سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ضرورت بهره‌برداری از معارف حیات‌بخش اهل‌بیت(علیهم السلام)

چنان‌كه گفتیم، در مناجات عارفین بیشتر بر معرفت و محبت الهی تكیه شده است. بنابراین ما نیز به تبیین ارتباط متقابل بین محبت و معرفت پرداختیم. گفتیم كه مرتبه‌ای از معرفت، پایة محبت است و در مقابل، تحصیل برخی از مراتب معرفت در گرو محبت و رشد آن است. هرچه محبت انسان به خداوند شدیدتر شود، معرفت او به خداوند نیز ارتقا می‌یابد، و متقابلاً هرچه معرفت انسان به خداوند افزایش یابد، محبت او نیز گسترده‌تر و راسخ‌تر می‌شود؛ تا آنكه انسان به عالی‌ترین مرتبة محبت، كه به اولیای خدا اختصاص دارد، بار می‌یابد. مقامات متعالی عشق به خدا كه در مضامین عالی این مناجات مطرح شده، به انسان امید و همت عالی می‌بخشد؛ انگیزة او را برای توجه به مقامات اولیای خدا برمی‌انگیزد و در وی شوق تلاش برای رسیدن به آن مقامات و استفاده از ظرفیت وجودی خویش را فراهم می‌آورد. توجه به دنیا و پرداختن بدان، از همت انسان می‌كاهد؛ او را به پستی می‌كشاند و موجب می‌شود كه حتی مؤمنِ برخوردار از محبت اهل‌بیت(علیهم السلام) و اهل ولایت، در حد حیوان تنزل كند؛ تنها به مسائل دنیوی بپردازد و اوضاع زندگی او را از پرداختن به امور معنوی بازدارد.
﴿ صفحه 252 ﴾
بزرگ‌ترین خسارت برای انسان این است كه تحصیلات دینی داشته باشد و با معارف بلند اهل‌بیتذَرْهُمْ یَأْكُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛(160) «واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان كند؛ پس به‌زودی خواهند دانست»؟
مناجات‌ها و سخنان اهل‌بیت(علیهم السلام) نعمت بزرگی است كه در اختیار ما قرار گرفته تا با افق‌های متعالی الهی و انسانی آشنا شویم و در پرتو آنها دریابیم كه انسان در حیوانیت خلاصه نمی‌شود؛ بلكه مقام انسانیت بسیار فراتر از حیوانیت است. اگر انسان اهمیت و عظمت این مقام را بشناسد و درك كند،‌ حاضر نیست لحظه‌ای توجه خود را به امور پوچ حیوانی و دنیوی معطوف سازد. مناجات عارفین یكی از معارف بلند امام سجاد(علیه السلام) است كه در آن خواسته‌های متعالی و ارزش‌های والا و نیازهای اصیل انسانی به تصویر كشیده شده است. تاكنون ما بخش‌هایی از آن مناجات را بررسی كردیم كه محور آن محبت به خداوند و شوق وصال و انس به خدا بود. از این ‌پس به دیگر بخش‌های آن مناجات می‌پردازیم كه محور آن معرفت و شناخت حصولی و حضوری خداوند است. در ادامة آن مناجات، امام(علیه السلام) می‌فرماید:
﴿ صفحه 253 ﴾
قَدْ كُشِفَ الْغِطَاءُ عَنْ أَبْصَارِهِمْ وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ الرَّیْبِ عَنْ عَقَائِدِهِمْ و ضَمَائِرِهِمْ وَانْتَفَتْ مُخَالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرَائِرِهِمْ وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقِیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُم ؛ «[خداوندا! مرا از كسانی قرار ده كه] حجاب و پرده از برابر چشمانشان كنار رفته و ظلمت شك و زنگار شبهه از عقاید و باطنشان زایل، و خلجان شك از دل‌هایشان برطرف شده است و به‌‌واسطة استوار شدن معرفتشان، سینه‌شان گشاده گشته و از وسعت نظر برخوردار شده‌اند».

