سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

بندگی و عبادت نزد اولیای خدا

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در همان حال كه به‌شدت می‌گریست و ناراحت بود و قلبش آكنده از اندوه می‌شد، سرشار از لذت و سرور بود. برای او كه بیش از هركس طعم محبت و انس با خدا را چشیده بود، لحظات گفت‌وگوی با خداوند بسیار لذت‌بخش بود. آنچه رضایت و خشنودی خداوند را فراهم می‌ساخت، باعث خشنودی او نیز می‌شد؛ چون خداوند از اینكه بنده‌اش در نیمه‌های شب بستر نرم و خواب راحت را رها كند و به عبادت و گفت‌وگوی با او بپردازد، خشنود می‌شود. آن حضرت كه خواسته‌ای جز جلب رضایت معبود نداشت، پیوسته به‌خصوص در نیمه‌های شب به عبادت و نجوای با معبود می‌پرداخت و از گریستن در فراق او لذت می‌برد. اگر فرد دیگری نیز به آن مرتبة متعالی معرفت به خداوند نائل شود و حقایق ملكوت عالم برایش هویدا گردد، دست از زخارف و لذت‌های پوچ دنیا می‌كشد و حقیقت لذت و سرور را در عبادت و
﴿ صفحه 112 ﴾
گفت‌وگوی با خدا می‌یابد و حاضر نیست لحظه‌ای از یاد او غافل شود. برای او بی‌نصیب ماندن از صحبت با خدا، حتی برای چند دقیقه خسارت بزرگی به‌حساب می‌آید كه همة دنیا و جلوه‌ها و جاذبه‌های آن نمی‌توانند آن را جبران كنند. ازاین‌رو، علمای راستین از نماز شب و نجوای شبانه با خداوند، چنان غرق سرور و لذت می‌شدند كه فریاد برمی‌آوردند و می‌گفتند كجایند پادشاهان و سلاطین عالم كه بنگرند نماز و نجوای با خدا چه لذّتی دارد! یعنی اگر سلاطین كه برای به دست آوردن سلطنت دنیا و فراهم ساختن وسایل عیش و نوش و لذت بردن از مظاهر دنیا زحمات فراوانی را متحمل می‌شوند، می‌دانستند كه لذت واقعی در عبادت و نماز شب است و باطن عیش و نوش دنیا خسارت و حرمان از كمال و سعادت است، حاضر نبودند لحظه‌ای از یاد خدا غافل شوند و خود را به دنیای پوچ و بی‌ارزش مشغول سازند.
خوشا به حال كسانی كه لذت واقعی را چشیده و آن را در نجوای با خداوند یافته‌اند؛ كسانی كه مصداق سخن امام سجاد(علیه السلام) هستند و آسایش و راحتی خود را در جوار خدا جست‌وجو می‌كنند و درعین‌حال، همواره آه و ناله سر می‌دهند. فریفتگان دنیا و كسانی كه به عیش و نوش دنیا مشغول‌اند، وقتی می‌‌نگرند كه دوستان خدا، آه و ناله می‌كنند، برایشان دل می‌سوزانند و تصور می‌كنند كه آنان زندگی‌ سخت و پررنجی دارند. اما آن مردم بیچاره نمی‌دانند كه دوستان خدا چه عالمی دارند و غافل‌اند از لذت سرشاری كه از همان آه و ناله‌ها نصیب آنان می‌شود؛ از آنكه آن دوستان خدا در دل به سلاطین عالم و لذت‌های پوچ و بی‌مقداری كه آنان را به خود مشغول ساخته، می‌خندند كه چگونه خدا را رها كرده‌اند و به مردار گندیدة دنیا دل ‌بسته‌اند. خوشا به حال آنان كه پیشانی بندگی در برابر عظمت و شكوه خداوندی به زمین می‌سایند و چشمانشان در راه خدمت به خدا و جلب رضایت او نمی‌خوابد. چونان كسی كه پس از هجران و فراقی طولانی و دردناك، به وصال محبوبش نائل شده، و چنان از آن
﴿ صفحه 113 ﴾
وصال و ملاقات و هم‌جواری با یار و محبوبش لذت می‌برد كه شب تا صبح چشم بر هم نمی‌گذارد و غرق تماشا و گفت‌وگوی با محبوبش می‌شود.
حضرت در ادامه می‌فرمایند: وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ لِمُحَبَّتِكَ، وَأفْئِدَتُهُم مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِك؛ «و قلب‌هایشان از محبت تو آكنده شده و دل‌هایشان از هیبت و جلال تو از جا كنده شده است». در این سخن دو حالت متضاد به دوستان خدا نسبت داده می‌شود: حالت اول آنكه دل‌هایشان پر از محبت خدا گشته، و آنان با همة وجود دل‌بسته و دل‌سپردة اویند و در این حالت رأفت و عطوفت خداوندی را دریافت می‌كنند؛ حالت دیگر آنكه وقتی به حقارت و فقرشان می‌نگرند، در برابر هیبت و عظمت خداوند دل‌هایشان از جا كنده می‌شود و البته این دو حالت برای آنان لذت‌بخش است.
آنچه طی چند جلسة گذشته بیان شد، آثار و لوازم محبت به خداوند بود كه امام سجاد(علیه السلام) درخواست كردند. جا دارد كه ما در درجة اول از خداوند بخواهیم كه فهم مرتبه و عظمت محبت به خود و آثار و لوازم ارزشمند آن را به ما عنایت كند و پس از آنكه این حقایق نفیس و ارزشمند را باور كردیم، توفیق دستیابی به آن مقامات متعالی، محور درخواست‌های ما از خداوند خواهد بود. اما كسی كه فهم و دركش در حد امور روزمرة زندگی و ظواهر دنیا متوقف مانده، و نیازهایش را منحصر به نیازهای مادی می‌داند، اگر فرصتی برایش فراهم شود كه درخواستی از خداوند داشته باشد، خواسته‌اش در دایرة ثروت، مقام و سایر امكانات مادی چون ماشین، خانة مناسب و همسر خواهد گنجید و هرگز از خداوند، مقامات متعالی معنوی كه از درك آنها عاجز است، درخواست نخواهد كرد.
﴿ صفحه 114 ﴾
﴿ صفحه 115 ﴾

