سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

اولیای خدا در معرض الهامات و خطورات ربانی و لقای الهی

ما لذت ذكر خدا را نچشیده‌ایم و درك نكرده‌ایم؛ اما امام سجاد(علیه السلام) از لذت خطور ذكر الهی در قالب صیغة تعجب «ما الذّ»، به‌منزلة برترین و عالی‌ترین لذت یاد می‌كنند و می‌فرمایند كه چقدر لذت‌بخش است خطورات ذكرت كه به دل من الهام كرده‌ای. تصور كنید عاشقی را كه با همة وجود به معشوق و محبوب خود دل باخته است و پیوسته در فكر و یاد او به‌‌سر می‌برد؛ اما ناگهان گرفتاری و مشكلی برای او پیش می‌آید و لحظاتی از یاد معشوق خود غافل می‌شود و در آن حال، معشوقش با اشاره او را به خود متوجه می‌سازد و به وی گوشزد می‌كند كه از او غافل نشود. بی‌تردید این اشارت محبوب برای عاشق، بسیار لذت‌بخش است. برای عاشق دل‌سوختة محبوب و معشوق واقعی و حقیقی، یعنی خداوند، هیچ لذتی سرشارتر و والاتر از آن نیست كه خداوند یاد و ذكر خود را به او الهام كند و او را متوجه خویش سازد. امام سپس می‌فرمایند: وما اَحلی الَمسیرِ اِلیكَ باِلاْوهام فِی مَسَالِكِ الغُیُوِب؛ «و چه شیرین است فكر و اندیشه‌هایی كه در پرده‌های غیب به‌‌سوی ‌تو سیر می‌كنند».
﴿ صفحه 262 ﴾
در توضیح این جمله می‌توان گفت كه گاه بر‌اثر شدت و فروانی عبادت و تمركز توجه انسان به ساحت قدس الهی، حالتی برای انسان رخ می‌دهد كه احساس می‌كند محبوب را می‌بیند. البته منظور، رؤیت و مشاهدة جلوه‌های رحمانی خداست؛ ولذا وقتی حضرت موسیقَالَ لَنْ تَرَانِی وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیْكَ وَأَنَا أوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ؛(171) «گفت: هرگز مرا نخواهی دید؛ ولیكن به این كوه بنگر. پس اگر در جای خود قرار و آرام داشت، مرا خواهی دید؛ و چون پروردگارش بر آن كوه تجلی كرد، آن را خُرد و پراكنده ساخت؛ و موسی مدهوش بیفتاد و چون به خود آمد، گفت: [بارخدایا،] تو پاك و منزهی [از اینكه با چشم دیده شوی] به تو بازگشتم و من نخستین باوردارنده‌ام».
به‌‌هر‌حال برای اولیای خدا گاه مراتبی از تجلیات الهی رخ می‌دهد و در آن لحظه كه كوتاه نیز هست، آنان غرق در لذت و سرور می‌شوند و همة آنچه را پیرامون ایشان می‌گذرد، فراموش می‌كنند. كسانی كه خداوند چنین توفیق معنوی‌ای به آنان عنایت كرده، قدردان این نعمت بزرگ‌اند و خدای را شاكرند. آنان می‌كوشند پرتوی از این حالت را برای خود حفظ كنند. برای تفهیم و درك لحظة تجلی جلوه‌های الهی بر اولیای خدا و لذتی كه به آنها دست می‌دهد و برای تقریب به ذهن می‌توان مثالی زد. در زمان حیات امام خمینی(رحمه الله) برخی از مردم پس ‌از سال‌ها انتظار گاه فرسنگ‌ها راه را پیاده طی می‌كردند تا لحظاتی به زیارت امام نائل شوند و جمال نورانی ایشان را مشاهده كنند. وقتی چشم آنان به امام می‌افتاد، از شدت شوق و لذت مشاهدة ایشان زبانشان بند می‌آمد و نمی‌توانستند حرف بزنند. همچنین فراوان‌اند كسانی كه
﴿ صفحه 263 ﴾
آرزوی زیارت و ملاقات رهبر معظم انقلاب را دارند و اگر در طول عمرشان حتی یك‌ بار آن توفیق به ایشان دست دهد و به زیارت مرادشان نائل شوند، چنان لذت می‌برند كه می‌كوشند خاطرة شیرین آن ملاقات را برای همیشه زنده نگاه دارند. گرچه لحظات دیدار با رهبر معظم انقلاب به انجام می‌رسد، از‌آنجا‌كه آن دیدار بسیار لذت‌بخش است، دیداركنندگان همواره می‌كوشند به آن توجه داشته باشند و خاطره و یاد آن را زنده نگاه دارند. با این خاطره، همواره لذت آن دیدار تداوم می‌یابد. آنچه پس‌ از آن دیدار و مشاهده برای آنان باقی می‌ماند، صورت وهمی و توهمی از آن رؤیت و مشاهده است، كه به آنها لذت می‌بخشد. امام سجاد(علیه السلام) نیز می‌فرمایند چقدر لذت‌بخش است كه انسان با گام‌های توهم در مسیر قرب به خداوند حركت كند؛ یعنی وقتی برای لحظه‌ای توفیق مشاهدة جلوة الهی برای انسان حاصل شود، انسان برای بقای خاطرة آن حالت، پرتوی از آن حالت را در خود باقی نگاه می‌دارد. زنده داشتن آن حالت و لحظة درك جلوة الهی، به‌‌مثابة سیر با قدم توهم در مسیر قرب الهی تلقی شده است.
درك و مشاهدة جلوة الهی، مقامی بسیار متعالی است كه در این عالم برای هركسی حاصل نمی‌شود و اگر كسی به آن مقام رفیع بار یابد و در حالت مكاشفه جلوه‌ای از تجلیات الهی را شهود كند، باید در خیال خود و با توهم، آن حالت را برای خویش نگاه دارد؛ زیرا زنده و پایدار ساختن خاطره و صورت وهمی آن حالت، قدردانی از آن توفیق بزرگ الهی است و موجب می‌شود كه روح انسان، آمادة دریافت تجلیات دیگر الهی باشد. حتی گاهی انسان می‌پندارد كه شهود تجلیات الهی برایش حاصل شده است. بی‌تردید همین خیال و نگهداری سایة شهود نیز موجب استحكام ارتباط انسان با خدا می‌شود؛ چنان‌كه در محبت و عشق‌های انسانی، مانند عشق و محبت بین لیلی و مجنون، خیال مشاهدة معشوق، موجب سرزندگی و نشاط عاشق
﴿ صفحه 264 ﴾
می‌شود. ازاین‌رو، عاشق اگر در طول سال، تنها یك ‌بار به دیدار معشوق خود نائل شود، در دیگر روزهای سال با خیال معشوق به‌‌سر می‌برد و این خیال به او امید و نشاط و لذت می‌بخشد. در‌واقع، عاشق با خیال معشوق زندگی می‌كند، كه اگر آن خیال را نمی‌داشت، از غصه می‌میرد؛ زیرا خیال معشوق به زندگی او معنا می‌دهد و بدون خیال معشوق، زندگی برای او لذتی ندارد.

