می‌شود و انسان به مرحله‌ای می‌رسد كه ذكر خدا
﴿ صفحه 279 ﴾
سرآمد برنامه‌های او می‌شود. در این هنگام انسان از یاد خداوند لذت می‌برد و در پرتو آن دلش حیات و طراوت می‌یابد. بهترین و اساسی‌‌ترین آن برنامه‌ها نماز است و از‌این‌رو خداوند دربارة نقش حیاتی و اساسی آن در یادكرد خود می‌فرماید: وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی؛(179)«و نماز را برای یادكرد من برپا دار». شاید از این آیه بتوان استفاده كرد كه یكی از حكمت‌های تشریع نماز این است كه انسان به‌وسیلة‌ آن به یاد خداوند بیفتد و اگر خداوند نماز را واجب نمی‌كرد، چه‌بسا روزها می‌گذشت و ما به یاد خدا نمی‌افتادیم و او را فراموش می‌كردیم.
با توجه به اینكه ذكر مراتبی دارد و در آن شدت و ضعف هست، اگر كسی بخواهد بر كمیت و كیفیت یاد و توجه به خدا بیفزاید، باید علاوه بر واجبات، نمازها و عبادات مستحبی را نیز در برنامه‌های روزانة خود بگنجاند و بكوشد مستحبات نمازهای واجب را نیز رعایت كند؛ به‌خصوص نمازهای خود را در اول وقت اقامه كند. شاید یكی از اسرار تأكید بر ادای نماز در اول وقت این است كه انسان عادت كند نزدیك وقت نماز به یاد خداوند بیفتد. علاوه بر آن كسی كه مقید است نماز را در اول وقت بخواند، به‌گونه‌ای كارهای روزانة خود را برنامه‌ریزی می‌كند كه مانع نماز او نشوند و از اول صبح به‌گونه‌ای برنامه‌های خود را تنظیم می‌كند كه اول وقت ظهر به نماز ظهر اختصاص یابد و برای دیگر نمازهای واجب نیز چنین می‌كند. این نوع برنامه‌ریزی باعث می‌شود كه انسان در طول روز به یاد خدا باشد و تقید به خواندن نماز اول وقت باعث دوام یاد خداوند می‌شود. وقتی انسان پیوسته به یاد خداوند باشد، با او انس می‌گیرد؛ چه‌آنكه، یكی از ویژگی‌های انسان این است كه وقتی مكرر با كسی یا چیزی ارتباط داشت، با آن انس می‌گیرد و بدان خو می‌كند. طبیعت انسان خو‌پذیر است و
﴿ صفحه 280 ﴾
ازاین‌رو وقتی در خانه‌ای زندگی می‌كند كه در آن راحت است و همسایه‌های خوبی نیز دارد، برای او دشوار است كه آن خانه را رها كند و در خانة دیگری ساكن شود.
طبیعت خوپذیری، خود عاملی حیاتی و بسیار مؤثر برای پیشرفت انسان در كارهاست و اگر انسان از این طبیعت بهره‌مند نبود و عادت در او پدید نمی‌آمد، كارها برای او بسیار سخت و طاقت‌فرسا می‌شد. در حوزة شناخت، چون بسیاری از آموخته‌ها برای انسان ملكه و عادت شده‌اند، سخن گفتن و آموختن برای انسان آسان‌ شده است. برای نمونه چون اذكار نماز برای ما ملكه و عادت شده‌اند، ما بدون تأمل و بی‌درنگ آن اذكار را از پی هم می‌خوانیم؛ وگرنه كار برای ما سخت می‌شد و وقتی بسم الله الرحمن الرحیم سورة حمد را می‌خواندیم، باید مدتی فكر می‌كردیم تا دیگر آیات آن سوره به یاد ما بیایند و درنتیجه وقت بسیاری صرف یادآوری واجبات و اذكار نماز می‌شد. البته عادت و ملكه شدن انجام نماز و عبادات دیگر آفت‌هایی نیز دارد؛ چه‌بسا انسان برحسب عادت و بدون توجه نماز بخواند یا عبادات دیگر را انجام بدهد كه در‌این‌صورت نماز و عبادت او فاقد روح و خالی از توجه به خداوند و بدون تأثیر واقعی خواهد بود؛ ازاین‌رو امام صادقلَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَیْ ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَلَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَأَدَاءِ أَمَانَتِهِ؛(180) «[برای پی‌بردن به ایمان شخص] به ركوع و سجود طولانی‌اش نگاه نكنید. ممكن است او به این كار عادت كرده باشد و ترك آن برایش ناراحت‌كننده و آزاردهنده باشد؛ بلكه به راست‌گویی و امانت‌داری او بنگرید».
در روایت دیگری از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است:
بِحُسْنِ عِبَادَتِهِ، فَقالَ: أُنْظُرُوا الیَ عَقْلِهِ فَأَنَّما یُجْزیَ العِبادُ یَومَ القیِامَةِ عَلیَ قَدرِ عُقُولِهِم و حُسْنُ الأَدَبِ دَلیلُ عَلیَ
﴿ صفحه 281 ﴾
صِحَّةِ الَعقْلِ؛(181) «اصحاب مردی را در محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ستودند كه نیكو عبادت می‌كند. حضرت فرمود: به عقل او نگاه كنید؛ زیرا خدا روز قیامت بندگان را به اندازة عقلشان پاداش می‌دهد و ادب، دلیل درستی عقل است».
برحسب دو روایت مزبور، عباداتی كه صرفاً برحسب عادت و بدون حضور قلب و توجه انجام می‌گیرند، ارزش كافی و تأثیر واقعی ندارند. پس باید بكوشیم كه نماز و عباداتمان را با توجه و حضور قلب انجام دهیم و علاوه بر توجه به كمیت آنها، بكوشیم بر كیفیت آنها نیز بیفزاییم. بی‌شك محبت به خدا و تقویت آن نقش مهمی در توجه به خدا در عبادات و یادكرد او دارد و ازاین‌رو اولیای خدا كه دل‌هایشان مالامال از عشق و محبت خداست، برای عبادت مداوم و خالصانة خداوند سر از پا نمی‌شناسند. به‌گونه‌ای‌كه مشاهدة احوالات آنان برای افراد عادی شگفت‌آور است و احوالات آنان باورناكردنی می‌نماید.