گفتار چهل‌وسوم: نگاهی به مقامات دوستان خدا

ضرورت باورداشت مقامات و درجات متعالی دوستان خدا

از مباحثی كه در راستای شرح و بررسی مناجات محبین طرح شد، به دست آمد كه فراتر از خواسته‌هایی كه در زندگی داریم و ارزش‌هایی كه به آنها دل ‌بسته‌ایم، خواسته‌های متعالی و ارزش‌های والایی وجود دارند كه دوستان خدا آنها را باور دارند و در پیِ رسیدن به آنها هستند. گرچه آن خواسته‌ها و ارزش‌ها از افق درك و درخواست ما دورند، گفت‌وگو دربارة آنها قدری از دل‌بستگی‌های دنیوی می‌كاهد و ما را از هوس‌ها و خواسته‌های پست دور می‌سازد و متوجه كسانی می‌كند كه از ما شایسته‌تر و بهتر‌ند و بر ما در بندگی خدا و دریافت مقامات متعالی سبقت جسته‌اند. اگر ما حقیقتاً به مقام و مرتبه‌ای كه آنها بدان نائل شده‌‌اند و جایگاهی كه در بهشت بدان رسیدند پی ببریم و به مقایسة آنان با خود بپردازیم، بر عمر بر باد رفته‌مان افسوس می‌خوریم كه چگونه آن را تباه ساختیم و صرف امور بیهوده كردیم و از آن در جهت نیل به ارزش‌ها و مقامات جاودانه و متعالی بهره نگرفتیم. البته راهی كه آنان پیمودند، به روی ما مسدود نیست،‌ اما بس طولانی و پیمودن آن برای ما دشوار است.
وقتی ما از درك و فهم حقایق و مقاماتی كه در ادعیه و مناجات‌های ائمة اطهار(علیهم السلام)
﴿ صفحه 116 ﴾
آمده عاجزیم، نباید در سند آن ادعیه و مناجات‌ها تشكیك كنیم و به این بهانه كه ممكن است سندشان ضعیف باشد، آنها را از دسترس خارج سازیم؛ بلكه با توجه به اینكه آن حقایق و مقامات در دعاها، مناجات‌ها و ادعیة فراوانی نقل شده‌اند و دست‌كم تواتر اجمالی بر مضمونشان حاصل شده است، نمی‌توان آنها را انكار كرد. پس ما باید بكوشیم كه فهمشان را برای خود تسهیل گردانیم و در جست‌وجوی راهی باشیم كه بهتر بتوانیم آنها را باور كنیم و انگیزة حركت و تلاش برای دستیابی به آنها را در خود پدید آوریم. به‌راستی با توجه به اعتقاد ما به عصمت ائمة اطهار(علیهم السلام) و اینكه هرچه آنان فرموده‌اند حق و واقعیت است و هرگز آنها دروغ نگفته و در صدد فریب دیگران نبوده‌اند، آیا می‌توان در سخنانشان تشكیك كرد؟
پیش‌از‌این دربارة دوستان خدا كه در آخرت به جوار خداوند نائل می‌آیند، سخن گفتیم و اشاره كردیم كه فهم ما از جوار و همسایگی با خداوند در آخرت همسان با فهم ما از همسایگی با افراد معمولی است و ارزش، عظمت و واقعیت جوار الهی را درك نمی‌كنیم. همچنین دوستی ما معطوف به چیزهایی است كه دیگران در زندگی‌شان از آنها بهره‌برداری می‌كنند. مثلاً‌ انسان غذایی را می‌خواهد بخورد كه دوست می‌دارد، یا خانه‌ای را دوست دارد كه در آن زندگی كند یا ماشینی را دوست دارد كه از آن استفاده كند یا همسری را دوست دارد كه می‌خواهد با او زندگی كند، اما به‌دلیل نداشتن دركی از خداوند و صفاتش نمی‌داند كه دوستی با خدا چگونه است و چه ارزشی