سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

جلوه‌های ناب محبت به خدا

در روایتی چنین آمده است:
أ سَلَّمَ عَلَیْهِ غُلاَمٌ دُونَ الْبُلُوغِ وَ بَشٍّ لَهُ وَتَبَسَّمَ فَرَحاً بِالنَّبیِّˆ فَقَالَ لَهُ: أَتُحِبُّنیِ یَا فَتَى؟ فقال: إِی وَاللهِ یَا رَسُولَ اللهِ. فَقَالَ لَه: مِثْلَ عَیْنَیْكَ؟ فَقالَ: أكْثَرَ؟ فَقالَ: مِثْلَ أَبِیكَ؟ فَقَالَ: أكثَرَ. فَقالَ: مِثْلَ أُمِّكَ؟ فَقالَ: أكَثَرَ. فَقالَ: مِثلَ نَفْسِكَ؟ فَقالَ: أَ كثرَ وَاللهِ یَا رَسُولَ اللهِ فَقالَ: أَ مِثْلَ رَبِّكَ؟ فَقال: اللهَ اللهَ اللهَ یا رَسُولَ اللهِ لَیْسَ هَذَا لَكَ ولاَ لأَحدٍ، فَإِنَّمَا أَحْبَبْتُكَ لِحُبِّ اللهِ. فَاْلتَفَتَ النَبِّیُِ إِلىَ مَنْ كانَ مَعَهُ وَقَالَ هَكَذَا كُونُوا، أحِبُّوا اللهِ لإحسانِهِ إِلیَكُمْ وَإِنْعَامِهِ عَلیكُمْ وَأحِبُّونی لِحُّبِ اللهِ؛(156) «پسری به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سلام، و به‌روی آن حضرت تبسم كرد. حضرت به او فرمود: مرا دوست می‌داری، ای جوان؟ عرض كرد: آری؛ به خدا سوگند، ای رسول خدا. حضرت فرمود: مانند چشمانت مرا دوست داری؟ عرض كرد: بیشتر. فرمود: مانند پدرت؟ عرض كرد: بیشتر. حضرت فرمود: به اندازة مادرت مرا دوست داری؟ عرض كرد: بیشتر. فرمود: به اندازة خودت مرا دوست داری؟ ‌عرض كرد: بیشتر، به خدا قسم، ای رسول خدا. فرمود: به اندازة خدا مرا دوست
﴿ صفحه 248 ﴾
داری؟ عرض‌ كرد: الله الله الله ای رسول خدا! نه، این مقام برای تو نیست و نه برای هیچ‌كس. من تو را برای خدا دوست دارم. حضرت به همراهان خود روی كرد و فرمود: این‌گونه خدا را به‌‌واسطة احسان به شما و نعمت‌هایی كه به شما ارزانی داشته دوست بدارید و مرا هم به‌‌واسطة دوستی خدا دوست بدارید».
وقتی خداوند حضرت ابراهیم وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا؛(157)سبّوح قدّوس.‌ دیگری در پاسخ او گفت: ربُّ الملائكة والروح. حضرت ابراهیم(علیه السلام) با شنیدن نام معشوق خود چنان به ‌وجد آمد كه مدهوش شد و وقتی به خود آمد فرمود: اگر آنچه را گفتید بازگویید، نیمی از مالم را به شما می‌بخشم. در مرتبة سوم گفت اگر دوباره آن را بازگویید، مال و فرزندان و جسمم از آن شما باشد. اینجا بود كه فرشتگان به حكمت انتخاب خداوند پی بردند.(158)
﴿ صفحه 249 ﴾
وقتی درختِ محبت خدا در اعماق دل انسان ریشه دوانید و استوار و تنومند شد، انسان با شنیدن نام خدا سرشار از لذت می‌شود و به ‌وجد می‌آید؛ می‌خواهد بیشتر دربارة محبوب بشنود و ارتباطش را با او پایدارتر سازد. در مقابل، كسانی كه دلشان از محبت خدا تهی است و محبت به غیرخدا بر دلشان نقش بسته، از شندین نام خدا ناراحت می‌شوند: وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ؛(159) «و چون خداوند به یگانگی یاد شود، دل‌های كسانی كه به آن جهان ایمان ندارند برَمَد، و وقتی آنان كه جز او هستند [معبودهایشان] یاد شوند، ناگاه شادمان گردند».
اگر انسان جویای معرفت متعالی‌ای باشد كه دست یافتن به آن برای انسان ممكن است (معرفتی كه چون كیمیا وجود انسان را متحول می‌سازد)، باید به مرتبة محبت عمیق و پایدار به خداوند دست یابد، و البته هم دست یافتن به آن معرفت و هم كسب این مرتبة محبت، با توفیق و عنایت الهی حاصل می‌شود. اگر ما از اهمیت و ارزش این مراتب عالی محبت و معرفت خداوند آگاه می‌بودیم، به‌‌جای آنكه از خداوند نان و آب، و پست و مقام، و دیگر امكانات بی‌مقدار دنیوی را درخواست كنیم، سرلوحة خواسته‌ها و نیازمان را محبت و معرفت خدا قرار می‌دادیم.
﴿ صفحه 251 ﴾

