سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نمود و بازتاب عالی‌ترین مرتبة محبت به خداوند

«منی» به‌معنای آرزوهاست و مُنَى قُلُوبِ الْمُشْتَاقیِن یعنی تو متعلق آرزوهای مشتاقان، و كسی هستی كه همة آرزوهای آنها در تو جمع شده است. آنچه در این فراز از سخن امام سجاد(علیه السلام) آمده، آثار دیگری از محبت خالصانه به خداوند است؛ چنان‌كه آثار دیگری از محبت به او را برشمردیم و ازجمله روشن شد كه خداوند روابط خاصی با عاشق و محبش دارد و جلوه‌ها و تجلیاتش را در قلب او ظاهر می‌گرداند و انوارش را بر دل او می‌تاباند. در خلوت و جلوت به نجوای با او می‌پردازد. هنگامی كه او در میان جمع و مشغول انجام وظایفش است، آن هنگام كه در جبهه با دشمن می‌جنگد، یا به تدریس مشغول است و یا درس می‌خواند، خداوند با او سخن می‌گوید و لحظه‌ای او را به خود وانمی‌گذارد. در فرازی كه اكنون در پیِ بررسی آن هستیم، حضرت افزون بر بیان رابطة
﴿ صفحه 123 ﴾
عاشقانة خود با خداوند، بر یك نكتة‌ اساسی توحیدی تأكید می‌ورزد و آن اینكه همة آن آثار و نتایجی كه از محبت خداوند برای دوستانش حاصل می‌شود، ناشی از لطف و عنایت خداست و تا او نخواهد و اراده نكند، كسی به این سرمایه‌های متعالی و ارزشمند دست نمی‌یابد. ما گاهی از این نكته غافلیم كه همه‌چیز، حتی معرفت خداوند با عنایت و لطف او حاصل می‌شود و غافلیم از اینكه اگر خدا اراده كند آنچه از معارف، فقه، فلسفه، عرفان و سایر علوم اندوخته‌ایم و حتی اعتقاد به خدا ضمانت بقاء ندارد و همة این امور، لحظه‌به‌لحظه با ارادة خداوند در ما باقی می‌ماند. با توجه به این حقیقت و معرفت توحیدی است كه حضرت از خداوند درخواست می‌كند كه محبتش را به ایشان ارزانی كند. این خواسته از سوی كسی صادق است كه واقعاً طالب محبت خداست و راضی است كه بلا بر او ببارد و به فقر و بیماری مبتلا شود، اما خداوند محبتش را از او نگیرد. آن‌گاه با توجه به اینكه لازمة محبت خداوند این است كه انسان كسانی را كه با خداوند ارتباط دارند دوست بدارد، از او درخواست می‌كند كه دوستی دوستدارانش را به ایشان عنایت كند.
محال است كه انسان خداوند را دوست بدارد، اما پیامبرش را كه از عزیز‌ترین بندگان اوست و نیز سایر اولیایش را دوست نداشته باشد. محبت دوستان خدا اثر محبت اوست كه در دوستی آنان ظاهر شده است. پس دو یا چند محبت در انسان پدید نیامده، بلكه یك محبت است كه اصالتاً به خداوند تعلق یافته، و به تبع آن، دوستان خدا را نیز شامل شده است. نظیر اینكه وقتی انسان كسی را دوست می‌دارد، لباس، خانه، شهر و هرآنچه را برای اوست، دوست می‌دارد و آن محبت متكثر و متعدد نشده، بلكه یك محبت است كه به شخص و آنچه وابسته به اوست، تعلق یافته است. همچنین محبت به خدا جدای از محبت سیدالشهدا(علیه السلام) نیست، و محبت به آن حضرت و سایر امامان معصوم(علیهم السلام)و اولیا، برگ و بار محبت خداست كه بر ثبات و شکوفایی آن می‌افزاید.
﴿ صفحه 124 ﴾
در مرحلة سوم، حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه علاقه و محبت به كارهایی را كه راه و مقدمة دستیابی به محبت خداوند هستند، به ایشان عنایت كند؛ چون محبت خداوند بی‌حساب و بدون تلاش به انسان ارزانی نمی‌شود و او باید اعمالی را انجام دهد كه زمینة نیل به محبت و قرب الهی را فراهم می‌آورند، و انجام آن اعمال در گرو علاقه بدانهاست؛ زیرا اگر انسان علاقه به كاری نداشته باشد، به‌خصوص اگر آن كار با زحمت و تلاش زیادی همراه باشد، به انجام آن مبادرت نمی‌ورزد. نشانة محبت خالصانه و راسخ به خداوند این است كه انسان، خداوند را بیش از غیر او دوست بدارد و در مقام تزاحم، محبت خدا و آنچه را مورد رضایت اوست بر كارها و خواسته‌هایی كه مخالف رضای اوست، ترجیح دهد. ازاین‌رو حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه خود را برای ایشان محبوب‌تر از اغیار گرداند و فرجام آن محبت را رضوان و خشنودی خویش قرار دهد. ممكن نیست انسان كسی را دوست داشته باشد و در صدد جلب رضایت و خشنودی او برنیاید. نیل به مقام رضوان و خشنودی خداوند لازمه و نتیجة قطعی محبت خالصانه به اوست. نتیجة چنین محبت خالصانه‌‌ای به خداوند، محبوب گشتن نزد اوست. خداوند در ضمن تهدید انسان‌های سست‌عنصر، دربارة كسانی كه محبوب او گردیده‌اند، می‌فرماید:
یَا أ یُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أ ذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أ عِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم؛(79) «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، هركس از شما كه از دین خویش برگردد، به‌زودی خداوند گروهی را بیاورد كه ایشان را دوست دارد و ایشان نیز
﴿ صفحه 125 ﴾