درخواست‌ رفع حجاب از دیدگان و مشاهدة حقایق

امام سجادلَقَدْ كُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ؛(161) «[به او می‌گویند:] هرآینه از این [حال] غافل بودی؛ پس ما پرده‌ات را از [دیده‌ات] برداشتیم و دیده‌ات امروز تیزبین است».
گرچه ما می‌پنداریم كه به‌وضوح حقایق این عالم را درك می‌كنیم، از نظر قرآن حجاب و پرده بر حقایق این عالم افتاده و ازاین‌رو ما نمی‌توانیم باطن و ملكوت آنها را درك كنیم. برای تقریب به ذهن می‌توان گفت، گاه وقتی چشممان به افرادی می‌افتد كه لباس و سرووضع نامناسب‌ دارند، می‌پنداریم كه آنان افراد بد و ناشایستی‌اند؛ اما وقتی با آنها ارتباط می‌یابیم و سخن می‌گوییم و با همدیگر مأنوس می‌شویم، درمی‌یابیم كه
﴿ صفحه 254 ﴾
صفا و خلوص‌ دارند و آن وضعیت نامناسب ظاهری ناشی از اوضاع خانوادگی و محیطی آنهاست. برعكس؛ گاه افراد ظاهرالصلاح را می‌بینیم و می‌پنداریم كه انسان‌هایی شایسته و مؤمن‌اند؛ اما وقتی مدتی با آنها محشور می‌شویم، درمی‌یابیم كه صفاتی پست و ناشایست دارند و ظاهرشان هرگز با باطن آلوده‌شان تناسب ندارد. حكمت و مصلحت الهی ایجاب كرده كه بر حقایق عالَم و ازجمله بر باطن افرادْ پرده افكنده شود؛ تا اسرار افراد آشكار نگردد و بسیاری از خوبی‌های نهانِ افراد و نیز بدی‌های پنهانشان روشن نباشد. بدین‌گونه روابط مردم با یكدیگر برقرار می‌ماند و زندگی ساری و جاری، و شروط امتحان فراهم می‌شود. لَوْ تَكاَشفْتُم ما تَدَافَنْتُمْ؛(162)البته انسان‌های برگزیده و ره‌یافته به عالی‌ترین مراتب كمال و تعالی، در همین دنیا پرده و حجاب از برابر چشمانشان برداشته می‌شود و باطن و ملكوت اشیا را می‌نگرند. از این شمار افراد و برجسته‌ترین آنها، امیر مؤمنانلَوْ كُشِفَ الغِطَاءُ مَا اْزدَدْتُ یَقینا؛(163) «اگر پرده كنار رود، چیزی بر یقین من افزوده نمی‌شود».
ظلمت و حجاب‌های دنیا مانع می‌شود كه انسان به حقایق یقین یابد. ازاین‌رو به شك مبتلا می‌شود و حتی ممکن است آخرت را انكار ‌كند و اهمیتی به ثواب و عقاب اخروی ندهد؛ اما وقتی انسان وارد عالم آخرت شود، همة حجاب‌ها و پرده‌ها از برابر دیدگانش برداشته می‌شود و حقایقی را می‌بیند كه در دنیا نمی‌دید؛ ازاین‌رو، گنهكاران در روز قیامت می‌گویند: رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ؛(164) «بارخدایا! دیدیم و شنیدیم؛ ما را بازگردان تا كاری نیك و شایسته كنیم كه ما بی‌گمان
﴿ صفحه 255 ﴾
باوردارنده‌ایم». به آنها پاسخ داده می‌شود كه در دنیا حجت آشكار شد و ادلة روشن برای هدایت و پیمودن مسیر سعادت در اختیار شما قرار گرفت و دیگر راه بازگشتی برای شما نیست: وَسِیقَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا ألَمْ یَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ یَتْلُونَ عَلَیْكُمْ آیَاتِ رَبِّكُمْ وَیُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ یَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِینَ؛(165) «و كسانی كه كافر شدند، گروه‌گروه به‌‌سوی دوزخ رانده شوند؛ تا چون بدانجا رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن گویندشان: آیا شما را پیامبرانی از خودتان نیامدند كه آیات [سخنان و پیام‌های] پروردگارتان را بر شما می‌خواندند و شما را از دیدار این روزتان می‌ترساندند؟ گویند: چرا [آمدند]؛ لیكن فرمان عذاب بر كافران واجب آمد».