گفتار پنجاه‌و‌سوم: آرمان‌های بلند اولیای خدا

ضرورت بهره‌برداری از معارف حیات‌بخش اهل‌بیت(علیهم السلام)

چنان‌كه گفتیم، در مناجات عارفین بیشتر بر معرفت و محبت الهی تكیه شده است. بنابراین ما نیز به تبیین ارتباط متقابل بین محبت و معرفت پرداختیم. گفتیم كه مرتبه‌ای از معرفت، پایة محبت است و در مقابل، تحصیل برخی از مراتب معرفت در گرو محبت و رشد آن است. هرچه محبت انسان به خداوند شدیدتر شود، معرفت او به خداوند نیز ارتقا می‌یابد، و متقابلاً هرچه معرفت انسان به خداوند افزایش یابد، محبت او نیز گسترده‌تر و راسخ‌تر می‌شود؛ تا آنكه انسان به عالی‌ترین مرتبة محبت، كه به اولیای خدا اختصاص دارد، بار می‌یابد. مقامات متعالی عشق به خدا كه در مضامین عالی این مناجات مطرح شده، به انسان امید و همت عالی می‌بخشد؛ انگیزة او را برای توجه به مقامات اولیای خدا برمی‌انگیزد و در وی شوق تلاش برای رسیدن به آن مقامات و استفاده از ظرفیت وجودی خویش را فراهم می‌آورد. توجه به دنیا و پرداختن بدان، از همت انسان می‌كاهد؛ او را به پستی می‌كشاند و موجب می‌شود كه حتی مؤمنِ برخوردار از محبت اهل‌بیت(علیهم السلام) و اهل ولایت، در حد حیوان تنزل كند؛ تنها به مسائل دنیوی بپردازد و اوضاع زندگی او را از پرداختن به امور معنوی بازدارد.
﴿ صفحه 252 ﴾
بزرگ‌ترین خسارت برای انسان این است كه تحصیلات دینی داشته باشد و با معارف بلند اهل‌بیتذَرْهُمْ یَأْكُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلْهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛(160) «واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان كند؛ پس به‌زودی خواهند دانست»؟
مناجات‌ها و سخنان اهل‌بیت(علیهم السلام) نعمت بزرگی است كه در اختیار ما قرار گرفته تا با افق‌های متعالی الهی و انسانی آشنا شویم و در پرتو آنها دریابیم كه انسان در حیوانیت خلاصه نمی‌شود؛ بلكه مقام انسانیت بسیار فراتر از حیوانیت است. اگر انسان اهمیت و عظمت این مقام را بشناسد و درك كند،‌ حاضر نیست لحظه‌ای توجه خود را به امور پوچ حیوانی و دنیوی معطوف سازد. مناجات عارفین یكی از معارف بلند امام سجاد(علیه السلام) است كه در آن خواسته‌های متعالی و ارزش‌های والا و نیازهای اصیل انسانی به تصویر كشیده شده است. تاكنون ما بخش‌هایی از آن مناجات را بررسی كردیم كه محور آن محبت به خداوند و شوق وصال و انس به خدا بود. از این ‌پس به دیگر بخش‌های آن مناجات می‌پردازیم كه محور آن معرفت و شناخت حصولی و حضوری خداوند است. در ادامة آن مناجات، امام(علیه السلام) می‌فرماید:
﴿ صفحه 253 ﴾
قَدْ كُشِفَ الْغِطَاءُ عَنْ أَبْصَارِهِمْ وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ الرَّیْبِ عَنْ عَقَائِدِهِمْ و ضَمَائِرِهِمْ وَانْتَفَتْ مُخَالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرَائِرِهِمْ وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقِیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُم ؛ «[خداوندا! مرا از كسانی قرار ده كه] حجاب و پرده از برابر چشمانشان كنار رفته و ظلمت شك و زنگار شبهه از عقاید و باطنشان زایل، و خلجان شك از دل‌هایشان برطرف شده است و به‌‌واسطة استوار شدن معرفتشان، سینه‌شان گشاده گشته و از وسعت نظر برخوردار شده‌اند».