شرح مناجات ذاكرین

﴿ صفحه 267 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌چهارم: جایگاه و عظمت ذكر خدا

از زمرة مناجات‌های پانزده‌گانة امام سجاد(علیه السلام) مناجات ذاكرین است كه ایشان در فراز نخست آن می‌فرمایند:
إلَهی، لَوْ لَا الْوَاجِبُ مِنْ قَبُولِ أَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرِی إِیَّاكَ، عَلَى أَنَّ ذِكْرِی لَكَ بِقَدْرِی لَا بِقَدْرِكَ، وَمَا عَسَى أَنْ یَبْلُغَ مِقْدَارِی حَتَّى أُجْعَلَ مَحَلًّا لِتَقْدِیسِكَ، وَمِنْ أَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنَا جَرَیَانُ ذِكْرِكَ عَلَى أَلْسِنَتِنَا وَإِذْنُكَ لَنَا بِدُعَائِكَ وَتَنْزِیهِكَ وَتَسْبِیحِك ؛ خدایا، اگر واجب نبود قبول و اطاعت امر تو (كه فرمان دادی ذكر تو كنیم)، من تو را منزه از آن می‌دانستم كه ذكر تو گویم؛ باآنكه یاد من از تو در حد و اندازة فهم من است، نه در حد مقام تو؛ و چگونه ممكن است فهم من به حدی برسد كه آن را محلی برای تقدیس تو قرار دهم؟ و یكی از نعمت‌های بزرگ تو برای ما این است كه ذكر تو بر زبان ما جاری شده است و تو به ما اجازه داده‌ای كه تو را بخوانیم و به تنزیه و تسبیح تو مشغول شویم.