سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

توجه كامل به خداوند؛ آرامش‌بخش دوستان خدا

روشن شد كه درخواست حضرت، مبنی‌بر آنكه خداوند ایشان را در شمار كسانی قرار دهد كه در پناهش آرامش و آسایش بخشیده و عمرشان را با ناله و آه سپری می‌كنند، به‌دلیل وجود حیثیت‌های متفاوت برای آن دو حالت است که هم‌زمان در انسان تحقق می‌یابند. كسانی كه خداوند آنان را رهین لطف و عنایتش ساخته و محبتش را در دلشان قرار داده است، راحتی و آسایششان را در توجه تام و كامل به ساحت قدس ربوبی می‌بینندو از غیرخدا خسته و دل‌آزرده می‌شوند. اگر خداوند آنان را مكلف و موظف به حضور در اجتماع و انجام وظایف و تكالیف اجتماعی نكرده بود، از جامعه فرار می‌كردند و در خلوت به نجوای با معبود می‌پرداختند. آنان علاقه‌ای به ماندن در دنیا ندارند و منتظر لحظةپر كشیدن از این عالم خاكی و عروج به عالم ملكوت و نیل به مقام قرب الهی هستند: وَلَوْ لا الْأجَلُ الَّذِی كَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَ رْوَاحُهُمْ فِی أ جْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَخَوْفاً مِنَ الْعِقَاب؛(72)«و اگر نبود اجلی كه خداوند برای آنان مقرر ساخته، روح آنان حتی به اندازة بر هم زدن چشم نیز در بدن‌ها قرار نمی‌گرفت [و به عالم قدسی پرواز می‌كرد]، از بس كه مشتاق ثواب الهی و ترسان از عقوبت خداوندند».
﴿ صفحه 110 ﴾
برای رسول خداأرحنا یا بلال؛(73) «ای بلال، با گفتن اذان ما را راحت و آسوده گردان».
آن حضرت هنگامة نماز را كه عالی‌ترین جلوه‌های خضوع، خشوع و گفت‌وگوی با معبود را ترسیم می‌كند، زیباترین و بهترین لحظاتشان می‌دانستند و می‌فرمودند:‌ حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ النِّسَاءُ وَالطَّیِبُ وَجُعِلَ قُرَّةُ عَیْنیِ فِی الصَّلاةِ؛(74) «از دنیای شما زن و عطر، محبوب من گشته‌اند، اما نماز نور چشم من است».
از وظایف كسی كه دارای چند همسر است، تقسیم شب‌ها بین آنهاست و بر این اساس آن حضرت هر شب را به یكی از زنانشان اختصاص می‌دادند و با او به سر می‌بردند.‌ اما وقتی همسرشان به خواب می‌رفت، حضرت از بستر برمی‌خاستند و در گوشه‌ای خلوت به مناجات با خداوند می‌پرداختند. در یكی از شب‌هایی كه به ام‌سلمه اختصاص داشت و حضرت در حجرة او به سر بردند، نیمه‌های شب ام‌سلمه از خواب برخاست و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را در بستر نیافت. پس اندیشید كه آن حضرت به خانة یكی دیگر از همسرانشان رفته‌اند. با آن اندیشه از بستر برخاست و به جست‌وجو پرداخت،‌
﴿ صفحه 111 ﴾
تا آنكه حضرت را در گوشه‌ای از خانه یافت كه دست‌ها را به‌سویِ آسمان بلند كرده و می‌گرید و می‌گوید:
الَلَّهُمَ لَا تَنْزَِعْ مِنِّی صَالِحَ مَا أ عْطَیْتَنِی أَ بَداً، أللَّهُمَّ لَا تُشْمِتْ بِی عَدُوّاً ولَا حَاسِداً أَ بَداً، أ للَّهُمَ وَلَا تَرُدَّنیِ فِی سُوءٍ اسْتَنْقَذَتْنِی مِنْهُ أَ بَداً، أ للَّهُمَّ وَلَا تَكِلْنِی إِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أ بَدا؛(75) «خدایا،‌ نعمت‌های شایسته‌ای كه به من بخشیده‌ای از من بازمستان. خدایا، دشمن و حسود را بر من شاد مگردان. خدایا،‌ مرا در شر و بدی كه از آن نجاتم دادی بازمگردان. خدایا، یك لحظه مرا به خود وامگذار».

