سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

فقر ذاتی انسان و نیاز همیشگی او به خداوند

ما از خود چیزی نداریم و هرچه داریم از خداست. نعمت‌های مادی، نظیر آنچه در بدن ما قرار داده شده، نعمت تفكر، نعمت‌های معنوی و به‌خصوص نعمت هدایت را خداوند به‌تدریج به ما عنایت كرده است؛ ازاین‌رو، ما هرآنچه بدان نیاز داریم، چه نیازهای دنیوی و چه نیازهای اخروی و معنوی را باید از خداوند درخواست كنیم. هیچ‌كس نیست كه بتواند از نیازهایش صرف‌نظر كند. اگر انسان نیاز و لذت مربوط به آن را درك كند، خواهان آن است؛ اما اگر نتواند آن را درك كند دراین‌صورت انگیزه‌ای برای تأمین آن نخواهد داشت. همچنین انسان نمی‌تواند از ناراحتی‌ها و درد و رنج‌ها گریزان نباشد؛ ازاین‌‌رو، وقتی ناراحتی یا بیماری برایش پیش می‌آید، درصدد رفع آن برمی‌آید.
برخی خیال می‌كنند می‌توانند دربرابر هر سختی، گرفتاری و بیماری صبر كنند. یكی از بزرگان و علمای اخلاق كه از شاگردان مرحوم میرزاجوادآقای تبریزی(رحمه الله) بود و صبح‌های جمعه در مدرسة حجتیه درس اخلاق می‌گفت، فرمود: براثر ناراحتی و زخم معده، گاهی شكمم درد می‌گرفت. نیمه‌شبی شكمم درد گرفت و پیش خود گفتم امشب درد شكم را تحمل می‌كنم و خدا اگر صلاح بداند آن درد را برطرف می‌كند و مرا شفا می‌دهد. مدتی گذشت؛ درد شكمم شدیدتر شد و نتوانستم آن را تحمل كنم و گفتم خدایا، مرا از این درد نجات بده. به‌مرور درد شدید‌تر شد و من شروع كردم به التماس كردن و تضرع به درگاه خداوند و از او خواستم كه به من رحم كند. همچنان درد شدیدتر می‌شد و من به اولیای خدا و ائمة اطهار توسل جستم؛ دعا خواندم و خدا را قسم دادم كه مرا نجات دهد؛ اما دردم شدیدتر شد و طاقتم را از دست دادم و گفتم: آیا كسی نیست كه مرا از این درد نجات بدهد؟ با گفتن این جمله، دردم برطرف شد. آن‌گاه فهمیدم كه خداوند می‌خواست به من بفهماند كه چقدر كم‌طاقت و كم‌تحمل هستم.
هركسی از ضعف خودش آگاه است و به تجربه دریافته است كه بر مشكلاتی چون
﴿ صفحه 137 ﴾
بیماری، گرسنگی، تشنگی و مهم‌تر از همه، داغ عزیزان، نمی‌تواند صبر كند. انسان با لطف و عنایت الهی، برخی از مشكلات را از سر می‌گذراند و بر برخی از مصیبت‌ها و ناراحتی‌ها صبر می‌كند. هرگز آستانة تحمل و صبر ما به مقام صبر و تحمل انبیا و اولیا نمی‌رسد و از درك معرفت متعالی و منزلت آنان در پیشگاه خداوند نیز عاجزیم؛ منزلتی كه باعث شد خاك قبر آن بزرگواران پس از هزار و چهارصد سال، بیماری‌های لاعلاج را شفا دهد. یا چنان‌كه گفتیم، خداوند منزلتی به رسولش(صلى الله علیه وآله) بخشیده و چنان ایشان را مشمول لطف و عنایتش ساخته كه آمرزش میلیون‌ها مؤمن و مسلمان در گرو رضایت و خشنودی آن حضرت قرار داده شده است. بایسته است كه ما خاضعانه و با ارادت خالصانه درِ خانة آن حضرت برویم و اگر فرصتی برای توسل به ایشان دست داد و خود را در جهت نسیم‌های رحمت آن حضرت قرار دادیم و مشمول لطف و عنایت ایشان قرار گرفتیم، قدر این فرصت طلایی و ارزشمند را بدانیم.
در حدیث قدسی می‌خوانیم كه خداوند به حضرت داوود می‌فرماید: یَا دَاوُدُ، فَرِّغْ لِی بَیْتاً أَسْكُنُهُ، إِنَّ لِلّهَ فیِ أیَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَرَصَّدُوا لَهَا؛(88) «ای داوود، برای من خانه‌ای خالی كن تا در آن جای گیرم. همانا برای خدا در روزگارتان نسیم‌هایی است، هان در كمین آنها درآیید و آنها را به چنگ آورید».
یكی از مواردی كه انسان در مسیر رحمت الهی قرار می‌گیرد، آن است كه بدون میل و علاقه و تصمیمی و با اصرار رفیقش به مجلس سیدالشهدا(علیه السلام) وارد می‌شود و تحت تأثیر فضای معنوی آن مجلس قرار می‌گیرد؛ آلودگی و پلشتی‌های دل او زدوده می‌شود و دلش نورانی و آكنده از معنویت می‌گردد. مهم‌تر آنكه كوتاهی‌ها و گناهانی از انسان سرزده كه او را مستحق عذاب و كیفر ساخته‌اند و حق بخشش را از او سلب
﴿ صفحه 138 ﴾
گردانده‌اند، اما وجود ایمان در آن انسان گنهكار او را لایق بهره‌مند شدن از شفاعت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ساخته است. برای انسان، بسیار ارزشمند و شادی‌بخش است كه بتواند تا لحظة مرگ، ایمانش را حفظ كند و تحت تأثیر شبهات قرار نگیرد، یا آنكه چندان گناه نكند كه قلبش كاملاً سیاه شود و ایمان از دلش خارج گردد و درنتیجه لیاقت برخوردار شدن از شفاعت در قیامت را در خود حفظ كند. بی‌تردید انسان با خطر لغزش و انحراف مواجه است و ممكن است ایمانش را از دست بدهد؛ ازاین‌رو پیوسته باید خائف و ترسان باشد و ازسوی دیگر، امیدوار كه نسیم رحمت الهی وزیدن گیرد و او را درمعرض هدایت و بهره‌مندی از شفاعت پیامبر اكرم و اهل‌بیت(علیهم السلام) قرار دهد.
چنان‌كه گفتیم كسانی كه از گناهان كبیره خودداری می‌كنند و بر گناهان صغیره اصرار نمی‌ورزند، مشمول مغفرت قرار می‌گیرند و حتی در عالم برزخ نیز كیفر و عذابی متوجه آنان نمی‌شود. اما كسانی كه مرتكب گناهان كبیره شده‌اند یا بر گناهان صغیره اصرار ورزیده‌اند و از آن گناهان توبه نكرده‌اند، درصورتی‌كه با ایمان از دنیا بروند، در عالم برزخ كیفر و عذاب می‌بینند، اما در عالم قیامت مشمول شفاعت قرار می‌گیرند؛ زیرا رسول خداإِدَّخَرْتُ شَفاعَتی لِإَهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتیِ؛(89) «شفاعتم را برای امتم كه مرتكب گناهان كبیره شده‌اند، اندوخته‌ام».

