سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عمومیت ذكر و ارتباط آن با معرفت

حدود ده سال پیش به‌تفصیل دربارة «ذكر خدا»‌ سخن گفتیم و آن گفتار، در كتابی به نام
﴿ صفحه 268 ﴾
یاد او ‌گرد آمده است. در این مجال بنا نداریم كه به‌تفصیل در‌این‌‌باره سخن گفته، آنچه را در آن كتاب آمده بازگوییم؛ اما به مناسبت شرح و بررسی این مناجات شریف، ناچاریم نكاتی را به‌اختصار بیان كنیم. نكتة نخست اینكه، آنچه از ذكر به اذهان عموم مردم متبادر می‌شود، اذكار لفظی است؛ مانند ذكر الله ‌اكبر، لا اله الا الله و دیگر اذكار لفظی. با‌این‌حال چنان‌كه از قرآن، مناجات‌ها و دعاها استفاده می‌شود، گسترة ذكر خدا گسترده‌تر از ذكر لفظی است و ذكر قلبی را نیز دربر می‌گیرد؛ بلكه اصل ذكر مربوط به قلب است. یاد كردن از كسی بدین ‌معنا نیست كه تنها نامش را بر زبان جاری سازیم؛ بلكه با یادكرد از كسی باید دل متوجه او شود. ارزش ذكر لفظی از‌آن‌‌جهت است كه پدیدار‌سازندة یاد قلبی است و از‌آن‌‌جهت به آن ذكر گفته می‌شود كه ملازم با یاد قلبی است و حقیقت ذكر با دل ارتباط دارد. ازاین‌رو، خداوند می‌فرماید: وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ؛(172) «و پروردگارت را در درون خویش به زاری و بیم، و بدون آوای بلندِ گفتار، بامدادان و شبانگاهان یاد كن و از غافلان مباش».
نكتة دوم آنكه، وقتی انسان خدا را یاد می‌كند و از جمله دربارة ذكر قلبی، به اسما و صفات و افعال الهی توجه می‌یابد و آنها را یاد می‌كند (برای نمونه وقتی از خداوند به‌منزلة كریم، رازق و یا غفار یاد می‌كند)، مفهوم این صفات در ذهن او نقش می‌بندد و با آن مفهوم، به موجودی اشاره می‌كند كه آن صفات را دارد. به‌تعبیر‌دیگر، ذكرْ تابعی از معرفت انسان، و متناسب با شناختی است كه انسان از خدا دارد. توضیح آنكه، گاهی انسان سالیانی طولانی با كسی ارتباط تنگاتنگ دارد و كاملاً به او علاقه‌مند است؛ برای نمونه سالیانی با استاد خود محشور است و از پیشگاه او بهره می‌برد و پس ‌از آنكه
﴿ صفحه 269 ﴾
استادش از دنیا می‌رود او را یاد می‌كند. مسلماً این یادكرد از نظر وسعت، ارزش و عمق، متناسب با معرفتی است كه او به استادش دارد. این بسیار متفاوت است با یادكرد او از كسی كه به‌گونة حضوری دركش نكرده و تنها ویژگی‌هایی از او را شنیده است، و متناسب با این شناخت ضعیف، او را یاد می‌كند. حال با توجه به اینكه یاد خدا پرتوی از شناخت انسان دربارة خداست و با توجه به اینكه شناخت افراد از خدا مراتب گوناگون دارد، ذكر خدا نیز اگر تنها لقلقة زبان نباشد و از صمیم دل برخیزد، از نظر ارزش و مرتبه، تابع معرفت انسان به خداست. بنابراین هر چقدر معرفت انسان به خدا و اسما و صفات او عمیق‌تر و گسترده‌تر باشد، یاد او از خداوند نیز گسترده‌تر و عمیق‌تر خواهد بود.

