سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

شرح مناجات ذاكرین

﴿ صفحه 267 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌چهارم: جایگاه و عظمت ذكر خدا

از زمرة مناجات‌های پانزده‌گانة امام سجاد(علیه السلام) مناجات ذاكرین است كه ایشان در فراز نخست آن می‌فرمایند:
إلَهی، لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِی إِیَّاكَ، عَلَى أَنَّ ذِكْرِی لَكَ بِقَدْرِی لَا بِقَدْرِكَ، وَمَا عَسَى أَنْ یَبْلُغَ مِقْدَارِی حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِیسِكَ، وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَإِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَتَنْزِیهِكَ وَتَسْبِیحِك ؛ خدایا، اگر واجب نبود قبول و اطاعت امر تو (كه فرمان دادی ذكر تو كنیم)، من تو را منزه از آن می‌دانستم كه ذكر تو گویم؛ باآنكه یاد من از تو در حد و اندازة فهم من است، نه در حد مقام تو؛ و چگونه ممكن است فهم من به حدی برسد كه آن را محلی برای تقدیس تو قرار دهم؟ و یكی از نعمت‌های بزرگ تو برای ما این است كه ذكر تو بر زبان ما جاری شده است و تو به ما اجازه داده‌ای كه تو را بخوانیم و به تنزیه و تسبیح تو مشغول شویم.

عمومیت ذكر و ارتباط آن با معرفت

حدود ده سال پیش به‌تفصیل دربارة «ذكر خدا»‌ سخن گفتیم و آن گفتار، در كتابی به نام
﴿ صفحه 268 ﴾
یاد او ‌گرد آمده است. در این مجال بنا نداریم كه به‌تفصیل در‌این‌‌باره سخن گفته، آنچه را در آن كتاب آمده بازگوییم؛ اما به مناسبت شرح و بررسی این مناجات شریف، ناچاریم نكاتی را به‌اختصار بیان كنیم. نكتة نخست اینكه، آنچه از ذكر به اذهان عموم مردم متبادر می‌شود، اذكار لفظی است؛ مانند ذكر الله ‌اكبر، لا اله الا الله و دیگر اذكار لفظی. با‌این‌حال چنان‌كه از قرآن، مناجات‌ها و دعاها استفاده می‌شود، گسترة ذكر خدا گسترده‌تر از ذكر لفظی است و ذكر قلبی را نیز دربر می‌گیرد؛ بلكه اصل ذكر مربوط به قلب است. یاد كردن از كسی بدین ‌معنا نیست كه تنها نامش را بر زبان جاری سازیم؛ بلكه با یادكرد از كسی باید دل متوجه او شود. ارزش ذكر لفظی از‌آن‌‌جهت است كه پدیدار‌سازندة یاد قلبی است و از‌آن‌‌جهت به آن ذكر گفته می‌شود كه ملازم با یاد قلبی است و حقیقت ذكر با دل ارتباط دارد. ازاین‌رو، خداوند می‌فرماید: وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِینَ؛(172) «و پروردگارت را در درون خویش به زاری و بیم، و بدون آوای بلندِ گفتار، بامدادان و شبانگاهان یاد كن و از غافلان مباش».
نكتة دوم آنكه، وقتی انسان خدا را یاد می‌كند و از جمله دربارة ذكر قلبی، به اسما و صفات و افعال الهی توجه می‌یابد و آنها را یاد می‌كند (برای نمونه وقتی از خداوند به‌منزلة كریم، رازق و یا غفار یاد می‌كند)، مفهوم این صفات در ذهن او نقش می‌بندد و با آن مفهوم، به موجودی اشاره می‌كند كه آن صفات را دارد. به‌تعبیر‌دیگر، ذكرْ تابعی از معرفت انسان، و متناسب با شناختی است كه انسان از خدا دارد. توضیح آنكه، گاهی انسان سالیانی طولانی با كسی ارتباط تنگاتنگ دارد و كاملاً به او علاقه‌مند است؛ برای نمونه سالیانی با استاد خود محشور است و از پیشگاه او بهره می‌برد و پس ‌از آنكه
﴿ صفحه 269 ﴾
استادش از دنیا می‌رود او را یاد می‌كند. مسلماً این یادكرد از نظر وسعت، ارزش و عمق، متناسب با معرفتی است كه او به استادش دارد. این بسیار متفاوت است با یادكرد او از كسی كه به‌گونة حضوری دركش نكرده و تنها ویژگی‌هایی از او را شنیده است، و متناسب با این شناخت ضعیف، او را یاد می‌كند. حال با توجه به اینكه یاد خدا پرتوی از شناخت انسان دربارة خداست و با توجه به اینكه شناخت افراد از خدا مراتب گوناگون دارد، ذكر خدا نیز اگر تنها لقلقة زبان نباشد و از صمیم دل برخیزد، از نظر ارزش و مرتبه، تابع معرفت انسان به خداست. بنابراین هر چقدر معرفت انسان به خدا و اسما و صفات او عمیق‌تر و گسترده‌تر باشد، یاد او از خداوند نیز گسترده‌تر و عمیق‌تر خواهد بود.