سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

دست نیاز به‌سوی پناه بی‌پناهان و یار بی‌كسان

اِلى سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ یَدى ، وَبِذِیْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ كَفّى ، فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِنى بِالْخَیْبَةِ وَالْخُسْرانِ، یَا سَمیعَ الدٌّعاءِ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمین؛ ای خدایی كه هیچ‌كس بر
﴿ صفحه 148 ﴾
كریم‌تر از تو وارد نمی‌شود و حاجتمندان مهربان‌تر و بارحم‌تر از تو نیافته‌اند. ای بهترین كسی كه بی‌كسان در خلوت عنایتت راه یافتند و مهربان‌ترینی كه گریخته و طرد‌شده ازسوی دیگران به تو پناه گرفته است. ای خدای من، به‌سوی وسعت مقام عفوت دست دراز كرده‌ام و به ذیل كرم و احسانت چنگ زده‌ام. پس ای خدا، مرا محروم از خویش برمگردان و به ناامیدی و خسران مبتلا نساز، ای شنوای دعای خلق و ای مهربان‌ترین مهربانان.
در این فراز پایانی مناجات، حضرت خداوند را این‌گونه توصیف می‌كنند كه وارد‌شوندگان و مهمانان بر كریم‌تر و بزرگوارتر از او وارد نمی‌شوند و او معدن كرم و بزرگواری است. همچنین جویندگان و درخواست‌كنندگان رحمت و عنایت، رحیم‌تر و مهربان‌تر از او نمی‌یابند و او دارای رحمت و خیر بی‌نهایت است و هر جویندة خیر و رحمتی باید دست به‌سوی او دراز كند. همچنین برای هر تنهای غریبی كه خویشان و دوستان، او را از خویش رانده‌اند و كسی را ندارد كه با او انس گیرد و جویای حالش شود، خداوند بهترین كسی است كه می‌توان با او خلوت كرد و انس یافت و با او نجوا كرد و درد دل باز گفت. همچنین هركس كه از جایی رانده شده است و كسی نیست كه به او پناه دهد، تنها خداست كه پناهش می‌دهد و او تنها در مأمن آرامش‌بخش جوار الهی می‌آساید.
آن‌گاه حضرت در بیانی لطیف می‌فرمایند: إِلَی سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ یَدِی وَبِذِیْلِ كَرَمِكَ أغْلَقْتُ كَفِّی. بایسته‌ است كه ما مضامین این مناجات را در خود تمثل و تحقق بخشیم، تا واقعیت آنچه حضرت می‌فرمایند برایمان ملموس و محسوس شود. ازجمله اگر ما دو جملة اخیر ایشان را در خود تمثل بخشیم، حال كسی را خواهیم داشت كه در بلندی و لبة پرتگاه قرار گرفته و در آستانة سقوط است و زیر پایش نیز انبوهی از آتش است كه
﴿ صفحه 149 ﴾
اگر در آن سقوط كند، نابود می‌شود. آن‌گاه از آن بلندی در آتش می‌افتد، اما در میانة راه دستگیره و وسیله‌ای می‌یابد و بدان چنگ‌ می‌زند و خود را از نابودی حتمی می‌رهاند. حضرت می‌فرمایند: خدایا، من به عفو بی‌نهایت و كرم و بخشایش نامحدودت چنگ زدم؛ یعنی اگر عفو و بخشش و كرم تو نبود، گرفتار جهنم می‌شدم و راهی برای نجات از آن نداشتم. وقتی انسان در غفلت و ناآگاهی به سر برد، اعمال ناشایست، او را از خدا دور می‌سازند و فرجام آتش جهنم را برایش رقم می‌زنند. او با اعمال خود مسیر سقوط و انحطاطش را فراهم ساخته و برای خویش آتش سوزان جهنم را فراهم آورده است. چنین کسی اگر بخواهد از آن آتش جهنم و نابودی حتمی رهایی یابد، راهی جز توسل و چنگ انداختن به بخشش و كرم الهی ندارد، چون در پروندة اعمال او كارهای شایسته‌ای یافت نمی‌شوند كه امید داشته باشد باعث رهایی و نجات او گردند.

شرح مناجات مفتقرین

﴿ صفحه 153 ﴾

گفتار چهل‌و‌ششم: نجوای نیازمندان به معبود (1)