عالم آخرت، عالم كشف و شهود و آشكار شدن ولایت، قدرت و حاكمیت مطلق الهی است. در آن عالم همه درمی‌یابند كه هیچ قدرتی جز قدرت الهی مؤثر نیست و تنها قدرت الهی مؤثر و نافذ است: یَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا یَخْفی عَلَی اللّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّار؛(166) «روزی كه نمایان شوند، هیچ‌‌چیز از آنان بر خدا پوشیده نباشد؛ [و ندا آید كه] امروز پادشاهی كه راست؟ خدایْ راست؛ آن یگانة بر‌همه‌چیره».

درخواست شرح صدر و رهایی از دام شبهه‌ها

با توجه به اینكه در این عالم، حقایقْ پوشیده است و نیز با توجه به اینكه امكان مشاهدة حقایق با كنار رفتن پرده و حجاب از برابر دیدگان وجود دارد و ازاین‌رو برخی از اولیای خدا كه چشم برزخی‌شان باز شده، اسرار و حقایق این عالم را درك می‌كنند، امام(علیه السلام) از خداوند درخواست می‌كنند كه ایشان را در زمرة كسانی قرار دهد كه پرده از برابر
﴿ صفحه 256 ﴾
چشمانشان كنار رفته است. نكتة دیگر آنكه، گاه و بی‌گاه شك و شبهه به دل و باطن ما راه می‌یابد و اعتقادات و باورهای ما را تهدید می‌كند. خوشبختانه همة شبهه‌ها به گوش مردم نمی‌رسد؛ در غیر این صورت كاخ عقاید و باورهای دینی آنها فرومی‌ریخت. ما حتی آن‌گاه كه احساس می‌كنیم باورها و اعتقاداتمان محكم و استوار است و نسبت به آنها شبهه‌ای نداریم و از پشتوانة علمی بسنده برخورداریم، نمی‌توانیم به خودمان امیدوار باشیم. چه‌بسا در‌این‌‌صورت نیز شبهه‌ای قوی اعتقادات و باورهایمان را سست كند.
با توجه به خطری كه شك و شبهه برای اعتقادات و باورهای انسان دارد، امام(علیه السلام) از خداوند در خواست می‌كنند كه ایشان را در زمرة كسانی قرار دهد كه ظلمت ریب و شبهه از دل و عقایدشان برداشته و خلجان شك و تردید از قلب‌ و باطنشان برطرف شده و در پرتو معرفتی كه در درون آنها ریشه دوانیده، سینه‌هایشان گشاده گشته است.
تعبیر «فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإسْلامِ وَمَنْ یُرِدْ أنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ كَذَلِكَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ؛(167) «پس كسی را كه خدا بخواهد راه نماید، سینة او را برای [پذیرش] اسلام می‌گشاید؛ و هر‌كه را بخواهد گمراه كند، سینة او را تنگ و بسته می‌سازد [تا پذیرای حق نباشد]؛ چنان‌كه گویی به‌زحمت در آسمان بالا می‌روند. این‌گونه خدا پلیدی را بر كسانی كه ایمان نمی‌آورند، قرار می‌دهد».