بندگی و عبادت نزد اولیای خدا

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در همان حال كه به‌شدت می‌گریست و ناراحت بود و قلبش آكنده از اندوه می‌شد، سرشار از لذت و سرور بود. برای او كه بیش از هركس طعم محبت و انس با خدا را چشیده بود، لحظات گفت‌وگوی با خداوند بسیار لذت‌بخش بود. آنچه رضایت و خشنودی خداوند را فراهم می‌ساخت، باعث خشنودی او نیز می‌شد؛ چون خداوند از اینكه بنده‌اش در نیمه‌های شب بستر نرم و خواب راحت را رها كند و به عبادت و گفت‌وگوی با او بپردازد، خشنود می‌شود. آن حضرت كه خواسته‌ای جز جلب رضایت معبود نداشت، پیوسته به‌خصوص در نیمه‌های شب به عبادت و نجوای با معبود می‌پرداخت و از گریستن در فراق او لذت می‌برد. اگر فرد دیگری نیز به آن مرتبة متعالی معرفت به خداوند نائل شود و حقایق ملكوت عالم برایش هویدا گردد، دست از زخارف و لذت‌های پوچ دنیا می‌كشد و حقیقت لذت و سرور را در عبادت و
﴿ صفحه 112 ﴾
گفت‌وگوی با خدا می‌یابد و حاضر نیست لحظه‌ای از یاد او غافل شود. برای او بی‌نصیب ماندن از صحبت با خدا، حتی برای چند دقیقه خسارت بزرگی به‌حساب می‌آید كه همة دنیا و جلوه‌ها و جاذبه‌های آن نمی‌توانند آن را جبران كنند. ازاین‌رو، علمای راستین از نماز شب و نجوای شبانه با خداوند، چنان غرق سرور و لذت می‌شدند كه فریاد برمی‌آوردند و می‌گفتند كجایند پادشاهان و سلاطین عالم كه بنگرند نماز و نجوای با خدا چه لذّتی دارد! یعنی اگر سلاطین كه برای به دست آوردن سلطنت دنیا و فراهم ساختن وسایل عیش و نوش و لذت بردن از مظاهر دنیا زحمات فراوانی را متحمل می‌شوند، می‌دانستند كه لذت واقعی در عبادت و نماز شب است و باطن عیش و نوش دنیا خسارت و حرمان از كمال و سعادت است، حاضر نبودند لحظه‌ای از یاد خدا غافل شوند و خود را به دنیای پوچ و بی‌ارزش مشغول سازند.
خوشا به حال كسانی كه لذت واقعی را چشیده و آن را در نجوای با خداوند یافته‌اند؛ كسانی كه مصداق سخن امام سجاد(علیه السلام) هستند و آسایش و راحتی خود را در جوار خدا جست‌وجو می‌كنند و درعین‌حال، همواره آه و ناله سر می‌دهند. فریفتگان دنیا و كسانی كه به عیش و نوش دنیا مشغول‌اند، وقتی می‌‌نگرند كه دوستان خدا، آه و ناله می‌كنند، برایشان دل می‌سوزانند و تصور می‌كنند كه آنان زندگی‌ سخت و پررنجی دارند. اما آن مردم بیچاره نمی‌دانند كه دوستان خدا چه عالمی دارند و غافل‌اند از لذت سرشاری كه از همان آه و ناله‌ها نصیب آنان می‌شود؛ از آنكه آن دوستان خدا در دل به سلاطین عالم و لذت‌های پوچ و بی‌مقداری كه آنان را به خود مشغول ساخته، می‌خندند كه چگونه خدا را رها كرده‌اند و به مردار گندیدة دنیا دل ‌بسته‌اند. خوشا به حال آنان كه پیشانی بندگی در برابر عظمت و شكوه خداوندی به زمین می‌سایند و چشمانشان در راه خدمت به خدا و جلب رضایت او نمی‌خوابد. چونان كسی كه پس از هجران و فراقی طولانی و دردناك، به وصال محبوبش نائل شده، و چنان از آن
﴿ صفحه 113 ﴾
وصال و ملاقات و هم‌جواری با یار و محبوبش لذت می‌برد كه شب تا صبح چشم بر هم نمی‌گذارد و غرق تماشا و گفت‌وگوی با محبوبش می‌شود.
حضرت در ادامه می‌فرمایند: وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ لِمُحَبَّتِكَ، وَأفْئِدَتُهُم مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِك؛ «و قلب‌هایشان از محبت تو آكنده شده و دل‌هایشان از هیبت و جلال تو از جا كنده شده است». در این سخن دو حالت متضاد به دوستان خدا نسبت داده می‌شود: حالت اول آنكه دل‌هایشان پر از محبت خدا گشته، و آنان با همة وجود دل‌بسته و دل‌سپردة اویند و در این حالت رأفت و عطوفت خداوندی را دریافت می‌كنند؛ حالت دیگر آنكه وقتی به حقارت و فقرشان می‌نگرند، در برابر هیبت و عظمت خداوند دل‌هایشان از جا كنده می‌شود و البته این دو حالت برای آنان لذت‌بخش است.
آنچه طی چند جلسة گذشته بیان شد، آثار و لوازم محبت به خداوند بود كه امام سجاد(علیه السلام) درخواست كردند. جا دارد كه ما در درجة اول از خداوند بخواهیم كه فهم مرتبه و عظمت محبت به خود و آثار و لوازم ارزشمند آن را به ما عنایت كند و پس از آنكه این حقایق نفیس و ارزشمند را باور كردیم، توفیق دستیابی به آن مقامات متعالی، محور درخواست‌های ما از خداوند خواهد بود. اما كسی كه فهم و دركش در حد امور روزمرة زندگی و ظواهر دنیا متوقف مانده، و نیازهایش را منحصر به نیازهای مادی می‌داند، اگر فرصتی برایش فراهم شود كه درخواستی از خداوند داشته باشد، خواسته‌اش در دایرة ثروت، مقام و سایر امكانات مادی چون ماشین، خانة مناسب و همسر خواهد گنجید و هرگز از خداوند، مقامات متعالی معنوی كه از درك آنها عاجز است، درخواست نخواهد كرد.
﴿ صفحه 114 ﴾
﴿ صفحه 115 ﴾

گفتار چهل‌وسوم: نگاهی به مقامات دوستان خدا