تأمین سعادت انسان در پرتو رأفت و رحمت الهی

در پایان بحث نگاهی دوباره به بخش نخست مناجات متوسلین می‌افكنیم. مفهوم «عواطف» در جملة اول، امیال و جاذبه‌ها است. گرچه ما «عاطفه» را كه جمع آن «عواطف» است به‌معنای حالتی روانی به كار می‌بریم و نگاه روان‌شناختی به آن داریم؛
﴿ صفحه 139 ﴾
اما منظور از آن در سخن امام سجاد(علیه السلام) حالت روان‌شناختی نیست، بلكه میل و جاذبه است و منظور از «عواطف رأفتك» جاذبه‌ها و میل رأفت خدا به‌سوی بندگان است. اطلاق «عاطفه» بر حالت خاص روانی نیز ازآن‌جهت است كه عاطفة انسان نسبت به شخص دیگر، میل انسان در خدمت و توجه به او را برمی‌انگیزاند. منظور از «عوارف» كه جمع «عارفه» است، عطایا و آثار رحمت الهی است.
حضرت پس از آنكه می‌فرمایند ما تنها دو وسیله برای توسل و تقرب به خداوند داریم كه عبارت‌اند از جاذبه‌های مهربانی خدا و شفاعت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله)، از خداوند می‌خواهند كه آنها را وسیلة آمرزش و سبب دستیابی به سعادت و رضوانش قرار دهد. شاید در ذكر آن دو وسیله و بیان اینكه ما به‌جز آن دو، وسیله‌ای برای تقرب به خدا نداریم و درخواست اینكه خداوند آن دو را سبب نیل به آمرزش و رضوانش قرار دهد، عنایتی وجود دارد و آن اینكه حتماً با تحقق آن دو وسیله، سعادت انسان تضمین می‌شود. باید مهر و رحمت الهی متوجه انسان شود، تا انسان مشمول شفاعت پیامبر(صلى الله علیه وآله) گردد. درصورتی انسان از شفاعت برخوردار می‌شود كه استعداد و ظرفیت برخورداری از آن را در خود فراهم آورد و در حفظش نیز بكوشد و این ظرفیت و استعداد بدون عواطف رأفت و رحمت الهی حاصل نمی‌شود. پس اول باید چتر رحمت الهی بر سر انسان سایه افكند، تا لیاقت بهره‌مندی از شفاعت در انسان پدید آید، آن‌گاه انسان با شفاعت به ساحل نجات و سعادت دست می‌یابد؛ البته شفاعت، پرتوی از رحمت الهی است و به آن بازگشت دارد.

﴿ صفحه 140 ﴾

گفتار چهل‌وپنجم: نجوای توسل‌جویندگان به معبود (2)