او را دوست دارند، با مؤمنان نرم و خاكسارند و بر كافران سخت و گردن‌فراز؛ در راه خدا جهاد می‌كنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌كننده‌ای نمی‌ترسند. این برتری و بخشش خداست كه آن را به هركه بخواهد می‌دهد و خداوند گشایش‌بخشی داناست».
همچنین تلاش برای جلب رضایت خداوند و دستیابی به آن، راضی شدن انسان به تدبیر و خواست او را در پی دارد و این رضایت طرفینی و دوجانبه است. خداوند در این باره و دربارة جان‌های اطمینان‌یافته به خود می‌فرماید: یَا أیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً؛(80) «ای جان آرام (آرامش و اطمینان‌یافته) به‌سوی پروردگارت بازگرد، درحالی‌كه تو از او خشنودی و او از تو خشنود است».
به‌طور طبیعی برخی از خواسته‌ها و غرایز انسان بر دیگر خواسته‌ها و غرایز غلبه می‌یابند، مگر آنكه عاملی قوی در انسان پدید آید و بر آن خواسته و غریزه چیره شود. برای نمونه، گاهی غریزة بازیگوشی، چنان بر كودك غلبه می‌یابد و او آن‌قدر سرگرم بازی می‌شود كه فراموش می‌كند گرسنه است. ازاین‌رو، به‌زحمت می‌توان بچه‌های بازیگوش را از بازی بازداشت و آنان را به خوردن غذا واداشت. بنابراین تا محبت خداوند بر وجود و دل انسان غلبه و تسلط نیابد، او نمی‌تواند خواسته‌های غیرالهی و شیطانی را كنار نهد. پس انسان در درجة اول باید بكوشد كه محبت خداوند در وجود او راسخ و استوار شود و با همة وجود به خداوند عشق بورزد كه در این صورت سایر خواسته‌های او، زیر‌مجموعة محبت و رضایت الهی قرار می‌گیرند. كسی كه گناه می‌كند و به لذت‌های حرام و استفادة نامشروع از غرایزش می‌پردازد، ممكن است به خداوند و بهشت و فرجام نیكوكاران و عاقبت ننگین و خسارت‌بار گنهكاران اعتقاد داشته باشد،
﴿ صفحه 126 ﴾
اما چون جاذبه‌های مادی و خواسته‌های غریزی بر خواسته‌های عقلانی و دینی غلبه یافته‌اند، از معصیت و گناه و ارضای غرایز خودداری نمی‌كند و دم را غنیمت می‌شمارد. این از‌آن‌روست كه او محبت به خداوند را بر وجودش حاكم نساخته و درنتیجه دوستی اندك او به خداوند و خواسته‌های اخروی و معنوی تحت‌الشعاع خواسته‌های مادی و لذایذ قرار گرفته‌اند. در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: اِلهى لَمْ یَكُنْ لِى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ اِلاَّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ؛(81) «خدایا، من توان و قدرتی كه بدان معصیت نكنم ندارم، مگر آنكه تو مرا به عشق و محبت بیدار گردانی».
با توجه به آنچه بیان شد، حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه شوق و محبتی به ایشان عنایت كند كه بر معصیت و نافرمانی از دستورات الهی غلبه داشته باشد. در پایان مناجات حضرت می‌فرمایند:
وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَیْكَ عَلَىَّ، وَانْظُرْ بِعَیْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ، وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَكَ، وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الْاِسْعَادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ، یَا مُجیبُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمین؛(82) «بر من با نظر كردن به جمالت منت گذار و با چشم لطف و محبت به من بنگر و هیچ‌گاه روی از من برمگردان و مرا از اهل سعادت و كامیابی در نزد خود قرار ده، ای اجابت‌كنندة دعای خلق، ای مهربان‌ترین مهربانان عالم».
ممكن نیست انسان كسی را دوست داشته باشد و نخواهد او را ببیند؛ ازاین‌رو حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه توفیق نظاره كردن به جمالش را به ایشان عنایت كند. سپس می‌فرمایند: خدایا، به دیدة لطف و كرم به من بنگر. كسی محبوب خداوند می‌شود كه توشه‌ای سرشار از فضایل و اعمال صالح فراهم آورده است. اما
﴿ صفحه 127 ﴾
كسی كه دستش از اعمال صالح، خالی است و در عوض، آلودگی‌ها، عصیان و غفلت سراپای وجود او را فراگرفته است، نمی‌تواند انتظار داشته باشد كه خداوند او را دوست داشته باشد و با نظر رحمت به او بنگرد. ازاین‌رو، از خداوند می‌خواهد كه با عدلش با او رفتار نكند و از رفتار زشت او درگذرد و با عطوفت و مهر به او بنگرد؛ یعنی خدایا، من محتاج لطف و كرم تو هستم و اگر لطف و كرمت شامل حالم نشود، بیچاره و بدبخت می‌گردم؛ چنان‌كه وقتی مریضی، گوشه‌ای افتاده و در شرف مرگ است، دیگران به كمك او می‌شتابند. در آن شرایط خاص كسی به رفتار زشتی كه او داشته و دشمنی كه در حقش كرده، نمی‌اندیشد و در فكر تلافی و انتقام برنمی‌آید، بلكه در صدد كمك به او برمی‌آید. ما نیز از خداوند درخواست می‌كنیم كه به عیب‌ها و گناهانمان ننگرد و با عنایت و لطف به ما نظر كند و روی از ما برنگرداند.

شرح مناجات متوسلان

﴿ صفحه 131 ﴾

گفتار چهل‌وچهارم: نجوای توسل‌جویندگان به معبود (1)