دارد. او با درك این معنا كه كسی و چیزی جز خدا بالاصاله دوست‌داشتنی نیست، خیلی فاصله دارد. ازاین‌رو، كسانی كه به درك دوستی با خدا دست نیافته‌اند، ارزش شب‌زنده‌داری و مناجات با او را درك نمی‌كنند. آنان خیلی هنر كنند در طول سال، شب‌های قدر را احیا می‌گیرند و به دعا و مناجات می‌پردازند و می‌گریند و گریة آنان ناشی از آن است كه گناهانشان را در نظر می‌گیرند و از آتش جهنم می‌ترسند. اما ره‌یافتگان به معرفت ناب
﴿ صفحه 117 ﴾
توحیدی نه‌فقط درك درستی از دوستی و محبت به خدا دارند، بلكه بر آن باورند كه اصالتاً كسی و چیزی غیرخدا دوست‌داشتنی نیست و اگر كسی و چیزی را دوست داشته باشند، ازآن‌روست كه آن را منتسب به خدا می‌دانند؛ به تعبیر دیگر، دوستی آنان نسبت به غیرخدا، پرتو و شعاعی از دوستی خدا به‌شمار می‌آید.
یكی از بندگان خاص خدا كه با همة وجود به وی عشق می‌ورزید و آتش عشق به خدا، شراره بر جانش افكنده و راحت و قرار را از او ستانده بود، حضرت شعیب است. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است:
شعیب از محبت خدا آن‌قدر گریست كه نابینا شد، پس خدا دیده‌اش را به او برگرداند. باز آن‌قدر گریست كه نابینا شد و باز خدا او را بینا كرد تا سه مرتبه. در مرتبة چهارم خداوند به او وحی كرد كه ای شعیب تا كی گریه می‌كنی؟ اگر از ترس جهنم می‌گریی، تو را از آن امان دادم، و اگر از شوق بهشت گریه می‌كنی، آن را گوارای تو ساختم. شعیب گفت: ای خداوند و سید من، تو می‌دانی كه گریة من از ترس جهنم و شوق بهشت نیست، لیكن محبت تو در دلم قرار گرفته است و از شوق لقای تو می‌گریم. پس خداوند به او وحی فرستاد: من به این سبب كلیم خود، موسی‌بن‌عمران(علیه السلام) را به‌سویِ تو می‌فرستم تا به تو خدمت كند.(76)
اگر ما در كنار اشتغالات روزمره، وقتی را به مطالعه و مرور ادعیه و مناجات ائمة اطهار(علیهم السلام) اختصاص دهیم و بنگریم كه آنان چه می‌گفتند و ما چه می‌گوییم، آنان در چه درجه و مرتبه‌ای بودند و ما در چه مرتبه‌ای هستیم، آنان به چه می‌اندیشیدند و ما به چه می‌اندیشیم، ضرر نكرده‌ایم. بنگریم كه چگونه امام سجاد(علیه السلام) در مناجات محبین از
﴿ صفحه 118 ﴾
كسانی سخن می‌گوید كه خالصانه خداوند را دوست می‌دارند و به مقام وصول و لقای او رسیده‌اند و به وجه‌الله نظر می‌كنند. البته امكان رؤیت و مشاهدة كامل خداوند در این دنیا فراهم نیست و روح انسان در این دنیا به تدبیر بدن اشتغال دارد و این تعلق به بدن باعث می‌شود كه روح نتواند كاملاً توجه‌اش را بر مشاهدة خداوند متمركز كند؛ چون در این صورت از تدبیر بدن بازمی‌ماند. آن‌گاه پس از مرگ كه روح از بدن جدا می‌شود، می‌تواند به مشاهدة كامل خداوند نائل گردد. شاید ازاین‌روست كه دوستان خدا آرزوی مرگ می‌كنند؛ چون در آن صورت است كه امكان مشاهدة كامل او برایشان فراهم می‌شود.