سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

بازشناسی معرفت شهودی خدا از معرفت غایبانة او

چنان‌كه ملاحظه شد حدیث مزبور مضامینی بلند و بسیار دقیق دارد و به‌خصوص فهم ذیل آن حدیث، بسیار دشوار است و نیازمند تحقیق جامعی می‌باشد. در فرازی از آن حدیث از امام صادق اِنَّ مَعْرِفَةَ عَیْنِ الشّاهِدِ قَبْلَ صِفَتِهِ وَمَعْرِفَةَ صِفَةِ الغَائِبِ قَبْلَ عَیْنِهِ؛ «به‌راستی شناخت «خود» حاضر پیش از صفتش و شناخت صفت غایب پیش از «خود» او صورت می‌گیرد».
﴿ صفحه 208 ﴾

چون وقتی عین خارجی كسی، نزد ما حاضر است و او را مشاهده می‌كنیم، نزد ما شناخته‌شده است و او را از دیگر چیزها تمیز می‌دهیم. در‌این‌صورت كه ما او را نزد خود می‌یابیم و مشاهده می‌كنیم، نیازی نداریم كه ازطریق اوصافش او را بشناسیم. آن‌گاه پس ‌از آنكه با مشاهدة عین خارجی چیزی، او را متمایز از غیر آن یافتیم و به تشخیص و تمیز او راه یافتیم و برای این منظور، نیازی به ‌واسطه قرار دادن اوصاف نداشتیم، سراغ اوصاف آن می‌رویم و پس‌ از آنكه صفاتش را شناختیم، دانش خود را به احوال آن كامل كرده‌ایم. پس شناخت ما به عین خارجی و حاضر، به‌وسیلة مشاهده و درك حضوری او حاصل می‌شود و بدین ‌وسیله ما آن را تشخیص و تمیز می‌دهیم و پس ‌از مشاهدة آن، با ذكر صفاتش آن را برای دیگری كه آن را ندیده معرفی می‌كنیم.
اما اگر كسی ازنظر ما غایب باشد، ما او را به‌وسیلة صفاتش می‌شناسیم و از این طریق، تنها به شناختی مفهومی و شناخت اموری كلی دربارة آن شخص دست می‌یابیم، و این شناخت موجب تمیز و تشخیص كامل آن شخص از دیگری نمی‌شود. «از اینجا آشكار می‌شود كه یكتاشناسی خدای سبحان، چنان‌كه بایدوشاید، آن است كه نخست عین و خود او شناخته شود، سپس برای تكمیل ایمان به او، صفاتش شناخته شود؛ نه‌آنكه خدا به‌توسط صفات و افعالش شناخته شود تا حق یكتاشناسی او چنان‌كه باید، ادا نگردد. خداوند متعال از هرچیز، بی‌نیاز است و همه‌چیز، قائم به اوست، صفاتش نیز قائم به اوست و همه‌چیز ازقبیل زندگی، دانش، قدرت، آفرینش، روزی‌سازی، تقدیر، هدایت و توفیق، همه از بركات صفات اوست؛ پس همه، قائم به او و مملوك او و ازهرجهت نیازمند به اویند. پس راه حقیقی شناخت، این است كه نخست خود او شناخته شود و سپس صفاتش و آن‌گاه از شناخت صفات به خصوصیات آفریدگانش راه یافته شود؛ نه برعكس. اگر ما خدا را به‌‌وسیله‌ای غیر از خودش بشناسیم، او را به‌حقیقت نشناخته‌ایم. اگر چیزی از آفرینش او را نه به‌‌وسیلة شناخت خودش، بلكه ازطریق دیگر بشناسیم، این
﴿ صفحه 209 ﴾
شناختی كه برای ما حاصل شده، جدا از خدای‌تعالی، و ناپیوسته به اوست و این دیگری، هرچه باشد، در ارزیابی وجود و هستی، نیازمند به واجب‌الوجود است. پس باید پیش‌ از هرچیز خداوند سبحان شناخته شود و سپس هر آن چیزی كه نیازمند به اوست شناخته شود، تا معرفت و شناختی شایسته و بایسته حاصل آید».(134)

عظمت معرفت شهودی خدا و امكان دستیابی بدان

امام صادق(علیه السلام) فرمودند كه دوستان واقعی ما معرفتشان به خداوند ازطریق شهود و علم حضوری حاصل می‌شود؛ نه‌آنكه ازطریق صفات، خداوند را بشناسند تا معرفتشان غایبانه و منحصر به شناخت ازطریق مفاهیم باشد. وقتی آنان با خداوند سخن می‌گویند، با همة وجود، خداوند را درك می‌كنند؛ گویا او را می‌بینند. از این سخن استفاده می‌شود كه افزون بر شناخت غایبانه كه با توجه به مفاهیم صفات حاصل می‌آید، می‌توان به معرفت شهودی خداوند و درك حقیقت او نیز نائل شد و بی‌تردید این شناخت، متفاوت با شناختی است كه به‌وسیلة مفاهیم كلی حاصل می‌شود، و برتر از آن است. این شناخت با توفیق الهی و در پرتو نوری كه خداوند به قلب انسان می‌تاباند به‌ وجود می‌آید. این شناخت، ادراك حضوری خداست. البته نه ادراك با چشم و دیگر اندام حسی؛ زیرا خداوند جسم نیست كه بتوان او را با حواس ظاهری درك كرد؛ بلكه ادراكی است باطنی كه با دل و قلب مصفاشده به نور الهی، حاصل می‌آید. در پی این شناخت و ادراك، انسان احساس می‌كند كه خداوند نزد اوست و با او سخن می‌گوید. البته انسان از توصیف و بیان این ادراك و شهود حضوری خداوند عاجز است و نمی‌تواند با الفاظ و تعابیر، آن را بیان كند. این شناخت توحیدی، همان شناخت كامل یكتاپرستی است كه پیشوایان
﴿ صفحه 210 ﴾
إِلَهِی بِكَ عَرَفْتُكَ وَبِكَ اهْتَدَیْتُ إِلَى أَمْرِكَ وَلَوْ لا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْت ؛(135)«خدایا، من به‌‌وسیلة خودت تو را شناختم و به راهنمایی تو به فرمان و خواست تو راه یافتم و اگر یاری تو نبود نمی‌دانستم كه تو كیستی».
﴿ صفحه 211 ﴾
روشن شد آنچه دربارة معرفت و شناخت خدا به‌‌وسیلة براهین عقلی در كتاب‌های فلسفی و كلامی آمده، فراتر از سلسلة مفاهیمی دربارة صفات خدا نیست، و شناخت حقیقی خداوند با این مفاهیم حاصل نمی‌شود؛ بلكه با شهود و درك حضوری خداوند به ‌دست می‌آید و در پی این شناخت و ادراك، انسان ارتباط واقعی و آگاهانه با خداوند برقرار می‌كند. این معرفت ناب، ویژة اولیای خدا و دوستان آشكار و نهان اهل‌بیت(علیهم السلام) است و در پرتو این معرفت، آنان به مقام عالی و والایی دست یافته‌اند و مایة نزول بركت و رحمت بر دیگران شده‌اند؛ تا آنجا كه به‌یمن وجود ایشان، دیگران آمرزیده می‌شوند و دعاها به اجابت می‌رسد. راه رسیدن به این معرفت، اطاعت از خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تسلیم دربرابر خواست خدا و ترجیح آن برخواسته‌های دل است.
﴿ صفحه 213 ﴾

گفتار پنجاهم: جستاری در چیستی و گسترة معرفت خدا (3)