عظمت ذكر خدا و ناتوانی انسان از انجام بایستة آن

نكتة سوم كه محور و موضوع اصلی این مناجات شریف قرار گرفته ـ و در مباحث پیشین خود در موضوع ذكر كه آیات و روایات بسیاری را ازنظر گذراندیم، بدان التفات نیافتیم (از این نظر باید اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)را بزرگ‌ترین نعمت الهی برای خویش بدانیم كه گاه مطالعة دعا و مناجات و یا روایتی از آنها افق‌های نو و نكاتی تازه را به انسان می‌نمایاند)‌ـ این است كه ما نمی‌توانیم حق ذكر و یاد خداوند را به‌‌جای آوریم و اگر خداوند فرمان نمی‌داد كه او را یاد كنیم، ما او را منزه از یاد خود می‌دانستیم؛ زیرا یاد كردن ما در حد ظرفیت وجودی و معرفتی ماست و هر‌چه ظرفیت وجودی و معرفت ما گسترش یابد، ذكر ما از خدا نیز عمیق‌تر و با‌ارزش‌تر می‌شود. با‌این‌حال از‌آنجا‌كه وجود ما محدود و ضعیف و فقیر محض است، یادكرد ما كه متناسب با وجود محدود ماست، شایستة شأن خداوند و متناسب با او، كه نامتناهی و نامحدود است، نیست. حتی اگر ظرفیت و معرفت ما افزایش یابد و به تناسب آن، ذكر و یاد ما نیز ارزشمند‌تر شود، در‌هر‌صورت ما محدودیم و ظرفیت و معرفت و یاد محدود ما نسبتی با شأن و منزلت
﴿ صفحه 270 ﴾
نامتناهی خداوند ندارد. نمی‌توان محدود را با نامحدود سنجید و بین آن دو نسبتی را برقرار ساخت. ما هرگز نمی‌توانیم حق یاد خداوند را كه نامحدود است، به‌‌جای آوریم. با‌این‌همه، از‌آنجا‌كه خداوند فرمان داده، و اطاعت از فرمان او واجب است، در حد ظرفیت و فهم محدود خود او را یاد می‌كنیم و به این مطلب معترفیم كه یادكرد ما شایستة شأن نامحدود خداوند نیست. اكنون با توجه به ضعف و نقص ما و با توجه به آنكه ذكر و یاد ما متناسب با شأن خداوند نیست، بزرگ‌ترین لطف خداوند در حق ما و نعمت او برای ما این است كه اجازه داده تا او را یاد كنیم.
دربارة فضیلت و ارزش ذكر خداوند، روایات فراوانی وارد شده است، و برخی از آنها مضامینی شگفت‌آور دربارة جایگاه و عظمت یادكنندة خداوند دارد. برای نمونه در روایتی آمده است كه حضرت موسییَا رَبِّ أَ قَرِیبٌ أنْتَ مِنِّی فَأُنَاجِیَكَ أَمْ بَعِیدٌ فَأُنَادِیَكَ؟ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیْهِ: یَا مُوسَى، أنَا جَلِیسُ مَنْ ذَكَرَنِی ؛(173) «پروردگارا، آیا تو به من نزدیكی تا آهسته با تو راز گویم، یا از من دوری كه با صدای بلند تو را بخوانم؟ خداوند عزوجل به او وحی فرمود: ای موسی، من هم‌نشین كسی هستم كه مرا یاد كند».
هم‌نشینی با انسان‌های بزرگ از آرزوهای بزرگ ماست و هرچه شخصیتی كه آرزو داریم با او هم‌نشین شویم از موقعیت و شأن والاتری برخوردار باشد، بیشتر از ملاقات با او به خود می‌بالیم و احساس غرور می‌كنیم. پس‌ از انقلاب میلیون‌ها نفر آرزو داشتند كه برای چند لحظه به دیدار امام خمینی(رحمه الله) نائل شوند و نیز فراوان‌اند كسانی كه آرزو می‌كنند به ملاقات رهبر معظم انقلاب بروند و اگر توفیق دست دهد كه به مجلس خصوصی ایشان بار یابند، از شدت خوش‌حالی سر از پا نمی‌شناسند. حال اگر كسی
﴿ صفحه 271 ﴾
توفیق یابد امام زمان(عجل الله) را ملاقات كند، افتخار بسیار بزرگی نصیب او شده است؛ اما باید در نظر داشت كه انبیا و اولیای خدا و علمای بزرگ كه ملاقات و هم‌نشینی با آنها آرزوی ماست، همه بندة خدا هستند؛ هرچه دارند خداوند به ایشان بخشیده و هرگز شأن و مقام آنها به مقام و منزلت خداوند نمی‌رسد. از این نظر هم‌نشینی با خداوند بزرگ‌ترین افتخار و موهبت الهی است كه هیچ نعمتی به پای آن نمی‌رسد.

ذكر یا هم‌نشینی با خدا

مضمون جملة یا جَلیس الذَّاكرین» آمده است و سپس، همانند آن مضمون با عبارت یا مَوجُودَ مَنْ طَلَبَهُ (ای موجود و حاضر برای هركه تو را طلبد) آمده كه این تعابیر منحصر‌به‌فرد است و در دیگر دعاها و روایات مشاهده نشده است. تعبیر مزبور گویای این حقیقت است كه امكان ندارد كسی خداوند را یاد كند و او را بخواند، اما او را در كنار و نزد خود نیابد. البته ازآنجاكه ما چشم بصیرت نداریم، خداوند را نزد خود نمی‌یابیم و می‌پنداریم كه خداوند به ما توجهی ندارد و وقتی او را می‌خوانیم، اعتنایی به ما نمی‌كند.
اگر ما قدر هم‌نشینی با خداوند را می‌دانستیم و به عظمت چنین افتخاری پی می‌بردیم، سزاوار بود كه جز امور ضروری زندگی و آنچه مكلف و متعهد به انجام آن هستیم، دیگر كارها را رها كنیم و پیوسته خود را با یاد و ذكر خدا مشغول سازیم؛ اما با كمال تأسف برخی نه‌تنها از یاد خدا و هم‌نشینی با او لذت نمی‌برند، به آن میل و رغبتی نیز ندارند و از یاد خدا احساس خستگی نیز می‌كنند. حتی گاه برخی به درجه‌ای از پستی و شقاوت می‌رسند كه از یاد خدا نفرت دارند؛ چنان‌كه خداوند دربارة آنها می‌فرماید: وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ
﴿ صفحه 272 ﴾
یَسْتَبْشِرُونَ؛(174)«و چون خداوند به یگانگی یاد شود، دل‌های كسانی كه به آن جهان ایمان ندارند برمد، و وقتی آنان كه جز او هستند [یعنی معبودهایشان] یاد شوند، ناگاه شادمان گردند».