تعبیر كنایی «شرح صدر» و «ضیق صدر» كه كاربردی قرآنی و روایی دارد، حاكی از دو حالت و احساس متفاوت روانی است. حالت و احساس اول، حالت انبساط و گشادگی دل
﴿ صفحه 257 ﴾
است كه در این حالت، انسان نشاط فراوان و آمادگی بسنده برای كار كردن، تفكر و یا عبادت و محبت ورزیدن دارد. حالت دوم همان قبض و گرفتگی سینه و دل است كه در پی آن، احساس فشار، خفقان، و بی‌حوصلگی به انسان دست می‌دهد و در‌نتیجه، انسان رغبت و میلی به كار و نیز عبادت ندارد. حالت شرح صدر از در‌آمیختن معرفت و محبت پدید می‌آید و موجب می‌شود كه انسان از خود و كارها و حالات خود لذت ببرد. در روابط عادی، شرح صدر و انبساط و گشادگی دل موجب می‌شود كه انسان از گفت‌وگو با دیگران، و مزاح و شوخی خوشش بیاید و تحمل كافی در برخورد با رفتار نامناسب داشته باشد و عصبانی نشود. در مقابل، در نتیجة ضیق و گرفتگی سینه، انسان طاقت و تحمل از كف می‌دهد و بی‌حوصله می‌شود؛ میلی به گفت‌وگو با دیگران ندارد و زود عصبانی می‌شود. اما در امور معنوی و اخروی، شرح صدر زمینه و آمادگی بسنده را برای پذیرش امر خدا و تسلیم شدن در برابر آن، خضوع در برابر او و عبادت فراهم می‌آورد و موجب می‌شود كه انسان از دعا و مناجات با خدا لذت ببرد. حال اگر ضیق صدرِ ناشی از ضعف ایمان به انسان دست دهد، حال مناجات و عبادت از او گرفته می‌شود و حاضر نیست به آیات قرآن و آموزه‌های الهی گوش فرادهد و به دستورهای خداوند عمل كند؛ حتی در این حال انسان از شنیدن نام خدا و آخرت نیز كراهت دارد و درنتیجه ‌حالت ضیق صدر، به خودداری از تقرب به خداوند می‌انجامد. خداوند دربارة كافران كه مبتلای به ضیق صدر شده‌اند و براثر این حالت حتی از شنیدن نام خدا نفرت و كراهت دارند، می‌فرماید: وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ؛(168) «و چون خداوند به یگانگی یاد شود، دل‌های كسانی كه به آن جهان ایمان ندارند برمد، و وقتی آنان كه جز او هستند [معبودهاشان] یاد شوند، ناگاه شادمان گردند».
﴿ صفحه 258 ﴾
امام(علیه السلام) در ادامة مناجات می‌فرمایند:
وَعَلَتْ لِسَبْقِ السَّعَادَةِ فِی الزَّهَادَةِ هِمَمُهُمْ، وَعَذُبَ فِی مَعِینِ الْمُعَامَلَةِ شِرْبُهُمْ، وَطَابَ فِی مَجْلِسِ الْأُنْسِ سِرُّهُمْ، وَأَمِنَ فِی مَوْطِنِ الْمَخَافَةِ سِرْبُهُمْ، وَاطْمَأَنَّتْ بِالرُّجُوعِ إِلَى رَبِّ الْأَرْبَابِ أَنْفُسُهُمْ، وَتَیَقَّنَتْ بِالْفَوْزِ وَالْفَلَاحِ أَرْوَاحُهُمْ، وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ إِلَى مَحْبُوبِهِمْ أَعْیُنُهُمْ، وَاسْتَقَرَّ بِإِدْرَاكِ السُّؤْلِ وَنَیْلِ الْمَأْمُولِ قَرَارُهُمْ، وَرَبِحَتْ فِی بَیْعِ الدُّنْیَا بِالْآخِرَةِ تِجَارَتُهُم؛ «مرا از شمار كسانی قرار ده كه همتشان برای پیشی گرفتن در سعادت و وارستگی عالی است و از سرچشمة طاعت و معامله با حق، آب خوش‌گوار نوشیده‌اند؛ آنان كه در محفل انس با خدا باطنشان نیكو شده و در جایگاه ترس از خدا راهشان امنیت یافته است، و به ‌سبب رجوع و پیوستگی به ربّ الارباب، نفوسشان مطمئن شده و روحشان فلاح و رستگاری و یقین یافته است؛ آنان ‌كه چشمشان به مشاهدة محبوبشان روشن شده و به سبب دستیابی به مقصود، و نیل به آرزوهای متعالی، آرامش خاطر یافته‌اند، و در دادوستد دنیا و آخرت، تجارتی پرسود داشته‌اند».